سیتالوپرام داروی ضد افسردگی

سیتالوپرام به انگلیسی: Citalopram تحت نام تجاری Celexa؛ سیتاکسا یک داروی ضد افسردگی از گروه مهارکننده‌های بازجذب سروتونین است که برای درمان اختلال افسردگی اساسی به کار برده می‌شود.شروع اثرات ضد افسردگی ممکن است یک تا چهار هفته طول بکشد.این دارو از طریق خوراکی مصرف می‌شود.

عوارض جانبی رایج شامل تهوع، مشکل در خواب، مشکلات جنسی، لرزش، احساس خستگی و تعریق است.عوارض جانبی جدی شامل افزایش خطر خودکشی در افراد زیر ۲۵ سال، سندرم سروتونین، گلوکوم و سندرم کیوتی است. سیتالوپرام نباید برای شخصی که از مهار کننده MAO استفاده می‌کند، مصرف شود. سندرم قطع داروی ضد افسردگی هنگام متوقف شدن روند مصرف ممکن است بروز کند.نگرانی‌هایی وجود دارد که استفاده در دوران بارداری ممکن است به کودک آسیب برساند.

تاریخچه

سیتالوپرام در سال ۱۹۸۹ توسط شرکت دانمارکی لوندبک ساخته شد و با پایان مدت حق انحصاری تولید آن در سال ۲۰۰۳ کمپانی‌های دیگر داروسازی نیز ساخت آن را آغاز کرده‌اند. سیتالوپرام برای استفاده پزشکی در ایالات متحده در سال ۱۹۸۸ تصویب شد.

موارد مصرف

استفاده از سیتالوپرام برای درمان افسردگی حالت مورد تأیید است. این دارو همچنین در کاهش نوروپاتی دیابتی و انزال زودرس نیز مؤثر است و مصرف هم‌زمان آن به همراه آمی تریپتیلین برای جلوگیری از حملات میگرن شدید مؤثر است. سیتالوپرام تأثیر بسیار قابل توجهی در درمان بیماری افسردگی و اختلال وحشت‌زدگی دارد.

افسردگی

در موسسه ملی بهداشت و درمان و تعالی بالینی رتبه ده داروی ضد افسردگی برای اثربخشی و مقرون به صرفه بودن دارا می‌باشد. سیتالوپرام از نظر اثربخشی پنجم است پس از میرتازاپین، اس سیتالوپرام، ونلافاکسین و سرترالین و چهارم از نظر مقرون به صرفه بودن است.

اختلال هراس

سیتالوپرام در کشورهای اروپایی و بریتانیا برای اختلال هراس، با یا بدون آگوروفوبیا مجوز دارد.

دیگر

سیتالوپرام ممکن است برای برطرف کردن اضطراب، افسرده خویی،اختلال دیسفوریای قبل از قاعدگی، اختلال بدشکلی بدن و اختلال وسواسی-جبری استفاده شود.به نظر می‌رسد که این دارو به اندازه فلووکسامین و پاروکستین در اختلال وسواس فکری عملی مؤثر باشد.برخی تحقیقات توصیه می‌کنند که در صورت وجود مقاومت برای درمان اختلال وسواس جبری، دارو به صورت وریدی تزریق شود. سیتالوپرام می‌تواند به اندازه مکلوبمید در درمان اضطراب اجتماعی اثرگذار باشد.مطالعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد سیتالوپرام می‌تواند در کاهش رفتارهای تهاجمی و تکانشی مفید باشد.به نظر می‌رسد برای درمان اختلالات رفتاری مرتبط با زوال عقل از دارونما عملکرد بهتری داشته باشد.همچنین برای درمان بیش فعالی جنسی که در دوران ابتدایی آلزایمر بروز می‌کند کارگر باشد.

یک متاآنالیز، شامل مطالعاتی پیرامون فلوکستین، پاروکستین، سرترالین، اسکیتالوپرام و سیتالوپرام در مقابل دارونما، نشان داد که بازدارنده‌های بازجذب سروتونین در کاهش علائم سندرم قبل از قاعدگی چه به‌طور مداوم و چه فقط در مرحله لوتئال می‌توانند مؤثر باشند.

برای درمان الکلیسم، سیتالوپرام در مطالعات مربوط به مشروبات الکلی نشان داد که فرد احتمالاً با کاهش میزان مصرف مواجه شود.

در حالی که سیتالوپرام در پیشگیری از میگرن کمتر از آمیتریپتیلین اثرگذار است، در موارد بروز مقاومت به درمان، می‌تواند به عنوان داروی کمکی تجویز شود.همچنین این دارو در بهبود گرگرفتگی نیز کاربردهایی دارد.

یک مطالعه کنترل شده تصادفی در سال ۲۰۰۹ هیچ فایده یا عوارض جانبئ در کودکان اوتیستیک را در صورت مصرف سیتالوپرام، نشان نداد و این تردید را ایجاد کرد که آیا داروهای بازجذب سروتونین برای درمان رفتارهای تکراری در کودکان اوتیسم مؤثر هستند یا خیر.برخی تحقیقات نشان می‌دهد سیتالوپرام با اتصالات پروتئین کانابینوئید در مغز موش تداخل می‌کند و همین هم به عنوان علت بالقوه برخی از اثرات ضد افسردگی دارو مطرح می‌شود.

توضیحات دارو

مکانیسم اثر:

این دارو با مهار بازجذب سروتونین منجر به تاثیر مثبت درارتباط بین سلول های عصبی در سیستم عصبی مرکزی می شود و باعث برقراری تعلدل شیمیایی در مغز می شود.

مقدار مصرف:

مقدار مصرف هر دارو را پزشک معالج تعیین می کند ولی مقدار مصرف معمول این دارو به شرح زیر می باشد:

بزرگسالان

افسردگی

دوز اولیه: ۲۰ میلی گرم یکبار در روز

دوز نگهدارنده: ۲۰ تا ۴۰ میلی گرم یکبار در روز

حداکثر دوز: ۴۰ میلی گرم در روز

تنظیم دوز این دارو در فواصل حداقل یک هفته ای انجام می شود.

افراد بالای ۶۰ سال

افسردگی

دوز توصیه شده: ۲۰ میلی گرم یکبار در روز

عوارض جانبی:

در صورت  بروز علائم زیر فورا به پزشک خود اطلاع دهید:

احساس سبکی سر، اختلالات بینایی، سردرد همراه با درد قفسه سینه و گیجی شدید، احساس سفتی عضلانی، تعریق، لرزش، علائم افزایش سروتونین در بدن شامل تحریک پذیری، توهم، تب، افزایش ضربان قلب، تهوع، استفراغ، اسهال، از دست دادن تعادل، غش کردن، علائم کاهش سطح سدیم در بدن شامل سردرد، گیجی، ضعف شدید، استفراغ، از دست دادن تعادل، حرف زدن بریده بریده

عوارض شایع: اختلال حافظه و تمرکز، سردرد، خواب آلودگی، خشکی دهان، افزایش تعریق، بی حسی و گزگز کردن، بی خوابی، افزایش ضربان قلب، بی خوابی، تغییرات وزن، علائم سرماخوردگی مانند آبریزش بینی، مشکلات جنسی

بارداری و شیردهی:

به طور کلی در دوران بارداری و شیردهی توصیه نمی شود. از شروع مصرف این دارو یا قطع مصرف آن در دوران بارداری بدون اطلاع پزشک خودداری کنید.

تداخلات دارویی:

در صورت مصرف داروهای سایمتیدین، سایر داروها ضد افسردگی، هایپیران، وارفارین، دیگوکسین، پروپافنون، فلکائینید، دیازپام، لیتیوم، والپروات، سوماتریپتان، زولمیتریپتان حتما پزشک خود را مطلع کنید.

نحوه مصرف

سیتالوپرام به‌طور معمول در یک دوز، صبح یا عصر مصرف می‌شود. می‌توان آن را به همراه غذا یا بدون غذا مصرف کرد. مصرف با غذا جذب آن را افزایش نمی‌دهد،اما انجام این کار می‌تواند به جلوگیری از تهوع کمک کند.۳۳ گیرنده‌های 5HT3 استفراغ را تحریک می‌کنند. در صورت وجود بدن، این عارضه جانبی باید فروکش کند زیرا بدن با دارو تطبیق می‌یابد.

سیتالوپرام بیشتر در دوز درمانی ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم در روز به خوبی تحمل می‌شود و عارضه چندانی ندارد. احتمال تداخل دارویی سیتالوپرام از دیگر داروهای بازجذب سروتونین کمتر است و در هنگام اوردوز هم داروی کم خطری است. با این حال گزارش‌هایی از مرگ با مصرف ۸۴۰ تا ۱۹۶۰ میلیگرم گزارش شده‌است. امکان بروز سندرم ترک داروهای بازجذب سروتونین پس از قطع مصرف سیتالوپرام وجود دارد. به همین جهت توصیه می‌شود که قطع مصرف به‌طور تدریجی انجام شود.

