اثرات طولانی مدت مصرف مت‌آمفتامین

مت‌آمفتامین برای درمان خط دوم اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی و چاقی‌های مزمن، به صورت محدود در پزشکی کاربرد دارد. در طول درمان ممکن است پزشک برای بررسی تغییرات رفتاری یا لازمه ادامه درمان، قطع مصرف این دارو را برای شما تجویز کند. استفاده طولانی مدت ممکن است موجب وابستگی به این دارو و ابتلا عوارض پس از ترک دارو شود.

مصرف طولانی مدت متامفتامین اثرات منفی بسیاری همچون اعتیاد به همراه دارد. اعتیاد، نوعی بیماری مزمن و عود کننده است که با جستجو و استفاده از داروهای اجباری و همراه با تغییرات عملکردی و مولکولی در مغز مشخص می شود.   میزان مجاز مصرف، با توجه به اثرات خوشایند متامفتامین در صورت تکرار مصرف گسترش می یابد. مصرف کنندگان اغلب نیاز دارند تا دوز مصرف خود را بالاتر برده و تعداد دفعات مصرف نیز افزایش می یابد و یا نحوه مصرف تغییر پیدا کرده تا به به اثر مطلوب دارو برسند. افرادی که به طور طولانی مدت این دارو را مصرف می کنند علائمی چون اضطراب شدید، گیجی، بی خوابی، اختلالات روانی و رفتار خشونت آمیز از خود بروز می دهند.

همچنین دچار علائم روان پریشانه ای نظیر پارانویا، خطای دیداری و شنیداری و توهماتی چون احساس حرکت حشره زیر پوست هستند. این علائم می تواند ماه ها و سال ها پس از ترک مواد نیز ادامه داشته باشد و استرسی که افراد مصرف کننده متامفتامین که سابقه روان پریشی نیز داشته اند از خود بروز می دهند، به بازگشت خود به خودی روان پریشی در اثر متامفتامین سرعت می بخشد.

این علائم و سایر مشکلات بیانگر تغییرات قابل توجهی در مغز این افراد است. مطالعات تصویر برداری از اعصاب، تغییراتی را در فعالیت سیستم دوپامین مغز نشان می دهد که با کاهش سرعت فعالیت مغز و آُسیب به یادگیری کلامی همراه بوده است. مطالعات درباره افرادی که مصرف شدید متامفتامین دارند همچنین تغییراتی ساختاری و عملکردی در نواحی ای از مغز را نشان داده است که مرتبط با احساس و حافظه بوده که دلیلی برای مشکلات شناختی و احساسی در این افراد به حساب می آید.

بررسی مدل های اولیه نشان می دهد که مصرف متامفتامین در ساختارهای مغز مرتبط با تصمیم گیری، تغییراتی ایجاد نموده و به توانایی مغز در توقف رفتارهای اعتیادی غیرمفید و ضد تولیدی آسیب می رساند. این دو اثر با هم مرتبط بوده که نشان دهنده تغییر ساختاری در کاهش انعطاف پذیری روانی است. چنین تغییراتی در ساختار و عملکرد مغز می تواند توضیح مت‌آمفتامین عوارض فاجعه بار و جبران‌ناپذیری دارد که با ورود به سیستم عصبی مرکزی باعث آزاد شدن ناگهانی انتقال دهنده عصبی دوپامین در مغز می‌شود که باعث تحریک سلولهای مغزی و افزایش حالت تهاجمی و افزایش حرکات جسمی می‌شود. دهد که چرا معتادین به متامفتامین سخت درمان می شوند و احتمال بازگشت به مصرف در اوایل درمان وجود دارد. مصرف متامفتامین همچنین تاثیراتی منفی بر سلول های غیر عصبی مغز به نام میکروگِلیا داشته است.


این سلول ها، سلامتی مغز را با دفاع در برابر عوامل آلوده و عفونی و از بین بردن سلول های آسیب دیده پشتیبانی می کند. محققان در مطالعه ای به کمک تصویربرداری از مغز به این نتیجه رسیدند که سطح سلول های میکروگلیا در افرادی که قبلا مصرف متامفتامین داشته اند بیشتر از دو برابر بوده است که بیانگر اثرات سمی بر سلول های مغز است.

مصرف متامفتامین خطر سکته را نیز افزایش داده که می تواند آسیب غیر قابل بازگشت را در مغز باعث شود. همچنین خطر ابتلا به بیماری پارکینسون نیز در افرادی که سابقه مصرف این مواد را داشته اند دیده شده است. از اثرات منفی جسمی مصرف این مواد نظیر کاهش وزن، فساد دندان و جراحات پوست نمی بایست غافل شد.

به طور کلی اثرات مصرف متامفتامین به دو صورت کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می شود:

اثرات کوتاه مدت:
• خوشی زودگذر
• هشیاری و افزایش انرژی
• افزایش تحرک و فعالیت بدنی
• پر حرفی
• افزایش تحریک جنسی
• افزایش پرخاشگری
• احساس هیجان، آشفتگی، اضطراب و هراس
• علائم روان پریشی( یک مشکل جدی روانی که می تواند شامل شنیدن صدا، توهم، توهمات پارانویایی، و رفتار پرخاشگرانه باشد).
استفاده از مت آمفتامین همچنین ممکن است شرایط روانی موجود ( به عنوان مثال افسردگی، اضطراب) را بدتر کند.

اثرات بلند مدت:
اثرات روانشناختی طولانی مدت مصرف متامفتامین که با افزایش ریسک موارد زیر همراه است:
• اضطراب، افسردگی، پارانویا
• بی خوابی
• کاهش تمرکز و حافظه ضعیف
• رفتار روان پریشانه
• افکار خودکشی و خودکشی
• خشونت

گزارش تصویری: کسب مدال طلا پرتاب نیزه پارالمپیک

70 درصد افراد جهان حداقل یکبار در طول زنـدگی خـود چنین پدیده‌ای را تجربه کرده اند!

آشناپنداری (دژاوو) چیست؟

تصور کنید به‌سمت محل کارتان در حرکت هستید که ناگهان حس می‌کنید قبلا هم درست در چنین موقعیتی بوده‌اید. البته مسلما قبلا هم به‌سمت محل کارتان رفته‌اید، ولی این حس خیلی قوی بوده و درست به همین لحظه و همین مکانی که هستید برمی‌گردد. به چنین موقعیت یا احساسی، «آشناپنداری» یا اصطلاحاً «دِژاوو» می گویند.

دژاوو (deja vu) یـک واژه فـرانـسوی به معنی “از پیش دیده شـده” است.

تعریف کنونی و فراگیردژاوو توسط دکتر وِرنون نِپ (Vernon Neppe) در سال ۱۹۷۹ ارائه شد. این تعریف عبارت است از :

هرگونه درک نا به جای ذهنی از شباهت تجربه حال با تجربه ای غیر مشخص در گذشته.”

70 درصد افراد جهان حداقل یکبار در طول زنـدگی خـود چنین پدیده‌ای را تجربه کرده اند. حـالت دژاوو معمولاً بـــین ۱۰ تا ۳۰ ثانیه بطول می‌انجامد.

دژاوو به دو دسته تقسیم بندی می گردد:

۱دژاوو تداعی گر:

در افراد سالم روی میدهد. این حالت هنگامی که شما چیزی را می‌بینید، می‌شنوید و یا می‌بویید، احساسی را در شما پدید می‌آورد، که در آن چیز‌هایی که پیشتر دیده اید، شنیده و یا بوییده اید را برایتان تداعی می کند.

۲دژاوو بیولوژیکی:

در افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی روی میدهد. این بیماران معمولاً درست پیش از تجربه تشنج، دژاوو را تجربه میکنند. فردی که دژاوو بیولوژیکی را تجربه میکند، به واقع باور دارد که این شرایط را عیناً در گذشته تجربه کرده است، و نه یک احساس لحظه‌ای که فوراً ناپدید میشود.

نظریه‌های پیشتاز درباره علت پدیده:

۱توجه تقسیم شده:

این نظریه که به نظریه تلفن همراه نیز شهرت دارد، هنگامی که ما حواسمان به چیزی منحرف میگردد (صحبت با تلفن همراه)، باز بطور نیمه خودآگاه (زیر آستانه ای) وقایع پیرامون خود را به حافظه می‌سپاریم، اما ممکن است آن‌ها را بطور آگاهانه در حافظه خود ثبت نکنیم. سپس وقتی که ما فرصت می‌یابیم به عملی که در حال انجامش میباشیم تمرکز یابیم (رانندگی)، پیرامون ما آشنا بنظر خواهند رسید.

برای مثال وقتی که شما برای نخستین بار وارد منزلی میشوید، توجه شما بیشتر به صاحبخانه معطوف است، اما مغز شما در این حین خانه را از حیث دیداری، شنیداری و یا بویایی مورد پردازش قرار میدهد؛ و شما وقتی که به خانه نظر می‌افکنید، چنین میپندارید که قبلا آن جا بوده اید.

تجربه اولیه یا بطور کامل مورد توجه قرار نگرفته و یا بدرستی و با جزئیات در حافظه رمز گذاری نشده است؛ بنابراین شرایط فعلی آغازگر یادآوری اجزاء از گذشته می‌شود. فرد از آنجایی که دقت کافی نکرده، عمده تجربه اولیه را فراموش کرده است. تجربه اولیه ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه قبل از حالت دژاوو روی داده باشد.

ذهن ناخودآگاه اندکی سریعتر از ذهن خودآگاه ما شرایط پیرامون ما را پردازش و ادراک میکند.

