ده قانون طلایی برای والدین دارای دختران نوجوان

ده قانون طلایی برای والدین دارای دختران نوجوان

به عنوان مادر سه دختر 13، 15 و 23 ساله، اشتباهات زیادی کرده ام که دوست ندارم بقیه مادران هم اشتباهات من را تکرار کنند. دختران نوجوان با عدم تعادل هورمونی، تغییر نقش و فشار اجتماعی روبرو هستند که ارتباط را برای آنها هم مشکل می کند. خودتان را به خاطر اشتباهاتی که در فرزندپروری کرده اید ببخشید. این ده قانون به شما کمک می کند والد بهتری برای دختر نوجوان تان باشید:

  1. یاد بگیرید که به چشم چرخاندن های آنها بی اعتنا باشید

بگذارید با یک رفتار رایج نوجوانان که می تواند خون هر پدر و مادری را به جوش بیاورد شروع کنیم. چشم می چرخانند یا بی محلی می کنند به صحبت های شما . به او بگویید:”وقتی این کارها رو می کنی برای من سخت میشه که مثل یک آدم بزرگسال باهات ارتباط برقرار کنم.” توجه کنید که وقتی چنین رفتاری انجام می دهد شروع به تفکر و قضاوت کرده است. این آزاردهنده است، اما در عین حال نشانه ای از رشد در اوست.

  • جذابیت جنسی را با امور جنسی قاتی نکنید!

دختران نوجوان در سن بلوغ رفتارهایی از خود نشان می دهند که زنانه تر است. این مساله بیشتر از آنکه مربوط به این باشد که آنها می خواهند توجه مردان را به خود جلب کنند، از مساله ی هویت یابی جنسیتی نشئت می گیرد. می توان با لحن آرام و در فضای آرامی در این خصوص با آنها صحبت کرد که معنای هر آرایش و لباسی در جامعه چطور تعبیر می شود حتی اگر آنها چنین منظوری از رفتارشان نداشته باشند.

  • از پرنده ها و زنبورها بگذرید!

شاید برای کودک 10 ساله تان که از شما در مورد نحوه ی به وجود آمدن نوزاد و تولد می پرسد از مثال جفت گیری پرندگان و یا زنبور عسل استفاده کرده باشید که برای سن او مناسب بوده است. ولی برای نوجوانان مسائل جنسی، ارتباط با جنس مخالف، خطراتی که در رابطه پرخطر جنسی زنان را تهدید می کند مانند بارداری ناخواسته و یا بیماری های مقاربتی، آزارهای جنسی و نحوه ی مراقبت از خود به منظور پیشگیری از آزارهای جنسی بایستی توضیح داده شود.

  • غرق شدن آنها در خودشان را تحمل کنید.

نوجوانان به شدت خودمحورند.از لحاظ مراحل رشدی طبیعی است که آنها به خواسته ها و امیال خود خیلی بیشتر از دیگران بها بدهند. انتظار نداشته باشید که بدون توضیح دادن، درک کنند که شما روز سختی داشته اید و نیاز به کمک آنها و استراحت در فضایی آرام دارید یا کفشی که آنها می خواهند بسیار گران است و در بودجه ی شما نیست که چنان کفشی بخرید. از خودخواه بودن آنها تعجب نکنید. با آنها همدلی کنید ولی قاطعانه برای آنها شرایط را توضیح دهید.

  • وقتی با دوستانشان بحث می کنند مراقب باشید.

در طی سالهای نوجوانی، دختران بیشتر تمایل دارند با دوستانشان باشند و وقت گذرانی کنند تا اعضای خانواده. ممکن است همسالان آنها کارهایی را انجام دهند که از نظر شما پذیرفته نیست. زمانی که دوست دخترتان او را به انجام رفتاری منفی ترغیب می کند، مراقب باشید.یک نفس عمیق بکشید و به او بگویید خوشحال هستید که مساله را با شما در میان گذاشته. با آرامش در مورد مشکل صحبت کنید تا به پیچیدگی های آن برسید. آیا کمک شما را می خواهد یا گیج شده؟ به جای قضاوت سریع و انتقاد، حل مساله کنید و برای مساله پیش آمده راهکار و برنامه مناسب انتخاب کنید. کاری نکنید که از اینکه پیش شما آمده و مسائلش با دوستانش را با شما مطرح کرده پشیمان شود.

  • حواستان به رفتارهای نامناسب او باشد.

نوجوانان می توانند بی ادب،مضطرب، یا پرخاشگر باشند. انگار می دانند چه بگویند که طرف مقابل رنجیده شود یا از کوره در برود. به جای بحث، یا اجازه دادن به او که کنترل شما و شرایط را در دست بگیرد بگویید:

  • بالغانه رفتار کنید.