اختلال عملکرد جنسی

علائم شایع شامل اختلال در نعوظ، کاهش میل جنسی، انزال دیررس، خشکی واژینال و عدم حساسیت پستان در زنان است.

ضربان قلب غیرطبیعی

در اوت ۲۰۱۱، FDA اعلام کرد، “Citalopram باعث طولانی شدن فاصله QT وابسته به دوز می شود. سیتالوپرام نباید در دوزهای بالاتر از ۴۰ میلی گرم در روز تجویز شود. “

اثرات غدد درون ریز

مانند سایر مهارکنندگان بازجذب سروتونین، سیتالوپرام می‌تواند باعث افزایش سطح پرولاکتین سرم شود.

بارداری

قرار گرفتن در معرض ضدافسردگی از جمله سیتالوپرام در دوران بارداری با مدت زمان حاملگی کوتاه‌تر سه روز، افزایش خطر زایمان زودرس ۵۵٪، کاهش وزن هنگام تولد و نمرات Apgar پایین‌تر با <۰٫۴ امتیاز همراه است. قرار گرفتن در معرض ضد افسردگی با افزایش خطر سقط خودبخودی همراه نیست. مشخص نیست که آیا شیوع نقایص دیواره قلب در کودکانی که مادرانشان در اوایل بارداری مهارکنندگان بازجذب سروتونین مصرف کرده‌اند، بیشتر باشد.

خودکشی

در ایالات متحده، سیتالوپرام دارای یک هشدار جعبهٔ سیاه است که می‌گوید ممکن است تفکر و رفتار خودکشی را در افراد زیر ۲۴ سال افزایش دهد.

علائم قطع مصرف

علائم برداشتن می‌تواند هنگامی که این دارو به‌طور ناگهانی متوقف شود، مانند پاراستزی، مشکلات خواب مشکل در خواب و خواب شدید، احساس سرگیجه، اضطراب یا اضطراب، تهوع، استفراغ، لرزش، گیجی، تعریق، سردرد، اسهال، تپش قلب، تغییر در احساسات، تحریک پذیری و مشکلات بینایی در بینایی و بینایی. با پایان یافتن درمان سیتالوپرام باید بتدریج کاهش یابد.

مصرف بیش از حد

مصرف بیش از حد ممکن است باعث استفراغ، آرامش، اختلال در ریتم قلب، سرگیجه، تعریق، حالت تهوع، لرزش و به ندرت فراموشی، گیجی، اغما یا تشنج شود.۵۰ سیتالوپرام خطرناکترین گونه مهارکنندگان بازجذب سروتونین در صورت مصرف بیش از حد است.

مغز حتی در حالت استراحت انرژی زیادی مصرف می‌کند

مغز انسان تا ۱۰ برابر بیشتر از بقیه بدن انرژی مصرف می‌کند و به طور متوسط ۲۰ درصد از سوخت مصرفی ما را در زمان استراحت مصرف می‌کند. اما علت این پدیده چیست؟

به گزارش ساینس‌الرت، حتی در بیمارانی که در کما هستند. و گفته می‌شود دچار «مرگ مغزی» هستند، فقط انرژی مصرفی مغز به میزان دو تا سه برابر کمتر می‌شود.

به همین خاطر این مسئله به یکی از اسرار بزرگ علوم اعصاب انسان تبدیل شده است: چرا یک اندام عمدتاً غیرفعال همچنان به انرژی زیادی نیاز دارد؟

یک مطالعه جدید پاسخ این سوال را به سوخت‌گیر کوچک و مخفی که در نورون‌های ما پنهان شده است، نسبت می‌دهد.

هنگامی که یک سلول مغز سیگنالی را به نورون دیگری ارسال می‌کند، این کار را از طریق یک سیناپس یا یک فضای کوچک بین آن‌ها انجام می‌دهد.

ابتدا، نورون پیش‌سیناپسی دسته‌ای از وزیکول‌ها را به انتهای دم خود، در نزدیک‌ترین محل به سیناپس، می‌فرستد.

این وزیکول‌ها انتقال‌دهنده‌های عصبی را از درون نورون می‌مکند. و به نوعی مانند پاکت‌هایی عمل می‌کنند که پیام‌هایی را که نیاز به ارسال پستی دارند، نگه می‌دارند.

این پاکت‌های پر شده سپس به لبه‌ی نورون منتقل می‌شوند، جایی که آن‌ها به غشاء متصل می‌شوند. و انتقال‌دهنده‌های عصبی خود را در شکاف سیناپسی آزاد می‌کنند.

پس از رسیدن به اینجا، این فرستنده‌ها به گیرنده‌های سلول «پس سیناپسی» متصل می‌شوند. و بدین ترتیب پیام را ادامه می‌دهند.

پیش از این مشخص شده بود که مراحل این فرآیند اساسی به مقدار قابل توجهی از انرژی مغز نیاز دارد. به خصوص وقتی صحبت از همجوشی وزیکول باشد.

انتهای اعصاب (پایانه‌های) نزدیک به سیناپس نمی‌توانند مولکول‌های انرژی کافی را ذخیره کنند، به این معنی که باید به تنهایی آن‌ها را سنتز کنند. تا پیام‌های الکتریکی را در مغز هدایت کنند؛ بنابراین منطقی است که یک مغز فعال انرژی زیادی مصرف کند.

اما زمانی که ارتباط عصبی خاموش شود و وزیکول هرگز به غشاء متصل نشود چه اتفاقی برای این سیستم می‌افتد؟

چرا مغز به مصرف انرژی ادامه می‌دهد؟


برای پی بردن به این موضوع، محققان آزمایش‌های متعددی را روی پایانه‌های عصبی طراحی کردند. که وضعیت متابولیک سیناپس را در زمان فعال و غیرفعال مقایسه کردند.

حتی زمانی که پایانه‌های عصبی پیامی انتقال نمی‌دادند، محققان دریافتند که وزیکول‌های سیناپسی نیاز‌های انرژی متابولیکی بالایی دارند.

به نظر می‌رسد پمپی که مسئول بیرون راندن پروتون‌ها از وزیکول و در نتیجه مکیدن انتقال دهنده‌های عصبی به داخل است. هرگز استراحت نمی‌کند و برای کار کردن به یک جریان ثابت انرژی نیاز دارد.

در واقع، این پمپ «پنهان» مسئول نیمی از مصرف متابولیک سیناپس در حال استراحت در آزمایش‌ها بود.


به گفته محققان، دلیل آن این است که این پمپ تمایل به نشتی دارد.

به این ترتیب، وزیکول‌های سیناپسی به طور مداوم پروتون‌ها را از طریق پمپ‌های خود به بیرون می‌ریزند، حتی اگر از قبل مملو از انتقال دهنده‌های عصبی باشند. و نورون غیرفعال باشد.

با توجه به تعداد زیاد سیناپس‌ها در مغز انسان و وجود صد‌ها وزیکول در هر یک از این پایانه‌های عصبی، این هزینه متابولیکی پنهان بازگشت سریع سیناپس‌ها در حالت «آماده» به قیمت انرژی اصلی پیش‌سیناپسی تمام می‌شود.

هزینه سوخت، که احتمالاً به طور قابل توجهی به نیاز‌های متابولیکی مغز و آسیب‌پذیری متابولیک کمک می‌کند.

تحقیقات بیشتری لازم است تا بفهمیم چگونه انواع مختلف نورون‌ها ممکن است تحت تأثیر چنین بار متابولیکی بالایی قرار گیرند. زیرا ممکن است همه آن‌ها به یک شکل پاسخ ندهند.

به عنوان مثال، برخی از نورون‌های مغز ممکن است در برابر از دست دادن انرژی آسیب‌پذیرتر باشند. و پی بردن به اینکه چرا می‌تواند به ما اجازه دهد که این پیام‌رسان‌ها را حفظ کنیم، حتی زمانی که از اکسیژن یا قند محروم هستند.


تیموتی رایان، بیوشیمیست از از ویل کورنل مدیسین در شهر نیویورک، می‌گوید:

«این یافته‌ها به ما کمک می‌کند بهتر بفهمیم که چرا مغز انسان در برابر قطع یا ضعیف شدن سوخت خود آسیب‌پذیر است. اگر راهی برای کاهش ایمن تخلیه انرژی و در نتیجه کند کردن متابولیسم مغز داشته باشیم، از نظر بالینی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.»

متیل فنیدات (Methylphenidate ) – ریتالین (Ritalin)

مکانیسم اثر و فارماکولوژی

متیل‌فنیدات مهارگر قوی بازجذب دوپامین و به میزان کم‌تری نوراپی‌نفرین در دستگاه عصبی مرکزی است، گمان می‌رود نقص فعالیت این دو آمین پیام‌رسان (دوپامین و اپی‌نفرین) از علل بروز سندرم اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی در کودکان و بزرگ‌سالان باشد، متیل‌فنیدات با افزایش فعالیت این دو آمین عصبی در بهبود نشانگان این بیماری مؤثر است.

