راهکار های کاهش ترس از کرونا در کودکان و نوجوانان

کلینیک روانشناسی تارا به نقل از خبرگزاری مهر:

نصیره مقدم فر، در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص ترس از کرونا در کودکان و نوجوانان ، گفت: برخی کودکان ترس و اضطراب بیشتری را نسبت به همسالان خود تجربه می‌کنند. به گونه‌ای که عملکرد شخصی و اجتماعی آنها مختل می‌شود. که علت آن می‌تواند مربوط به ویژگی‌های شخصیتی و عوامل ژنتیکی و یا سبک فرزند پروری والدین و نحوه رفتار والدین در این شرایط یا فوت یکی از اقوام و اطرافیان که در اثر ابتلاء به این ویروس بوده باشد.

وی به توصیه‌هایی که می‌توان به والدین برای کاهش ترس کودکان داشت اشاره کرد و افزود: با کودکان خود همدلی کنید. به فرزندان خود مرتباً اطمینان بدهید که بیماری کرونا به خصوص برای کودکان و نوجوانان معمولاً خفیف است. همچنین به خاطر داشته باشید که نشانه‌های بیماری کرونا قابل درمان هستند.

این متخصص روانشناسی تاکید کرد:

همینطور می‌توانیم به کودکان یادآوری کنیم که کارهای مؤثر زیادی می‌توانیم انجام دهیم. به گونه ای که هم خود و هم دیگران را ایمن نگه‌داریم. و احساس کنیم که بر شرایط به وجود آمده مسلط هستیم. از جمله شستشوی مرتب دست‌ها، لمس نکردن صورت و حفظ فاصله اجتماعی.

مقدم فر ادامه داد: والدین می‌توانند در مورد کودکان خردسال با کشیدن نقاشی این ویروس. سرچ کردن در مورد اشکال مختلف ویروس. و ساختن قصه و داستان‌هایی پیرامون این مسئله تا حدودی ترس کودکان را کاهش دهند.

وی گفت: والدین باید بدانند با توجه به اینکه فرزندان آنها از تفریحات و زندگی عادی خود محروم هستند غمگین و بی حوصله هستند. با آنها همدلی داشته وقت بیشتری را با آنها بگذرانید. و اجازه دهید فرزندانتان درباره احساساتشان صحبت کنند. احساسات فرزندان خود را درک کنید. و بازتاب احساسات داشته باشید.

عضو سازمان نظام روانشناسی اظهار داشت: داشتن تعامل مثبت با فرزندان که شامل زمان باکیفیت (یعنی زمانی که والدین به طور اختصاصی در اختیار فرزندشان قرار می‌دهند با او بازی می‌کنند. یا با هم به گپ و گفتگو می‌پردازند، تماس چشمی در هنگام حرف زدن، تشویق کلامی و بغل کردن) می‌تواند در کاهش اضطراب و تنش و بالا بردن اعتماد به نفس در فرزندان نقش بسیار مؤثری داشته باشد.

همه آنچه باید از سندرم انفجار سر بدانید

کلینیک تارا به نقل از ویکی پدیا و نم ناک:

سندرم انفجار سر نوعی اختلال شنیداری هیپناگوژیک نادر می‌باشد. مبتلایان به این سندرم معمولاً صدای بسیار بلندی مانند انفجار بمب، شلیک اسلحه، نواختن سنج، صدای زنگ یا گونه‌ای صدای بلند و ناشناخته را در هنگام خواب می‌شنوند، به شکلی که احساس می‌شود منشأ این صدا داخل سر است.

این صدا معمولاً در ساعات اولیه خواب احساس می‌شود و لزوماً به دلیل خواب دیدن نیست. اگرچه صدای شنیده شده بسیار بلند است ولی معمولاً با دردی همراه نیست. تعداد حملات بیماری معمولاً ثابت نیست ولی پس از تعدادی حمله در طول یک دوره چند روزه یا چند هفته‌ای معمولاً یک دوره چند ماهه بهبود مشاهده می‌شود. مبتلایان به‌طور معمول نوعی احساس ترس و اضطراب را قبل و بعد از حمله احساس می‌کنند که به همراه افزایش ضربان قلب است. حملات معمولاً با مشاهده تابشهای نور و اختلال در تنفس همراه است. مبتلایان ممکن است در هنگام حمله سندرم دچار ناتوانی در ادراک صداهای اطراف و یک نمونه خفیف فلج خواب شوند.