نوجوان بودن گیج کننده است. یک روز دختر شما ممکن است بسیار بالغانه رفتار کند و روز دیگر بسیار بی فکر و گستاخ باشد. ولی به همان اندازه که باید با نوجوانمان ارتباط برقرار کنیم، دوست او نیستیم. نوجوانان به آتوریته و دیسیپلین والدین شان نیاز دارند. نیاز دارند که والدین مقررات را برای آنها تنظیم کنند. وقتی قوانین را بدانند و آگاه باشند اطاعت یا عدم اطاعت از قوانین چه پیامدهایی خواهد داشت احساس امنیت می کنند. قاطع و جدی باشید. ولی آرام. امن و با محبت.

  • اجازه بدهید از اشتباهاتشان درس بگیرند.

اینکه شکست فرزندمان را ببینیم خیلی سخت است. ولی نمی شود همیشه حمایت کننده بود. باید پرواز را یاد فرزندانمان بدهیم. بگذارید یاد بگیرد که اگر کاردستی یا پروژه ی مدرسه اش را خیلی خوب انجام نداده و بازخوردهای منفی گرفته دنیا به پایان نمی رسد. می تواند از اشتباهش درس بگیرد و آن را جبران کند.

  • به دخترتان کمک کنید تفکر انتقادی داشته باشد.

شبکه های اجتماعی، تلویزیون، و مجلات ممکن است اطلاعات نامطلوبی در مورد تصویر زن ایده آل به دختران عرضه کنند. زمان بگذارید و به دخترتان آموزش دهید تا به صورت نقادانه به اطلاعاتی که در شبکه های اجتماعی در مورد ارزشهای زنانگی ارائه می شود نگاه کند و آنها را ارزیابی کند. آرایش های عجیب، جراحی پلاستیک، لباسهای مبتذل؛ خودش بتواند آنها را شناسایی کند و از خود در برابر تبلیغات منفی مراقبت کند.

  1. به رفتارهای بد خودتان توجه کنید و آنها را اصلاح کنید.

فقط یک قدیس می تواند شبانه روز با یک نوجوان زندگی کند و از هیچ کدام از رفتارهای خود شرمنده نباشد. اگر کنترل خود را از دست می دهید یا فریاد می زنید بدانید که تنها نیستید. اگر رفتار اشتباهی انجام دادید، از فرزندتان عذرخواهی کنید. به این ترتیب برای او الگویی می شوید که یاد بگیرد مسئولیت رفتارهای ناپسندش را بپذیرد و عذرخواهی کند. بالغ بودن به معنی بی نقص بودن نیست.به معنای پذیرش اشتباهات و تبعات آن است.

نقش والدین در رشد سالم در دختران نوجوان

نقش والدین در رشد سالم در دختران نوجوان

والدین و دختران نوجوان

بسته آموزشی حمایتی دوره بلوغ برای والدین

نوجوانی دوره ی ایجاد تغییرات جسمی، شناختی، اجتماعی- عاطفی و محیطی برای افراد است. و با افزایش توانایی در تفکر، شروع بلوغ و تغییر در روابط باخانواده، دوستان، مدرسه و اجتماع، انتظارات همسالان، خانواده و جامعه، نقشهای خانوادگی، مسئولیتها، چالش در جهت کسب نقشهای اجتماعی جدید، مدیریت تکالیف زندگی، بدون وابستگی بیش ازحد به افراد دیگر و ایجاد جهت گیری جدیدی برای آینده به عنوان بزرگسالان  مستقل و مولّد همراه است. نوجوانی سرآغاز تحوّالت و تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی است. که بر عملکرد فرد در بزرگسالی تأثیر میگذارد و ممکن است با مشکلاتی همراه باشد. مانند نگرانی در مورد آینده تحصیلی و شغلی، مشکالت جنسی، ناراحتی، افسردگی، مصرف الکل و مواد مخدر، افکار خودکشی، ایجاد مشکالاتی در مدرسه، تعارض با والدین و همسالان . برآورد شده است که 60 تا 70درصد از ناتوانایی و ناسازگاری سالهای زندگی در نوجوانان سراسر دنیا در طول 12 تا 24 سالگی است.

این مشکالات به خصوص زمانی که با عوامل آسیب زای دیگری همراه باشد. مانند عضویت در گروه همساالان نامناسب، طلالق و جدایی والدین، دلبستگی ناایمن، فوت نزدیکان به خصوص اعضای خانواده، ازدواج مجدد والدین، هویت جنسی نامشخص، سؤمصرف مواد، فرار ازمدرسه، قوانین بی ثبات والدین، والدین رهاکننده ویا غفلتکننده، بیماریهای روانی والدین، خانواده آشفته، فقدان انگیزش، مشکالت قانونی و جنایی والدین.این موارد سازگاری نوجوان در سن بلوغ را سخت تر می کند.از این رو نقش والدین در دوره بلوغ نوجوانان بسیار پر رنگ می باشد.