در بیماری مبتلا به حملهٔ خواب نیز نقص در فعالیت نورون‌های دوپامینرژیک و ارکسین از علل بیماری هستند که این دارو با همان مکانیسم بیماری را کنترل می‌کند.

هرچند متیل‌فنیدات دارای اسکلت و ساختار آمفتامینی است ولی برخلاف آن توانایی آزادسازی کاتکول‌آمینها را ندارد و بازجذب سروتونین را نیز مهار نمی‌کند و از این جهت به آمفتامین برتری دارویی دارد.

موارد مصرف

اختلال کمبود توجه بیش فعالی

از متیل فنیدات برای درمان اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی (ADHD) استفاده می‌شود.

مزایای کوتاه مدت و مقرون به صرفه بودن متیل‌فنیدات ثابت شده‌است.

بر اساس بررسی سال ۲۰۱۸ شواهدی آزمایشی وجود دارد که این دارو می‌تواند باعث عوارض جانبی جدی و غیر جدی در کودکان شود.

در حدود ۷۰٪ از بیماران مصرف‌کنندهٔ متیل‌فنیدات، بهبودی علائم ADHD مشاهده شده‌است.

کودکان مبتلا به ADHD که از داروهای محرک استفاده می‌کنند، با همسالان و اعضای خانواده روابط بهتری دارند. این کودکان همچنین در مدرسه عملکرد بهتری دارند، کمتر تکانشی رفتار می‌کنند، و بازه زمانی توجه بیشتری دارند. افراد مبتلا به ADHD در معرض خطر بیشتری از نظر ابتلا به اختلالات مصرف مواد بدون درمان دارند و داروهای محرک، کاهنده این خطر هستند. متیل‌فنیدات برای مصرف کودکان زیر شش سال مورد تأیید نمی‌باشد.

نارکولپسی (حمله خواب)

حمله خواب، نوعی اختلال خواب مزمن است که علائم آن خواب‌آلودگی روزانه و حملات خواب غیرقابل کنترل است که در درجه اول با محرک‌ها درمان می‌شود. متیل‌فنیدات در افزایش بیداری، هوشیاری و بهبود عملکرد مؤثر است.

سایر کاربردهای پزشکی

متیل‌فنیدات برای موارد مقاوم به درمان اختلال دوقطبی و اختلال افسردگی عمده قابل تجویز است. همچنین برای درمان افسردگی در بیماران پس از سکته مغزی و سرطان و بیماران مبتلا به ایدز، مؤثر بوده‌است. این داروها عوارض جانبی کمتری نسبت به ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای در افراد مسن و بیمار دارند.

بهبود عملکرد

سایکو اکتیوهایی مانند آمفتامین و متیل‌فنیدات باعث بهبود عملکرد در کارهای سخت و کسل‌کننده می‌شوند.این دارو توسط بعضی از دانشجویان جهت افزایش عملکرد در مطالعه و آزمایش استفاده می‌شود. همچنین از این دارو برای آپاتی، افسردگی ناشی از ضربه به سر و برطرف کردن آثار خواب‌آور شبه‌افیون‌ها استفاده می‌شود.

عوارض جانبی خفیف استفاده از ریتالین

برخی از عوارض جانبی خفیف ریتالین عبارتند از:

•           تحریک

•           یک احساس انرژی

•           سردرد

•           مشکل خوابیدن

•           بدخلقی

•           اضطراب

•           حالت تهوع

•           کاهش اشتها

عوارض جانبی جدی ریتالین

برخی از عوارض جانبی شدید ریتالین عبارتند از:

•           واکنش های قلبی عروقی، از جمله مرگ ناگهانی، سکته مغزی و حمله قلبی

•           افزایش فشار خون

•           افزایش ضربان قلب (تاکی کاردی)

•           واکنشهای جانبی روانپزشکی، از جمله بدتر شدن شرایط روانی نسبت به قبل ازمصرف

•           ایجاد علائم روان پریشی

•           نعوظ پایدار و گاهی دردناک در مردان

•           گردش خون ضعیف، از جمله پدیده رینود

•           سرکوب طولانی مدت رشد و کاهش وزن در کودکان

•           احتمال اعتیاد

عوارض نادر ریتالین

در موارد نادر، از جمله عوارض مصرف ریتالین می توان به واکنش های آلرژیک اشاره کرد. شایع ترین علائمی که باید مراقب آنها باشد عبارتند از:

•           خارش

•           گرفتگی بینی یا رینیت

•           کهیر (لکه های قرمز خارش دار روی پوست)

•           راش

•           آبریزش یا خارش چشم

•           خارش گلو

خطرات استفاده از دوزهای بالای ریتالین

دوزهای بسیار بالای ریتالین می تواند منجر به موارد زیر شود:

•           هذیان یا توهم

•           لرزش یا انقباض

•           پارانویا

•           موارد وحشت زدگی

•           تشنج

•           گیجی

تداخلات دارویی

بازدارنده های مونوآمین اکسید از MAOI

MAOI ها شامل سلژیلین، ترانسیل پرومین، ایزوکارباکسازید، فنلزین، لاینزولید و متیلن بلو هستند. افراد نباید ریتالین را در کنار این داروها مصرف کنند زیرا باعث ایجاد عوارض جانبی شدید و گاه کشنده می شود.

داروهای ضد فشار خون

این داروها شامل داروهای ادرار آور، مسدود کننده های کانال کلسیم، مهارکننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین، مسدود کننده های گیرنده آنژیوتانسین ، بتا بلاکرها و آگونیست های گیرنده آلفا 2 با عملکرد مرکزی هستند. این ماده نباید با داروهای ضد فشارخود مصرف گردد.

داروهای بیهوشی خاص

 داروهای بیهوشی که باعث تداخل می شوند عبارتند از، هالوتان، ایزوفلوران، آنفلوران، دسفرلران و سووفلوران که نباید با هم مصرف شوند.

سایر تداخلات احتمالی این داروشامل،داروهای ریفلاکس اسید، مانند آنتی اسیدها، مسدود کننده های H2 و مهار کننده های پمپ پروتون، داروهای فشار خون مانند لوزارتان، والسارتان، ایربسارتان، آنالاپریل، لیزینوپریل، هیدروکلروتیازید و فوروزماید می شود.

داروهای ضد روان پریشی، مانند کلرپرومازین و هالوپریدول، داروهای تشنج، مانند فنی توئین و فنوباربیتال، وارفارین و کافئین نیز می توانند با ریتالین تداخل داشته باشند.

داروهای سرماخوردگی یا آلرژی

قبل از مصرف ریتالین، فرد باید سایر داروهایی را که مصرف می کند به پزشک یا داروساز خود اطلاع دهد. پزشک یا داروساز می توانند در مورد تعاملات احتمالی با ریتالین مشاوره لازم را به فرد بدهد.

افرادی که از ریتالین استفاده می کنند، چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنند؟

هر کسی که نسخه ای از داروهای ریتالین را دریافت می کند، برای بررسی نیازهای دارویی خود باید مرتباً به پزشک یا متخصص بهداشت دیگر مراجعه کند. از آنجا که ریتالین یک داروی کاملاً کنترل شده است، فرد هر بار به نسخه جدیدی از پزشک نیاز خواهد داشت.

اگر دارو اثرات خود را از دست داد یا عوارض جانبی نامطلوبی داشت، فرد باید به پزشک خود اطلاع دهد. پزشک ممکن است مقدار داروی تجویز شده را تغییر دهد. فردی که ریتالین مصرف می کند هرگز نباید دوز خود را تغییر دهد و ابتدا باید با پزشک مشورت کند.

اگر فردی دچار بی حسی در انگشتان دست و پا یا تغییر حساسیت پوست یا رنگ پوست شد، باید حتماً با پزشک خود تماس بگیرد.

هشدارها و احتیاط در مصرف داروی ریتالین

1.         احتمال وابستگی به دارو و سوءاستفاده از دارو وجود دارد (بسته به میزان، نحوه مصرف و فرد استفاده‌کننده). اگر چه وابستگی جسمانی به ریتالین همانند مواد مخدری نظیر تریاک و شبه مرفین‌ها گزارش نشده‌است؛ اما پزشکان بر وابستگی روانی و نیاز به افزایش میزان مصرف آن که پدیده تحمل (Tolerance) نیز نامیده می‌شود، اتفاق نظر دارند.

2.         از علائم ترک جسمانی و روانی این قرص می‌توان به دردهای عضلانی، خواب آلودگی و افسردگی نام برد. این دارو فقط برای افرادی تجویز می‌شود که سابقه کامل آنها به‌طور دقیق ارزیابی شود. برای بیمارانی با واکنش حاد استرس نباید تجویز شود. در مصرف طولانی مدت دارو، بهتر است آزمایش‌های منظم شمارش سلول‌های خونی، شمارش افتراقی و شمارش پلاکت‌ها نیز انجام شود.