هیچ درمان شناخته شده‌ای برای این سندرم وجود ندارد و دلایل آن ناشناخته است، اما برخی روان شناسان آن را به خستگی ربط می‌دهند. موارد این سندرم در میان تمامی سنین در هر زنان و مردان مشاهده شده‌است. اگرچه زنان اندکی بیشتر از مردان به آن مبتلا می‌شوند و معمولاً در سنین بالای پنجاه سال رایج تر است.

سندرم انفجار سر برای نخستین بار در سال ۱۹۲۰ توسط پزشک و روان‌شناس ولزی رابرت آرمسترانگ جونز معرفی شد.

چه چیزی باعث سندروم انفجار سر می شود

به یاد داشته باشید که ما در مورد مسئله خوابیدن صحبت می کنیم ، این به هیچ وجه یک وضعیت عصبی یا روحی نیست. تئوری های مختلفی درباره علت سندروم انفجار سر وجود دارد برای فهمیدن آنها به مطالعه خود ادامه دهید.

سندروم انفجار سر

درباره سندروم انفجار سربیشتر بدانید

استرس و اضطراب :

این نظر مشترک همه ما در این لحظه است، مغز شما بخشی از آگاهی از ذهن شما را قطع می کند، تا به خواب عمیق بروید سپس، به طور ناگهانی، یک شوک الکتریکی باعث قطع تمام فعالیت های عصبی می شود. زمانی که استرس زیادی دارید، مغز شما بیش از حد فعال است. این هیجان، بالا است و بنابراین زمانی که وقت استراحت می رسد، شما نمی توانید این “انرژی” را کاهش دهید زیرا فعالیت خیلی زیادی در مغز وجود دارد بنابراین، درست زمانی که به رختخواب می روید، این فعالیت های عصبی به یک تکان ناگهانی واکنش می دهند (مانند درد شدید یا افزایش قدرت) و باعث تحریک مناطق مختلف می شود.

عوارض جدی سندروم انفجار سر

حس شنوایی و بصری:

نکته دیگری که درباره مشکل خواب باید به آن اشاره کرد، مدل دیگری از پارازومنیا( بیماری شدید بی خوابی) است. دانشمندان معتقدند که هر دو مشکل مربوط به خواب به هم مرتبط هستند. در هر دو مورد، فرد احساس هراس و هشدار میکند، و همچنین توهم بصری و شنیداری را تجربه می کنند.

سندروم انفجار سر

سندرم انفجار سر چه عوارضی دارد

مشکل گوش داخلی:

آخرین نظریه مربوط به این نوع وضعیت ، به مشکل احتمالی گوش داخلی است. به خصوص در تونل اوستاچیان.ممکن است یک تغییر کوچک، یک ضایعه یا التهاب ،باعث ایجاد توهم شنوایی و سردرد شود با این حال، چراغ هایی را که بیماران می بینند توضیح برایشان وجود ندارد.

درمان سندرم انفجار سر

هر نوع مشکل در خواب، کیفیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، از مشورت با پزشک خود دریغ نکنید. در مورد هر گونه بی نظمی، ناراحتی یا وضعیت غیرمعمولی که آن را تجربه می کنید. همانطور که قبلا ذکر شد، افراد زیادی هستند که در مورد علائمشان در ارتباط با سندرم انفجار سر ،از ترس یا خجالت حرفی نمیزنند.

سوال :چگونه می توانم به دکترم بگویم که در اواسط شب از خواب بیدار می شوم، چیزهایی را میشنوم که واقعیت ندارند و نورهایی را در گوشه چشمم میبینم؟

نترس، بسیاری از مردم از این مشکل رنج می برند و این سندرم قابل درمان است ؛ داروهایی نظیر کلومیپرامین (نوع ضد افسردگی) بسیار موثر است. علاوه بر این، تکنیک های کاهش استرس که باعث آرام کردن ماهیچه ها و ذهن شما می شوند نیز بسیار مفید است. برای مصرف داروها حتما با پزشک خود در باره تجربیات خود صحبت کنید.

سندرم انفجار سر چگونه درمان می شود

درمان استانداردی برای انفجار سندرم سر وجود ندارد؛ برنامه درمان شما بستگی به سن شما، علائم دیگر و درجه ای که علائم سندرم انفجار سر بر زندگی شما تاثیر گذاشته، مشخص می شود. برای بعضی ها، بعضی داروها می تواند موثر هستند. این داروها شامل داروهایی هستند که فعالیت نورولوژیکی را تحت تاثیر قرار می دهند. مانند ضد تشنج ها و داروهای ضد افسردگی سه چرخه ای. مسدود کننده های کانال کلسیم نیز میتوانند کمک کنند.