نقش والدین در دوره بلوغ نوجوانان

والدگری یکی از مؤلفه های اساسی در رشد نوجوانان است. و اغلب با مهمترین دستاوردهای نوجوانان مانند تواناییهای شناختی و اجتماعی و سازگاری رابطه دارد. سازگاری توانایی انطباق، همکاری و کنار آمدن با خود، محیط و دیگران است. خانواده اولین پایه گذار شخصیت، ارزشها، معیارهای فکری و همچنین یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی و حفظ عواطف انسانی است. نوجوانی در وهله اول، دگرگون شدن و تغییر یافتن است. ولی در عین حال دوره شکل گیری و مجهز شدن برای مقابله با مسائل زندگی است. مسائلی که در زندگی روزمره در اجتماع بزرگسالان مطرح میشود. و وی باید در مقابل آنها وضع مشخصی به خود بگیرد. یکی از ویژگیهای خانواده سالم، حمایت و کمک به نوجوان  برای تمایزیافتگی است.

به این معنا که دخترشان  یاد بگیرد بین کارکرد عقلانی و احساسی خود تمایز قائل شود. و نیز کارکرد خود را از اعضای خانواده جدا کند. تمایز از خود، توانایی پیوستن به دیگران بدون واکنش پذیری بیش از حد احساسی نسبت به جذر و مد ذاتی در رابطه تعریف شده است.

بر اساس این نظریه، کسانی که تمایزیافتگی خوبی دارند، رفتاری مستقل دارند و در روابط خود واکنشهای هیجانی کمتری نشان میدهند. آنها میتوانند در حالی که با دیگران ارتباط صمیمانه دارند، مرزهای هویت خود را حفظ کنند. و رفتارهای معطوف به هدف نشان دهند. اینگونه افراد میتوانند احساس و تفکر خود را از هم متمایز کنند. آنها را با توجه به موقعیت به کار گیرند. و همچنین اضطراب و دیگر هیجانهای خود را کنترل کنند. در روابط خود کمتر دچار مشکل شوند. میزان تمایزیافتگی و عملکرد خانواده بر سالمت روان فرد مؤثر است.

حال با توجه به اینکه در بعضی پژوهشها نشان داده شده است که تک فرزندان بیشتر از دیگران به اختلالات اضطرابی دچار میشوند. این مسئله میتواند به دلیل مسئولیتپذیری بیش از حد و حس کمالگرایی آنان باشد. یعنی این حس که باید هر کاری را به بهترین نحو ممکن انجام بدهند. در هر کاری بهترین باشند؛ نظر مثبت دیگران را جلب کنند و آنان را از خود راضی نگه دارند. این گرفتن تأیید دیگران برایشان خیلی مهم است، باعث ایجاد اضطراب در آنان میشود؛ چرا که دائم بیم دارند که شکست بخورند و نتوانند موفق شوند. و در اینجاست که اهمیت مفهوم خود متمایزسازی در نوجوانان دختر روشن میشود. والدین آگاه با حمایت و زمینه سازی مناسب می توانند نقشی جدی در شکل گیری شخصیت منسجم در دختران خود شوند.

چرا و چگونه تاب آور باشیم

قدرت تاب آوری: یک ضرورت برای زنان موفق چرا و چگونه تاب آور باشیم

زنان در حالی که با چالش های روزمره یک شغل پرمسئولیت روبرو هستند ، اغلب بار وظایف خانگی خود را نیز دارند. تاب آوری مهارتی است که زنان در هر سنی را قادر می سازد. تا در هر مکانی که در یک سازمان قرار دارند بهتر بتوانند با ملزومات شغلی و خانوادگی خود کنار بیاییند و آنها را سامان دهند.

تاب آوری به معنای تطابق، سازگاری،و بهبود سریع علی رغم ناملایمات زندگی تعریف می شود.

به نظر می رسد این توانایی را برخی افراد به طور مادرزاد دارند: پیگیری و برپاخستن پس از هر شکست، اتکا به خود،خوش بینی و حس خودکارآمدی.

اما ما با مهارت هایی که یاد می گیریم نیز می توانیم انعطاف پذیری در محل کار و زندگی شخصی خود را بالاتر ببریم.