3.         در صورت عدم بهبودی پس از یک ماه مصرف، باید دارو را قطع کرد. این دارو نباید برای درمان حالت‌های خستگی مفرط طبیعی، افسردگی و سایکوزها استفاده شود. نیاز به ادامه مصرف دارو باید مرتب ارزیابی شود و در زمان تعطیلات و زمان‌هایی که مصرف آن نیاز نیست، مصرف کاهش یافته یا قطع شود. افزایش در جه حرارت بدن، بی نظمی در ضربان قلب، سردرد و تهوع، افزایش فشارخون و تشنج از عوارض مصرف بیش از اندازه ریتالین است. استفاده از این ماده طبق قوانین جهانی مبارزه با دوپینگ ممنوع می‌باشد.

کلوزاپین

کلوزاپین یکی از انواع داروهای ضد روان‌پریشی است که اغلب برای مهار کردن بیماری‌های سایکوز مانند روان‌گسیختگی یا اسکیزوفرنی از آن استفاده میشود و زمانی تجویز می‌گردد که فرد به درمان‌های دیگر پاسخ نداده باشد.

این دارو به علت آسیب به گلبول‌های سفید خون و عوارض جسمی و روانی حتما باید زیر نظر پزشک و با احتیاط مصرف گردد چراکه کلوزاپین می‌تواند حتی باعث مرگ افراد شود.

همچنین لازم است که پزشک قبل از تجویز دارو آزمایش خون از فرد بگیرد. توجه داشته باشید که این دارو با داروهای ضد اضطراب و افسردگی نیز تداخل دارد و از مصرف همزمان آن‌ها اکیدا بپرهیزید

موارد مصرف قرص کلوزاپین

این دارو عموما برای بیماری‌های روانی سایکوتیک تجویز می‌شود و می‌تواند بر روی نشانگان مثبت روان‌گسیختگی مانند توهم و هذیان و بر روی نشانگان منفی مانند دوری از جامعه و رفتارهای غیر اجتماعی تاثیرات درمانی مهمی داشته باشد.

این دارو عموما برای بیماران سایکوزی که حال وخیمی دارند تجویز می‌شود.

موارد تجویز این دارو شامل موارد زیر است :

درمان اسکیزوفرنی در بیماران مقاوم به درمان، مخصوصا  در بیمارانی که به سایر داروهای مهار کننده سایکوز متعارف (حداقل دو عدد دارو) مقاومت نشان ‌می‌دهند

کاهش دادن احتمال خودکشی در بیماران اسکیزوفرنی که شدیدا در فکر اقدام به خودکشی هستند

درمان‌ بیمارهای مبتلا به مانیا که نسبت به بقیه درمان‌ها مقاومت نشان‌ می‌دهند

درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت اسیکیزوئید

مکانیسم اثر

کلوزاپین روی گیرنده های دوپامینی و سروتونرژیکی اثر میکند. این دارو همچنین اثر مهاری بروی گیرنده‌های آدرنرژیک،کولینرژیک و هیستامینی از خود نشان می دهد.

کنترل رفتار و علایم روانی با کمترین بروز عوارض خارج هرمی

تشدید اختلالات خواب (از طریق بلوک گیرنده هیستامینی)

شروع اثر:

بهبود خواب 1 هفته
اثرات ضدجنون 12-6 هفته

طول اثر:

متغیر

اوج اثر:

12-6 ماه

منع مصرف

در صورتی که دچار اختلالات و بیماری‌های خونی مانند آگرانولوسیتوز، میلوپرولیفراتیو مخصوصا دیسکرازی خونی یا پیشینه مبتلا شدن به آن و ضعف مغز استخوان هستید این دارو را نباید مصرف کنید. موارد دیگری با منع مصرف نسبی، مانند اختلال کبدی و اختلالات قبلی دستگاه قلبی و عروقی وجود دارند

عوارض مصرف قرص کلوزاپین

این دارو می‌تواند باعث شود که گلبول‌های سفید خون از بین بروند و سیستم ایمنی بدن را به شدت ضعیف کنند. این اتفاق اگر بخواهد رخ دهد معمولا در 6 ماه اول اتقاق می‌افتد و بعد از آن فقط 1 درصد افراد را درگیر می‌کند. عوارض این دارو بسیار مشخص و برجسته هستند که باعث عدم پذیرش از سمت بیماران می‌شود. از شایع‌ترین عوارضی که پس از مصرف این دارو به وجود می‌آید افزایش وزن، لرزش، سرگیجه، سردرد، خواب‌آلودگی، تهوع، یبوست، خشکی دهان یا افزایش بزاق دهان، دید تار، افزایش ضربان قلب و تعریق زیاد است. همچنین خطر تشنج با بالا رفتن دوز در شخص بیشتر می‌شود.

از عوارض دیگر این دارو می‌توان به یرقان، کم‌خونی همولوتیک، ناتوانی جنسی، رنگ‌پریدگی، کاهش یا افزایش دمای بدن، ژنیکوماستی، اختلال در قاعدگی، نعوذ دائم، کابوس شبانه، احتقان بینی، آریتمی قلبی، گالاکتوره، به ندرت تغییرات فشار خون، افزایش قند خون، استفراغ، مشکل در دفع ادرار و میوکادریت و پروکادریت اشاره کرد

انتخاب دکتر امین رفیعی پور به عنوان چهره برگزیده پژوهشی ایران در ماه بهمن 1400

به گزارش مرکز مشاوره و کلینیک روانشناسی تارا، کمیته ارزشیابی نهاد سینماپیشرو دکتر امین رفیعی پور را به عنوان چهره برگزیده پژوهشی ایران در ماه بهمن 1400 انتخاب و به شهروندان و جامعه علمی کشور در قلمرو روانشناسی سلامت معرفی می کند. در همین راستا، نهاد سینماپیشرو به عنوان تنها مرجع رسمی ارزشیابی سواد رسانه اجتماعی در ایران تلاش ها، نوآوری ها، و خدمات ایشان را ارج نموده و امید دارد که جامعه بزرگ و فرهیخته ایرانی با حضور افراد علمی همواره در مسیر تعالی و پیشرفت قرار گیرد.

از جمله خدمات دکتر رفیعی پور مداومت، پیگیری و نوآوری های پژوهشی و همچنین آموزش و هدایت دانشجویان مقاطع متنوع دانشگاهی به ویژه متخصصان قلمرو سلامت در مقطع دکترای تخصصی بوده است. قلمروهای پژوهشی و تخصصی دکتر رفیعی پور در ذیل مطالب صدرالذکر آورده شده است:

روان‌شناسی سلامت، فناوری‌های اعصاب و روان، روان‌شناسی فیزیولوژیک، فیزیولوژی اعصاب و غدد، اصول ژنتیک و مشاوره.

تخریب سلول‌های مغزی با کووید-19

تحقیقات جدیدی که در مجله‌ی “Nature Neuroscience” منتشر شده است اولین مطالعاتی است که نشان می‌دهد چگونه ویروس سارس-کوو-۲ به طور مستقیم به سلول‌های مغز آسیب می‌رساند.

گروهی بین‌المللی از دانشمندان دریافتند که ویروس‌ها می‌توانند به سلول‌های رگ‌هایی که سد خونی-مغزی را تشکیل می‌دهند آسیب برسانند و باعث بروز عوارض عصبی کوتاه و طولانی مدتی شوند که به طور معمول در پی بیماری کووید-۱۹ گزارش می‌شود.

اثرات ویروس سارس-کوو-۲ بر مغز هنوز در حال پدیدار شدن است و محققان در تلاشند تا اثر کلی این کروناویروس جدید بر بدن انسان را درک کنند.

مشکلات شناختی از جمله “مه مغزی” به طور معمول در کسانی که عوارض طولانی‌مدت کووید-۱۹ را تجربه کرده‌اند گزارش می‌شود و در مطالعه‌ی بافت‌ مغز افرادی که فوت شده‌اند، نشانگرهای مولکولی التهاب مغز مشاهده شد که نشان می‌دهد ویروس می‌تواند بر مغز اثر بگذارد.

با این‌حال، هنوز مشخص نیست که آیا ویروس سارس-کوو-۲  وارد مغز شده و به طور مستقیم باعث بروز چنین آسیب‌هایی می‌شود یا این عوارض عصبی ناشی از واکنش سیستم ایمنی است که در پاسخ به ویروس به وجود آمده و باعث التهاب اعصاب می‌شود.

اوایل سال جاری تحقیقاتی که توسط عصب‌شناسان دانشگاه ییل انجام شده بود نشان می‌داد که چگونه ویروس می‌تواند به طور مستقیم سلول‌های مغز را آلوده کند اما هنوز ابهاماتی در مورد رخ دادن این موضوع در واقعیت وجود دارد. بررسی اینکه آیا کووید-۱۹ سلول‌های مغزی را آلوده کرده است یا خیر کار دشواری است.

