کلسترول مغز پلاک‌های آلزایمر را تنظیم می‌کند

محققان انستیتوی تحقیقاتی اسکریپس واقع در آمریکا با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته تصویربرداری دریافتند میزان تولید پروتئین آمیلویید بتا (Aβ) در مغز که در بروز آلزایمر نقش دارد، توسط کلسترول تنظیم می‌شود.

پروتئین آمیلویید بتا یک اسید آمینه پپتیدی است که موجب شکل‌گیری پلاک‌های آمیلویید در مغز افراد مبتلا به آلزایمر می‌شود. بر اساس نتایج این تحقیقات، کلسترول عملکردی مانند یک سیگنال عصبی دارد که میزان تولید آمیلیویید بتا را تنظیم می‌کند.

همچنین مشخص شد پروتئین دیگری موسوم به آپولی‌پروتئین (apoE) که حامل کلسترول به درون سلول‌های عصبی است، در میزان خطر ابتلا به آلزایمر اثرگذار است. این نتیجه با نتایج تحقیقات ژنتیکی قبلی که نشان می‌دهد بین aopE و آلزایمر ارتباط وجود دارد، سازگار است. این مطالعه می‌تواند در تشخیص زودهنگام آلزایم و بیماری‌های شناختی موثر باشد.

با وجود این که برای آلزایمر هیچ درمان تایید شده‌ای وجود ندارد، بر اساس تحقیقات انجام گرفته، مدیریت سبک زندگی و کاهش فاکتورهای خطر می‌تواند مانع ابتلا به این بیماری شود. در ادامه ۹ راهکار موثر در پیشگیری از ابتلا به این بیماری را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱- مکالمه به یک زبان دیگر را بیاموزید

به گزارش نشریه Neurology، دوزبانه بودن می‌تواند مهارت‌های شناختی را به طور کلی تقویت کند و به طور میانگین پیشرفت این بیماری را به میزان چهار سال به تاخیر بیاندازد.

۲- توان مغزی خود را تقویت کنید

به گفته محققان مرکز آلزایمر راش در آمریکا، افراد سالمندی که به طور مستمر به مطالعه کتاب و روزنامه می‌پردازند، جدول و معما حل می‌کنند یا بازی‌های فکری انجام می‌دهند، ریسک ابتلا به آلزایمر را به میزان ۴۷ درصد کاهش می‌دهند.

۳- از رژیم غذایی مدیترانه‌ای استفاده کنید

بر اساس تحقیقات دانشگاه کلمبیا، رژیم غذایی غنی از سبزیجات، میوه‌ها، ماهی و چربی‌های غیراشباع با کاهش ۴۸ درصدی ریسک ابتلا به بیماری‌های شناختی ارتباط دارد.

رژیم مدیترانه‌ای به طور معمول شامل چربی‌های اشباع نشده مانند روغن زیتون، آجیل و آووکادو، همراه با سبزیجاتی مانند کرفس، اسفناج و هویج است. این سبزیجات غنی از نیتریت و نیترات هستند و ترکیب این دو گروه غذایی باعث تشکیل اسیدهای چرب نیترو می شود. در رژیم غذایی مدیترانه‌ای جایی برای گوشت قرمز، غذاهای فرآوری شده و قندهای مصنوعی وجود ندارد. استفاده از مقادیر زیاد میوه، سبزیجات، روغن زیتون، لوبیا و غلات و محصولات لبنی کم چرب در این رژیم غذایی توصیه شده است.

۴- قهوه بنوشید

به گزارش نشریه Alzheimer Disease افرادی که روزانه ۳ تا ۵ فنجان قهوه مصرف می‌کنند، ریسک ابتلا به زوال عقل و آلزایمر را به میزان ۶۵ درصد کاهش می‌دهند.

۵- فشار خون خود را کاهش دهید

بر اساس گزارش نشریه American Medical Association Neurology کنترل فشار خون قبل یا در مراحل اولیه ابتلا به آلزایمر می‌تواند عوارض این بیماری را به تاخیر انداخته و کاهش دهد.

۶– اسیدهای چرب مصرف کنید

اسیدهای چرب امگا ۳ که در ماهی سالمون، کولی، مغز گردو و سایر مواد غذایی یافت می‌شود، با کاهش ریسک ابتلا به آلزایمر و کند شدن اختلال‌های شناختی ارتباط دارد.

۷- سیگار نکشید

به گزارش نشریه Archives of Internal Medicine ریسک ابتلای افرادی که در میانسالی سیگار می‌کشند، به بیماری آلزایمر ۱۵۷ درصد بیش از افراد غیرسیگاری است. همچنین ترک سیگار در سنین پایین‌تر، به طور کلی موجب کاهش ریسک ابتلا به زوال عقل می شود.

۸- تحرک داشته باشد

به گفته محققان دانشگاه ایلینوی تمرینات هوازی متوسط مانند پیاده‌روی می‌تواند اتصالات موجود در مدارهای مغزی را تقویت کرده و قابلیت‌های شناختی از جمله برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی، انجام همزمان امور و تدوین استراتژی را بهبود بخشد.

۹- استرس خود را کاهش دهید

به گزارش نشریه Neuroscience تجربیات استرس زا در زندگی با تشدید بیماری آلزایمر در ارتباط هستند. با وجود این فعالیت‌های کاهش دهنده استرس مانند یوگا و مدیتیشن می‌تواند منجر به بهبود کارکردهای شناختی و کاهش شدت بیماری آلزایمر شود.

گزارش کامل این تحیقات در نشریه Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS) منتشر شده است.

کمبود مشاور در مدارس

مشاوران در مدارس علاوه بر توجه به مسائل آموزشی دانش آموزان باید توجه به سلامت روان آن‌ها را نیز در اولویت قرار دهند.

بهداشت روان از جمله مهم‌ترین موضوعات روز هر جامعه است، بر اساس آخرین آمار اعلام شده توسط عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، از ۱۵ میلیون دانش آموز در سراسر کشور، پنج میلیون دانش آموز از نظر سلامت روانی مشکل دارند که باید توجه ویژه‌ای به این دسته از دانش آموزان شود، یکی از مراکزی که می‌تواند به آن‌ها کمک کند، مدارس هستند، البته خانواده نیز نقش مهمی در این امر دارد.
  مطالعات نشان می دهد که سلامت روان دانش آموزان ارتباط مستقیمی با پیشرفت تحصیلی آن  ها دارد بنابراین دانش آموزانی که به نحوی مشکلات روانی یا فقدان سلامت روان دارند، اغلب با افت تحصیلی زیادی مواجه هستند، همچنین این دانش آموزان در معرض آسیب‌های دیگری مثل اشتغال به کار غیرقانونی، مصرف مواد، بزهکاری، خشونت و بیکاری نیز در آینده قرار خواهند گرفت.

علیرضا کاظمی سرپرست وزارت آموزش و پرورش که پیشتر در سمت معاون پرورشی و فرهنگی  ارتباط مستقیمی با موضوع تمهیدات لازم برای بهداشت روان دانش آموزان  داشته است؛ در خصوص خدمات آموزش و پرورش برای حفظ و ارتقای بهداشت و سلامت روان دانش آموزان اظهار کرد: آموزش و پرورش، با آگاهی از خطر آسیب‌پذیری کودکان و نوجوانان در شرایط کرونا، همه اهتمام خود را برای ارائه انواع خدمات مشاوره‌ای و پیشگیرانه به کار بسته است.

به گفته او تماس گسترده و روزانه مشاوران مدارس با دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها، راه اندازی خط ملی نماد به شماره ۱۵۷۰، شناسایی دانش‌آموزان در معرض خطر و ارائه خدمات مورد نیاز به آنها، بخشی از خدمات آموزش و پرورش برای حفظ و ارتقای بهداشت روان دانش‌آموزان و محافظت از آنها در برابر مخاطرات روانی اجتماعی است.