کارگاه فن بیان و مهارت های گفتگو موثر

مدرس کارگاه فن بیان و مهارت های گفتگو موثر جناب آقای عماد شاه صفی ،روانشناس بالینی و مدرس مهارت های ارتباطی و خودشناسی می باشد.

محل برگزاری کلینیک روانشناسی تارا

جمعه سوم بهمن ماه 99

ساعت 14 الی 18

ساختار مغز کودکان مبتلا به اوتیسم چه ویژگی‌هایی دارد؟

الگوی رفتاری افراد موفق

کلینیک تارا، به نقل از میگنا:

افراد موفق در زندگی خود از الگو‌های رفتاری خاصی پیروی می‌کنند. اگر به اطراف خود نگاه کرده باشید، متوجه شده‌اید که آن دسته از افرادی که با بقیه تفاوت دارند و بیشتر از دیگران تلاش کرده و همچنین به حرف‌های دیگران اهمیتی نداده‌اند، در زندگی خود پیشرفت بیشتری داشته‌اند، اما با این وجود، در ادامه راز‌های زندگی افراد موفق، به الگو‌های رفتاری آن‌ها که باعث موفقیتشان شده است، می‌پردازیم.

افراد موفق انعطاف پذیر هستند و از شکست نمی‌ترسند
شکست به عنوان سرنخی برای این معما تلقی می‌شود. افراد موفق به جای اینکه شکست را در خود نهادینه کنند، آن را بخشی ضروری از زندگی می‌دانند. آن‌ها خود را ناکام نمی‌دانند، بلکه به این منظور به شکست نگاه می‌کنند که کارهایشان نتیجه لازم را نداده است. یک جدایی ذهنی واضح بین فرد و عمل وجود دارد و شکست زمانی بزرگ به نظر می‌رسد که شما آن را بزرگ جلوه دهید.

افراد موفق نگرش “توانستن” دارند
افراد موفق، مشتاق و همیشه آماده برای یک چالش، به دنبال یافتن راه حل هستند. آن‌ها همه چیز را در زندگی درست می‌کنند. این افراد در مورد اصلاح مواردی که نمی‌توانند برطرف شوند، وسواس ندارند و می‌دانند چه موقع باید عقب‌نشینی کنند و کاری را رها کنند.

افرادی که دارای عزت نفس پایین هستند، افرادی هستند که توانایی انجام دادن یک دفعه کار‌های خود را ندارند و در صورت عدم توانایی در حل این مشکل، خود را شکست خورده می‌دانند. افراد موفق می‌توانند چشم‌انداز خود را حفظ کنند و اشتیاق خود را از دست ندهند. آن‌ها تشخیص می‌دهند که چه زمانی تلاش بیشترشان به آن‌ها فایده می‌رساند.

آن‌ها مسئولیت زندگی خود را به عهده می‌گیرند
بزرگترین راز موفقیت پذیرفتن مسئولیت زندگی است. افراد موفق می‌دانند که به دلیل انتخاب‌های خودشان در موقعیت فعلی زندگی خود هستند. افرادی که مسئولیت انتخاب‌های خود را در زندگی به عهده نمی‌گیرند، تمایل دارند همان شیوه قبلی خود را برای زندگی ادامه دهند و جمله‌های یکسانی را تکرار کنند.
“این تقصیر والدین من است که من همان گونه هستم که بودم. “

والدین در واقع ما را تا حدی تحت تأثیر قرار می‌دهند، اما افراد موفق به جای سرزنش خود، این شرایط را می‌پذیرند و تقریباً از شروع ناخوشایند زندگی خود برای تأمین سوخت بیشتر استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند با وجود آنچه برایشان اتفاق افتاده است، به موفقیت برسند.
“من تو را زدم، چون مرا تحریک کردی. تو مرا وادار می‌کنی که این کار را بکنم. “

این جمله باورنکردنی است. تا زمانی که اسلحه‌ای روی سر شما نباشد، هنوز به دنبال این هستید که واکنشی نسبت به کسی نشان دهید. شما نمی‌توانید دیگران و افکار متواضعانه آن‌ها را کنترل کنید، اما مطمئناً آنچه را که درباره آن انجام می‌دهید، انتخاب می‌کنید.