این تحقیقات جدید متمرکز بر نوع خاصی از سلول‌های مغزی به نام سلول‌های اندوتلیال عروق مغزی بود. این سلول‌ها عضو مهمی در سد خونی-مغزی هستند. سد خونی-مغزی دیواری محافظتی است که از ورود مواد خارجی و مولکول‌های سمی به مغز جلوگیری می‌کند.

محققان برای درک اثر سارس-کوو-۲ بر سلول‌های اندوتلیال به بررسی بافت مغز درگذشتگان در اثر کووید-۱۹ پرداختند. “جان ونزل”(Jan Wenzel)، عصب‌شناسی که بر روی این پروژه کار می‌کند می‌گوید: در مغز این دسته از افراد در مقایسه با گروه شاهد تعداد بیشتری سلول مرده یافت شد.

“ونزل” در توییتر خود توضیح داد: با توجه به داده‌هایی که از تغییر میکروواسکولار(عروق کوچک) در بیماران مبتلا به کووید-۱۹ داشتیم به بررسی این عروق در مغز افراد فوت شده از کووید-۱۹ پرداختیم و شاهد افزایش مرگ سلول‌های مویرگی در این افراد بودیم.

محققان با آزمایش سلولی و حیوانی دریافتند که چگونه ویروس سارس-کوو-۲ می‌تواند سلول‌های اندوتلیال را نابود کند. بر طبق این نظریات، این آسیب باعث کاهش خون‌رسانی به مغز شده و مشکلات شناختی ایجاد می‌کند و خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی را افزایش می‌دهد.

“ونزل” می‌گوید: ما فکر می‌کنیم که سارس-کوو-۲ با آلوده کردن سلول‌های اندوتلیال باعث بیان آنزیم پروتئاز می‌شود. این آنزیم پروتئین “NEMO” که برای زنده ماندن سلول‌های اندوتلیال ضروری است را از بین می‌برد.

یافته‌های ما شاید بتواند دستکم بخشی از عوارض عصبی ایجاد شده در اثر بیماری کووید-۱۹ که نه تنها در طول بیماری بلکه پس از آن بروز می‌دهد را توضیح دهد. مواردی مثل افزایش خطر سکته، حمله صرع و کووید طولانی‌مدت.

خوشبختانه این تحقیقات نشان می‌دهد که این آسیب‌ها قابل درمان هستند و مدل‌های موش نشان داد که می‌توان از چنین آسیب‌هایی جلوگیری کرد. “ونزل” همچنین می‌گوید که واکسن زدن می‌تواند در کاهش آسیبی که ویروس به سد مغزی-خونی وارد می‌کند موثر باشد.

اگرچه این تحقیقات نتایج قوی و محکمی داشته است اما هنوز پاسخی قطعی برای این سوال که سارس-کوو-۲ چه تاثیری بر مغز انسان می‌گذارد، وجود ندارد. نمی‌توان به طور قطعی گفت که آسیب‌های مشاهده شده در مغز درگذشتگان از کووید در اثر ویروس بوده است. همچنین نمی‌توان اثرات طولانی مدت این آسیب‌ها را فهمید.

برخی از محققان به تازگی هشدار داده‌اند که ممکن است طی سال‌های آینده آمار مبتلایان به بیماری‌های عصبی مانند پارکینسون افزایش یابد که این موضوع می‌تواند از عوارض طولانی مدت کووید-۱۹ باشد.

“زوئی هاید”(Zoe Hyde)، محقق استرالیایی که در این تحقیقات نقش نداشته می‌گوید که این یافته‌ها اثرات بالقوه کووید-۱۹ بر مغز را نشان می‌دهد و این موضوع می‌تواند در آینده باعث افزایش آمار زوال عقل شود.

“کیت گرگورویک”(Kate Gregorevic)، متخصص بیماری‌ افراد مسن می‌گوید که این یافته‌ها نشان نمی‌دهد که آیا ابتلا به کووید-۱۹ خفیف نیز می‌تواند بر خطر ابتلا به بیماری‌های زوال عقل در آینده اثر بگذارد یا خیر.

او افزود: این تحقیقات با بررسی مغز کسانی که برای هفته‌ها از دستگاه تنفسی استفاده می‌کردند و در اثر کووید-۱۹ فوت شدند انجام گرفت و نمی‌توان آن را به کسانی که به کووید-۱۹ خفیف دچار شده‌اند تعمیم داد.

“وینسنت پریوت”(Vincent Prevot) از نویسندگان این مقاله که کمی ملاحظه‌کارتر است می‌گوید که این یافته‌ها سوالات دیگری ایجاد می‌کند. آگاه بودن از اثرات بالقوه سارس-کوو-۲ اهمیت دارد و باید بیماران را طی چند سال آینده تحت نظر داشت.

زیر سوال رفتن اخلاق در دوران کرونا؛ آیا من هنوز آدم خوبی هستم؟

آسیب‌های ناشی از کرونا در دو سال اخیر برخی از افراد را با این پرسش هولناک روبه‌رو کرده است: آیا من هنوز هم آدم خوبی هستم؟

درطول همه‌گیری کرونا، مردم وادار به گرفتن تصمیمات سختی شدند که شاید در گذشته روبه‌رو شدن با آن‌ها را محال می‌دانستند.

کَتلین تِرنِر (Kathleen Turner)؛ پرستار ۵۲ ساله‌ بخش مراقبت‌های ویژه در سانفرانسیسکو مدام نگران و دلواپس همین تصمیمات سخت بود. از بهار سال گذشته که جمعیت بسیار زیادی از بیماران کووید-۱۹ در بیمارستان بستری شدند، او به‌ناچار به بیماران آرام‌بخش داده است با دانستن اینکه این کار ممکن است اثرات منفی ماندگاری بر سلامت‌شان داشته باشد و بار‌ها فرصت خداحافظی کردن خویشاوندان را از عزیزان درحال مرگشان گرفته است.
  مثلاً سال گذشته طبق دستورات اجازه نداد خانمی مادر درحال مرگش را ملاقات کند، آن‌هم در روز مادر. کتلین ترنر می‌گوید: «من از دستوری که روی یک تکه کاغذ نوشته شده بود اطاعت کردم، اما یک انسان خوب در این شرایط چه تصمیمی می‌گیرد؟ قطعا کاری را که من کردم نمی‌کند.»

درمجموع، این تجربیات حس اخلاقی این پرستار را به‌شدت زیر سوال برده‌اند و او را به جایی رسانده‌اند که از خودش بپرسد: «من واقعا آدم خوبی‌ام؟ آیا نباید به خوب بودنم شک کنم؟»

دوره‌ همه‌گیری برای کارکنان بخش مراقبت‌های درمانی، به‌طور ویژه‌ای سخت گذشت، چراکه آن‌ها مدام درحال جنگیدن با این انتخاب بودند که دارو‌های نجات‌بخش را در اختیار چه کسانی قرار دهند و دیگر این که تجهیزات حفاظت شخصی را به بهای آلوده کردن بیماران، همکاران و خودشان دوباره استفاده کنند.


اما مردم عادی هم درگیر چنین سناریو‌های ناخوشایندی بودند. ماموران کفن‌ودفن ناچار بودند قبر‌های قدیمی را مجدداً خالی کنند تا برای اجساد بیشتر فضا باز شود. بسیاری از ما با این مسئله مواجه بودیم که با وجود احتمال انتقال ویروس، آیا به دیدن پدرومادر یا پدربزرگ و مادربزرگ برویم یا نه.

در برخی موارد، این موقعیت‌ها مردم را دچار حالتی می‌کند که روان‌شناسان به آن «آسیب اخلاقی» می‌گویند؛ به‌عبارتی احساساتی نظیر شرم، گناه و سرگردانی بعد از زیرپا گذاشتن آداب اخلاقی خود فرد. معمولا آسیب‌های اخلاقی به شکل حس خیانت دیدن از رهبران و سازمان‌هایی که در وهله‌ نخست مردم را وادار به گرفتن چنین تصمیماتی کرده‌اند بروز می‌کند و ممکن است منجر به رفتار‌هایی از قبیل سوءمصرف مواد مخدر و انزوای اجتماعی شود.

ما تازه شروع به درک آسیب‌های همه‌گیری کرده‌ایم. هر مرگ ناشی از کووید-۱۹ سیلی از غم و اندوه را به سوی خانواده‌های داغ‌دار روانه کرده است. میلیون‌ها نجات‌یافته از ویروس کرونا هنوز قادر به فراموشی آن‌چه‌که این بیماری برسرشان آورد، نیستند. حتی کسانی هم که به این بیماری مبتلا نشدند چاره‌ای نداشتند جزاینکه با ازدست دادن شغل و فرصت‌ها و اضطراب کنار بیایند. از این‌ها که بگذریم اصل این مطلب در مورد کسانی است که سال گذشته اصول اخلاقی خودشان را اساسا زیرپا گذاشتند.