حل تضاد خرده فرهنگ‌های دانش آموزان در مدارس به کمک مشاوران 

نیره سادات عبدالهی مقدم روانشناس در خصوص تامین سلامت روان دانش آموزان اظهار کرد: بهداشت روان همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است، به معنای دیگر بهداشت روان، همان بهداشت جسمانی است و به دلیل اینکه بسیاری از مشکلات جسمانی افراد به دنبال مشکلات روحی و روانی در فرد ایجاد می‌شود بنابراین تامین سلامت و بهداشت روان دانش آموزان موضوع مهمی است که باید به آن توجه شود.

این روانشناس ادامه داد: هر چه میزان بهداشت روانی دانش آموزان بیشتر باشد فرصت شکوفایی، زندگی سالم اجتماعی و حتی ارتباطات سالم اجتماعی را نیز برای او برقرار می‌کند، این موضوع تا حدی مهم بوده که تصمیم گرفته شده است تا بهداشت روان دانش آموزان از دوران کودکی و خردسالی و در ابتدای دوران مدرسه آغاز شود، البته اجرای این طرح نیازمند این است که فرهنگ، دانش و آگاهی خانواده‌ها در مورد موضوع سلامت روان دانش آموزان بالاتر برود.

عبدالهی مقدم در خصوص وظیفه مشاوران مدرسه برای تامین سلامت روان دانش آموزان بیان کرد: اهمیت مدرسه فقط منوط به این نمی‌شود که فرد در مورد حیطه تحصیلی و ارتباطش با اولیا مدرسه باشد، بلکه مسئولیت اولیا و مشاوران مدرسه شامل بالا بردن نیروی عقلی، آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعی و اخلاقی، ارتباطشان در اصلاح با رفتار‌های ناسازگارانه آن ها، تامین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان می‌شود.

او افزود: دانش آموزان با خانواده‌ها و فرهنگ‌های مختلفی وارد فضای مدرسه می‌شوند و این موضوع وظیفه اولیا مدرسه و مشاوران است که بتوانند خانواده‌ها را شناسایی کنند و در آن‌ها فرهنگ سلامت روان را بنیانگذاری کنند تا دانش آموز حداقل تامین ابتدایی سلامت روان را داشته باشد.

این روانشناس با اشاره به اینکه تامین سلامت روان دانش آموزان نیازمند یک فرد متخصص است، گفت: در دوران مدرسه دانش آموزان رقابت و ارتباط سالم و نحوه برخورد با مشکلات را به خوبی یاد می‌گیرند، همه این موارد مستلزم این است که فردی به عنوان متخصص، راه صحیح را به دانش آموزان و معلمان نشان دهد، همچنین نیاز به یک مشاور که آگاهی کامل به شرایط خانواده‌ها داشته باشد، از اولویت‌های تامین سلامت روان دانش آموزان است. مشاور باید سعی کند برای تامین سلامت روان دانش آموزان از بستر خانواده شروع کند.

راهکار‌هایی به مدارس و خانواده‌ها برای تامین سلامت دانش آموزان

عبدالهی مقدم ادامه داد: خانواده‌ها و اولیای مدرسه باید یاد بگیرند در مواجه با فرزندانشان در موقعیت‌های بسیار سخت، حوصله و متانت داشته باشند، گاهی اوقات فرزندان در موقعیت‌های بسیار خوشحال کننده ممکن است قادر به کنترل هیجانات خود نباشند و به دنبال همین موضوع ممکن است که رفتار‌های غلط از آنها سر بزند.

او بیان کرد: هنگامی که دانش آموزان در هر دوره‌ای از مقاطع تحصیلی خود با بحرانی مواجه می‌شود والدین و اولیا مدرسه باید سعی کنند با یک گفت‌وگوی صحیح، شنونده خوبی باشند.

این روانشناس در خصوص جلب اعتماد دانش آموزان گفت: تشویق از مشاهده پیشرفت دانش آموز هرچند به میزان خیلی کم، اما باید توسط والدین و اولیا مدرسه انجام شود همچنین سعی کنند موقعیت اعتماد را برای دانش آموزان فراهم کنند و از اعتماد دانش آموزان برای سو استفاده و نقطه ضعف استفاده نشود.

عبدالهی مقدم تصریح کرد: نکته مهم این است که خانواده‌ها سعی کنند با حداقل امکانات مالی و رفاهی محیطی شاد و آرام را برای دانش آموزان فراهم کنند.

او گفت: همه این موارد باعث می‌شود که علاوه بر دانش آموزان، خانواده‌ها نیز از سلامت روان بسیار بالایی برخوردار باشند و اگر از مدرسه به خانواده بیاید ریشه عمیق تری خواهد داشت.

کمبود حدود ۲۸ هزار مشاور در مدارس

طبق مطالعاتی که انجام شد به ۴۰ هزار نیروی مشاوره برای دانش آموزان در مدارس سراسر کشور نیاز داریم، اما در حال حاضر حدود ۱۲ هزار نیروی مشاور در مدارس فعالیت می‌کنند، بنابراین با توجه به این شرایط حدود ۲۸ هزارمشاور در مدارس کم داریم.

هرچند کم و بیش امروزه در مدارس مشاور حضور دارد، اما این مشاوران بیشتر در حیطه تحصیل و هدایت تحصیلی پایه نهم دانش آموزان فعالیت می‌کنند و با خانواده این دانش آموزان ارتباط نمی‌گیرند و این در حالی است که  سیستم آموزش و پرورش باید به موضوع سلامت روان دانش آموزان نگاه ویژه‌ای داشته باشد به دلیل اینکه اگر دانش آموزانی داشته باشیم با سطح علمی بالا، ولی فقر روح و روان، این دانش آموزان نمی توانند اثری بر پیشرفت جامعه با عملکرد علمی خود داشته باشند.

محققان ادعا می کنند؛ توانایی های اصلی مغز با افزایش سن بهبود می یابد

از قدیم اعتقاد بر این بود که افزایش سن منجر به کاهش گسترده توانایی های ذهنی می شود.

اکنون تحقیقات جدید با مقابله با این دیدگاه خبرهای شگفت انگیزی خوبی ارائه می دهد.

یافته‌های محققان دانشگاه جرج تاون آمریکا نشان می‌دهد که دو عملکرد کلیدی مغز، که به ما اجازه می‌دهد به اطلاعات جدید توجه کنیم و بر آنچه در شرایط خاص مهم است تمرکز کنیم، در واقع می‌تواند در افراد مسن بهبود یابد.

این کارکردها زمینه ساز جنبه‌های مهم شناختی مانند حافظه، تصمیم گیری و کنترل خود و حتی جهت یابی، ریاضی، زبان و روخوانی است.

«مایکل تی اولمن»

سرپرست تیم تحقیق، در این باره می‌گوید:

«این نتایج شگفت انگیز است و پیامدهای مهمی در نحوه نگرش ما نسبت به پیری دارد.»

به گفته وی: «مردم تصور می‌کنند که توجه و عملکردهای اجرایی با افزایش سن کاهش می‌یابد.

نتایج حاصل از مطالعه بزرگ ما نشان می‌دهد که عناصر مهم این توانایی‌ها در واقع در دوران پیری بهبود می‌یابد.

احتمالاً به این دلیل که ما در طول زندگی خود به سادگی این مهارت‌ها را تمرین می‌کنیم.»

اولمن معتقد است:

«با انجام تحقیقات بیشتر، ممکن است بتوان به طور عمدی این مهارت‌ها را به عنوان محافظت در برابر زوال مغز در روند پیری سالم و اختلالات ناشی از افزایش سن بهبود بخشید.»

محققان در بررسی ۷۰۲ شرکت کننده رده سنی ۵۸ تا ۹۸ سال دریافتند که تنها توانایی‌های هشداردهنده با افزایش سن کاهش می‌یابد.

در مقابل، هر دو توانایی جهت یابی و بازداری اجرایی بهبود می‌یابند.