۲نظریه هولوگرام:

خاطرات همچون هولوگرام میباشند، یعنی شما میتوانید کل تصویر ۳ بعدی را توسط هر کدام از اجزاء کل بازآفرینی کنید. هر چه آن اجزاء کوچکتر باشند، تصویر نهایی مبهم‌تر خواهد بود. دژاوو هنگامی رخ میدهد که برخی از جزئیات موجود در محیطی که ما در آن حضور داریم (صحنه، بو، صدا) مشابه برخی بقایای خاطره ما از گذشته است، که مغز ما صحنه کامل را از روی اجزاء (موجود فعلی) بازآفرینی کرده است.

۳پردازش دوگانه:

پردازش دوگانه و یا تاخیر دیداری مبتنی است بر اینکه چگونه مغز اطلاعات جدید را پردازش کرده و خاطرات کوتاه مدت و بلند مدت را ذخیره میکند. به باور برخی دانشمندان پاسخ به تاخیر افتاده نورولوژیکی علت دژاوو است. از آنجایی که اطلاعات به مرکز پردازش مغز از طریق بیش از یک مسیر وارد میگردد، امکان دارد که گاه آن تلفیق و ترکیب اطلاعات با یکدیگر همزمانی نداشته باشند.

– مسیر سیگنال‌های دو چشم به سمت مغز از حیث طول اندکی متفاوت است. مغز اطلاعات را از یک چشم دریافت کرده و فوراً در حافظه ثبت میکند. لحظه‌ای بعد سیگنال از چشم دوم به مغز میرسد. سپس مغز فوراً در می‌یابد که اطلاعات دریافتی آشنا است، دقیقا مشابه آنچه در حافظه موجود است. هرگاه اختلاف ورود اطلاعات دو چشم بیش از ۰٫۰۲۵ ثانیه بطول انجامد، ممکن است مغز دو تصویر را یک تصویر واحد تفسیر نکرده و حالت دژاوو به انسان دست دهد.

– انسان در واقع دو روش پردازش اطلاعات دیداری مجزا در مغز خود دارد. یک مسیر ساقه مغز که در مراحل اولیه تکامل، مغز برای پردازش اطلاعات دیداری از آن استفاده میکرده است؛ و مسیر جدید تالاموس که انسان امروزی از آن استفاده میکند، چراکه کارامدی و سرعت عمل آن بیشتراست. برخی افراد که کماکان مسیر قدیمی ساقه مغزشان فعال است، مغز دو تصویر مجزا از یک صحنه دریافت میکند که دژاوو را پدید می‌آورد.

۴منابع دیگر خاطرات:

ما دارای خاطرات ذخیره شده فراوانی از جوانب گوناگون زندگی خود هستیم. نه تنها از تجارب شخصی خودمان بلکه از تجارب دیگران، فیلم‌های سینمایی، تصاویر و کتاب‌های که مطالعه شان کرده ایم. ما ممکن است خاطرات محکمی از چیز‌هایی که دیده و یا خوانده ایم در حافظه مان داشته باشیم، بدون اینکه آن‌ها را شخصاً تجربه کرده باشیم. به مرور زمان این خاطرات ممکن است به ذهن ما رانده شوند. وقتی ما چیزی را می‌بینیم و تجربه می‌کنیم که بسیار شبیه یکی از همین خاطرات است به ما احساس دژاوو دست میدهد.

۵رویاها:

عقیده بر آنست که رویا‌ها مستقیماً بدون ورود به حافظه کوتاه مدت در حافظه بلند مدت ثبت میشوند. دژاوو ممکن است خاطره یک رویای فراموش شده با عناصر یکسان در تجربه فعلی در بیداری باشد.

۶نظریه زیگموند فروید:

دژاوو هنگامی روی میدهد که فرد خودبخود یک خیالپردازی ناخوداگاه را به خاطر می‌آورد. از آنجایی که (آن خیالپردازی) ناخودآگاه است مضمون و محتوای خیالپردازی از سطح آگاهی بلوکه شده است. اما حس آشنایی (به خودآگاه) نشت میکند و تجربه دژاوو را پدید می‌آورد.

انواع دژاوو:

deja vecu =از پیش تجربه شده

deja senti=از پیش حس شده

deja visite=از پیش بازدید شده

deja voulu=از پیش آرزو شده

deja entendu=از پیش شنیده شده

deja eprouvre=از پیش تجربه شده

deja fait=از پیش انجام شده

deja pense=از پیش اندیشیده شده

deja su=از پیش دانسته شده

deja dit=از پیش بیان شده (مضمون)

deja lu=از پیش خوانده شده

deja reve=از پیش در رویا دیده شده

deja parle=از پیش بیان شده (عین واژه ها)

deja recontre=از پیش ملاقات شده

توجه:

جامائس وو (جومس وو) jamais vu: به معنی”هرگز دیده نشده” حالت عکس دژاوو میباشد. هرگونه وضعیت و صحنه آشنا که برای ناظر ناآشنا بنظر رسد. فرد در یک لحظه یک شخص، واژه و یا مکان آشنا را نمیتواند تشخیص بدهد، و تصور میکند تا به حال با آن روبرو نشده است. مثلاً وقتی با دوست خود در حال صحبت کردن میباشید، ناگهان تصور میکنید با یک فرد غریبه در حال گفتگو هستید.

پرسک وو (presque vu): به معنی”تقریبا دیده شده” میباشد. به حالتی اطلاق میگردد که اطلاعات آشنا بوده و، اما دسترسی به آن‌ها امکان پذیر نیست. اصطلاح “نوک زبان بودن” میباشد.

چگونه با کودکی که دستِ‌بزن دارد، رفتار کنیم؟

کتک زدن در کودکان دلایل زیادی دارد که برای کنترل آن باید ریشه‌های این رفتار را در روش‌های تربیتی والدین بررسی کرد.

در جامعه پرتنش امروز پرخاشگری در کودکان به وفور دیده می‌شود و این موضوع با دست بزن داشتن کودک تفاوت دارد اما این روزها کودکان پرخاشگری و کتک زدن یکدیگر را در رفتارهایشان جای داده اند که این رفتار ریشه در روش‌های تربیتی دارد.

روش‌های برخورد با کودکی که دست بزن دارد

پیشگیری کنید
قبل از تعامل کودکتان با کودکان دیگر احساس امنیت او را افزایش دهید و همیشه در دسترس او باشید. اگر متوجه شدید کودک شما به سمتی که احتمال کتک زدن وجود دارد، می‌رود دخالت کنید و بین او و کودکی که می خواهد او را کتک بزند قرار بگیرید.

آرام باشید
هنگامی که کودکتان در حال گریه کردن است، مانع او نشوید زیرا با این‌کار او آرام می‌شود و احساس بهتری پیدا می‌کند. اگر کودکتان بچه ای را زده آرام باشید، نفس عمیق بکشید و به خودتان بگویید «او کتک زده چون ترسیده است و من باید با آرامش و صمیمیت این ترس را کم کنم».

جبران کردن را به کودک آموزش دهید
قبل از این‌که به سراغ کودک خود بروید به سمت کودکی که کتک خورده بروید و او را آرام کنید، با صمیمیت به کودکتان بگویید برخورد تو درست نبوده و سپس او را با کودک کتک خورده روبرو کنید. هنگام مواجهه با کودک کتک خورده بگویید متاسفیم که علی یا … تو را کتک زد، آیا با عذرخواهی حال تو بهتر می شود؟


سرزنش نکنید
اگر کودکتان را سرزنش کنید او فکر می‌کند شما ائرا دوست ندارید. بنابراین احساس ترس خواهد کرد و به پرخاشگری روی می آورد پس باید با کودک همدلی کنید تا او این رفتار را از شما یاد بگیرد.

کودک را از محل درگیری دور کنید
آرام باشید و کودک خود را از محل درگیری دور کنید این رفتار باعث می‌شود کودک به رفتارش فکر کند.

کمک به شناخت احساسات
کودک شما می‌داند که کتک زدن کار بدی است اما او نمی تواند جلوی خود را بگیرد پس باید شما به او کمک کنید تا احساساتش را بشناسد و احساس امنیت کافی در او ایجاد کنید. مثلا بگویید :تو از زدن دوست خیلی ناراحتی و من می‌دانم و خیلی ناراحتم که آنجا نبودم تا به تو کمک کنم اما الان پیش تو هستم.

حال کودک با خندیدن بهتر می‌شود
اگر کودک بعد از دعوا گریه نکرد، اجازه ندهید به میان بچه‌ها برگردد زیرا ممکن است دوباره دعوا کند. در این مواقع سعی کنید او را بخندانید تا حالش بهتر شود.

احساس‌تان را مدیریت کنید
احساسات خود را کنترل کنید تا بتوانید بهتر به کودک خود کمک نمایید.

کودکان را تنبیه نکنید
کودکان از رفتارهای والدین الگو می‌گیرند اگر شما آنها را تنبیه کنید او بیشتر به کتک‌کاری با بچه‌های دیگر تمایل پیدا می‌کنند.

در پایان گفتنی‌ است؛ پرخاشگری و کتک زدن کودکان دیگر توسط کودکتان علت‌های زیادی مانند برونی سازی احساسات، ترس و جلب توجه و… دارد بنابراین ابتدا باید دلایل این رفتار در کودکان را بررسی کنید و سپس دنبال راه مناسبی برای کاهش این رفتار در کودک باشید.