مهارت های موثر

  1. شبکه ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهید: روابط خوب با دوستان، خانواده و همکارای بسیار دارای اهمیت است. کمک گرفتن از آنها و مشورت با آنها شما را قوی تر می کند. بعضی افراد حمایت اجتماعی را از طریق شرکت در جلسات گروه درمانی که امید را در آنها تقویت می کند و یا رواندرمانی فردی کسب می کنند.  وقتی از کسی در زمانی که کمکش لازم است کمک می گیرید، او هم خودش حس خوبی پیدا می کند.
  2. از دیدن بحرانها به شکل فجایع همیشگی و طوفانی همواره پابرجا اجتناب کنید: نمی شود اتفاق ناگواری را که رخ داده تغییر داد، ولی می توان نحوه ی پاسخ دهی به آن و تعبیرمان را تغییر دهیم. فکر کنید یک ماشین زمان دارید. سوار آن می شوید و شما را 10 سال جلو می برد.10 سال دیگر این واقعه چقدر برای شما ناخوشایند است؟
  3. پذیرش اینکه تغییر، بخشی از زندگی است: گاهی ما به دلیل اتفاقات پیش بینی نشده، به اهدافمان نمی رسیم. اما، چنان نماند، چنین نیز نخواهد ماند. اگر امروز نتوانستم با کسی که می خواهم ارتبط دوستانه ای برقرار کنم یا کاری را از پیش ببرم، زندگی ام به انتها نرسیده. فرداها هست.
  4. بر اساس اهدافتان عمل کنید: اهداف واقع گرایانه برای خود تعریف کنید. برای آنها برنامه ریزی کنید. اگر لازم است، از دفتر برنامه ریزی روزانه استفاده کنید. به طور مرتب به دنبال اهدافتان باشید. حتی اگر پیشرفت ها گاهی کوچک باشند. این به شما کمک می کند که به سمت قله حرکت کنید. به جای تمرکز روی اهداف دست نیافتنی یا خیلی دور، از خودتان بپرسید امروز چکاری می توانم بکنم که من را یک قدم به هدفم نزدیک تر کند؟
  5. به دنبال موقعیت هایی باشید که کشف خود را در شما ارتقا می بخشد: موقعیت های جدید ممکن است چالش برانگیز باشند،حسودان و بدخواهن آزار دهند و شما از ترس آنها، بر جای خود یخ بزنید. اما این موقعیت ها به شما کمک می کنند مهارتهای تاب آوری را در آنها تمرین کنید و فولادین تن شوید. بدون رنج، گنج به دست نمی آید.

به شما پیشنهاد میکنم این جملات تاکیدی را در دفترچه ای یادداشت کنید. و حداقل روزی سه بار آنها را به خود یادآور شوید:

-زندگی راحت تر یا بخشنده تر نمی شود. ما قویتر و مقاوم تر می شویم.”

-شوق معمول است. استقامت نادر است. “

-بلوط با باد جنگید و شکسته شد. بید وقتی که باید خم شد و زنده ماند.”

– انعطاف پذیری پذیرش واقعیت جدید شما است. حتی اگر از واقعیتی که قبلاً داشته اید کمتر باشد. می توانید با آن مبارزه کنید.نمی توانید کاری کنید جز فریاد زدن درباره چیزهایی که از دست داده اید. یا می توانید آن را بپذیرید و سعی کنید چیزهای خوبی را کنار هم قرار دهید.

-توانایی بار انسان مانند بامبو است

– بسیار انعطاف پذیرتر از آن است که در نگاه اول باور داشته باشید.

انوع خشونت خانگی

خشونت خانگی یک پدیده جهانی است که در همه فرهنگ ها و جوامع وجود دارد. شیوع خشونت خانگی در طول زندگی در بین کشورهای اروپایی تقریباً 12 تا 16 درصد بود (شورای اروپا ، 2008). در ایران شیوع مادام العمر و شیوع خشونت خانگی در طول سال گذشته به ترتیب 38.7٪ و 6.6٪ بوده است (رسولیان و همکاران ، 2014) و شیوع مادام العمر قرار گرفتن در معرض خشونت جسمی بین والدین که  توسط کودکان شاهد خشونت خانگی گزارش شده است، 22.8٪ می باشد.

علی رغم آنچه بسیاری از مردم معتقدند ، دلیل خشونت از دست دادن کنترل مرتکب خشونت بر رفتار خود نیست. در حقیقت ، بیشتر رفتارهای خشونت آمیز و خشونت، انتخابی است که افراد برای اعمال نوعی رفتار خاص می کنند. مرتکبین خشونت خانگی از روشهای متفاوتی برای نشان دادن قدرت و کنترل خود بر دیگری استفاده می کنند، مانند تحقیر و توهین، منزوی کردن دیگری، تهدید، ترساندن و ارعاب، انکار و سرزنش،… . در راستای سایر مطالعات در سراسر جهان و از جمله در ایران، می توان به چهار دسته خشونت خانگی اشاره کرد (تیزرو ، 2012):

جسمی

– مشت یا سیلی محکم ، لگد

– ضرب و شتم با چوب ، چماق ، کمربند یا سایر ابزار

– بریدن یا اسیب زدن با چاقو، داس، و یا سایر ابزار برنده

روانشناختی

-حبس در منزل

– انزوا (عدم توانایی صحبت کردن (یا دیدن) دیگران)

-تهدید به کشتن یا آسیب رساندن ، یا از بین بردن آبرو فرد (باج خواهی)