مغز خود را با دانش موسیقی از نو کوک کنید

نتایج اولیه مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که با شنیدن موسیقی موزون و ناموزون، دو ناحیه از مغز که هر یک با احساسات مختلفی سروکار دارند، درگیر می‌شوند.

مطالعات موسیقیدانان به‌ طور چشمگیری مبنی بر توانایی مغز در اصلاح اتصالات مغزی به‌منظور حمایت از فعالیت‌های موسیقایی است.

همان‌طور که انجام برخی از تمرینات موجب افزایش تعداد سلول‌های واکنش دهنده به صداهای مهم می‌شود، فراگیری مداوم نیز پاسخ‌های متمایز و تغییراتی فیزیکی را در مغز ایجاد خواهد کرد.

بیژن نوروز فیزیکدان، موسیقیدان، نوازنده و مدیر یکی از شرکت‌های استارت‌آپی فعال در حوزه موسیقی علمی و نجومی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به چنین تأثیری در موسیقیدان‌هایی که طی سال‌ها، ساعت‌هایی در روز صرف چنین تمریناتی می‌کنند، گفت: انجام این تمرینات موجب شد که واکنش موسیقیدان‌ها به موسیقی با افراد غیر موسیقیدان متفاوت باشد، علاوه بر این، در برخی از نواحی خاص مغز آنها رشد فوق‌العاده‌ای در جهت درک بهتر موسیقی ایجاد ‌شده است.

وی ادامه داد: همچنین افراد موسیقیدان توانایی مضاعفی در استفاده همزمان از هر دو دست به ویژه در هنگام نواختن پیانو دارند. از این رو می‌توان انتظار داشت که این هماهنگی فزاینده بین مناطق محرک در هر دو نیمکره، بستری در کالبدشناسی داشته باشد.

به عقیده‌ وی، نکته در همین‌جاست که جسم پینه‌ای قدامی مغز که متشکل از بافت‌هایی است که دو ناحیه‌ محرک را به هم متصل می‌کند، در افراد موسیقیدان بزرگتر از افراد غیر موسیقیدان است.

نوروز با تاکید بر اینکه این بخش از مغز در آغاز فراگیری موسیقی، رشد بیشتری دارد، یادآور شد: مطالعات دیگر حاکی از آن است که اندازه حقیقی قشر حرکتی و همچنین مخچه که ناحیه‌ای در پس‌مغز برای هماهنگی‌های حرکتی است، در موسیقیدان‌ها بزرگ‌تر است.

مدیر عامل این شرکت استارت‌آپی حوزه موسیقی نجومی اضافه کرد: به ‌طورکلی، فواصل زمانی همخوان موسیقایی، آنهایی هستند که نسبت مختصری از بسامدها بین دو نت وجود دارد. برای مثال C میانی (حدود ۲۶۰ هرتز)‌ و G میانی (حدود ۳۹۰ هرتز) است و این نسبت ۲ به ۳ است که در هنگام نواخته شدن همزمان آنها، یک‌فاصله‌ پنجمِ درست ایجاد می‌کند. در مقایسه، C میانی و C شارپ (حدود ۲۷۷ هرتز) دارای نسبت پیچیده ۱۷: ۱۸ بوده و سبب ایجاد صدایی ناهموار و ناخوشایند می‌شوند.

نوروز افزود: بر طبق یافته‌های به‌ دست‌ آمده از تصویربرداری مغز از سوی موسسه فناوری‌های آینده و نوظهور موسیقی (FEMT) در تهران، هنگامی ‌که افراد آزمودنی در حال شنیدن آکوردهای همخوان و یا ناموزون بودند، تصویربرداری به روش PET(برش‌نگاری با گسیل پوزیترون) نشان داد که این واکنش‌های احساسی، مناطق مختلفی از مغز را درگیر می‌کند، به گونه‌ای که در هنگام شنیدن آکوردهای همخوان، بخش اوربیفرانتال (که بخشی از سامانه پاداش‌دهی مغز است) در نیمکره راست و همچنین بخشی در زیر جسم پینه‌ای فعال شدند.

وی اضافه کرد: طبق این مطالعات در هنگام شنیدن آکوردهای ناموزون، شکنج پاراهیپوکامپ سمت راست فعال ‌شد.

نوروز ادامه داد: بنابراین، هنگامی‌که مغز در حال پردازش احساسات وابسته به موسیقی است، دست‌کم دو ناحیه که هر یک با احساسات مختلفی سروکار دارند، درگیر می‌شوند. ولی نحوه اتصال الگوهای مختلف فعالیت سیستم شنوایی با این مناطق در نیمکره‌ها هنوز مشخص نیست.

نوروز، با تاکید بر اینکه روی‌هم‌رفته، بر اساس یافته‌هایی که تاکنون به‌دست‌ آمده است، موسیقی مبنایی بیولوژیکی دارد و مغز دارای سازمان‌دهی تخصصی مختص به موسیقی است، گفت: حتی در همین آغاز تحقیقات کاملاً محرز است که بسیاری از مناطق مغز در جوانب خاصی از پردازش موسیقی دخیل هستند. این‌طور که پیداست مغز موسیقیدانان در این زمینه به‌ صورت ویژه‌تری عمل می‌کند، خصوصاً برخی ساختارهای خاص مغزی که در آنها رشد فوق‌العاده‌ای دارند.

نوروز تاکید کرد: این موارد حاکی از آن است که آموزش، هم با بالا بردن واکنش‌های سلول‌های خاص و هم افزایش تعداد سلول‌هایی که به صداهای مهم برای فرد واکنشی قوی نشان می‌دهند، مغز را از نو کوک می‌کند. با ادامه پژوهش‌های صورت گرفته روی مغز، می‌توان درک بهتری نه‌تنها در مورد موسیقی و دلایل وجود آن، بلکه در مورد چگونگی چند وجهی بودن موسیقی به دست آورد.

تفاوت احساس خشم و پرخاشگری

۶ باور غلط درباره خشونت خانگی

دکتر مریم رسولیان، ضمن اشاره به خشونت خانگی که بین افراد یک خانواده و اکثراً درون خانه اتفاق می‌افتد، خشونت خانگی را یک آسیب اجتماعی دانست و افزود: یکی از بسترهای مهم خشونت‌های خانگی، بستر فرهنگی است، پذیرش خشونت و مثبت تلقی کردن صفت خشن بودن برای مردان یک باورعمیق فرهنگی در اکثر جوامع است، که زمینه ساز رفتارهای پرخاشگرانه است. برنامه‌های کاهش خشونت خانگی باید همه جانبه و بر اساس مداخلات فرهنگی‌، اجتماعی و روانشناختی باشد.

استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران در تعریف انواع خشونت خانگی، گفت تقسیم‌بندی‌های متفاوتی برای خشونت‌خانگی وجود دارد. بر اساس فرد آزار دیده انواع آن همسرآزاری، کودک‌آزاری و سالمند آزاری است. باید توجه داشت در بسیاری از متون خشونت‌خانگی معادل با همسرآزاری است. انواع خشونت خانگی بر اساس نوع رفتار خشونت فیزیکی، عاطفی یا روانی، جنسی و اقتصادی را می‌توان نام برد.

وی، توجه به تفاوت میان احساس خشم و پرخاشگری را بسیار مهم دانست و گفت: حس خشم یک احساس طبیعی است که همه انسان ها در مواجه با ناکامی و شکست آن را تجربه می‌کنند، اما رفتار پرخاشگرانه یک مقوله مستقل از احساس خشم است و همه انجام نمی‌دهند و نباید این دو مقوله باهم اشتباه گرفته شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران تصریح کرد: انگیزه رفتار پرخاشگرانه رسیدن به خواسته خود، وادار کردن طرف مقابل به رفتاری دلخواه خود و یا کنترل طرف مقابل است.

رسولیان در پاسخ به اینکه تعریف خشونت چیست، گفت: خشونت معادل با تهدید یا اقدام به استفاده عمدی از نیروی فیزیکی یا قدرت، علیه دیگری، گروه یا جامعه که موجب بروز آسیب جسمانی، مرگ، آسیب روانی، ضعف رشد و یا انواع محرومیت شود.