استرس بر یادگیری تاثیر منفی دارد؟

هدف از آموزش‌های مدارس آماده‌سازی جوانان برای دنیای بزرگسالی نه فقط در فرصت‌های تجاری بلکه در حفظ روابط و تعامل با افراد دیگر است. در حالی که مدرسه فرصتی برای بزرگسالان جوان فراهم می‌کند تا سناریوهای رایج دنیا را شبیه‌سازی کنند اما ممکن است ناخواسته مفهوم دیگری از دنیای واقعی یعنی استرس ارائه دهند. آمارها این حقیقت نگران‌کننده را نشان می‌دهند که استرس دانش‌آموزان واقعی است و در برخی موارد، شاید برابر با استرسی باشد که بزرگسالان تحمل می‌کنند.

به نقل از ریسرش گاید، نیازهای جسمی و روحی اغلب متناسب با پیشرفت فراگیران افزایش می‌یابد. علاوه بر این، عوامل بیرونی مانند زندگی خانوادگی، امور مالی، دوستان و سلامت روانی ممکن است نقش حمایتی یا عامل ایجاد حواس پرتی در تحصیل ایجاد کنند. در یک نظرسنجی تحقیقات ملی ارزیابی سلامت کالج ملی که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، اکثر دانشجویان مقطع کارشناسی از استرس و اضطراب به‌عنوان مهمترین عوامل منفی در عملکرد تحصیلی یاد می‌کنند.

هدف این مطلب بحث در مورد آمار استرس فراگیران در مدارس، کالج‌ها و دانشگاه‌ها و شناسایی برخی از دلایل اساسی استرس و تعداد دانش‌آموزان و دانشجویانی است که تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. همچنین منابع احتمالی رهایی از استرس موجود در مدارس یا محافل اجتماعی برای دانش‌آموز را شناسایی کرده است. به این ترتیب، مربیان، مدیران مدارس و والدین می‌توانند عوامل مختلفی را که باعث ایجاد استرس در دانش‌آموزان می‌شود و آنچه را که می‌توانند برای رفع آنها انجام دهند، درک کنند. همچنین باید به دانش‌آموزان در مورد چگونگی کنار آمدن آنان با استرس ایده بدهد.


آمار استرس دانشجویان عمومی
با وجود بیماری همه‌گیر ویروس کرونا که هنوز نشانه‌هایی از پایان آن وجود ندارد، بسیاری از فعالیت‌های معمول، زمینه کاهش یا حتی توقف را دارند. اما نتایج مطالعات قبل از شیوع جهانی نشان می‌دهد که دانشجویان به‌طور معمول در هنگام تحصیل در دانشگاه دچار استرس بیشتری می‌شوند. در سال ۲۰۱۸، ۴ درصد متقاضی بیشتری برای کالج‌های ایالات‌متحده در مقایسه با سال ۲۰۱۷ وجود داشت اما فقط ۶۵ درصد پذیرفته شدند. ۲۴ درصد از دانشجویان در مورد آینده خود و پیدا کردن شغل پس از فارغ‌التحصیلی تحت فشار قرار دارند.

نتایج مطالعات نشان می‌دهد که از هر پنج دانشجوی دانشگاه‌های انگلستان که قبل از ورود به دانشگاه بدون استرس بودند، یک نفر از اواسط دوره تحصیلی از لحاظ بالینی مضطرب تشخیص داده می‌شود.

سالانه حدود ۵۰۰ دانش آموز ژاپنی زیر ۲۰ سال خودکشی می‌کنند. در ابتداء هر سپتامبر (یا شروع سال تحصیلی)، میزان خودکشی در نوجوانان سه برابر بیشتر از روزهای دیگر است.

از هر ۱۰ دانشجو ۶ نفر «اضطراب طاقت فرسا» را تجربه کرده‌اند، در حالی که بیش از ۴۰ درصد از آنان با افسردگی فلج‌کننده روبرو شده‌اند. بین سال های تحصیلی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵، ۳۰ درصد تعداد دانشجویان آمریکایی که به مراکز مشاوره دانشگاه مراجعه کرده بودند، افزایش یافته است.


استرس در بین دانش‌آموزان
استرس برای یک دانش‌آموز متوسطه ممکن است کمی با آنچه دانشجویان دانشگاه تجربه می‌کنند متفاوت باشد اما به این معنی نیست که آنان این استرس را راحت‌تر تجربه می‌کنند. سروکار داشتن با تکالیف مدرسه و یک شبکه اجتماعی رو به رشد، همراه با جسمی که به سرعت خود را به دوره نوجوانی می‌رساند، چیزی است که می‌تواند منجر به استرس شود.

در اینجا برخی آمار وجود دارد که نشان می‌دهد نوجوانان چگونه با نقش جدید خود به‌عنوان دانش‌آموز دبیرستانی برخورد می‌کنند. در ایالات‌متحده آمریکا از هر ۱۰ نوجوان، هفت نفر (بین ۱۳ تا ۱۷ سال) اضطراب یا افسردگی را به‌عنوان یک مشکل عمده در میان همسالان خود در جامعه عنوان کرده‌اند. ۷۵ درصد دانش‌آموزان دبیرستانی در دوران تحصیل خستگی، عصبانیت، غم، ترس یا استرس را ابراز کردند. در یک مقیاس ۱۰ نمره‌ای، که مقادیر طبیعی برای بزرگسالان ۳.۸ است، نوجوانان آمریکایی میزان استرس خود را با نمره متوسط ۵.۸ ارزیابی می‌کنند. سه چهارم (۷۵ درصد) دانش‌آموزان دبیرستان‌ها اغلب یا همیشه با احساس استرس در مورد تکالیف مدرسه روبرو هستند.


استرس در بین دانشجویان کالج و دانشگاه
همان‌طور که پیش از این گفته شد، زندگی دانشگاهی در مقایسه با دبیرستان کمی پیشرفته‌تر است. دانشجویان نه‌تنها باید با حجم کاری علمی بیشتری کنار بیایند بلکه از آنان انتظار می‌رود که برای اولین بار عملکرد اجتماعی داشته باشند، برنامه‌ریزی مالی کنند و با زندگی در خارج از خانه کنار بیایند. انجمن بهداشت کالج آمریکا (۲۰۱۵) اعلام کرد که استرس به جدی‌ترین مانع تحصیلی در بین دانشجویان بیش از ۱۰۰ کالج و دانشگاه در سراسر ایالات‌متحده تبدیل شده است. ۴۰ درصد دانشجویان اقرار می‌کنند که از هفت روز هفته پنج روز استراحت ناکافی دارند. از هر چهار دانشجوی آمریکایی یک نفر کمبود خواب دارد که بر عملکرد تحصیلی تاثیر منفی داشته و موجب نمرات پایین‌تر، از دست دادن مهلت ارائه مقاله یا پروژه یا اجبار به انصراف از کلاس شده است. دانشجویان که ۶ ساعت یا کمتر در شب می‌خوابند، میانگین نمره آنان پایین‌تر از دیگران است. ۴۰ درصد از دانشجویان آمریکایی چرت می‌زنند اما در کل کمتر از افرادی که چرت می‌زنند، می‌خوابند. ۴۵درصد دانشجویان ادعا کردند که متحمل استرس بیش از حد متوسط شده‌اند، در حالی که ۳۳ درصد از دانشجویان استرس متوسط را گزارش کرده‌اند و ۱۲.۷ درصد گفته‌اند که این استرس بیش از اندازه است. دانشجویانی که بدون استرس یا استرس کمتر از حد متوسط را گزارش کردند، در مجموع ۹ درصد بودند.

از هر ۱۰ دانشجوی دانشگاه انگلیس هشت نفر در مدرسه استرس و یا اضطراب را گزارش کردند و ۴۵ درصد از دانش‌آموزان در دوره  تحصیل خود احساس استرس کرده‌اند که این آمار بالاتر از تعداد دانشجویانی است که از کلاس‌های خود لذت می‌برند (۴۱ درصد).


عوامل شایع استرس دانشجو
استرس به اشکال مختلف وجود دارد، زیرا ظرفیت انسان برای نگرانی نامحدود است. به غیر از گمان‌های معمول در مورد امتحانات و نمرات، استرس از طریق ناتوانی در سازگاری با زندگی خارج از منطقه راحت شما (خانه) و برخورد با یک حلقه اجتماعی جدید به دور از دوستان دوران کودکی و خانواده نیز ایجاد می‌شود. مشکلات دیگری که برای بزرگسالان وجود دارد مانند بودجه، وام‌ها و گرفتن شغل، برای اکثر افراد از دبیرستان یا دانشگاه شروع می‌شود.

تکالیف مدرسه یا تکالیف ترم
آزمون‌های پایان ترم  و میان دوره  به‌عنوان مهمترین منبع استرس برای ۳۱ درصد از دانشجویان ایالات‌متحده محسوب می‌شوند. استرس ناشی از کلاس و حجم تکالیف با ۲۳ درصد در جایگاه سوم بود. تکالیف خانه در رتبه چهارم با ۱۳ درصد قرار گرفت.   ۳۶.۵ درصد از دانشجویان  استرس را  بزرگترین عامل عملکرد منفی علمی و ۲۹.۵ درصد اضطراب را عاملی منفی ذکر کردند. در مورد دانش‌آموزان متوسطه آمریکا، ۶۱ درصد از نوجوانان اعتراف کردند که برای گرفتن نمرات خوب فشار زیادی را تحمل کردند. در مقابل، ۲۹ درصد برای خوب به نظر رسیدن تحت فشار هستند، ۲۸ درصد  باید از نظر اجتماعی مناسب باشند و ۲۱ درصد  تحت فشار درگیر کردن خود در فعالیت‌های فوق برنامه و مهارت در ورزش هستند.