«آسیب اخلاقی» یک کشف تازه نیست. در سال ۱۹۹۴، جاناتان شای (Jonathan Shay) روان‌شناس بالینی این اصطلاح را زمانی ساخت که بعد از بازگشت برخی از سربازان آمریکایی فهمید که آن‌ها در اثر تجربه‌ی حوادث تلخ در ویتنام دچار دگرگونیِ شدید شخصیتی شده‌اند. این دگرگونی‌ها به‌وضوح با آن‌چه که معمولا به‌نام اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) شناخته می‌شود متفاوت بودند.

محرک دگرگونی آن‌ها اکثراً وقایعی بود که به اصول اخلاقی آن‌ها خدشه وارد کرده بود تا فرار از مرگ و کلنجار رفتن با ترس و ناامیدی مداوم پس از آن. آسیب اخلاقی، بیماری روانی درنظر گرفته نمی‌شود و محققان همچنان درحال روشن کردن مرز‌های دقیق این مفهوم و تغییرات رفتاری ناشی از آن هستند. اما چیزی که بااطمینان می‌دانند اینست که قرارگرفتن در معرض وقایع آزاردهنده به‌لحاظ اخلاقی منجر به آسیب واردن آمدن به سلامت روان خواهد شد. یکی از این آسیب‌ها افسردگی است.

از زمانی‌که جاناتان شای این ایده را مطرح کرد، روان‌شناسان و روان‌پزشکان دامنه‌ی آسیب اخلاقی را گسترش داده‌اند تا شامل انواع سناریو‌ها شود: افسران پلیسی که در لحظه‌ شلیک کردن به یک فرد باید در یک چشم بهم زدن تصمیم درست بگیرند، آتش‌نشانانی که قبل از فروپاشی یک ساختمان درحالِ سوخت باید تصمیم بگیرند چه کسی را نجات دهند، حتی روزنامه‌نگارانی که خبر‌های حساس و مهم را پوشش می‌دهند.

در طول همه‌گیری کرونا، این مفهوم در تمام پست‌های سختی که افراد عهده‌دار آن‌ها بودند کشش جدیدی پیدا کرده است. خویشاوندان داغ‌داری که نمی‌توانند با عزیزانشان خداحافظی کنند، خانواده‌های سوگواری که نمی‌توانند در مراسم خاکسپاری شرکت کنند و بیمارانی که به‌درستی به آن‌ها رسیدگی نشده است، هریک از این‌ها می‌تواند محرک آسیب اخلاقی باشد.

به نظر نِیل گرینبِرگ (Neil Greenberg) استاد روانپزشک از کینگز کالج لندن، کل جمعیت پتانسیل دچار شدن به این آسیب را دارند و ممکن است از خودشان بپرسند: «آیا من کار درستی کردم؟ دیگران چطور؟ آیا اونا کار درست رو انجام دادن؟»

به نقل از سوزان شِیل (Suzanne Shale)؛ متخصص اخلاق پزشکی، ویژگی اصلی آسیب اخلاقی احساس خیانت دیدن از همکاران، رهبران و تشکیلاتی است که مردم را به تردید‌ها و سردرگمی‌های اخلاقی وادار کردند. کاتلین ترنر و پرستاران دیگر بخش آی‌سی‌یو برای به‌حداقل رساندن قرارگیری کل تیم در معرض خطر، به‌ناچار نقش‌های متعددی را برعهده گرفتند: نظافت اتاق‌ها، گرفتن آزمایش‌های خون، انجام معاینات عصب‌شناسی و نماینده بودن برای خانواده‌هایی که نمی‌توانند همراه بیمارشان باشند. انجام تمامی این وظایف به تِرنِر احساس طردشدگی و بی‌ارزشی داده است. به گفته‌ی او این وضعیت قطعاً تکاپوی قدرت را در بخش مراقبت‌های درمانی آشکار کرده و بر آن تآکید می‌کند، این‌که چه کسی حق دارد بگوید «نه، ریسک من بیش‌ازحد بالاست. من نمی‌تونم برم اتاق اون مریض».

کِیت دوپویی (Kate Dupuis)؛ محقق و روان‌پزشک بالینی کالج شِریدن کانادا هم بعد از تصمیم دولت مبنی‌بر تعطیلی مدارس و یادگیری حضوری در آغاز پاندمی احساس کرد زیربنای اخلاقی‌اش به لرزه درآمد و عواقب بالقوه‌ این تعطیلی بر سلامت روان فرزندانش او را دچار اضطراب کرد.

به گفته‌ی ویکتوریا ویلیامسون (Victoria Williamson)؛ محققی که آسیب اخلاقی را در دانشگاه آکسفورد و کینگز کالج لندن می‌گذراند، برای برخی از افراد که امروز با آسیب اخلاقی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، احتمالا در آینده فرصتی معروف به «رشد پس از آسیب» پیش خواهد آمد که به‌موجب آن، برعکس، حس هدفمند بودنِ افراد پس از رویداد‌های ناخوشایند، تقویت می‌شود. برای مثال، سال گذشته احمد علی، یک روحانی در بروکلین، نیویورک در جریان انجام مراسم مذهبی خاکسپاری از دیدن جابجایی نادرست یک جسد و لکه‌های خون ریخته‌شده از تیوب IV جداشده از آن احساس کرد اصول اخلاقی‌اش زیر سوال رفته است، اما این تجربه، ازخودگذشتگی او برای کمک به دیگران را از پیش بیشتر کرد و او با خود چنین فکر کرد که آن تجربه یک محرک معنوی برای بالابردن ایثار او در این راه بوده است».

باوجوداین، آسیب اخلاقی ممکن است حسِ سرگشتگی و ناتوانی درک وقایع تلخ را در افراد ایجاد کند. به عقیده‌ گرینبِرگ اگر آسیب اخلاقی جدی گرفته نشود، خطر واقعی ابتلا به افسردگی، سوءاستفاده از الکل و گرایش به خودکشی وجود دارد. کسانی‌که از آسیب اخلاقی رنج می‌برند مستعد انزوا، ارتکاب رفتار‌های خودویرانگرانه و قطع ارتباط با دوستان و خانواده هستند.

در بریتانیا، آسیب اخلاقی میان کهنه‌سربازان نظامی با ازدست دادن ایمان به مذهب سازمان‌یافته مرتبط بوده است. هزینه‌ روان‌شناختی یک واقعه‌ی آسیب‌زا تاحدزیادی با اتفاقات پس از آن سنجیده می‌شود؛ به‌این‌معنا که فقدان پشتیبانی خانواده‌ها، دوستان و کارشناسانی که بتوانند در هضم و درک درست وقایع تلخ به این افراد کمک کنند (به‌ویژه حالا که بیشتر ما به‌واسطه‌ی کرونا با این درد آشنا شدیم)، عواقب جدی برای سلامت روان دربرخواهد داشت. گرینبِرگ می‌گوید: «مرحله‌ای که هم‌اکنون در آن هستیم مرحله‌ی بسیار حساس و مهمی است».

سیندا راشتون (Cynda Rushton) استاد اخلاق بالینی و پرستاری در دانشگاه جان هاپکینز بر این باور است که اگر بگذاریم آسیب اخلاقی شدت بگیرد، هزینه‌ی بالایی را باید بپردازیم: احساس خیانت و ازدست‌دادن اعتماد ممکن است حس وحدت ما را هم ازبین ببرد. به گفته‌ او: «این زخم‌ها را باید بازگو کرد، تصدیق کرد و بهبود بخشید، درغیراین‌صورت در بدن، قلب و ذهن ما باقی می‌مانند و سلامت و شرافت و برابری ما را منحط خواهند کرد».

این اثرات اجتماعی شاید حالا هم میان کارکنان بخش بهداشت و درمان پدیدار شده باشد. براساس یک نظرسنجی تازه، یک‌چهارم از این کارکنان خواستار بازنشستگی پیش‌ازموعد درنتیجه‌ی فشار پاندمی کرونا و حدود ۱۲ درصد در جست‌وجوی تغییر شغل هستند.

یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای شروع فرایند بهبود به گفته‌ گرینبِرگ این است که کمک کنیم این افراد از آن‌چه که تجربه کرده‌اند روایت‌های معناداری خلق کنند. انجام این کار مستلزم این است که این افراد بپذیرند و تشخیص بدهند که در آن‌چه که پیش آمده مقصر نیستند.

گرینبِرگ می‌گوید: «این داستانی است که با گفتنِ من مقصرهستم یا تقصیر رئیس بود پایان نمی‌یابد. بلکه پایان درست آن اینست: هیچ‌کس خودش نخواست در این موقعیت باشد».

شرایط تِرنِر در محیط کار طی چند ماه گذشته بهتر شده است: میزان بستری بیماران کووید ۱۹ در بیمارستان کمتر شده و کارکنان حالا از تجهیزات بهتری برخوردارند. اما در پایان شیفت و هنگام ترک بیمارستان و رفتن به خانه، او همچنان غرق احساس بیگانگی می‌شود. از کنار افرادی عبور می‌کند که دوباره مثل قبل در کافی شاپ‌ها نشسته‌اند یا در پارک با هم گپ می‌زنند، اما او نمی‌تواند از فکر وقایعی که پشت‌سر گذاشته بیرون برود.