وی به بعضی از باورهای غلط رایج در مورد خشونت خانگی اشاره کرد و افزود: نکته اول اینکه زنان زیادی دچار خشونت خانگی نیستند، یک باور اشتباه است. ۲۰ درصد زنان در یک سال گذشته تجربه خشونت فیزیکی را داشتند و بیش از ۵۰ درصد زنان انواع دیگر خشونت روانی، اقتصادی و یا جنسی را تجربه کرده‌اند.

رسولیان گفت: مورد دوم اینکه خشونت خانگی مختص طبقه اجتماعی اقتصادی پایین جامعه است. خشونت خانگی در تمام طبقات اجتماعی و تحصیلی می‌تواند رخ دهد.

استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، باور غلط سوم را چنین تصریح کرد: معمولاً افراد بر این باور هستند که خشونت خانگی خطر جدی برای ایشان ندارد؛ درصورتی که ممکن است این آسیب‌ها دربرخی موارد منجر به خطرات جدی و یا آسیب‌های فیزیکی شدید نظیر شکستگی و یا حتی مرگ شود و آسیب‌های روانی بر قربانی و فرزندان بسیار شایع و پایدار هستند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در تصریح باور غلط چهارم، گفت: در این باور اشتباه، خشونت کنندگان افراد روانی تلقی می‌شوند که بیمار هستند و راهکاری برای حل مشکل‌شان وجود ندارد درصورتی که اولاً خشونت در بیماران روانپزشکی هم قابل کنترل و درمان است. ثانیاً اکثر افرادی که نسبت به همسر خشونت دارند، معمولاً نسبت به سایر اطرافیان، خارج از منزل و یا فرزندان خود رفتار پرخاشگرانه‌ای نداشته و تنها رفتار پرخاشگرانه‌اش همسر آزاری است. این بدان معنا است که این افراد قدرت کنترل بر رفتار خود را دارند و توان کنترل پرخاشگری خود را در موقعیت‌های دیگر دارند.

رسولیان، پنجمین باور اشتباه که درجامعه وجود دارد را باور به پذیرش رفتار فرد پرخاشگر دانست و اضافه کرد: افراد معمولاً بر این باور غلط هستند که آسیب‌های روانی ناشی از خشونت آسیب‌های جدی نیستند و بهتر است این عیب طرف مقابل را پذیرفت. در حالیکه آسیب پذیرش این‌گونه رفتارها به مراتب مخرب و آسیب‌زننده است.

استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران ششمین باور اشتباه رایج در جامعه را اصل مخفی کردن خشونت دانست و افزود: اگر بخواهیم رفتارهای همراه با خشونت و پرخاشگری را در خانواده پنهان کنیم و بگوییم خوب این یک رفتار درون خانواده است و نباید بیرون از خانه مطرح شود، کاملاً اشتباه است، این موارد حتماً باید در جای درست و با فرد درست باید مطرح شود و یا به کارشناسان سلامت روان مراجعه کرده و مسیر درمان پیگیری شود.

وی خاطر نشان کرد: بیان تجربه خشونت توسط قربانی خشونت تجربه سختی است و برای بیان این تجربه فرد نیاز به محیط امن و مطمئن دارد. در خشونت‌های خانگی به هیچ عنوان نباید فرد خشونت دیده مورد قضاوت و پرسش در مورد دلیل ادامه زندگی، و یا توهین و سرزنش قرار گیرند، بلکه باید به این موضوع به عنوان یک مشکل رفتاری توجه شود و با کمک خود فرد به دنبال راه‌حل باشید. شنونده خوب بودن و همدلی با قربانیان می‌تواند به فرد کمک کند تا به موضوع به طور جدی فکر کرده و به دنبال راه حل باشد.

و توصیه پایانی: توجه داشته باشید که فرد پرخاشگر هم نیاز به کمک دارد و مجرم نیست. مداخله و صحبت با فرد خشونت‌گر در مراحل ابتدایی توصیه نمی‌شود و در مرحله اول بهتر است که با فرد خشونت دیده مسئله مورد بررسی قرار گیرد و با اشراف به شرایط با مرتکب خشونت وارد صحبت شد.

کرونا چه تاثیری روی روح و روان‌تان می‌گذارد؟

یک مطالعه جدید روی پرونده‌های الکترونیکی سلامت ۶۹ میلیون نفر نشان داد که عفونت کووید-۱۹، خطر ابتلا به اختلالات روانی، زوال عقل یا بی‌خوابی را افزایش می‌دهد. همچین این مطالعه نشان داد افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی، ۶۵ درصد بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به ویروس بودند.

با تکامل اطلاعات مربوط به ویروس کووید-۱۹ توصیه‌های مربوط به اقدامات بهداشتی و حفاظتی نیز تغییر می‌کند. بسته به شرایط جوامع، بیماری‌های زمینه‌ای رایج و روند واکسیناسیون، ممکن است این توصیه‌ها و پروتکل‌های بهداشتی متفاوت باشد.

تا همین اواخر پیامدهای روانی بیماری کرونا مشخص نبود اما یک مطالعه جدید روی پرونده‌های الکترونیکی سلامت ۶۹ میلیون نفر نشان داد که عفونت کووید-۱۹، خطر ابتلا به اختلالات روانی، زوال عقل یا بی‌خوابی را افزایش می‌دهد. همچین این مطالعه نشان داد افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی، ۶۵ درصد بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به ویروس بودند. ناگفته نماند که این مسئله می‌تواند مربوط به عوامل رفتاری، سبک زندگی (مانند استعمال الکل یا سیگار و…)، التهاب یا داروهای روانپزشکی باشد. این اولین مطالعه‌ای است به‌صورت گسترده‌ انجام شد و نشانگر تأثیرات روان‌شناختی کرونا بر روی مبتلایان بود.

علائم افسردگی کرونایی

ممکن است در صورت ابتلا به کرونا یا به دلیل شرایط زندگی، احساس خستگی یا استرس و غم کنید. با این حال اگر پس از مشورت با پزشک متوجه شدید که درگیر افسردگی یا اضطراب شده‌اید، فراموش نکنید که ابزارهای غربالگری تشخیصی نیستند. افراد مبتلا به علائم جسمی ویروس کووید-۱۹، اغلب از نظر افسردگی مثبت هستند زیرا اکثر علائم عفونت با علائم افسردگی همپوشانی دارد. به عنوان مثال خواب ناکافی، اختلال در تمرکز و کاهش اشتها ممکن است به دلیل همین بیماری باشد نه افسردگی.

اقداماتی وجود دارند که در کاهش پیامدهای روانی ناشی از کرونا مؤثرند، از جمله:

۱) واکسن

تزریق واکسن علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن به شما کمک می‌کند از افسردگی به وجود آمده بر اثر ابتلا به کرونا رهایی یابید.

۲) استفاده از ماسک و حفظ فاصله‌ فیزیکی

در شرایط پیش‌آمده باید ارتباط‌های آنلاین را جایگزین ملاقات چهره به چهره کرد تا از خطر ابتلا به کرونا و درگیری با اختلالات روانی و خلقی ناشی از این ویروس در امان ماند.

۳) تحرک و فعالیت جسمانی

علاوه بر مصرف داروها، فعالیت‌های بدنی مانند مدیتیشن می‌تواند بر روی سلامت حافظه و قلب تاثیرگذار باشد و به بهبود خلق‌وخو و کاهش اضطراب هم کمک کند.

۴) کاهش مصرف داروهای خواب‌آور و آرام‌بخش

استفاده کوتاه‌مدت از این داروها می‌تواند به سرعت برایتان عادت شود و منجر به اعتیاد به دارو، وابستگی و اضطراب برگشتی شود.

۵) کنترل میزان کافئین مصرفی

مصرف بیش‌ از حد کافئین می‌تواند باعث تشدید اضطراب و مشکلات خواب شود.