زورگویی و آزار و اذیت
قربانیان زورگویی ۲۹ درصد از دانشجویان را تشکیل می‌دهند. ۳۷ درصد دانش‌آموزان آمریکایی دوران دبیرستان و متوسطه بین سنین ۱۲ تا ۱۷ سال مورد آزار و اذیت اینترنتی قرار گرفتند. دانش‌آموزان دختر آمریکایی در مدرسه بیشتر از مردان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند (۲۴ درصد در مقابل ۱۷ درصد). درصد بالاتری از دانشجویان پسر گزارش می‌کنند که مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار گرفته‌اند (۶ درصد در مقابل ۴ درصد).

جدایی یا دوری از خانواده
بیش از ۳۰ درصد دانشجویان آمریکایی احساس غربت می‌کنند. دانشجویان سال اول این احساس را بدتر تجربه می‌کنند، زیرا  ۶۹ درصد احساس دلتنگی شدید را گزارش کردند. ۹۲ درصد از بیش از یک میلیون دانشجوی بین‌المللی در ایالات‌متحده می‌گویند که آنان هنگام تحصیل در خارج از کشور دلشان برای خانه تنگ می‌شود.


وام‌های دانشجویی؛ نگرانی‌های مالی
هزینه متوسط دانشگاه چهار ساله دولتی آمریکا سالانه بیش از ۲۰ هزار دلار است، در حالی که هزینه موسسات خصوصی حداقل دو برابر با ۴۰ هزار دلار اضافی در سال است. به‌دلیل مشکلات مالی، ۳۲ درصد از دانشجویان آمریکایی گفته‌اند که تحصیلات آنان گاهی اوقات نادیده گرفته می‌شود. ۶۰  درصد دانشجویان نگران این هستند که پول کافی برای پرداخت هزینه تحصیل خود نداشته باشند. ۷۰ درصد دانشجویان در مورد سلامت مالی خود استرس دارند. برای تهیه شهریه، ۴۳ درصد از دانشجویان به صورت تمام وقت و ۸۱ درصد دانشجویان به صورت نیمه وقت در ساعات خارج از تحصیل کار می‌کنند. وام‌ها، روش اصلی تامین هزینه تحصیل دانشجویان برای ۶۴ درصد دانشجویان است. ۳۳  درصد دانشجویان دانشگاه‌های ایالات‌متحده با وام کمتر از ۱۰هزار دلار بدهی دارند، در حالی که ۲۰ درصد بیش از ۳۰هزار دلار بدهکار هستند. حدود ۳۰ درصد دانشجویان به‌دلیل مبلغی که به‌عنوان وام بدهکار هستند، گفتند که تعداد واحدهای خود را کاهش می‌دهند، ۱۶ درصد از تحصیل به‌طور موقت انصراف می‌دهند و ۱۳ درصد به موسسه دیگری که شاید ارزان‌تر است، منتقل می‌شوند.

مسائل بهداشت روان دانشجویان
تعداد دانشجویان آمریکایی با افکار خودکشی یا سایر نتایج مربوط به خودکشی از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۷، ۴۷ درصد (از ۷.۰ درصد به ۱۰.۳ درصد) افزایش یافته است. ۵۴.۲ درصد از پزشکان بهداشت روان تحت بررسی، بر این باورند که اضطراب، افسردگی و استرس مهمترین نگرانی دانشجویان است. طبق انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، ۸۰ درصد دانشجویان آمریکایی گزارش می‌کنند که بعضی اوقات یا اغلب دچار استرس می‌شوند، در حالی که ۳۴ درصد افسردگی دارند.

استرس مربوط به ویروس کرونا
بر اساس گزارش‌های پایش یونسکو در هنگام شیوع همه‌گیری، از هر ۱۰ دانش‌آموز (۸۷ درصد) در ۱۶۵ کشور، ۹ دانش‌آموز در ماه مارس به‌دلیل ویروس کرونا تحت تاثیر تعطیلی مدارس قرار گرفتند.  ۲۰ درصد یا از هر پنج دانشجوی آمریکایی، یک دانشجو در یک نظرسنجی در آوریل ۲۰۲۰ اذعان کردند که امسال سلامت روان طی همه‌گیری به‌طور قابل توجهی بدتر شده است. ۷۸  درصد از خانه‌های دارای دانش‌آموزان دبیرستانی یا کالج در آمریکا اختلالات تحصیلی ناشی از کووید-۱۹ را گزارش کرده‌اند. از این دانشجویان، ۸۰ درصد اعتراف کردند که به‌دلیل این اختلالات از افزایش استرس رنج می‌برند. ۴۴ درصد از دانشجویان نگران هستند که آیا هنوز می‌توانند در دانشگاه ثبت نام کنند. ۶۹ درصد دانش‌آموزان آمریکایی که دچار اختلالات شده‌اند، معتقدند که مدرسه آنان در تمام مراحل انتقال از پشتیبانی کافی برخوردار است.

پشتیبانی بهداشت روانی از دانش‌آموزان
در حالت ایده‌آل، مدارس، مراکز و اشخاص مشخصی را برای کمک به دانش‌آموزان در مقابله با استرس، از جمله هر مسئله اساسی پزشکی یا بهداشت روان، تعیین کرده‌اند. با این حال، تعداد دانش‌آموزانی که از چنین خدماتی بهره‌مند شده‌اند بسیار کمتر از حد انتظار است به این معنی که دانش‌آموزان روش‌های  برای مقابله با استرس ایجاد کرده‌اند و یا این‌که به‌طور کلی از کمک اجتناب کرده‌اند.
۲۳ درصد دانشجویان انگلیس از منابع بهداشت روان موجود در دانشگاه خود راضی هستند. در میان دانشجویان کالج و دانشگاه ایالات‌متحده ۷۵ درصد می‌دانند که برای خدمات حرفه‌ای بهداشت روان در دانشگاه کجا باید بروند.   ۲۰.۳ درصد از دانشجویان که در سال ۲۰۱۸ به دنبال خدمات بهداشت روان بودند از مشاوره یا خدمات بهداشتی کالج یا دانشگاه  خود استفاده کردند. ۶۱ درصد از دانش‌آموزان گزارش کرده‌اند که اطلاعات مربوط به کاهش استرس را از مدرسه دریافت کرده‌اند. ۴۱ درصد دانشجویان به‌دلیل پایان دوره یا ترم خدمات بهداشت روان خود را خاتمه دادند. استفاده از دارو برای مقابله با مسائل مربوط به سلامت روان به آرامی اما به‌طور پیوسته در میان دانشجویان دانشگاه  افزایش یافته است. تعداد دانش‌آموزانی که از ۳۱.۳  درصد در بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ دارو دریافت کرده‌اند به ۳۴.۳ درصد در ۲۰۱۸-۲۰۱۹ رسیده است.

استرس فقط برای بزرگسالان نیست
استرس واقعی است. فضای رقابتی بیش از حد برنامه‌های دانشگاهی، تقاضای دوره‌های آموزشی، شهریه‌های شگفت‌آور، احساس عمومی دوری از خانواده و دوستان برای مدت زمان طولانی، همه برای جدا کردن انعطاف‌پذیرترین‌ها در کلاس طراحی شده‌اند. متاسفانه، در یک سیستم رتبه‌بندی، همیشه کسانی در پشت خط وجود دارند. تشخیص اینکه استرس اتفاق می‌افتد و به‌ندرت قابل پیشگیری است، قدم بزرگی در جهت کمک به رفع آن است.

اطلاعات همچنان کلید کنترل استرس در بزرگسالان است و به اشتراک گذاشتن دانش در مورد امکانات موجود در دانشگاه، می‌تواند به آنان در کم کردن احساس تنهایی کمک کند. همچنین شناخت نگرانی‌های دانشجو در مورد دوره‌های تحصیلی، امور مالی، اضطراب اجتماعی و پذیرش عمومی می‌تواند به مسئولان کمک کند تا برنامه‌هایی را ایجاد کنند که استرس کمتری را موجب شوند.

این مقاله آماری به‌هیچ وجه کامل نیست، بلکه بخش‌هایی از چگونگی اوضاع در زمینه دانشگاه را نشان می‌دهد. مطالعات به‌روز شده، به‌ویژه در زمینه‌هایی مانند استرس یادگیری از راه دور، روش‌های جدید برای حمایت از دانش‌آموزان مبتلا به استرس، و روش‌هایی در مورد چگونگی توسعه برنامه‌های آموزشی که استرس‌های غیرضروری را کاهش می‌دهند، ابزارهای با ارزشی هستند. اگر نتوانیم استرس دانش‌آموزان را برطرف کنیم، حداقل قادر هستیم که وقایع آن را کاهش دهیم.

مبتلایان به کرونا دچار اعصاب محیطی می‌شوند!

 اختلال اعصاب محیطی (گیلن باره) یکی از پیامدهای خطرناک ابتلا به کرونا بوده که با ناهماهنگی حرکت دست و پا همراه است.

سالانه دو نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر به بیماری اعصاب محیطی (گیلن باره) مبتلا می شوند،  این بیماری در مبتلایان  به کرونا بیشتر مشاهده می شود و حتی می تواند زندگی  آنها را با مخاطراتی روبرو کند.

علت این بیماری هنوز به روشنی مشخص نیست ولی معمولا بعد از یک عفونت ویروسی مانند سرماخوردگی یا آنفلوآنزا اتفاق می افتد همچنین بعد از عفونت با یک باکتری به نام کامپیلکوباکتر هم ممکن است بیماری بروز کند و  عفونت با کامپیلوباکتر ممکن است بعد از خوردن آب آلوده یا غذای نپخته ازجمله مرغ  و ماهی رخ دهد.