-تهدید برای آتش زدن خانه

-خود زدنی

-سوزاندن لباس

 -تحقیر در حضور دیگران

-تهدید به طلاق

– آسیب زدن به حرمت نفس و اعتماد به نفس

-بازی با احساسات (دستکاری)

-آزار و اذیت کلامی با فحش ، توهین به فرد یا توهین به بستگان فرد

-غفلت

-به تعویق انداختن عمدی انجام کارها در خانه و امورات منزل

-بیرون انداختن فرد از خانه

-بازداری از پرداخت نفقه یا داشتن پول

-نادیده گرفتن

اقتصادی

بار مالی تحمیل شده به کشورها به خاطر خشونت خانگی و خشونت های جنسی بسیار بالاست. برخی از این هزینه ها شامل تدارک و ایجاد خدمات سلامت اجتماعی و تدوین قانونی میباشد. البته هزینه های پنهانی همچون از بین رفتن نیروی کار و درآمد قربانیان خشونت جنسی نیز به کشور تحمیل می شود. خشونت

علیه زنان هم هی خانواده، بلکه تمام جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد.

-گرسنگی

-گرفتن پول به زور

-بازداری از رفتن به سر کار

-ساعت کار طولانی در مزرعه خانوادگی

-نادیده گرفتن تصمیمات فرد از دخالت در اموال شخصی یا اموال مشترک

جنسی

– رابطه جنسی اجباری ، یا اجبارجسمی یا روانی برای برقراری رابطه جنسی

-تجاوز زناشویی

– برقرای رابطه دهانی و یا مقعدی بدون رضایت فرد

-حاملگی ناخواسته

-سقط جنین اجباری

-آزار و اذیت جنسی

– قرار دادن فرد در معرض فیلم پورنوگرافی

-تهمت به فرد بخاطر رابطه نامشروع با فرد دیگر

برنامه های کاهش خشونت خانگی،عوامل خطرساز را در سطوح مختلف از میان برمی دارد.

سطحعامل خطرسازمداخله
فردیسابقه خشونت در دوران کودکیبرنامه های پیشگیری کننده برای پیشگیری از سوءرفتار با کودکان
ارتباطیکنترل مردان بر زنانبرنامه هایی که مردان را مخاطب قرار می دهد تا نگرش ها و رفتارهای مرتبط با برابری جنسیتی را در آنها تقویت کند.
جامعههنجارهای نابرابری جنسیتی که از خشونت علیه زنان چشم پوشی می کند.برنامه هایی که هنجارهای برابری جنسیتی را از طریق رسانه ها،گروه های اجتماعی و مراکز مذهبی منتقل می کنند.
اجتماعیسوء مصرف مواد توسط همسر فقدان دسترسی زنان به آموزش و شغلکاهش دسترسی به مواد. قوانین، سیاست ها و برنامه هایی که دسترسی زنان به مشاغل و اعتبارات را بالا می برد،دسترسی دختران به آموزش را افزایش می دهد و خشونت علیه زنان را ممنوع می کند.

برای پیشگیری و مسئولیت در قبال خشونت علیه زنان بخ شهای متعددی از جامعه باید در کنار یکدیگر کار کنند.خدمات اجتماعی، آموزش، حکومتهای منطقه ای، دستگاه قضایی، پلیس و بخش امنیتی، رسانه و بخش سلامت نقش کلیدی در پیشگیری و مداخله در خشونت علیه زنان را به عهده دارد.

وظایف بخش سلامت

  • ارائه کامل خدمات سلامت برای قربانیان
  • جمع آوری اطلاعات درباره شیوع، عوامل خطرساز و عواقب این امر برای سلامتی
  • جلوگیری از خشونت با استفاده از برنامه های پیشگیرانه

خشونت خانگی

آیا می دانید بر اساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت، از هر سه زن، یک زن مورد آزار فیزیکی یا جنسی از طرف همسرش قرار می گیرد؟

خشونت خانگی(از طرف پدر یا همسر) شامل سوءاستفاده فیزیکی، جنسی، و عاطفی است. شایع ترین خشونتی است که توسط زنان تجربه می شود. خشونت خانگی و از طرف همسر است.

این امر در همه ی کشورها اتفاق می افتد. اما شیوع آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. شیوع این امر در مناطق مختلف یک کشور هم متفاوت است.مطالعات به دست آمده از کشورهای مختلف نشان می دهد که درصد زنان 15 تا 49 ساله که در طول زندگی خشونت فیزیکی و یا جنسی را از طریق همسرشان تجربه می کنند بین 15 تا 71 درصد در نوسان است. این اختلاف نشان می دهد که خشونت خانگی قابل پیشگیری است.

خشونت خانگی عواقب جدی به همراه دارد. مرگ، آسیب های فیزیکی،حاملگی های ناخواسته که منجر به سقط می شود،عفونت هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شود ، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه، مصرف مخرب سیگار ،الکل و…

سرایت خشونت

کودکانی که شاهد خشونت خانگی بوده اند با احتمال بیشتری:

  • خودشان مورد خشونت قرار می گیرند.
  • مراقبت های درمانی دریافت نمی کنند.
  • مشکلات رفتاری، عاطفی و تحصیلی دارند.