سخن آخر

احساس آسیب‌پذیری و غافلگیرشدن هیچ اشکالی ندارد؛ به‌خصوص اگر در گذشته دچار مشکلات روان‌شناختی و ضربه‌­ روحی شده‌اید. اگر عزیزان شما مبتلا به ناخوشی جسمی هستند که آنها را نسبت به ویروس کرونا آسیب‌پذیرتر می‌کند، مراقبت‌های لازم را انجام بدهید. به افرادی که نگرانشان هستید، قوت قلب بدهید و به آنها یادآوری کنید که مراقبشان هستید. به تمام نکات بالا توجه کنید تا سلامت روان خود را در دوران کرونا تضمین کنید. حتی اگر به این بیماری مبتلا نشده باشید باز هم تاثیر کرونا بر اعصاب و روان‌تان اجتناب‌ناپذیر است. پس اگر احساس کردید مانند گذشته انرژی زیادی ندارید یا به هر دلیلی روحیه قبل را ندارید با مشاور یا روانشناس درباره سلامت روان در دوران کرونا صحبت کنید.

بازگشایی مدارس/ هشدار درباره رشد اجتماعی و بی‌انگیزه شدن دانش‌آموزان

بازگشایی مدارس از آن جهت دارای اهمیت است که صرف نظر از آسیب‌های تحصیلی، سلامت جسمی و روانی دانش‌آموزان هم در معرض تهدید است و حضور بدون کنترل آنها در فضای مجازی نیز با آسیب‌های بسیاری همراه است.

ضرورت بازگشایی مدارس صرف نظر از اٌفت شدید یادگیری دانش‌آموزان که تا به امروز بارها درباره آن صحبت شده است، به لحاظ آسیب به سلامت جسمی، روانی و رشد اجتماعی دانش‌آموزان حائز اهمیت است.

علاوه بر کیفیت پایین یادگیری در آموزش مجازی، خانه نشینی و دور شدن از همسالان، مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان را دچار آسیب کرده است. کارکرد مدرسه صرفاً آموزش دروس نیست بلکه در تعامل با همسالان است که مهارت‌های مهمی همچون کارگروهی، نوع‌دوستی، صبر، مدارا، کمک به دیگران و… فراگرفته می‌شود.

از سوی دیگر حضور بدون کنترل دانش‌آموزان در فضای مجازی که محیط امن برای کودکان و نوجوانان فراهم نیست، آسیب‌های بسیاری را به همراه دارد و در برخی موارد روانشناسان نسبت به بلوغ زودرس کودکان هشدار می‌دهند.

در فیلم زیر دکتر امین رفیعی‌پور روانشناس و معاون آموزش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره درباره تبعات ادامه تعطیلی مدارس، حضور بدون محدودیت کودکان در فضای مجازی و بی‌انگیزگی دانش‌آموزان به تحصیل و بازگشت به مدرسه هشدارهایی را به خانواده‌ها می‌دهد.

چرا در دوران قرنطینه دچار اختلال حافظه می‌شویم؟

 ۳۰ درصد از افراد، تغییرات در شناخت، حافظه و مشکلات پردازش اطلاعات را به دلیل انزوای اجتماعی ناشی از قرنطینه همه‌گیری گزارش کردند. نتایج مطالعه‌ای بر روی ایتالیایی‌هایی که سال گذشته حدود دو ماه در قرنطینه بودند، نشان داد که افزایش حواس‌پرتی‌ها و سرگردانی ذهنی رایج شده است.

پروفسور برت هیز از دانشکده روان‌شناسی دانشگاه نیو ساوت ولز، استرالیا می‌گوید: نتایج یک مطالعه روی ۴۰۰۰ پاسخ‌دهنده نشان داد که ۳۰ درصد از آنان تاحدودی تغییراتی در شناخت روزمره خود تجربه کرده‌اند. برخی از مشکلات رایج روزمره مشکلات حافظه بودند مانند جایی‌که تلفن همراه خود را رها کردند و یا مشکل در تمرکز حواس و از دست دادن تمرکز هنگام تلاش برای خواندن کتاب یا تماشای چیزی به‌صورت آنلاین.

این روان‌شناس شناختی گفت: «در واقع شروع یک کار بدون فکر کردن در مورد آن، ترک آن کار و شروع به کار دوم بدون اتمام کار اول شایع شد. این موارد برای افرادی که مشکلات عاطفی، احساس افسردگی، یا استرس و اضطراب داشتند، بدتر بود، آنان این علائم را بیشتر داشتند اما حتی افرادی که  مشکلات عاطفی نداشتند، این مسائل شناختی را تجربه کردند.»

چگونه مغز خاطرات را حفظ می‌کند

نتایج این مطالعه بدتر شدن حافظه روزمره ما را در دوران قرنطینه نشان می‌دهد. دلیل این است که ما در حال گذراندن نوعی روز گراندهاگ (روز تکراری) هستیم که به نوبه خود ذخیره و بازیابی خاطرات را بعدها برای مغز دشوار می‌کند.

پروفسور هیز افزود: آنچه ما در مورد حافظه انسان می‌دانیم این است که زمینه به‌راستی مهم است. شما ممکن است در خانه کار کنید، با یک دوست صحبت کنید یا فیلم تماشا کنید. وقتی ما این تجربیات را داریم، ممکن است بر بخش اصلی تجربه متمرکز شویم اما مغز ما در واقع بسیاری از موارد دیگر را به‌صورت اتفاقی رمزگذاری می‌کند، مانند جایی که این تجربه اتفاق می‌افتد و زمانی که این تجربه در حال وقوع است.

وی ادامه داد: مغز، به این سوابق که به ما کمک می‌کند تا خاطرات خود را به گونه‌ای ذخیره کنیم که بازیابی این تجربیات بعدها برای ما آسان باشد، حساس است.

هیز توضیح  می‌دهد: وقتی زمینه تغییر می‌کند که به‌طور معمول در زندگی روزمره هنگامی که در حال حرکت و بازدید از مکان‌های مختلف در ساعات مختلف روز هستیم، تغییر می‌کند، به‌راحتی می‌توان خاطرات را ذخیره کرد و آنها را به یاد آورد اما هنگامی که شما در قرنطینه هستید، فرصت‌های شما برای حرکت در محیط و مشغول شدن به فعالیت‌های مختلف بسیار محدود است و هنگامی که وارد چرخه روز گراندهاگ می‌شوید، آن زمان است که روزها در یکدیگر محو می‌شوند زیرا ما برای هر روز زمینه یکسانی داریم.

هیز بیان کرد: این امر تفکیک تجربیات را برای مغز ما دشوار می‌کند و این یکی از دلایلی است که در هنگام قرنطینه دچار اختلال حافظه می‌شویم.

بازیابی سریع است

سال گذشته، محققان برای بررسی تاثیر قرنطینه دو ماهه در اسکاتلند، شرکت‌کنندگان تحقیق را موظف به انجام کار آنلاین کردند تا حافظه، تصمیم‌گیری و توجه آنان را آزمایش کنند. نتایج نشان داد که در طول قرنطینه عملکرد ضعیف‌تر است اما با آزاد شدن محدودیت‌ها، به‌ویژه انزوای اجتماعی، آنان به سرعت بهبود یافتند. البته سطوح تعامل اجتماعی در طول قرنطینه نیز با عملکرد شناختی مرتبط بود.

وی ابراز کرد: افرادی که توانستند تعاملات آنلاین خود را در زمان قرنطینه بیشتر حفظ کنند، در این وظایف بهتر عمل کردند. بنابراین، انزوای کامل به‌راستی برای عملکرد شناختی ما بسیار مضر است اما اگر بتوانیم این سطح از تعامل را تا حدی با افرادی که در خانه ما یا به‌صورت آنلاین با آنان ارتباط داریم، حفظ کنیم، به‌نظر می‌رسد برای عملکرد شناختی ما خوب باشد.