گیلن باره نوعی بیماری عصبی یا نورولوژیک بوده که اعصاب بدن، دست ها و پاها را درگیر می کند. اختلال نادری است که در اثر حمله سیستم ایمنی به اعصاب محیطی ایجاد شده و به دنبال آن، ضعف بدنی و مشکلات حسی را برای کودک ایجاد می کند.

در این بیماری ، سیستم ایمنی بدن به اعصاب حمله می کند و باعث ایجاد ضعف در ماهیچه ها، بی حسی، گزگز و گاهی اوقات و به ندرت فلج شدن اندام ها می شود و  سوزش و حالت خواب رفتگی ناگهانی در پا و انتقال این حس در نقاط مختلف بدن، یکی از علایم این بیماری بوده و مشکل تنفسی ایجاد کرده و بدن را ضعیف می کند.

این بیماری یکی از پیامدهای خطرناک ابتلا به کرونا بوده که با ناهماهنگی حرکت دست و پا همراه است، طبق مطالعه دانشمندان دانشگاه بیرمنگام، آنتی بادی‌های تولید شده توسط ارگانیسم‌هایی که به ویروس کرونا مبتلا شده اند، مشابه آنتی بادی‌هایی است که باعث شیوع بیماری‌های قلبی و پوستی می شوند. اولین علائم بیماری ضعف و درد عضلانی، بی حسی دست و پا و مشکلات هماهنگی میان دست و پا است.

دکتر حسین پاکدامن رئیس انجمن مغز و اعصاب ایران در گفت و گو با خبرنگار بهداشت و سلامت ایرنا در این زمینه افزود: گیلن باره بیماری التهابی است که دستگاه اعصاب محیطی را درگیر کرده و موجب ضعف عضلات و بی حسی می شود.

وی اظهار داشت: کرونا، ویروسی جهش یافته است که با سویه های متفاوت تغییر رفتار داده و با علایم مختلفی در افراد بروز می یابد و باعث ضعف عضلات، اندام، نارسایی کلیه شده و سیستم عصبی و مغزی را مختل می کند.

رئیس انجمن مغز و اعصاب ایران خاطرنشان کرد: کرونا همچنین با اختلال در دستگاه عصبی و مغزی به همه اعضای بدن از جمله بویایی، شنوایی، کلیه، ریه و نخاع آسیب وارد می کند و عوارض آن تا مدتها در مبتلایان این بیماری باقی می ماند.

پاکدامن با بیان اینکه واکسیناسیون برای مقابله با کرونا امری ضروری است، تصریح کرد: همه افراد جامعه تا زمان انجام واکسیناسیون عمومی ملزم به رعایت پروتکل های بهداشتی از جمله استفاده از ماسک، رعایت فاصله گذاری اجتماعی هستند تا شیوع این بیماری تحت کنترل در آید.

ویروس کرونا موجب بیماری عفونی «کووید۱۹» می‌شود و این ویروس ۲۴ آذر ۱۳۹۸ در شهر «ووهان» واقع در مرکز کشور چین گزارش شد، ابتدا از این بیماری به‌عنوان ذات‌الریه نام ‌برده می‌شد، اما کمیسیون ملی بهداشت چین در ۹ دی ۱۳۹۸ به‌صورت رسمی شیوع این ویروس را در چین اعلام کرد.

«کرونا»، ویروسی است که گستردگی شیوع آن بسیار وسیع است و از جمله راه‌های انتقال آن عطسه، سرفه، دست‌دادن و روبوسی است؛ پزشکان توصیه می‌کنند، افراد علاوه بر پرهیز از دست‌دادن، روبوسی و حضور در مرکزهای عمومی؛ به‌ هنگام عطسه لازم است، جلوی بینی خود را با دستمال بگیرند و یا برای مهار آن از آرنج خود استفاده کنند.

برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا؛ رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی همچون استفاده از «ماسک» و «فاصله‌گذاری اجتماعی» توصیه شده است.

این ویروس کرونا اوایل اسفند ۱۳۹۸ در ایران شیوع یافت و از آن زمان به ۸۵ هزار و ۸۵۹ نفر از هموطنان جان خود را از دست داده اند.

بنا به اعلام وزارت بهداشت، تاکنون ۴ میلیون و ۵۹۲ هزار و ۱۳۹ نفر دُز اول واکسن کرونا و دو میلیون و ۱۳۴ هزار و ۶۶۲ نفر نیز دُز دوم را تزریق کرده اند و مجموع واکسن های تزریق شده در کشور به ۶ میلیون و ۷۲۶ هزار و ۸۰۱ دُز رسیده است.

روانشناس نماها؛ دلالانی که از درد و رنج مردم کسب درآمد می کنند

این روزها فضای مجازی بستری مناسب برای افرادی است که در پوشش روانشناس و مشاوره پول های هنگفتی به جیب می زنند.

روانشناس نماها، افرادی که مدتی است بستر مجازی را برای خود غنیمت شمرده و برای سکه کردن بازار کاری خود در آن جولان می‌دهند؛ به طوری که از هر چند صفحه اینستاگرامی، سند شش دانگ یکی را به نام خود زده اند و ترفند آن‌ها این است که غم واقعی می‌خرند، اما شادی کاذب می‌فروشند.

بهزاد وحیدنیا مدیر کل مشاوره و امور روانشناسی سازمان بهزیستی کشور، در یک گفت و گوی رادیویی، در رابطه با فعالیت روانشناس نما‌ها در فضای مجازی اظهار کرد: اگر بخواهیم بر اساس آن چه که بنده مطلع هستم، آمار روانشناسان را بررسی کنیم به نظر می‌رسد که بیش از ۲۵۰ هزار روانشناس در کشور داریم، اما آمار آن افرادی که در کار حرفه‌ای روانشناسی فعالیت می‌کنند یا مجاز به مداخلات حرفه‌ای هستند بسیار کمتر از این رقم است؛ به طوری که فکر می‌کنم حدود ۷ هزار نف پروانه سازمان نظام روانشناسی دارند و افرادی که در مراکز سازمان بهزیستی، تاییدیه دولت برای فعالیت را دارند حدود ۲۰ هزار نفر هستند.   وی بیان کرد: به نظر می‌رسد که در حال حاضر، فضا در بستر مجازی برای افرادی که می‌خواهند بازار و کار کاذب خود را معرفی کنند، فراهم است و همان طور که مشخص است، این افراد صرفا روانشناس نیستند و به همین منظور، اگر بخواهیم بازار عمومی اجتماع را از لحاظ اقبال آن‌ها از مفاهیم و مطالب اجتماعی رصد کنیم باید بگوییم که مردم از موضوعات مرتبط با روانشناسی بسیار استقبال می‌کنند.

مدیر کل مشاوره و امور روانشناسی سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد: ما با چند دسته از افراد و شاید مطالب روبرو هستیم چراکه در این فضا، افرادی هستند که واقعا روانشناسی خوانده اند، اما اجازه مداخله حرفه‌ای ندارند و برخی دیگر، افرادی هستند که روانشناسی را در سطحی مطالعه کرده اند که فقط اطلاعات عمومی در حوزه روانشناسی دارند و دسته‌ای دیگر هم فارغ از این دو گروه هستند که استنباط‌های فردی خود را بر اساس علائقشان به حوزه روانشناسی مطرح می‌کنند که بخش عمده‌ای از آن‌ها شاید روانشناسی هم مطالعه نکرده اند و صرفا تمایل دارند که وارد حوزه جامعه شناسی و روانشناسی شوند.

وحیدنیا در خصوص راهکار‌هایی به منظور جلوگیری از مشکلات ناشی از روانشناس نما‌ها گفت: اولین قدم این است که در رابطه با فرهنگ، اطلاعات و دانش عمومی مردم باید خیلی کار شود و به همین دلیل، آسیب شناسی‌ها نشان می‌دهد که قسمت اعظمی از آن‌ها به دلیل استقبال‌های عمومی برای این محتواهاست چرا که مردم در خصوص افراد مجاز به مداخلات روانشناسی آشنایی ندارند و بخش دیگری هم به علت آشنا نبودن با محتوا‌های در حال عرضه است.

وی ادامه داد: اعتماد به نفس، یکی از موضوعاتی است که در این فضا و از سوی روانشناس نما‌ها ارائه می‌شود که این برای خیلی از افراد بسیار جذاب است و آن‌ها هم به دنبال چنین موضوعاتی هستند و یا این که چگونه در ۷ ساعت مدیر خوبی شویم؟ که افراد آگاه‌تر و آن دسته از افرادی که با ادبیات بدوی موضوع آشنایی دارند قطعا از نامناسب بودن این محتوا‌ها اطلاع دارند.

حسین مصباح، روانشناس و مشاور رئیس سازمان نظام روانشناسی و عضو کمیسیون تخلفات صنفی و حرفه‌ای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، در ادامه، در رابطه با آمار روانشناسان باید گفت آن چیزی که با دانشجویان، فارغ التحصیلان و… تخمین زده می‌شود رقمی حدود ۲۵۰ هزار نفر است، اما افرادی که مشخصا عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند نزدیک ۳۴ هزار نفر هستند و البته حدود ۶ هزار نفر پروانه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره دارند که به نوعی به صوررت مستقل حق فعالیت روانشناسی دارند و بقیه افراد هم می‌توانند در مراکز خدمات روانشناسی و زیرنظر اساتید دیگری کار روانشناسی و مشاوره را انجام دهند که آن‌ها نمی‌توانند به طور مستقل به فعالیت روانشناسی و مشاوره بپردازند.