این افراد در نوجوانی به احتمال بیشتری:

  • الکل و مواد مصرف می کنند.
  • ارتباط جنسی پرخطر تجربه می کنند.

و در بزرگسالی نیز با احتمال بیشتری قربانی یا مرتکب خشونت خانگی می شوند.

اگر در معرض خشونت خانگی هستید ، کمک گرفتن از خانواده ، دوستان و همسایگان ، و یا درخواست کمک از اورژانس اجتماعی می تواند مفید باشد.

در صورت افزایش خشونت علیه شما یا فرزندانتان ، یک برنامه ایمنی تهیه کنید. این شامل:

  • خانه ی همسایه ، دوست ، خویشاوند ، همکار معتمد یا سرپناهی برای رفتن به آنجا: در صورتی که امنیت جانی ندارید لازم است فوراً از خانه خارج شوید.
  • برنامه ای داشته باشید که چگونه با خیال راحت از خانه خارج شوید. و چگونه به آنجا برسید (به عنوان مثال حمل و نقل).
  • موارد ضروری (به عنوان مثال اسناد شناسایی ، تلفن ، پول ، داروها و لباس ها) و لیستی از شماره تلفن ها را در مواقع اضطراری در دسترس داشته باشید.
  • در صورت امکان یک پیام رمزی را با همسایه مورد اعتماد خود تهیه کنید. تا در مواقع ضروری بتواند به کمک شما بیاید.

من نگران شخصی هستم که می شناسم و فکر می کنم در معرض خشونت خانگی باشد. چطور می تونم کمک کنم؟

اگر شخصی را که در یک رابطه آسیب رسان است ، می شناسید یا نگران آن هستید ، مواردی وجود دارد که می توانید انجام دهید.

از جمله:

  • به طور مرتب با فرد در تماس باشید تا از ایمن بودن فرد اطمینان حاصل کنید و اطمینان حاصل کنید که تماس با شما برای او ایمن است. فرض کنید که یک مرتکب خشونت می تواند ارتباطات را ببیند ، بشنود و یا آن را رصد کند ، بنابراین دریابید که چگونه با شخصی که نگران آن هستید بهترین ارتباط برقرار می شود. برای آنها از طریق ایمیل یا رسانه های اجتماعی پیامک یا پیامی ارسال کنید ، به روشی که برای آنها ایمن باشد. در هنگام حضور متجاوز در خانه ، فاصله فیزیکی را حفظ کنید تا در معرض آسیب دیگری قرار نگیرید و آزارگر را تحریک نکنید.
  • دریابید که چه خدماتی برای بازماندگان خشونت علیه زنان (به عنوان مثال پناهگاه ها ، خطوط تلفنی ، خدمات مشاوره ای ، سازمان های زنان) کار می کنند. و این اطلاعات را از طریق شبکه ها و رسانه های اجتماعی خود در دسترس قرار دهید. این اطلاعات را فقط درصورتی که می توانید این کار را بصورت کاملاً مخفی انجام دهید .
  • اگر کسی که به هر دلیلی می شناسید به کمک فوری احتیاج دارد ، آماده تماس تلفنی با خدمات بهداشتی ، پلیس ، مرکز بهداشت یا خط تلفن باشد.
  • اگر می خواهید مواردی از خشونت را گزارش کنید ، باید با اورژانس اجتماعی تماس بگیرید.
  • همه ی ما در کاهش خشونت خانگی نقش داریم.

ارتقای تاب آوری زنان شاغل

راهکاری برای ارتقای تاب آوری زنان شاغل

در زندگي معاصر شاهد تجربه های متعدد  استرس زايي هستيم. كه بهداشت روان افراد را به مخاطره انداخته و باعث بروز ناراحتي هاي رواني مي گردند. يكي از عوامل مؤثر بر عملکرد افراد در سازمان ها استرس شغلي  است. كه سلامت افراد را در معرض خطر قرار مي دهد. به دلیل شرایط دشوارتر زنان شاغل از جهت اینکه معمولا علاوه بر وظایف شغلی و حرفه ای، مراقبت از کودکان، وظایف منزل و امور خانه نیز بر عهده ی بسیاری از آنها قرار می گیرد. ارتقای تاب آوری در این دسته از افراد از اهمیت بیشتری برخوردار است. هر چند که سابقه ی کار، تاهل و شرایط کاری از متغیرهای مهم در استرس افراد هستند. پژوهش های مختلف حاکی از این بوده اند که با آموزش مثبت اندیشی، تاب آوری در این زنان افزایش داشته. و به علاوه زنان شاغل کمتری دچار فرسودگی شغلی شده اند.