محققان همچنین دریافتند، افرادی که در سه روز طی قرنطینه طولانی مدت مکالمه داشتند، بیشتر در برابر مسائل شناختی محافظت می‌شوند.

تحقیقات دیگر در حال بررسی این هستند که  چگونه گزینه‌های افراد در دوران کووید محدود می‌شود و به اهمیت تنوع و ورزش روزانه اشاره کرده‌اند.

هیز می‌گوید: از نقطه نظر حافظه، اگر می‌توانید در خارج از خانه ورزش کنید، شیوه این تمرینات را روزبه‌روز تغییر دهید تا زمینه متفاوتی برای مغز شما فراهم شود تا آن روزهای مختلف را رمزگذاری کند.

برنامه ورزشی خود را تغییر دهید

تنوع تمرینات و فعالیت‌ها در خانه یا آپارتمان شما نیز به شما در جلوگیری از اختلال حافظه کمک می‌کند. پروفسور هیز خاطرنشان کرد: بین توانایی شناختی خوب و فعالیت بدنی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد بنابراین حفظ  ورزش منظم خوب است تا سعی کنیم حافظه و تصمیم‌گیری خود را تا آنجا که می‌توانیم در زمان قرنطینه حفظ کنیم.

پیدا کردن دایره شایستگی‌های خود

هیچکس دنیا را به طور کامل نمی‌شناسد. دنیا برای مغز انسان پیچیدگی‌های بسیار زیادی دارد. حتی اگر تحصیلات بالایی داشته باشید، فقط می‌توانید بخش کوچکی از دنیا را بفهمید. با این همه همان بخش کوچک هم بسیار مهم است و می‌تواند سکوی پرتاب شما به سمت رویاهای بلند پروازانه‌تان باشد. اگر چنین سکوی پرتابی نداشته باشید، هرگز نمی‌توانید از زمین بلند شوید.

عبارت جالب دایره شایستگی توسط وارن بافت خلق شده است. دایره شایستگی یعنی یافتن حوزه‌هایی که در آن خوب هستید و یا به قولی صلاحیت و شایستگی و توانایی دارید.

داخل این دایره توانایی‌هایی هستند که در آن‌ها مهارت زیادی دارید. بیرون آن مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آن را متوجه می‌شوید یا اصلا چیزی از آن نمی‌دانید. شعار بافت در زندگی این است: دایره شایستگی‌تان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. اندازه‌ این دایره اهمیت زیادی ندارد اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.

شما نیاز دارید برای پیشبرد اهدافتان در خصوص تولید محتوا به دایره شایستگی خود توجه داشته باشید. اگر شما سه دایره ترسیم کنید و توانایی های خود را درون این سه دایره بنویسید بطوری که هر سه دایره همدیگر را پوشش دهند . مرکز این سه دایره ، دایره شایستگی شماست. داخل این دایره توانایی هایی هستند که شامل مهارت های اصلی شما می شوند. بیرون آن مهارت هایی هستند که فقط بخشی از آن را متوجه می شوید یا اصلا چیزی از آن نمی دانید.  

اندازه این دایره اهمیت زیادی ندارد اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.
می‌توانید به آرامی و در طی زمان، دایره شایستگی خود را گسترش دهید. خارج از مرزهای این دایره، اشتباهات به وقوع می‌پیوندند. کلمه کلیدی سخنان وارن بافت، “مرزها” است. شناختن مرزها، مهم‌ترین بخش دایره شایستگی است. نمایه مفهوم دایره شایستگی در شکل زیر نمایش داده شده است.


چارلی مانگر شریک وارن بافت می گوید : هر یک از شما باید استعداد های خودش را بشناسد. باید از نقاط قوت خودتان استفاده کنید. اگر در زمینه ای تلاش کنید که در آن بدترین هستید، مطمئننا شرایط شغلی افتضاحی خواهید داشت. تقریبا میتوانم در این مورد تضمین بدهم. با تمام قوا سعی کنید زندگی تان را بر همین اساس جلو ببرید. تمرکز افراطی بر دایره شایستگی تان، مزایایی بیش از منفعت مالی برای شما بدنبال خواهد داشت. مسائل احساسی هم به همان اندازه اهمیت دارد. احساس ارزشمند استادی به شما دست می دهد و کارآیی تان بالاتر خواهد رفت.

دایره شایستگی شامل کارهایی می‌شود که:
در آنها دانش کافی دارید.
در آنها مهارت کافی دارید.
آنها تحت کنترل شما هستند و یا به راحتی می‌توانید کاری کنید که تحت کنترل شما درآیند.

وارن بافت عقیده دارد بقیه کارها در خارج از دایره شایستگی شما قرار دارند و نباید وقت خود را در آنها تلف کنید. البته دایره شایستگی خود را می‌توانید بزرگ کنید اما به همان اندازه از تمرکز و کنترل شما کم می‌شود.

در واقع برای موفیقت در زندگی باید:
1-دایره شایستگی خود را بشناسیم.( توانمندی‌ها و استعداد‌ها و علایق واقعی )
2-به موارد خارج از دایره شایستگی توجه نکنیم. ( اخبار روزانه و هرچه در آن کنترل نداریم)
3-به جای بزرگ کردن دایره شایستگی به عمیق کردن آن بپردازیم. (تمرکز بر توانمندی‌ها)
به بیان ساده، داخل این دایره توانایی‌هایی هستند که در آن‌ها مهارت زیادی دارید. بیرون از آن، مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آن‌ها را متوجه می‌شوید یا اصلا چیزی از آن‌ها نمی‌دانید. زمانی با مشکلات روبه رو می‌شویم که از محدوده” آن‌چه می‌دانیم” به سمت ” آن‌چه فکر می‌کنیم می‌دانیم” می‌رویم.


دیگر لازم نیست که هربار درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت جدید تصمیم گیری کنید. اگر این دایره به وضوح ترسیم شده باشد ، در برابر درخواست های نامناسب اما وسوسه کننده به راحتی مقاومت می کنید. وسوسه های قدرتمندی هم برای گسترده کردن دایره شایستگی وجود دارد. وقتی شما موفق هستید این وسوسه ها بیشتر است. در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید. مهارت ها از یک حوزه به حوزه دیگر منتقل نمی شوند.مهارت ها صرفا متعلق به یک حوزه هستند. یک استاد شطرنج لزوما نمی تواند یک استراتژیست برجسته اقتصادی باشد. چطور دایره شایستگی ایجاد کنیم؟ این کار مستلزم زمان است، زمانی زیاد. برای به وجود آوردن این دایره به وسواس فکری نیاز دارید. وسواس در انتخاب باعث می شود وقت بسیاری را صرف یک موضوع کنید.
چارلی مانگر اضافه می‌کند: هریک از شما باید استعدادهای خودش رابشناسد. باید از نقاط قوت خود استفاده کنید. اما اگر در زمینه‌ای تلاش کنید که در آن بدترین هستید، مطمئنا شرایط شغلی افتضاحی خواهید داشت. تقریباً می‌توانم در این مورد تضمین بدهم.
توماس جی واتسون موسس شرکت آی بی ام، سند زنده‌ی این نظریه است. او در مورد خودش گفته است: من نابغه نیستم، در بعضی موارد باهوش هستم، اما خودم را در اطراف آن موارد نگه می‌دارم.

با تمام قوا سعی کنید زندگی حرفه‌ای‌تان را بر همین اساس جلو ببرید، چون تمرکز افراطی روی دایره شایستگی‌تان، مزایایی بیش از منفعت مالی برای شما به دنبال خواهد داشت. مسائل احساسی هم به همان اندازه اهمیت دارد. احساس ارزشمند استادی به شما دست می‌دهد و کارایی‌تان بالاتر خواهد رفت، چون دیگر لازم نیست که هربار درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت تصمیم‌گیری کنید.

اگر دایره‌ شایستگی‌تان به وضوح ترسیم شده باشد، در برابر درخواست‌های نامناسب اما وسوسه کننده به راحتی مقاومت می‌کنید.
نکته بسیار مهم این است که هرگز نباید از دایره شایستگی‌تان خارج شوید.