“به من بی‌توجهی شده است. “
برای کار‌هایی که انجام داده‌اید، شخص دیگری را سرزنش نکنید، زیرا با این کار فقط دارید کار خود را انکار می‌کنید. مسئولیت شخصی منجر به زندگی شادتر بسیاری از افراد می‌شود. آن‌ها از خود آگاهی دارند و نقاط ضعف و قوت خود را می‌دانند
افراد موفق برای خود احترام قائل هستند و می‌دانند در چه چیزی مهارت دارند. آن‌ها همچنین می‌دانند که در چه چیزی مهارت ندارند. این افراد در پذیرش نقاط ضعف خود نیز هیچ مشکلی ندارند، اما در استفاده از نکات خوب خود تبحر دارند. ممکن است افراد موفق سوپرمن به نظر برسند، اما اصلاً چنین نیستند. آن‌ها فقط از اندیشه‌های خود استفاده می‌کنند تا توانایی‌های خود را بالا ببرند و افکار مناسب خود را انتخاب کنند.

آن‌ها موهبت‌های الهی را به دنیا بازمی‌گردانند
افراد همیشه موفق به طور کامل در اختیار خود نیستند. آن‌ها تصویری بزرگتر را می‌بینند و سعی می‌کنند به دیگران بازگردانند. این افراد باور‌های سالمی در مورد دیگران دارند، اینکه مردم معمولاً خوب هستند و آن‌ها به دنبال گیر انداختنشان نیستند.

افرادی که از کودکی روزگار ناخوشایند و ناآرامی را گذارنده‌اند، تمایل دارند زود بزرگ شوند و دنیا را به عنوان یک مکان متوسط و نامهربان ببینند و احتمالاً باور‌های منفی در مورد جهان را در خود جای می‌دهند. به عنوان یک بزرگسال، مهم است که این باور‌های منفی را زیر سؤال ببریم و دریابیم که دیگر از بسیاری جهات کاربرد ندارند.

ما به عنوان یک فرد بزرگسال در زندگی انتخاب بیشتری داریم و این ما هستیم که می‌توانیم از زندگی خود نهایت استفاده را ببریم. با نگاه متعادل‌تر به جهان، حق خودمان را بگیریم. اگر عصبانی هستیم و احساس سخت‌کوشی می‌کنیم، به احتمال خیلی کم می‌خواهیم به دنیای اطراف خود کمک مثبت کنیم. ما معتقدیم که چیزی به کسی بدهکار هستیم و باید دین خود را به این دنیا ادا کنیم.

ما نمی‌توانیم آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده است، تغییر دهیم. همیشه ناراحت‌کننده است که شاهد افرادی گیر افتاده در گذشته باشیم. آن‌ها خاطرات منفی دارند و به طور منظم آن‌ها را در سر خود باز می‌کنند، انگار که دیروز اتفاق افتاده‌اند. هرچند همه این‌ها باعث تقویت احساسات منفی می‌شود.

هوشیار بودن به این معنی است که به خود بگویید، “حال من خوب است، همین حالا، حالم خوب است”. در حال حاضر انتخاب کنید تا دیگر قدرت کسی شما را ناراحت نکند. اگر از نظر ذهنی به اندازه کافی قدرت کافی برای انجام این کار ندارید، از یک مشاور کمک بگیرید. موفق بودن زمانی که احساس قدرت می‌کنیم بسیار آسان‌تر است. همه ما بدون کمک دیگران قادر به احساس قدرت هستیم.

گزارش کرونا و سلامت روان کودکان

اهمیت موضوع آشنایی ها و روابط مجازی در دوران کرونا

برنامه زنده اینستاگرامی با موضوع اهمیت موضوع آشنایی ها و روابط مجازی در دوران کرونا با حضور دکتر امین رفیعی پور (پزشک و دکترای تخصصی روانشناسی سلامت) و آقای عماد شاه صفی (روانشناسی بالینی و مشاور) ، در روز جمعه 12 دی ماه 99 ساعت 21 برگزار می گردد.

باید ها ونباید های مشاجره با همسر

به گزارش کلینیک تارا به نقل از میگنا:

شبنم طلوعی درباره واسطه قرار دادن کودکان در هنگام مشاجره میان والدین، اظهار کرد: در چنین شرایطی ضربه روحی متناسب با سن کودک به او وارد می‌شود. به طوری که هرچه سن کودک پایین‌تر باشد این ضربه روحی شدیدتر خواهد بود. چراکه تمام دنیای کودک والدین و روابط آن‌ها با یکدیگر و با کودک است. اما کودک این روابط را خدشه‌دار می‌بیند.