افراد با جهت گيري خوش بينانه به آينده، موقعيت هاي استرس زا را با ديدي مثبت ارزيابي مي كنند. و به توانایی هایشان جهت گذر از مشکلات ایمان دارند. افراد خوش بين در مواجهه با رويدادهاي استرس آميز از خود ثبات و اطمينان نشان مي دهند. و گرایش دارند در مورد آينده، گزینه های مثبت را در نظر بگيرند. و به میزان بیشتری از راهبردهاي مقابله اي مسأله مدار جهت رویارویی با مشكلات استفاده می کنند. به همین دلیل خوش بینی نقش مهمي در سازگاري افراد با موقعيت هاي فشارزاو به عبارت دیگر،رشد تاب آوری ايفا  مي كند. افرادی که تاب آوری بالایی دارند، در محیط کار نیز به مراتب کمتر دچار فرسودگی شغلی می شوند. که از علائم آن افسردگی،کاهش رضایت شغلی،مشکلات بین فردی، خستگی مدام، تحریک پذیری،و کاهش بازده کاری است. افراد تاب آور زندگی هدفمندتری در مقایسه با سایرین دارند.

در واقع سازمان ها و ادارات می توانند با آموزش مهارت مثبت اندیشی به کارکنان خود، تاب آوری آنها را به میزان قابل توجهی بالا برده و از فرسودگی شغلی و بار اقتصادی و بهداشتی ناشی از آن بکاهند. به طور معمول مهارت خوش بینی توسط یک روانشناس با تجربه و از طریق گروهی با استفاده از مراحل زیر قابل آموزش است:

  1. آموزش شناخت افکار خودآیند منفی و باورهای منفی در مورد خود، خدا،آینده،دیگران
  2. آموزش مهارت ردیابی افکار، بررسی شواهد و توقف افکار منفی
  3. آموزش بین حوادث ناخوشایند،باورها و تغییرات خلقی پس از آنها
  4. آموزش اصلاح سبک های تبیینی بدبینانه اسنادی،فنون منحرف کردن و یادگیری سبک های تبیینی خوش بینانه
  5. تحلیل توجه( مهارت های قاطعیت و نه گفتن و کش دور مچ)،یادگیری مناظره با خود( یافتن شواهد برای تفسیر خود، یافتن تفسیرهای دیگر و ارزیابی سودمندی باورها)؛ فرایند نیروزایی(خلاصه کردن افکار و برنامه ریزی)
  6. 6-      یادگیری مهارت پذیرش خود، خودباوری،تمرکز بر توانمندی ها و محدودتلقی کردن ناتوانی ها
  7. تقویت باورهای دینی،ایمان و توکل به خدا،اعتقاد به مشیت الهی در مواجهه با سختی ها
  8. جمع بندی نهایی و مرور برای افراد

تاثیر تفکر مثبت بر ارتقای تاب آوری و کاهش فرسودگی شغلی در زنان شاغل

افراد تاب آور در شرایط سخت کاری سلامت روانشناختی خود را حفظ می کنند. و دارای سازگاری روانشناختی هستند. از این راه باعث افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی در کاری که به آن مشغول هستند می شوند.

البته علاوه بر آموزش مثبت اندیشی، روش های شناختی و رفتاری دیگر و نیز آموزش مهارت پذیرش و تعهد نیز به ارتقای تاب آوری افراد کمک می کند. همچنین گروه درمانی های درون سازمانی می تواند منجر به ارتقای تاب آوری کارکنان شود.

از آنجا كه سخت رويي و تاب آوري به عنوان مهارت هاي رواني و شغلي هستند. به عنوان تعديل كننده هاي شخصيتي در تشويق و ايجاد روشهاي مقابله اي مثبت در افراد تحت فشاره اي رواني و با فرسودگي شغلي نيز ارتباط دارند، پيشنهاد مي شود.

مهارت هاي افزاينده تاب آوري شامل معنويت ، معنا در زندگي، اميد، خوش بيني، استدلال اخلاقي ، عزت نفس، مهارت هاي حل مسأله و مهارت هاي مديريت هيجاني، از طريق تشكيل كارگاه هاي شناخت و آموزش تاب آوري، به کارکنان آموزش داده شود. تا در نهايت بتواند منجر به كاهش استرس شغلي ، افزايش رضايت شغلي و كاهش فرسودگي شغلي خصوصا در زنان شاغل باشیم.

کارگاه آنلاین داروشناسی در روانشناسی

کارگاه آنلاین داروشناسی در روانشناسی توسط دکتر امین رفیعی پور به صورت آنلاین ارائه می گردد. پس از پایان به شرکت کنندگان کارگاه مدرک رسمی از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره اعطا می گردد.

مدت زمان ارائه 4 ساعت و تاریخ برگزاری پنجشنبه 3 تیرماه 1400 خواهد بود.