سال‌ها قبل یک کارآفرین ثروتمند به من پیشنهاد داد که در ازای یک میلیون یورو زندگی نامه‌اش را بنویسم. پیشنهاد بسیار اغواکننده‌ای بود. اما آن را رد کردم. نوشتن زندگی‌نامه خارج از دایره شایستگی من بود. نوشتن یک زندگی نامه‌ درجه یک نیاز به گفتگوهای طولانی و تحقیقات شعار بافت در زندگی این است : دایره شایستگی هایتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. موشکافانه دارد. مهارت‌هایی فراتر از آنچه که برای نوشتن رمان و کتاب‌های غیر داستانی نیاز است می‌طلبد، مهارت‌هایی که من آن‌ها را ندارم. با نوشتن یک زندگینامه وقتم را تلف می‌کردم، دل زده می‌شدم و مهم‌تر از همه در بهترین حالت، کتابی که تحویل می‌دادم یک کتاب متوسط بود.

  • شعار بافت در زندگی این است : دایره شایستگی هایتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید.

فرسن دیلان ایونز در کتاب فراتر از متوسط هوش ریسک‌پذیری داستان یک بازیکن حرفه‌ای تخته نرد به نام جی.پی را تعریف می‌کند: او در ابتدای بازی عمداً چند اشتباه می‌کرد تا متوجه شود رقیبش چگونه از آن‌ها بهره خواهد برد. اگر رقیبش خوب بازی می‌کرد، جی.پی دیگر بازی را ادامه نمی‌داد. با این روش او مطمئن می‌شد پولش را از دست نمی‌دهد. به عبارت دیگر جی.پی چیزی را می‌دانست که اغلب قماربازها نمی‌دانند: اون می‌دانست چه موقع نباید شرط بندی کند. او می‌دانست کدام رقیب او را از دایره شایستگی اش بیرون می‌اندازد و یاد گرفته بود که چه طور از رویارویی با آن‌ها اجتناب کند.

درکنار انگیزه‌هایی که شما را به بیرون رفتن از دایره شایستگی‌تان تشویق می‌کند، وسوسه‌های قدرتمندی هم برای گسترده کردن آن وجود دارد. وقتی شما در دایره شایستگی‌تان موفق هستید و در آن احساس راحتی دارید، این وسوسه‌ها بسیار قدرتمند است. در برابر این وسوسه‌ها مقاومت کنید. مهارت‌ها از حوزه‌ی به حوزه دیگر منتقل نمی‌شود. به عبارت دیگر، مهارت‌ها صرفا متعلق یه یک حوزه هستند.
یک استاد شطرنج لزوما نمی‌تواند یک استراتژیست برجسته اقتصادی باشد. یک جراح قلب به خودی خود نمی‌تواند یک مدیر بیمارستان خوب باشد. یک کارشناس املاک حرفه‌ای نمی‌تواند لزوما یک رییس جمهور خوب باشد.

خب، چطور یک دایره شایستگی ایجاد می‌کنید؟

گشتن و کلیک کردن روی ویکی پدیا کافی نیست. مدارک دانشگاهی هم کفایت نمی‌کند. این کار مستلزم صرف زمان است، زمانی زیاد. دبی میلمن طراح موفق آمریکایی در این خصوص به یک قانون پایبند است: برای آموختن هرچیز ارزشمندی، زمان زیادی باید صرف کنید.

به وجود آوردن دایره شایستگی نیازمند نوعی وسواس فکری هم هست. وسواس نوعی اعتیاد است، برای همین اغلب به شکلی تحقیرآمیز از آن یاد می‌شود.

همه جا درباره جوانانی که به بازی‌های ویدیویی، سریال‌های تلویزیونی یا هواپیماهای مدل معتاد شده‌اند مطالبی می‌خوانیم. اما حالا باید به وسواس با دیدی مثبت‌تر نگاه کنیم. وسواس باعث می‌شود مردم هزاران هزار ساعت از وقتشان را صرف موضوع خاصی کنند. بیل گیتس در جوانی روی یک موضوع وسواس فکری داشت: برنامه نویسی. استیو جابز: خوشنویسی و طراحی.

وارن بافت در سن دوازده سالگی اولین پول تو جیبی‌اش را صرف خرید سهام کرد، او از همان زمان تا الان به سرمایه گذاری معتاد بوده است. هیچ کس امروز ادعا نمی‌کند که گیتس، جابز یا بافت جوانی‌شان را هدر داده‌اند. دقیقا برعکس، به خاطر همین وسواس فکری‌شان است که هزاران ساعت را صرف کرده‌اند و در یک زمینه خاص به مقام استادی رسیده‌اند. پس وسواس فکری خود یک موتور است، نه خرابی موتور.

اما متضاد وسواس فکری، لزوما تنفر نیست. بلکه می‌تواند علاقه باشد. علاقه داشتن به چیزی در واقع معادل مودبانه این جمله است که: آن قدرها هم برایم جذاب نیستند.

چرا دایره شایستگی تا این حد مفهوم قدرتمندی دارد؟ رمز و راز آن چیست؟

جواب بسیار ساده است. یک برنامه نویس فوق‌العاده دقیقا دو، سه یا حتی ده برابر یک برنامه نویس خوب مهارت ندارد، یک برنامه‌نویس فوق العاده یک مسئله را در یک هزارم زمانی حل می‌کند که یک برنامه نویس خوب به حل آن اختصاص می‌دهد. این قضیه درباره وکلا، جراحان، طراحان، محققان و فروشندگان هم صادق است. رقابت بین درون و بیرون دایره شایستگی است، ما اینجا از تفاوت‌های هزار برابری صحبت می‌کنیم.

موضوع دیگری هم هست این باور که شما می‌توانید زندگی را مطابق یک برنامه پیش ببرید یک توهم است. شانس گاهی اوقات مثل یک توفان همه چیز را بهم می‌ریزد. فقط در یک محل است که این طوفان به نسیمی ملایم تبدیل می‌شود. آن هم درون دایره شایستگی است. شاید در آن جا هم پارو زدن برایتان چندان راحت نباشد، اما لااقل امواج به شما کمک خواهند کرد که در مسیر درستی حرکت کنید. اگر بخواهیم از استعارات کمی فاصله بگیریم، در دایره‌ شایستگی‌تان تا حد زیادی در برابر توهم‌ها و اشتباهات مصون هستید. حتی می‌توانید ریسک بعضی از سنت شکنی‌ها را به جان بخرید، چون اطلاعات کافی از اوضاع دارید و می‌توانید پیش‌بینی کنید که تقریبا چه اتفاقاتی قرار است بیفتد.

نتیجه؟

خودتان را بابت نقطه ضعف‌هایتان سرزنش نکنید. اگر دست و پا چلفتی هستید، یادگرفتن رقص سالسا را فراموش کنید. اگر بچه‌هایتان نمی‌توانند تشخیص بدهند که خط خطی‌هایی که برایشان روی کاغذ کشیده‌اید اسب است یا گاو، دیگر رویای هنرمند شدن را در سر نپرورانید. اگر ملاقات با عمه‌تان برایتان سخت است، فکر بازکردن رستوران را از سرتان بیرون کنید. در واقع اینکه در چند حوزه متوسط یا زیر متوسط هستید اصلا اهمیتی ندارد. مهم این است که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایده‌آل بهترین در جهان باشید. به محض رسیدن به این مهم، سنگ بنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت. یک مهارت فوق العاده به هزاران توانایی متوسط برتری دارد. هریک ساعتی که روی دایره شایستگی خود وقت بگذاید معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید ارزش دارد.پ

تقویت مهارت‌های اجتماعی با عروسک‌ها در مبتلایان به اوتیسم

مطالعات محققان دانشگاه ییل در آمریکا نشان می‌دهد نمایش‌های عروسکی منجر به بهبود تعاملات اجتماعی و افزایش یادگیری در کودکان مبتلا به اوتیسم می‌شود.