این روانشناس ادامه داد: داشتن اختلاف در زندگی زناشویی میان زوجین بسیار طبیعی است. اما چگونگی حل این اختلافات هنری است که موجب حفظ رابطه می‌شود. زوجین با کمک یکدیگر قوانینی نظیر اشتباهات گذشته را به رخ نکشیدن، به یکدیگر ناسزا نگفتن، قهر نکردن، مقابل فرزندان دعوا نکردن، مطرح نکردن این اختلافات خارج از محیط خانه، جای خواب خود را تغییر ندادن و فرزندان را واسطه پیام رسانی قرار ندادن را برای هنگام عصبانیت ‌و بروز اختلافات وضع کنند. 

قهر کردن یکی از مهم‌ترین آسیب‌های یک رابطه است که اثرات آن علاوه‌بر زندگی زناشویی به کودکان نیز وارد می‌شود. گاهی زوجین نمی‌توانند منظور پیام خود را به یکدیگر منتقل کنند. و یکی از آن‌ها احساس عدم توجه از سوی همسر خود می‌کند. از این رو احساس خشم در او ایجاد می‌شود که تصمیم به قطع رابطه کوتاه مدت و یا همان “قهر” می‌گیرد.

به گفته این روانشناس، عمق و میزان قطع کوتاه مدت رابطه به اهمیت پیامی بستگی دارد که زوجین در انتقال منظور درست آن ناتوان بوده‌اند.

وی با اشاره به باج گیری عاطفی ادامه داد: گاها همسران از طریق باج‌گیری عاطفی به اهداف خود می‌رسند. از این طریق که یکی از همسران با ادامه دادن قهر خود همسر را مجبور به برآوردن خواسته خود می‌کند. که آن را از دوران کودکی خود آموخته است. از سوی دیگر فرزند این زوجین که شاهد باج گیری عاطفی والدین است به طور حتم این مورد را آموخته . و در روابط بزرگسالی خود به کار خواهد گرفت.

طلوعی با تاکید بر اینکه وظیفه کودک و نوجوان دخالت در مشاجره والدین نیست. افزود: برخی والدین از کودکی فرزندانشان را وارد بحث و مشاجره خود کرده‌اند. درحالی که اگر فرزند پروری درستی بر روی کودک و نوجوان انجام شده باشد، علاوه بر اینکه فرزندان در دعوای میان والدین شرکت نمی‌کنند بلکه از  طرفداری  یکی از آن‌ها نیز خودداری می‌کنند. اما متاسفانه اکثر والدین در هنگام بروز اختلافات زناشویی روابط مثلثی شکل می‌دهند. و از کودک تیمی در جهت حمایت از خود درست می‌کنند.

این روانشناس با بیان اینکه توقع از حمایت فرزندان در هنگام دعوا به علت عدم استحکام روابط زناشویی است. ادامه داد: توقع حمایت کودکان در هنگام بروز اختلافات و دعوا زوجین اشتباه است. و تبعات زیادی برای زندگی زناشویی و والدفرزندی آن‌ها خواهد داشت.

وی درباره دعوای والدین در حضور فرزندان تصریح کرد: اثرات دعوا در حضور فرزندان با توجه به شرایط سنی فرزندان متفاوت است. اما به طور کلی از جمله آثار آن از بین رفتن آرامش محیط خانه است. از این رو دعوا و بحث و مشاجره باید خارج از حضور فرزندان انجام شود. حتی این مشاجرات اگر در محیط آزاد بیرون از خانه اتفاق افتد بسیار اثر مثبت خواهد داشت. و از مشاجرات کاسته می‌شود.

به گفته طلوعی در صورتی که مشاجره میان زوجین گاها بسیار کم در حضور فرزندان اتفاق می‌افتد لازم است آشتی کردن نیز در حضور بچه‌ها رخ دهد. تا فرزندان این اثرات مثبت را از نزدیک ببینند. اما اگر این دعواها استمرار یافت و دائما تکرار شد. لازم است والدین در خصوص زوج درمانی و فرزند پروری به مشاوران و روانشناسان مراجعه کنند.

این روانشناس گفت: خانواده سیستمی است که اگر در نقطه‌ای از آن آشوبی وارد شود کارکرد کل آن خانواده به خطر می‌افتد. همچنین اگر یکی از اعضا احساس آشوب کند و برای رفع این آشوب قدمی بردارد تمام این سیستم تغییر خودهد کرد. چرا که اعضای این سیستم به یکدیگر وابسته‌اند.