تلفن تماس جهت ثبت نام:

88874333

88205384

09039232808

کلینیک تارا: معنا بخشیدن به زندگی

کلینیک تارا به نگراش خانم سحر منصوری:

ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:

1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند: من برای چه زنده هستم؟

2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )

3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،…) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم…
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنی» فرانکل می نویسد :

اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.

اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد.
هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.

انسان در جستجوی معنی
ویکتور فرنکل

صمیمیت چیست ؟

صمیمیت چیست ؟ به نگارش خانم سحر منصوری کلینیک روانشناسی تارا:

☘صمیمیت فرآیندی تعاملی است که از مولفه های زیادی تشکیل شده وهسته اصلی اون شناخت ، درک ، پذیرش طرف مقابل ، همدلی با احساسات او وقدرشناسی از او می باشد صمیمت 9 مولفه داره

👈1- صمیمت عاطفی : یعنی سهیم شدن در ارتباط خوشایند وناخوشایند با همسر مثلا وقتی همسرت خوشحال سعی کن خوشحالی اون رو درک کنی نه اینکه درست در این مواقع برج زهرمار بشی وساز مخالف بزنی .
👈2- صمیمت روانشناختی : یعنی نیاز به ارتباط واینکه رویا ها ، امید ها وبرنامه های آینده تو با همسرت در میان بزاری
👈3- صمیمت عقلانی : یعنی به نظر مخالف همسرت احترام بزاری نه اینکه موقع نظر مخالفش هی غر بزنی
👈4- صمیمت جنسی : نیاز به برقرار کردن ، درمیان گذاشتن خیالپردازی های جنسی که در این جا هدف رسیدن به برانگیختگی است

👈5- صمیمیت جسمی : با صمیمت جنسی اشتباه گرفته نشه منظورم از صمیمت جسمی قدم زدن و درآغوش گرفتن می باشد .
👈6- صمیمیت معنوی : حرف زدن درمورد ارزش های اخلاقی ، زندگی پس از مرگ ورابطه با خدا
👈7- صمیمت زیبایی شناختی : درمیان گذاشتن احساسات مربوط به زیبایی
👈8- صمیمت اجتماعی وتفریحی : صحبت از فعالیت های روزانه و جک گفتن
👈9- صمیمت زمانی :
جان من این مورد بسیار مهم است که برای همسرت ارزش قایل بشی وبه جای اینکه سرت دایم در کار وشبکه های مجازی وارتباط با دوستات باشه بعضی وقت ها با همسرت بری گردش و پارک و صحرا .
👈مولفه هی عشق سالم :
شناخت – احترام – پذیرش – اعتماد وصداقت

خطاهای شناختی

“خطاهای شناختی”، به نگارش خانم سحر منصوری، کلینیک روانشناسی تارا:

۱.ذهن خوانی mind reading:
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ” جواب سلامم را نداد ، پس حتما از دست من ناراحت است.

۲.پیش گویی furtune telling :
پیش بینی می کنید که حوادث آینده ، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ” در امتحان شکست می خورم ” یا ” کاری گیر من نخواهد آمد”.

۳.فاجعه سازی catastrophizing:
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح ، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است . مثل : ” افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

۴.برچسب زدن labling :
به خودتان یا دیگران ، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ” من آدم بدبختی هستم ” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

۵.نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives:
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند .مثل: ” این کار از عهده همه بر می آید” یا ” قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

۶.فیلتر منفی negative filter:
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ” هیچ کس مرا دوست ندارد”.

۷.تعمیم افراطی overgeneralizing:
بر پایه یک حادثه ، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ” این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ” در همه کار ها شکست می خورم”.

۸.تفکر دوقطبی dichotomus thinking:
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ” همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد “.
۹.باید اندیشی should:
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ” باید کارم را خوب انجام بدهم ” یا ” باید در کنکور قبول شوم”.

۱۰.شخصی سازی personalizing:
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ” ازدواجم بهم خورد ، چون من مقصر بودم”.

۱۱.سرزنش گری blaming:
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ” دیگران باعث عصبانیت من می شوند ” یا ” والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

۱۲.مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons:
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ” او خیلی موفق تر از من است” یا ” شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

۱۳.تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش) :
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ” اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم ” یا ” ای کاش این حرف را نمی زدم”.

۱۴.چی می شد اگر what if :
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ” حرف شما درست است ، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟ ” یا ” چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

۱۵.استدلال هیجانی emotional reasoning: از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ” چون دلم شور میزند ، پس اتفاق ناگواری می افتد
۱۶.نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences:
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد” . هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

۱۷.قضاوت گرایی judgment focus:
به جای این که خودتان ، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی ، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ” در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم ” یا ” اگر تنیس بازی کنم ، از پس آن بر نمی آیم ” یا ” سارا چقدر موفق است ، ولی من اصلا موفق نیستم”.

منبع: لی هی، رابرت، تکنیک های شناخت درمان