عضو کمیسیون تخلفات صنفی و حرفه‌ای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: روانشناس نما‌ها افرادی هستند که عمدتا فاقد تخصص در زمینه روانشناسی و بعضا حتی فاقد مدرک کارشناسی روانشناسی هستند چه برسد به این که صلاحیت لازم را کسب کرده که بتوانند عضو سازمان نظام روانشناسی باشند تا جایی که ما فردی داریم که دیپلمه و در حال حاضر، پرونده اش در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره تشکیل شده است و متاسفانه نزدیک به ۱۰ هزار فالوور دارد و ماهیانه بالای چند میلیارد ار افراد سوء استفاده مالی می‌کند و کارگاه می‌گذاردو برای ارائه خدمات مشاوره روانشناسی به هر فرد در یک روز، نزدیک به ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان هزینه دریافت می‌کند. این در حالی است که سواد روانشناسی هم ندارد.

مصباح ادامه داد: افراد فعال در زمینه روانشناسی، چند دسته مجاز و غیر مجاز هستند و بر اساس تعریف سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و مصوب ابلاغ شده از سوی مجلس از سال ۸۲، یک روانشناس یا مشاور فردی است که حداقل دارای مدرک کارشناسی ارشد از یکی از دانشگاه‌های معتبر مورد تایید وزارتین علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت و درمان را داشته باشد. یعنی حداقل دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی باشد و سازمان نظام روانشناسی نیز موظف کرده است کلیه افرادی که بخواهند در مشاغل روانشناسی و مشاوره فعالیت داشته باشند باید دارای پروانه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره باشند که در این میان، هم حرفه روانشناسی و هم مشاوره باید بدون استثنا از سازمان روانشناسی پروانه بگیرند و در این میان، حتی اگر سازمان‌های دیگر مثل سازمان بهزیستی و وزارت ورزش هم بخواهند مجوز بدهند باید بدوا از سازمان روانشناسی مجوز بگیرند.

وی افزود: افرادی که خارج از این حیطه، به فعالیت روانشناسی و مشاوره می‌پردازند در حال انجام فعالیت غیر مجاز هستند که این افراد هم دو دسته هستند؛ به طوری که برخی از افراد دارای حداقل کارشناسی و یا کارشناسی ارشد هستند، اما مجوز نگرفته اند که کارشناس ارشد‌ها در صورتی می‌توانند مطب راه اندازی کنند که پروانه بگیرند و دفتر روانشناسی یا مشاوره راه اندازی کنند و عمده افرادی که در حال حاضر پروانه دارند دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند، اما در میان آن ها، کمتر افرادی هستند که دارای مدرک دکترا و بالاتر هستند و این موضوع طبیعی است.

عضو کمیسیون تخلفات صنفی و حرفه‌ای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور بیان کرد: طبق برآورد ما، سازمان، برخی از افرادی را که بدون مجوز در فضای مجازی فعالیت می‌کردند را رصد و احضار کرده است که ۷۰ درصد این افراد، از لحاظ مدرک تحصیلی، به نوعی واجد شرایط هستند، اما برای گرفتن مجوز اقدام نکرده اند که این افراد مسائل و مشکلات کمتری دارند، اما عمده مشکلات با ۳۰ درصد افرادی است که فاقد هرگونه تخصص روانشناسی و در حال فعالیت هستند که متاسفانه به آن‌ها روانشناس نما‌ها می‌گوییم.

مصباح تصریح کرد: افرادی که به روانشناسان این تیپی مراجعه می‌کنند و در حقیقت، افرادی که با آسیب‌های روحی – روانی روبرو و بدنبال یک آرامش هستند متاسفانه با چنین روانشناس نما‌ها و تبلیغاتشان روبرو شده و جذب این افراد می‌شوند که در حقیقت، این روانشناس نما‌ها با درد و رنج و آلام روحی مردم کاسبی و از جملات زیبا استفاده می‌کنند که همین موضوع باعث جذب افراد می‌شود.

وی گفت: این روانشناس نماها، از آلام و درد و رنج مردم در دراز مدت کم نمی‌کنند. به طور مثال؛ وقتی زن و شوهری با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند عمدتا بدنبال تایید و تمجید هستند و این روانشناس نما‌ها هم چنین نسخه‌هایی برای آن‌ها می‌پیچند و عملا از همین طریق، افراد را جذب می‌کنند، اما مشکلی که در این میان به وجود می‌آید این است که افراد مراجعه کننده پس از مدتی از این روانشناس نما‌ها ناامید می‌شوند. در حالی که، این روانشناس نما‌ها برای مدتی از آن‌ها سوء استفاده مالی کرده اند که این باعث شکست افراد می‌شود و در حقیقت، این زخم‌ها قابل جبران نیست و این روانشناس نماها، بزرگترین لطمه را به حیثیت اجتماعی و روح و روان مردم وارد می‌کنند.


وحیدنیا مدیر کل مشاوره و امور روانشناسی سازمان بهزیستی کشور، در ادامه گفت: به نظر می‌رسد که عمده مشکلات به دلیل ماهیت فضای مجازی است و باید توجه داشته باشید که شاید یک فرد در فضای مجازی بتواند بیش از ۱۵۰ هویت داشته باشد که شناسایی این فرد و خودابرازی او دشوار است چرا که ممکن است ما در فضای مجازی، شاهد صحبت‌هایی باشیم که جایی بیان نمی‌شود و این فرصت در فضای مجازی بیشتر از هر جایی برای افراد فراهم شود.

وی ادامه داد: باید روی سواد سلامت روان مردم کار شود و وظیفه همه است، هم بخش‌های دولتی و غیر دولتی و هم بخش‌های مربوط به وزارت بهداشت، سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و بهزیستی که حوزه سلامت روان جامعه را پشتیبانی کنند، اما باید توجه کرد که قوانین باید به اطلاع مردم برسد که این موضوع از طرف بخش‌های مختلف در حال انجام است، اما این که رسانه‌ها هم روی آن کار کنند می‌تواند موثر باشد.

مدیر کل مشاوره و امور روانشناسی سازمان بهزیستی کشور افزود: مطابق قانون، سازمان بهزیستی، مرجع حاکمیتی صدور مجوز‌های مراکز و کلینیک‌های روانشناسی در کشور است یعنی سازمان نظام روانشناسی به موضوع افراد می‌پردازد و همه افرادی که می‌خواهند در روانشناسی فعالیت کنند باید غربال شوند که این‌ها در کنار هم می‌توانند مجموعه مکملی داشته باشند و این خدمات باید در بستر ایمنی برگزار شوند.

وحیدنیا افزود: با توجه به این که مردم در حال حاضر در شرایط کرونا به مشاوره‌های تلفنی نیاز دارند و سامانه ۱۴۸۰ هم در سراسر کشور وجود دارد، افراد می‌توانند با این سامانه تماس بگیرند و زیر نظر سوپروایزر‌های آموزش دیده و متخصص و مطابق نیاز روز جامعه، به ارائه خدمات بپردازند وو به افراد پاسخ دهی کنند که در حوزه فضای مجازی، یک مقدار کار از این سخت‌تر است، چون سابق بر این، استاندارد‌های فضای مجازی در کشور ما آن طور که باید برای مشاوره تعریف نشده بود و حالا سازمان بهزیستی ورود پیدا کرده و این استاندارد‌های نظارتی در مراکز مشاوره مجازی را تعریف کرده است؛ به طوری که در حال حاضر، سامانه جامع مدیریت خدمات روانشناسی کشور شروع به کار کرده و در حال ثبت همه مراکز است البته ما سامانه‌هایی هم از قبل داشتیم که البته نه تنها این سامانه جامع‌تر است بلکه این امکان را فراهم می‌کند افرادی که نمی‌خواهند در سایر بستر‌های مجازی خدمات روانشناختی بگیرند در این بستر فضای امنی داشته باشند. بنابراین، تمام مراکز مجاز و همه افرادی که مجاز به مداخلات روانشناسی هستند باید معرفی شوند که به نظر می‌رسد، مجوز‌های مربوط به این آموزش‌ها و برنامه‌های ارتقایی و فعالیت‌ها را هم قاعدتا باید زیرنظر دولت و مجموعه‌های تخصصی کشور پیش ببریم.

بیش‌فعالی بزرگسالی خطر ابتلا به بیماری‌ها را افزایش می‌دهد

نتایج تحقیق جدید انستیتوی کارولینسکا سوئد نشان می‌دهد، در بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه، خطر ابتلا به بیماری‌های سیستم عصبی، تنفسی، اسکلتی عضلانی و متابولیکی افزایش می‌یابد همچنین با کمی افزایش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون، زوال عقل و بیماری‌های قلبی عروقی همراه است.

 ابا دو ریتز، محقق ارشد این تحقیق و فوق دکترا در گروه همه‌گیرشناسی پزشکی و آمارهای زیستی می‌گوید: «شناسایی بیماری‌های جسمانی همزمان ممکن است پیامدهای مهمی در درمان بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه و بهره‌مندی از سلامتی و کیفیت زندگی طولانی‌مدت داشته باشد.»

اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه نوعی اختلال عصبی روان‌پزشکی رایج است که با بی‌توجهی، تکانشگری و بیش‌فعالی مشخص می‌شود و به‌طور معمول با محرک درمانی (متیل فنیدیت‌ها یا آمفتامین‌ها) درمان می‌شود.