به گزارش سایک نیوز و به مقل از ایرنا ایرنا، اوتیسم یک اختلال عصبی است که عملکرد مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این معلولیت رشدی معمولا در سه سال اول زندگی به طور کامل آشکار می‌شود. معمولا این سه سال اول، دوره طلایی قلمداد می‌شود و چنانچه در این دوره مربیان و والدین کودک این عارضه را شناسایی کنند و در صورت درمان و رسیدگی می توان کودک را به مدرسه فرستاد و مهارت‌های زیادی به او آموخت.

عدم تمایل به تعاملات اجتماعی و برقرارنکردن ارتباط کلامی و چشمی یکی از مهمترین نشانه‌های مبتلایان به اوتیسم است. مطالعات جدید محققان دانشگاه ییل در آمریکا نشان می‌دهد عروسک‌ها توجه کودکان مبتلا به اوتیسم را به خود جلب می‌کنند و از طریق آنان می‌توان مهارت‌های زیادی را به کودکان آموخت.

محققان در این مطالعات نمایش‌های عروسکی را با عروسک‌هایی با رنگ روشن و مشابه انسان برای کودکان مبتلا به اوتیسم به اجرا گذاشتند. نتایج نشان داد کودکان مبتلا به اوتیسم تمایل زیادی به تماشای عروسک‌ها داشتند و اثرگذاری آنان بیش از فیلم‌هایی بود که بازیگر انسان دارد.

محققان بر این باورند با استفاده از نمایش‌های عروسکی می‌توان مهارت‌های اجتماعی را در مبتلایان به اوتیسم تقویت کرد و مطالب زیادی را به آنان آموزش داد. در ادامه آمده است عروسک‌ها برای کودکان مبتلا به اوتیسم، جذاب تر از کودکانی است که به این اختلال مبتلا نیستند. با استفاده از نمایش‌های عروسکی می‌توان مشارکت اجتماعی را در مبتلایان به اوتیسم بهبود بخشید.

برخی از مهمترین نشانه‌های اوتیسم

• دیر به حرف افتادن یا عدم تمایل به صحبت کردن؛ ۴۰ درصد از مبتلایان به اوتیسم هرگز صحبت نمی‌کنند.
• مشکل در درک دیدگاه گوینده
• استفاده از کلمات و عبارت‌های تکراری
• تکرار رفتارهای کلیشه‌ای مانند تکان دادن دست یا بدن
• تمرکز طولانی مدت روی اشیا
• خودزنی
• پرخاشگری
• ناتوانی در بیان اسم
• ناتوانی در برقراری ارتباط چشمی
• علاقه به بازی‌های تکراری
• خیره شدن به یک شی یا تصویر
• فقدان حس همدلی و به اشتراک گذاشتن احساسات
• عدم تمایل به ایجاد دوستی با هم سن و سالان
معمولا تشخیص بیماری اوتیسم بین ۲۱ ماهگی تا ۲۴ ماهگی نوزاد صورت می‌گیرد؛ البته گاهی اوقات این زمان تا چهار سالگی کودک نیز طول می‌کشد.

برخی آمارها در مورد اوتیسم

مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها در آمریکا، گزارش جالبی را در مورد اوتیسم در سراسر جهان منتشر کرده است
-از هر ۱۵۰ کودک در سراسر جهان، یک نفر به اختلال اوتیسم (ASD) مبتلا است.
-احتمال بروز این بیماری در تمام گروه های نژادی، قومی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد.
-اوتیسم در پسران (از هر ۴۲ پسر یک نفر) شایع تر از دختران (از هر ۱۸۹ نفر یک نفر) است.
-تحقیقات انجام شده در آسیا، اروپا و آمریکای شمالی، شمار کودکان مبتلا را حدود یک درصد و در کره جنوبی حدود ۲.۶ درصد نشان می دهد.

عوامل خطر و ویژگی‌ها

-مطالعات نشان می دهد که در بین دو قلوهای همسان (identical twins)، اگر یک کودک به اوتیسم مبتلا باشد، احتمال ابتلای دیگری بین ۳۶ تا ۹۵ درصد است. در دوقلوهای غیر همسان (non-identical twins) در صورتی که یک کودک به این اختلال مبتلا باشد، احتمال ابتلای دیگری صفر تا ۳۱ درصد است.
-پدر و مادری که دارای یک فرزند اوتیسمی هستند، در صورت بارداری مجدد، احتمال ابتلای کودک دوم ۲ تا ۱۸ درصد است.
-احتمال ابتلا به اوتیسم در افرادی که نقص ژنتیکی یا کروموزومی دارند، به مراتب بیشتر است. حدود ۱۰ درصد از کودکان مبتلا به اوتیسم به یکی از اختلالات سندرم داون، سندرم X شکننده، اسکلروز ناهنجار یا اختلالات دیگر کروموزومی و ژنتیکی مبتلا هستند.
-توانایی فکری ۴۶ درصد از کودکان مبتلا به اوتیسم، در حد متوسط یا بالاتر از حد متوسط است.
-کودکان متولد شده از والدین مسن، بیشتر در معرض این اختلال قرار دارند.

با کودک اوتیسمی چه‌ کنیم؟

والدین کودکان مبتلا به اوتیسم نگرانی‌های زیادی دارند و به دلیل ناشناخته بودن این بیماری، با چالش‌های بسیاری در سطح جامعه مواجه می‌شوند. والدین باید بدانند که این اختلال به کمک افراد آگاه و مشاوره، کاملا قابل کنترل است و به راحتی می‌توان مهارت‌های ارزشمندی را به این کودکان آموخت.
در صورت مشاهده علایم غیر طبیعی در کودک، بدون تعلل به مراکز درمانی مراجعه کنید و کمک بخواهید. در صورتیکه تشخیص داده شد که کودک به اوتیسم مبتلاست، وارد مرحله بعدی می‌شوید. هرچه زمان تشخیص زودتر باشد، کودک شانس بیشتری برای یادگیری و رشد طبیعی دارد.
-در مورد اوتیسم بیشتر یادبگیرید و مطالعه کنید.
هر چه در مورد اوتیسم بیشتر بدانید، راحت‌تر می توانید با کودک خود ارتباط برقرار کنید و او کمتر صدمه می‌بیند. شما باید در زمینه اوتیسم متخصص شوید و بدانید کودک شما از چه می‌هراسد و به چه چیز پاسخ مثبت می‌دهد.
-کودک خود را با همان شرایط بپزیرید.
باید بپزیرید که کودک شما عادی نیست و او را با هم سالانش و با افراد عادی مقایسه نکنید. از او به اندازه خودش انتظار داشته باشید.
-ناامید نشوید.
-بدانید که مسئول این کودک به طور کامل شما هستید و هیچ فردی غیر از شما نمی‌تواند پشتیبان او باشد.
-برای کودک خود برنامه بریزید.
کودکان مبتلا به این اختلال از داشتن یک برنامه منظم غذایی، تفریحی، استراحت و آموزشی لذت می‌برند؛ چراکه ذهن آنان کاملا سازماندهی شده است.
-او را تشویق کنید و جایزه بدهید.
در صورتیکه کودک شما مهارتی را فراگرفت یا در کاری موفق بود، او را تشویق کنید و جایزه‌ای هر چند کوچک برایش تهیه کنید. این کار به او برای آموختن انگیزه می‌دهد.
-به کودک احساس امنیت دهید.
در خانه فضایی را به کودک بیمار اختصاص دهید که او در آنجا احساس آرامش و امنیت کند. اجازه دهید همیشه حمایت شما را در برابر سایرین احساس کند.
-کودک را در محیط‌های شاد قرار دهید.
-او را درگیر کارهای ساده کنید و حس مسئولیت پذیری کودک را تحریک کنید.
– او را سرزنش نکنید.
نتایج این مطالعه در نشریه Autism Research منتشر شده است.