تنش‌های خانوادگی از دوران جنینی به فرزند منتقل می‌شود

متخصص روانشناسی و استاد دانشگاه با اشاره به تبعات مخرب اختلافات خانوادگی بر فرزندان گفت: اختلافات و تنش‌های خانوادگی از دوران جنینی به فرزند منتقل و سبب می‌شود، کودک با محرک‌های اضطرابی متولد شود.

حسین ابراهیمی‌مقدم در خصوص چگونگی ارتباط والدین در حضور فرزندان اظهار داشت: ارتباطات خانوادگی و روابط پدر و مادر با یکدیگر، بر فرزندان (در همه گروه‌های سنی) تاثیرگذار است.

این روان‌درمانگر تصریح کرد: به عنوان مثال، برخی از والدین تصور می‌کنند، فرزندان در سنین کودکی که اصطلاحا «زبان باز نکرده‌اند» مفهوم واژه‌ها، الفاظ رکیک و بی‌حترامی والدین به یکدیگر را درک نکرده و بنابراین تاثیر نمی‌پذیرند.

وی ادامه داد: اما در این دوران، کودک علیرغم عدم درک الفاظ رکیک و بی‌احترامی، احساسات و عواطف پدر و مادر، لحن صدا و زبان بدن را فهمیده و این احساسات میزان امنیت محیط پیرامونی را برای او تعیین می‌کند.

ابراهیمی‌مقدم با اشاره به مشکلات ناشی از تجارب کودکی افزود: در صورت احساس عدم امنیت، پایه‌های زندگی روانی او در سال‌های آتی به طور متعارف پایه‌ریزی نخواهد شد و امروز بخش اعظم مشکلات شماری از مراجعان مراکز مشاوره و روانشناسی، ناشی از تجارب تلخ دوران کودکی است.

این روانشناس همچنین با تاکید بر اهمیت آموخته‌های دوران کودکی توضیح داد: میزان یادگیری کودک در ۵ سال نخست زندگی معادل آموخته‌های او از ۵ سالگی به بعد است.

وی با بیان اینکه برخی از والدین هم با تصور اهمیت این دوران، صرفا در ۵ سال نخست دوران کودکی احترام متقابل را حفظ می‌کنند، تاکید کرد: جنین در رحم مادر هم این اختلافات را درک می‌کند.

این استاد دانشگاه توضیح داد: با بروز اختلافات خانوادگی و افزایش تنش و نگرانی در خانواده، طپش قلب مادر افزایش یافته و سیستم سمپاتیک فعال می‌شود، این مساله باعث ترشح آدرنالین شده و جنین از طریق بند ناف با دریافت مواد غذایی و خون مادر، این محرک‌های اضطرابی را هم دریافت می‌کند.

وی افزود: بنابراین کودک قبل از تولد، حالات اضطرابی را به همراه داشته و در دوران کودکی و نوجوانی با تداوم اختلافات پدر ومادر، برخی رفتارها همچون بی‌اختیاری ادراری، جویدن ناخن و گاه تیک‌های عصبی مانند تیک‌های چشمی را بروز می‌دهد.

ابراهیمی‌مقدم اضافه کرد: با آغاز دوران مدرسه و مشاهده این اختلافات، ترسی درون فرزندان ایجاد می‌شود و این مساله بروز وابستگی کودکان به والدین را به دنبال خواهد داشت، این وابستگی که با آغاز دوران مدرسه باید کاهش یابد، در کودکان تشدید شده و در کلاس‌های آموزشی به طور مداوم ذهن کودک را به رویدادهای احتمالی خانه سوق می‌دهد.

وی تاکید کرد: در حقیقت مشاهده اختلافات پدر و مادر در این دوران باعث می‌شود، کودک به طور دائم در ترس و وحشت ناشی از فرضیه‌های احتمالی همچون درگیری والدین، کتک خوردن مادر، مرگ یکی از طرفین و… بوده و تمرکز کافی برای یادگیری دروس آموزشی را نداشته باشد.

وی افزود: برخی از فرزندان در مدرسه به دلیل این ترس و وحشت روانی، مدام به فکر اتمام کلاس و خروج از مدرسه بوده و برخی از کودکان و نوجوانان نیز سعی در فرار از مدرسه خواهند داشت.

این مشاوره خانواده یادآور شد: در نتیجه این مسائل فرزندان به محیط خارج از منزل کشیده شده و این مساله می‌تواند آسیب‌های متعددی را به دنبال داشته باشد. اصطلاحا پسران و دختران فراری که مورد تعدی و تجاوز و سوءاستفاده قرار می‌گیرند نیز می‌تواند ناشی از مشکلات خانوادگی باشد.

ابراهیمی‌مقدم ادامه داد: این فرزندان همچنین برای جلب توجه گاه به مسائلی چون اعتیاد به سیگار و مواد مخدر روی آورده و احساس می‌کنند، باید یک بازنمایی از زندگی پدر و مادر داشته باشند.

وی افزود: این فرزندان باوجود اینکه اذعان داشته در یک محیط ناامن پرورش یافته و شاهد ناسازگاری و بی‌احترامی والدین به یکدیگر بوده‌اند، برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، همسری با شرایط مشابه را انتخاب می‌کنند.

ابراهیمی‌مقدم گفت: در واقع این فرزندان الگوی رفتاری و سبک صحیح زندگی را نیاموخته و خواستار تغییر و تحول هم نیستند، زیرا تصور می‌کنند که سبک زندگی آموخته شده، سبک قالب و صحیح زندگی است.

این مدرس یادآور شد: رفتارهای توام با بی‌احترامی موجب کاهش احساس ارزشمندی شده و کاهش این اعتماد و عزت نفس می‌تواند اعمال و رفتارهای متعددی همچون خیانت و طرد طرف مقابل را به همراه داشته باشد. در واقع این رفتار و سبک زندگی همانند یک الگو از طریق خانواده به فرزندان منتقل و این چارچوب غلط زنجیره‌وار ادامه خواهد یافت.

وی تصریح کرد: این فرزندان همچنین احساس کینه و بغض وعناد نسبت به والدین را در دوران کهولت سن پدر ومادر بروز داده و والدین را در دوران ناتوانی حمایت و پشتیبانی نخواهند کرد، در مقابل فرزندان خود نیز اینگونه عمل می‌کنند و جز این رفتار و عمل را نیاموخته‌اند.

ابراهیمی‌مقدم اظهار داشت: در حقیقت زنجیره خشونت و بی‌احترامی، تهمت و افترا و ناسازگاری نسل به نسل منتقل شده و بنابراین برای حرکت در مسیر درست باید از امروز این زنجیره را قطع کنیم.

افزایش اختلالات روانی با جولان روانشناس‌نماها در فضای مجازی

چند سالی می شود که برخی افراد با نام روان شناس، اما با ماهیت روان شناس نما وارد چرخه درمانی سلامت روان کشور شده اند، افراد سوءاستفاده گر و کلاهبرداری که از مشکلات مردم جامعه با فن بیان خوب و انجام برخی روش ها برای جذب دنبال کننده به نفع جیب خود تغذیه می کنند، افراد متقلبی که نوک پیکان هدفشان به روی جامعه و قشر آسیب دیده است، به طوری که می توان گفت آنها از هرحربه ای برای پیشبرد منفعت خود بهره می برند.
افرادی که کارشان با شدت گیری ویروس کرونا بیشتر شد و دوران کرونا و با ارتباط گیری در فضای مجازی تعداد این متخلفان را روزانه افزایش داد و به یکباره بالا برد، افرادیکه هیچگونه تحصیلات حرفه ای روانشناسی ندارند و تنها با این اسم و با ارائه مطالبی که هیچ پایه علمی ندارند و تنها با یک فن بیان خوب می توان آنها را انتقال داد قصد تلکه کردن جیب مردم را دارند .

بیش از ۵ هزار روان شناس نما در کشور وجود دارد
دکترمحمد حاتمی رئیس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور  درباره روان شناس نما ها و افزایش تعداد آن ها گفت: برخی افراد سودجو با نام روان شناس واقعی اما با باطنی خلاف بر این اسم قصد درمان سلامت روان افراد جامعه را دارند، افرادیکه خود در صفحات مجازی مشکلات مردم را احصا کرده و با یک فن بیان خوب نسخه روان شناسی عجیب و غریب برای بیماران می پیچند که البته هیچ کدام از این مشاوره ها جنبه علمی و درمانی ندارد و افراد جامعه نباید به صحبت آنها اعتماد کنند.
او افزود: این افراد با تبلیغ غرب گرایانه سعی در تغییر فرهنگ ایرانیان دارند، اما سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور اجازه چنین رفتاری را در جامعه به هیچ یک از این افراد نمی دهد و به تمامی هموطنان توصیه می کند، در صورت مشاهده چنین افراد متخلفی در دایره روان شناسی و مشاوره به بازرسی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور اعلام کنند.