نتایج مطالعات قبلی افزایش خطر ابتلا به برخی شرایط سلامت جسمانی در بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه را نشان می‌دهند، اما فقط درباره تعداد محدودی از این ارتباطات تحقیق کاملی ارائه شده است. علاوه بر این، دستورالعمل‌های دقیق درمانی برای بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه و بیماری جسمانی همزمان، تا حد زیادی وجود ندارد.

اکنون، محققان در انستیتوی کارولینسکا ارتباط احتمالی بین اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه و طیف وسیعی از بیماری‌های جسمانی در بزرگسالی و اینکه آیا عوامل ژنتیکی یا محیطی در آن دخیل هستند را بررسی کرده‌اند.

بیش از ۴ میلیون نفر (جفت خواهر و برادر ناتنی مادری و خواهر و برادر اصلی) که بین سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۹۵ متولد شده‌اند، از طریق مرکز ثبت آمار سوئد شناسایی و بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۲۰۱۳ پیگیری شدند و تشخیص‌های بالینی نیز از ثبت ملی بیمار سوئد به‌دست آمد.

محققان خطر ۳۵ بیماری مختلف جسمانی را در افراد مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه در مقایسه با افراد بدون این نقص و در خواهر و برادر مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه در مقایسه با خواهران و برادران بدون این نقص را مورد بررسی قرار دادند.

در افراد مبتلا به بیش‌فعالی از نظر آماری، خطر ابتلا به تمام بیماری‌های جسمانی مورد مطالعه به جز آرتروز افزایش یافت و قوی‌ترین ارتباط برای بیماری‌های سیستم عصبی، تنفسی، اسکلتی عضلانی و متابولیکی یافت شد. بیشترین ارتباط اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه با بیماری کبدی مرتبط با الکل، اختلالات خواب، بیماری انسدادی مزمن ریوی (COPD)، صرع، بیماری کبد چرب و چاقی تشخیص داده شد. اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه همچنین با کمی افزایش خطر بیماری‌های قلبی عروقی، بیماری پارکینسون و زوال عقل مرتبط بود.

هنریک لارسون، محقق ارشد، استاد دانشگاه اربرو سوئد و محقق وابسته در انستیتوی کارولینسکا می‌گوید: این نتایج مهم است، زیرا محرک درمانی نیاز به نظارت دقیق بر بیماران اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه مبتلا به بیماری قلبی، فشار خون بالا و نارسایی کبدی همزمان دارد.

افزایش خطر تا حد زیادی توسط عوامل ژنتیکی زمینه‌ای توضیح داده شد که هم به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه و هم به بیماری‌های جسمانی به استثنای اختلالات سیستم عصبی و بیماری‌های مرتبط با سن کمک می‌کند. خواهران و برادران اصلی مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه به‌طور قابل‌توجهی افزایش خطر ابتلا به بیشتر بیماری‌های جسمانی را نشان دادند.

اکنون هدف محققان مطالعه مکانیسم‌های اساسی و عوامل خطرزا همچنین تاثیر اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه بر مدیریت و پیش آگهی بیماری‌های جسمانی در بزرگسالان است.

نتایج این تحقیق در مجله The Lancet Psychiatry منتشر شده است.

۱۱ تیپ شخصیتی در نویسنده‌ها؛ سبک نوشتاری شما چیست؟

هیچ دو نویسنده‌ای دقیقا شبیه هم نیستند. بعضی از نویسندگان می‌توانند ۱۰ فصل از یک کتاب را قبل از خوردن صبحانه تکمیل کنند، در حالی که برخی دیگر برای جمع و جور کردن افکارشان و تهیه یک طرح کلی به چندین ماه زمان نیاز دارند. برخی دوست دارند فقط با قلم مخصوص خودشان بنویسند و برخی دیگر بهترین آثار خود را با لباس‌خواب مورد علاقه‌شان خلق می‌کنند.

بعضی از نویسندگان می توانند ۱۰ فصل از یک کتاب را قبل از خوردن صبحانه تکمیل کنند، در حالی که برخی دیگر برای جمع و جور کردن افکارشان و تهیه یک طرح کلی به چندین ماه زمان نیاز دارند. برخی دوست دارند فقط با قلم مخصوص خودشان بنویسند و برخی دیگر بهترین آثار خود را با لباس خواب مورد علاقه شان خلق می کنند.
  خوشبختانه، در مورد نوشتن هیچ روش درست یا غلطی وجود ندارد (به جز ننوشتن!). در ادامه این مقاله مگ الگوی نگارش ۱۱ تیپ از نویسندگان مختلف مورد بررسی قرار گرفته که شما احتمالاً برخی از آن ها را می شناسید (یا با آن ها همذات پنداری می کنید!) اما کدام یک سبک نوشتاری شما را به بهترین وجه توصیف می کند؟


۱- نویسنده کمال گرا
این تیپ از نویسندگان هرگز راضی نمی شوند. در حقیقت، آنها قبل از اینکه به کسی اجازه دهند رمان آنها را ببیند، ممکن است برای چند سال نوشته های خود را بازنویسی کنند. شاید آنها بیش از حد ایده آل گرا باشند یا شاید به قدری به داستان خود وابسته شده اند که قصد دارند آن را در کامل ترین و بی نقص ترین شکل ممکن ارائه دهند.

به عنوان مثال، ارنست همینگوی پایان کتاب «وداع با اسلحه» را ۴۷ مرتبه بازنویسی کرد یا اسکات فیتزجرالد که حتی سال ها پس از انتشار کتاب «گتسبی بزرگ» به بازنویسی آن ادامه می داد.

نویسنده کمال گرا را احتمالاً می توانید در کتابخانه یا دفتر کارشان ببینید که خود را حبس کرده اند و فنجان های بی پایان قهوه (یا هر چیز دیگری را) سر می کشد و یک پیش نویس دیگر را به طرف سطل زباله پرتاب می کند.

اگر یک نویسنده کمال گرا باشید:
اغلب از سوی اطرافیانتان کمال گرا نامیده می شوید
ترجیح می دهید وقت خود را به کارهای مهم اختصاص دهید
کار خود را به طور کامل بررسی می کنید
در پیدا کردن کلمات بیش از حد وسواس دارید


۲- نویسنده سَرسَری
نویسنده سرسری دقیقا در نقطه مقابل نویسنده کمال گرا، نویسندگان سَرسَری قرار دارند. وقتی ایده ای به ذهن این نویسندگان می رسد، آن ها دقیقا می دانند که چگونه با سرعت هر چه تمام تر به این ایده پر و بال بدهند و از آن ایده یک اثر ادبی خلق کنند. استعداد آن ها در توانایی بیان صریح و سریع ایده هایشان است (اگرچه کسی انکار نمی کند که این افراد پس از اتمام کار به یک ویرایشگر خوب احتیاج دارند).
ایان فلمینگ که برای نگارش مجموعه رمان های جیمز باندش مشهور است برای هر قسمت از این مجموعه به طور متوسط حدود شش هفته وقت می گذاشت.

مطمئناً سرعت نویسنده بسته به نوع کتابی که می نویسد، میزان تحقیقاتی که در ابتدا باید انجام دهد و عوامل مختلف دیگر، متغیر است. اما به طور کلی، هرگاه یک نویسنده سَرسَری قلمش را روی کاغذ بگذارد، دیگر کسی نمی تواند جلوی آنها را بگیرد.

اگر یک نویسنده سَرسَری باشید:
کارها را خیلی سریع تمام می کنید.
گاهی دچار حالت انفجاری با تمرکز و بهره وری بالا می شوید.
هیچ وقت حرف برای گفتن کم نمی آورید.

۳– نویسنده عشق نویسندگی
عشقِ نویسندگی ها مثل افرادی هستند که فقط دوست دارند کتاب بخرند ولی هیچ گاه آن کتاب ها را نمی خوانند. در صورت ملاقات با این تیپ از نویسندگان به راحتی می توانید آن ها را تشخیص بدهید.

آنها می توانند برای ساعت های متمادی در مورد فرایند نوشتن و برنامه های نگارشی خود توضیح بدهند یا جزییات بی شماری را در مورد زندگی ادبی تأثیرگذارترین نویسنده های جهان برای شما شرح بدهند. آن ها فقط ادبیات فاخر و روشنفکرانه را مطالعه می کنند و منحصرا در دفترچه های چرمی که مستقیما از فلورانس ارسال شده اند می نویسند.
و اما قهوه، آنها همیشه قهوه سیاه می نوشند. همیشه.

اگر یک عشق نویسندگی باشید:
زمان بیشتری را صرف صحبت کردن در مورد نوشتن می کنید تا اینکه واقعا بنویسید.
دوست دارید به دیگران توصیه هایی در مورد فرایند نوشتن بکنید.
قفسه کتاب شما با آثار کلاسیک و کتاب هایی که نخبگان جامعه توصیه می کنند، پر شده است.

۴- پلاتر
پلاتر هیچ علاقه ای به امور بی برنامه و شگفت زدگی ندارد. به همین دلیل است که آن ها روند نوشتن خود را با یک طرح قبلی از وقایع و عناصر اصلی داستان آغاز می کنند.

وقتی که این چارچوب نگارش را آماده کردند، آنگاه رئوس مطالب را به نثری صیقلی تبدیل می کنند. مطمئناً، همیشه کمی بداهه پردازی وجود دارد، اما شما هیچ گاه در آخرین لحظه و یا حتی در اواسط نگارش یک داستان نمی توانید یک پلاتر را بیابید که دارد دست به خلق اتفاقات یا شخصیت های جدید می زند.