لزوم آگاهی عمومی درخصوص کودک آزاری

مرکز مشاوره و کلینیک تارا به نقل از میگنا،در خصوص کودک آزاری نقل می کند:

مسئول اورژانس اجتماعی شهرستان پیشوا با تاکید بر لزوم آگاهی عمومی درخصوص کودک آزاری ، پیشگیری را موثرترین راه درمان این آسیب اجتماعی خطرناک دانست.

آسیب های اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد، خودکشی، بزهکاری و بی بند و باری جنسی گروهی از ناهنجاری ها و نابسامانی های رفتاری افراد در یک جامعه هستند. که به طور مشخص با هنجارهای اجتماعی در تعارضند و از طرفی وقتی بروز پیدا می کنند. نه تنها منجر به کاهش عملکرد کارآمد فردی می شوند، بلکه در سطح وسیع تر خانواده و جامعه را نیز از کارایی مثبت خود منحرف می کنند.

بنابراین این آسیب ها اثرات نامطلوبی چه در سطح فردی و جمعی برجای می گذارند. و از این منظر اهمیت فراوانی دارند. که نظم عمومی جامعه را بر هم می زنند. و هنجارهای آن را مورد تعرض قرار می دهند.

با توجه به اینکه تعداد و تنوع آسیب ها روز به روز در حال افزایش است. و تمامی آسیب ها در هم گره خورده اند. و همچنین  به دلیل اثراتی که این نابسامانی ها بر جای می گذارد. نیاز به بررسی و برنامه ریزی هایی در راستای پیشگیری و کاهش آن ها به شدت احساس می شود. در خصوص آسیب های اجتماعی، به ویژه کودک آزاری به عنوان نوعی از این آسیب ها که امروز در جامعه شاهد آن هستیم؛ با « آسیه ملک دار» کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و مسئول اورژانس اجتماعی اداره بهزیستی شهرستان پیشوا به گفتگو نشستیم. که این گفتگو در ادامه می آید:

* برای مقابله با آسیب های اجتماعی در کشور ما چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟


آسیب ها در تمامی جوامع وجود دارند و هر جامعه ای برای کنترل و کاهش آن برنامه ریزی ، تدابیر و  اقداماتی را تدوین و اجرا می کند.

یکی از این برنامه ها اورژانس اجتماعی است.  اورژانس اجتماعی مرکزی است  که با هدف ارایه خدمات تخصصی و البته فوری به افراد در معرض آسیب و یا آسیب دیده سعی بر آن دارد که از انحراف مجدد آن ها جلوگیری کنند. و البته اورژانس اجتماعی  به عنوان نهادی است که به صورت رایگان می تواند به آسیب های اجتماعی رسیدگی کند. آن چه در این برنامه از اهمیت وافری برخوردار است، تخصصی بودن، به موقع بودن و در دسترس بودن ارایه این خدمات است. چرا که هر چقدر فاصله بین زمان مشکل تا مداخله تخصصی کم تر شود، تاثیرگذاری بیشتری خواهیم داشت.

بنابراین کلی ترین هدف اورژانس اجتماعی کنترل و کاهش بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی است.

و همچنین سعی بر آن دارد، که خدمات تخصصی را در دسترس جامعه هدف خود قرار دهد. اگر چه اورژانس اجتماعی در این راستا اهداف اختصاصی تری همچون ارتقا توانمندی فرد آسیب دیده یا در معرض آسیب که بتواند با افزایش آگاهی و مهارت های لازم با بحران های رو به رو شده مقابله کند و یا شناسائی مناطق آسیب خیز و انجام اقدامات تخصصی در  این زمینه در جهت کاهش آسیب های اجتماع را نیز دنبال می کند.

می توان گفت، اورژانس اجتماعی با اطلاعاتی که از نقشه خلقی مناطق به دست دارد. می تواند بستر بسیار مناسبی برای رصد کردن آسیب های اجتماعی باشد. به طور کلی ۴ فعالیت اصلی در اورژانس اجتماعی عبارتند از مرکز مداخله در بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی که باز هم هدف ارایه خدمات تخصصی و فوری به افراد آسیب دیده و یا در معرض آسیب است که از انحراف مجدد آن ها جلوگیری شود.