رئیس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور ادامه داد: یکی از فعالیت های مهم سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور طی ۶ ماه گذشته بررسی افراد فاقد صلاحیت و فاقد پروانه نظام روان شناسی بوده است، به طوریکه نزدیک به بیش از ۵ هزار روان شناس نما یا افرادیکه در فضای مجازی خود را با عنوان روان شناس معرفی کرده اما هیچ گونه پروانه و یا مجوز از سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور نداشته اند محرز شده است.
دکترحاتمی ادامه داد: در حال حاضر اسامی ۷ هزار روان شناس مورد تائید سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور در سایت سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور ثبت شده است، همچنین نزدیک به ۳۳ هزار نفر به صورت کارآموز و کارورز عضو سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور هستند که تعداد این افراد با روان شناسان مورد تائید این سازمان به ۴۰ هزار نفر می رسد.

او خبرداد: آمار دقیقی از تعداد روان شناس نماها در کشور وجود ندارد، اما براساس دنبال کننده های این افراد در صفحات مجازی می توان گفت آمار این افراد حتی از روان شناسان واقعی و دارای تائید صلاحیت سازمان بالاتر است، افرادیکه هیچ گونه مدرک روان شناسی و مشاوره از آنها در هیچ یک از دانشگاه ها ثبت نشده و طبق بررسی ها اغلب این افراد دارای رشته هایی نظیر: مکانیک، علوم تجربی هستند و در مقطع دیپلم تحصیل کرده اند و تا به امروز حدود ۴۵۰ پرونده تخلف توسط سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور احصا شده است.
این روان شناس و روان درمانگر، تصریح کرد: متاسفانه بسیاری از افراد از سایر ارگان ها مدارک روان شناسی خود را دریافت می کنند، اما هموطنان توجه داشته باشند تنها آن دسته از افرادیکه مجوز و پروانه خود را از سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور دریافت کرده باشند می توانند به عنوان روان شناس در جامعه فعالیت کنند، همچنین در آینده نزدیک لیست اسامی افراد روان شناس نما بر روی سایت نظام روان شناسی و مشاوره کشور برای تفکیک روان شناس واقعی از روان شناس نما درج خواهدشد.
چگونه به یک روانشناسی اعتماد کنیم؟

دکترحاتمی اظهار کرد: به تمامی هموطنان توصیه می شود برای دریافت خدمات روان شناسی و مشاوره چه در حوزه خانواده و چه در حوزه کودکان و نوجوانان حتما به روان شناسان و مشاورانی که دارای پروانه از سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور هستند اعتماد کرده و خدمات خود را از این افراد دریافت کنند.
او در پاسخ به اینکه تعرفه روان شناسان برای ۴۵ دقیقه مشاوره در کشور به چه صورت است، بیان کرد: سازمان نظام و روان شناسی و مشاوره کشور طبق مصوبه هیات دولت برای ۴۵ دقیقه مشاوره برای روان شناسانی با مدرک کارشناسی ارشد ۱۴۰ هزار تومان و برای روان شناسانی با مدرک دکتری ۱۸۷ هزار تومان در نظر گرفته است.

همچنین افراد می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ارائه تخلفات با شماره تلفن ۶۶۹۰۳۵۴۴ ارتباط برقرار کنند، زیرا هیچ یک از روان شناسان نمی توانند غیر از تعرفه های مشخص از افراد آسیب دیده هزینه اضافی دریافت کند.
او در ادامه به برخورد سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشوربا روان شناس نما پرداخت و گفت: در گام اول وظیفه سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور آگاهی بخشی به مردم است و اگر این کار از سوی افراد متخلف ادامه داشته باشد، در مرحله دوم افراد متخلف به مراجع قانونی و ذی صلاح معرفی خواهند شد.

دکترحاتمی از هموطنان درخواست کرد: برای دریافت اسامی روان شناسان مورد تائید به سایت سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور مراجعه کنند و در صورت بروز تخلف به بازرسی سازمان اطلاع دهند.
او در پایان از آن دسته از افرادیکه از مشکلات و آسیب های روحی و روانی رنج می برند در خواست کرد: به مطالب فضای مجازی اعتماد نکنند، زیرا نیمی از مطالب درج شده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی فاقد ارزش اعتبار هستند و هیچگونه پایه علمی ندارند، زیرا جولان این دسته از افراد آمار میزان مراجعات به متخصصین روان شناسی را با یک افزایش چشمگیر رو به رو کرده است.

علت کاهش اندازه مغز انسان

در حال حاضر اندازه مغز انسان‌ها از اندازه مغز اجدادشان کوچک‌تر است. البته این کاهش اندازه مغز انسان حتی برای انسان شناسان نیز همانند یک راز بزرگ بوده است.

محققان دانشگاه بوستون در مطالعه اخیرشان به بررسی دقیق تکامل مغز پرداخته‌ و طی آن اظهار کرده‌اند که اندازه مغز انسان در حدود سه هزار سال پیش کاهش یافته است.

مطالعه بر روی مغز مورچه‌ها نشان می‌دهد که کوچک شدن مغز هم راستا با گسترش اطلاعات اشتراکی در جوامع بشری است.

اطلاعات اشتراکی(collective intelligence) دربرگیرنده آن دسته از اطلاعات است که در اثر تلاش‌های پیوسته و مکرر و رقابت افراد بدست می‌آید و در تصمیم‌گیری‌های جمعی خود را نشان می‌دهد.

دانشمندان در این مطالعه الگوهای تاریخی تکامل مغز انسان را مورد مطالعه قرار دادند و سپس یافته‌های خود را با اطلاعات به دست آمده از آزمایش بر روی مورچه‌ها مقایسه کردند.

دکتر “جیمز ترانیلو”(James Traniello) از نویسندگان این مطالعه از “دانشگاه بوستون” گفت: طی این مطالعه یک انسان شناس بیولوژیکی و یک بوم‌شناس رفتاری و یک عصب پژوه تکاملی، افکار خود را در مورد تکامل مغز با یکدیگر به اشتراک گذاشتند و دریافتند که تحقیقات مرتبط با انسان و مورچه‌ها می‌تواند به شناسایی دقیق این موضوع به آنها کمک کند.

دانشمندان با تجزیه و تحلیل نقطه تغییری بر روی یک مجموعه داده  شامل ۹۸۵ فسیل و جمجمه انسان مدرن دریافتند که اندازه مغز انسان ۲.۱ میلیون و ۱.۵ میلیون سال پیش و در دوران پلیستوسن افزایش یافته اما ناگهان اندازه آن در حدود ۳۰۰۰ سال پیش و در دوران هولوسن کاهش یافته است.

پلیستوسن(Pleistocene)

یکی از دورهای زمین‌شناسی است که از ۲.۵ میلیون سال پیش تا ۱۰ هزار سال پیش را پوشش می‌دهد.

هولوسن یا هولوسین(holocene)

نام آخرین دور زمین‌شناسی است که در پایان پلیستوسن شروع و همچنان تا به امروز ادامه دارد.

هولوسین بخشی از دوره کواترنری به‌شمار می‌رود.

کواترنری نیز بخشی از زمان‌بندی زمین‌شناسی است که در انتهای عصر نوزیستی قرار دارد.

بنابر یافته‌ها تغذیه و زندگی اجتماعی با افزایش اندازه مغز انسان مرتبط است.

محققان گفتند مورچه‌ها می‌توانند مدل‌های متنوعی را برای درک اینکه چرا ممکن است اندازه مغز به دلیل زندگی اجتماعی افزایش یا کاهش پیدا کند، ارائه دهند.

چرا که تنها با مطالعه فسیل‌ها نمی‌توان درک کرد که چرا اندازه مغز افزایش یا کاهش یافته است.

محققان با مطالعه مدل‌های محاسباتی و مشاهده الگوهای اندازه، ساختار و مصرف انرژی مورچه‌های کارگر  دریافتند که شناخت و تقسیم کار در سطح گروهی ممکن است بر تغییر اندازه مغز تاثیر بگذارد. این بدان معنی است که در یک گروه اجتماعی که دانش به اشتراک گذاشته می‌شود یا افرادی حضور دارند که در کارهایی خاص تخصص دارند، کارایی مغز ممکن است بنابر آن شرایط سازگاری و تطبیق پیدا کند.

ترانیلو در انتها گفت: تصور می‌کنیم که این کاهش اندازه مغز به دلیل افزایش وابستگی افراد به اطلاعات اشتراکی بوده است و این ایده این مطلب که گروهی از افراد، باهوش‌تر از باهوش‌ترین فرد گروه هستند(و این موضوع نیز اغلب خرد جمعی نامیده می‌شود) را نشان می‌دهد.