اگر یک پلاتر باشید:
شما خلاصه کردن و رئوس مطالب را دوست دارید.
از غافلگیری متنفر هستید.
همیشه برای هر شرایطی آماده هستید.
برای هر موقعیتی یک دستور کار دقیق دارید.
در گروه دوستان، شما همیشه مسئول برنامه ریزی هستید.

۵- نویسنده بی برنامه
نویسنده ی بی برنامه دقیقاً همان کاری را انجام می دهد که پلاتر فکر می کند غیرقابل تحقق است: هر لحظه ای که ایده ای به ذهن آن ها خطور کند، فرایند نگارش را مجدداً از ابتدا شروع می کنند و بقیه کار را هم بر اساس آن ایده جدید تغییر می دهند.

آنها ممکن است تصوری مبهم و کلی از سیر روایت و اینکه داستان کجا و چگونه به پایان می رسد داشته باشند، اما باید بدانید که این مسأله به آنها انگیزه کافی برای نوشتن را نمی دهد. در حقیقت آن ها به جای تکیه بر منطق و دانش، صرفاً روی غریزه خود تکیه می کنند.

اگر یک نویسنده بی برنامه باشید:
برای تعطیلات خود بلیط یک طرفه خریداری می کنید.
شما همیشه برای هر چیزی آماده هستید.
دوست ندارید از قبل برای هر چیزی برنامه ریزی کنید.

۶- قصه گو
قصه گو معمولاً به عنوان یک نویسنده بی میل، یا حتی یک نویسنده خجالتی کارش را شروع می کند (رجوع شود به شماره ۷، در پایین). اما آتشی درون آنها زیر خاکستر پنهان است، آن ها داستانی دارند که باید آن را بیان کنند.

برخی از این نوع نویسندگان شاید از یک جنگ جان سالم به در برده باشند یا حتی برخی دیگر شرایط خارق العاده ای را در زندگی شان پشت سر گذاشته اند. هر چه که باشد، آن ها قصه ای با خود دارند و می خواهند که آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. این داستان ها معمولاً در قالب خاطرات ظاهر می شوند، هرچند قصه گو ممکن است برای بیان روایتش به اشکال داستانی و خیالی نیز روی بیاورد.

اگر یک قصه گو باشید:
حداقل یک بار به شما گفته شده: «شما باید در مورد این مسأله یک کتاب بنویسید».
مردم علاقه مند هستند که داستان گذشته شما بشنوند.
تجربیات خود را در دفتر خاطراتتان یادداشت می کنید.


۷- نویسنده خجالتی
نویسندگان خجالتی هرگز از خودشان به عنوان یک نویسنده یاد نمی کند. در واقع، بسیاری از این افراد حتی ممکن است اصلاً متوجه این مسأله نباشند که آنها یک نویسنده اند.

اگرچه آنها اغلب ایده هایی عالی و مهارت های نوشتاری خوبی دارند، اما معمولاً خیلی خجالتی هستند و آثار خود را با دیگران به اشتراک نمی گذارند و اینکه هیچ کس هرگز، هرگز و هرگز نباید پیش نویس های اصلاح نشده آن ها را ببیند! وگرنه ممکن بین شما و آن ها اختلافاتی اساسی پیش بیاید.

متأسفانه، این نوع نویسندگان برخی از بهترین ایده های خود را تا آخر عمرشان منتشر نمی کنند، مگر اینکه یکی از دوستانشان به طرز معجزه آسایی با دست نوشته های مخفی آنها برخورد کند.

اگر یک نویسنده خجالتی باشید:
دفترچه ها و فایل های Word خود را در مکان های مخفی ذخیره می کنید.
با تصور اینکه کسی دارد اثر شما را می خواند، قلب شما می تپد.
فقط نزدیکان شما (شاید هم هیچ کس) می دانند که شما می نویسید.


۸- نویسنده درون گرا
نویسنده درون گرا تفاوت زیادی با نویسنده خجالتی ندارد، اما خجالتی بودن آنها حول محور نوشتن نیست.
در عوض، نویسنده درون گرا همان طور که از اسمش پیدا است یک شخص درون گرا است. این تیپ نویسندگان را می توانید در یک کافی شاپ پیدا کنید که به تنهایی نشسته اند و به لپ تاپ خود زل زده اند. آنها همراهی یک دفترچه یادداشت زیبا را به همراهی انسان ها ترجیح می دهند، و این مسأله کاملاً واقعیت دارد.

اگر یک نویسنده درون گرا باشید:
مصاحبت با کتاب و دفترچه یادداشت را به تعامل با مردم ترجیح می دهید.
وقتی تنها هستید بهترین آثار خود را خلق می کنید.
از به اشتراک گذاشتن آثار خود خجالت می کشید.

۹- ماشین ایده پردازی
ماشین ایده پردازی یک منبع الهام سیار است که می تواند در هر موقعیتی یک ایده استثنائی پیدا کند. به همین دلیل ضروری است که این تیپ نویسندگان همیشه یک دفترچه یادداشت کوچک همراهشان داشته باشند. به این خاطر که اگر این ایده ها را ثبت و پیگیری نکنند، اکثر آنها را فراموش خواهند کرد و هیچ وقت در قالب یک اثر ادبی بر روی کاغذ نخواهند آمد.

به ندرت پیش می آید که حداقل در مراحل اولیه نوشتن یک ماشین ایده پردازی با کمبود ایده برای نوشتن برخورد کند. اما متأسفانه، بسیاری از این ایده ها هرگز به نتیجه ای نمی رسند زیرا این نوع نویسندگان به راحتی توسط ایده درخشان بعدی شان منحرف می شوند.

اگر یک ماشین ایده پردازی باشید:
می توانید از اتفاقات و موقعیت های روزمره کلی الهام بگیرید.
اغلب در مورد افرادی که با آنها روبرو می شوید در ذهنتان داستان می سازید.
میز کار شما با استیکرهای رنگی کوچک پوشانده شده است.

۱۰- نویسنده خیال باف
هدف نویسنده خیال باف از نوشتن این است تا دنیای «واقعی» را پشت سر بگذارد، حتی اگر شده فقط برای مدتی کوتاه.
شاید این تیپ از نویسندگان شغلی داشته باشند که برایشان کاملاً راضی کننده نباشد، یا حتی ممکن است از روابط خود رضایت کافی را نداشته نباشند، اما هرچه که به آنها آسیب برساند، در مقابل نوشتن برای آنها مجرای است به یک زندگی دیگر، راهی به سوی آزادی.

نویسنده خیال باف ممکن است یک نویسنده خجالتی باشد یا نه و حتی اگر فرصتی به آنها داده شود که به عنوان یک نویسنده تمام وقت فعالیت کنند، ممکن است این پیشنهاد را رد کنند. اما تا زمانی که قلمی در دست داشته باشند، خوشبختانه می توانند در دنیای دیگری گم شوند و جهان خود را شکل دهند.

اگر یک نویسنده خیال باف باشید:
بیشتر اوقات بیداری خود را صرف خیال بافی می کنید، حتی سر کار.
بهترین تجربه حسی شما مربوط به زمانی است که مشغول نوشتن هستید.
گاهی اوقات در مورد ترک محل کار خود و نوشتن به صورت تمام وقت فکر می کنید.

۱۱- نویسنده همه کاره
نویسنده همه کاره نویسنده ای است که هر کاری را در عالم نویسندگی و نگارش انجام می دهد. آنها تقریباً هر نوع متنی را که می توانید تصور کنید، می نویسند؛ از آثار غیر داستانی تا راهنمای خودآموز و حتی رمان های عاشقانه. از ویراش آثار داستانی تا ترجمه شعر و تصحیح آثار ادبی کلاسیک و رمزگشایی از متون مذهبی کهن.

اگر سعی کنید که این نویسندگان را در یک قالب و فرمول قرار دهید، آنها هرگز تحمل نخواهند کرد.
اگر یک نویسنده همه کاره باشید:
شما دامنه علایق زیادی دارید.
بدتان نمی آید (و در واقع لذت می برید) که چیزهای جدید را امتحان کنید.
شما به راحتی با موقعیت ها و چالش های جدید سازگار می شوید.
شما به سرعت و با سهولت مطالب جدید را یاد می گیرید.


سبک نوشتاری خود را پیدا کنید
سبک شما هرچه باشد، درگیر مقایسه خود با دیگران نشوید. باید بیاموزید که از نقاط قوت خود در جهت پیشبرد اهدافتان استفاده کنید و همچنین حوزه هایی را که ممکن است مانع از شکوفا شدن پتانسیل شما شوند را شناسایی کنید و روی آن ها کار کنید.

مهم تر از همه، انگیزه نوشتن خود را پیدا کنید و فرایند نگارش خود را درست به همان صورتی که دوست دارید و برای شما آرامش بخش است ادامه دهید.

این مهم ترین اصل در مورد نویسندگی است!
راستی شخصیت شما شبیه کدام یک از موارد بالا است؟ آیا سبک شما در لیست موجود نیست؟ درباره ی سبک محبوب خودتان بنویسید.

اعزام دکتر رفیعی پور به عنوان پزشک و روانشناس تیم پارالمپیک ایران

دکتر رفیعی پور به عنوان پزشک و روانشناس تیم پارالمپیک ایران، راهی مسابقات پارالمپیک 2020 توکیو شدند. با آرزوی موفقیت برای ایشان و تیم پارالمپیک ایران.