خط تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ است، که به صورت ۲۴ ساعته به افراد در معرض آسیب و آسیب دیده خدمات تخصصی ارایه می دهد، اگر تماس  تلفنی فرد مرتبط با وظایف اورژانس باشد با توجه به شرایط فرد اقدامات لازم صورت می گیرد.

یعنی اگر وضعیت تماس گیرنده در شرایط بحرانی و حاد بوده و احتمال خطر جانی داشته باشد، کارشناس خط با هماهنگی مسئول مرکز جهت اعزام کارشناس اقدام می کند. و اگر به گونه ای باشد که نیاز به مداخله سریع دستگاهها و نهادهایی مانند ۱۱۵- ۱۱۰- و ۱۲۵ را داشته باشد هماهنگی های لازم  صورت می گیرد. اما اگر تماس فرد در حیطه وظایف اورژانس نباشد با ارایه یک راهنمایی کوتاه تماس قطع می شود.

تیم سیار اورژانس اجتماعی که کارشناس اورژانس با وسیله نقلیه خودروهای مناسب سازی شده در نقاط آسیب خیز شهر می رود و به صورت سرپایی خدمات ارائه می دهد.

 اورژانس اجتماعی سعی بر آن دارد که مداخلات روانی- اجتماعی قبل از مداخلات قضایی- انتظامی و یا در کنار این نوع مداخلات  صورت گیرد. که این مهم می تواند نقش بسیار ارزشمندی در پیشگیری و کاهش جرم داشته باشد. و  گاه حتی منجر به کاهش تعداد پرونده های قضایی شود.

بنابراین فعالیت اورژانس اجتماعی این فرصت را ایجاد می کند قبل از این که فرد در پیچ و خم های قضایی قرار بگیرد. با مداخلات به موقع و تخصصی زمینه بازگشت و حل مسایل او فراهم شود. اما لازم است که اشاره شود اختیارات افراد اورژانس اجتماعی مشخص‌شده است اورژانس اجتماعی پلیس نیست و کارشناسان اورژانس اجتماعی ضابط قضایی نیستند.

* جامعه هدف اورژانس اجتماعی چه گروه هایی هستند؟


اورژانس اجتماعی یک منبع اجتماعی برای کمک به کسانی که به هر دلیلی در معرض آسیب و یا دچار آسیب اجتماعی قرار گرفته اند، است. اما در خصوص این که جامعه هدف این برنامه چه کسانی هستند می توان گفت:

  • زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی و در معرض آسیب اجتماعی حاد
  • افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده اند
  • همسران آزار دیده
  • کودکان آزار دیده
  • معلولین آزار دیده
  • سالمندان آزار دیده
  • دختران و پسران فراری از منزل
  • کودکان خیابانی
  • مبتلایان به اختلال هویت جنسی «تی. اس»
  • زوجین دارای اختلاف خانوادگی حاد
  • ساکنین سکونت گاه های غیر رسمی و مناطق حاشیه نشین

از جمله گروه های هدف برنامه اورژانس اجتماعی هستند.

* در خصوص کودک آزاری به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی کمی بیشتر توضیح دهید.


یکی از انواع آسیب های اجتماعی کودک آزاری است. که در واقع یکی از جامعه هدف اورژانس نیز کودکان آزاردیده و یا در معرض آزار هستند. کودکان هنگام تولد موجودات بسیار ناتوانی هستند. که برای ادامه زندگی و بقاء خود نیازمند حمایت دیگران و نیاز مبرم به زندگی خانوادگی دارند.

زمانی که والدین در مسیر رشد نیازهای کودک خود را به درستی شناخته و به رسمیت بشناسند. و حتی تامین آن ها را تسهیل کنند، کودک را به سمت سلامت روان هدایت می کنند.

اما زمانی که این حمایت مخصوصاٌ در سال های اولیه زندگی خدشه دار شود. ممکن است ادامه مسیر زندگی کودک با مشکلات و آسیب هایی همراه شود.


طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت کودک آزاری یعنی « آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند. » .

در واقع هر گونه غفلت و کوتاهی که به سلامت جسمی و روانی کودک آسیب بزند و همچنین مانعی بر سر راه رشد بهنجار کودک شود، کودک آزاری قلمداد می شود.

کنوانسیون حقوق کودک در مادهیک  خود کودک را چنین تعریف می کند: « منظور از کودک، افراد انسانی زیر ۱۸  سال است، مگر آن که ، طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود. »

لازم  به ذکراست طبق قانون مصوب مجلس در سال ۸۱ درباره حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، کودک آزاری یک جرم عمومی است. به آن معنا که نیاز به شاکی خصوصی ندارد. و اگر کسی خبر دهد، که یک کودک آزاری اتفاق افتاده است، قوه قضائیه حتما آن را پیگیری می‌کند.

فراموش نکنیم مسئولیت مراقبت از کودکان متوجه همه نهادها است. و با توجه به این که دوران کودکی در رشد، دوران حساسی به شمار می آید و هر آسیب جدی در این دوران می تواند صدمات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. بنابراین می بایست با اجرای طرح های پیشگیرانه از این آسیب و معضل جدی کودک آزاری جلوگیری کرد.

* چرا اصولا کودکان از اقشار در معرض آزار هستند؟


کودکان از جمله آسیب پذیرترین قشر از جامعه هستند. که به علت سن کم و نداشتن مهارت های کافی متاسفانه خطر تعرض به آن ها چه در خانواده و یا در جامعه همواره آنها را تهدید می کند.

* کودک آزاری معمولا توسط چه کسانی رخ می دهد؟


شاید بتوان گفت در میان انواع و اقسام  خشونت ها، خشونت خانگی که مهم ترین آنها کودک آزاری، همسر آزاری و سالمند آزاری است، هم چنان شیوع دارد. و خیلی از انواع کودک آزاری ها در خانواده و از طرف والدین و یا اطرافیان نزدیک اتفاق می افتد.

روزانه در جهان حدود ۵ کودک در اثر کودک آزاری فوت می کنند. و هر ساله در جهان ۴ میلیون کودک مورد آزار قرار می گیرند.
در آمارهای بین‌المللی از هر ۳ دختر،‌ یکی و از هر ۵ پسر یک نفر، ‌تا ۱۸ سالگی‌شان مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. و میانگین سنی کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند ۹ سال است.

* کودک آزاری در آزارهای جسمی و جنسی خلاصه می شود؟


خیر، باید به خاطر داشته باشیم برخلاف آنچه اکثریت فکر می کنند کودک آزاری تنها استخوان شکسته و یا صورت کبود نیست.
زمانی که واژه کودک آزاری را می شنویم به فکر کودک آزاری جسمی و جنسی می افتیم. در واقع تصویر اغلب ما از کودک‌آزاری همین صحنه است. اما کودک آزاری شامل طیف وسیعی است. و آزاردیدگی  خود را به ۴ شکل نشان می دهد.

* اشکال مختلف کودک آزاری چیست؟


اولین شکل، کودک آزاری جسمی است. که شامل رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند. مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن و شکستن می شود.
کودک آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط های افراطی یا تنبیه های  نامتناسب با سن یا وضعیت کودک هم باشد.
شکل دوم کودک آزاری جنسی است. که هرگونه فعالیت جنسی که قبل از سن قانونی کودک با او انجام شده و باعث ارضای فرد بزرگسال شود، را در بر می گیرد.

بر اساس این تعریف کودک آزاری جنسی طیف وسیعی را در بر می گیرد. که طبق تحقیقات صورت گرفته آسیب های جنسی پیامدهای زیان باری در بزرگسالی به همراه دارد. مانند ترس شدید از صمیمیت،  داشتن احساس گناه، شرم و تقصیر،  ابتلا به افسردگی، اضطراب، اختلالات جنسی، کاهش عزت نفس و …

سومین شکل کودک آزاری عاطفی است. که رشد عاطفی و عزت نفس کودک را دچار اختلال می کند. و در واقع  شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند. مانند توهین کردن، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و …

چهارمین شکل نیز کودک آزاری از نوع غفلت و یا مسامحه است. که شامل بی توجهی و غفلت والدین در تامین نیازهای اساسی کودک است. که این بی توجهی و غفلت خود را در تغذیه، سلامت، پوشاک و مراقبت های پزشکی و ابراز علاقه و عشق نشان می دهد.

*پیامدهای کودک آزاری چه زمانی مشهود می شود؟


پیامدهای کودک آزاری گاه به محض صورت گرفتن این پدیده در کودک دیده می شود. و در بعضی موارد امکان دارد آثار آن تا دوران نوجوانی و یا  بزرگسالی بروز نکند. که به آن تاثیرات خفته و یا پنهان  پدیده کودک آزاری گویند.

کودک آزاری پدیده ای است که از عوامل چندگانه نشات می گیرد. و برای بررسی آن می بایست به دنبال علت ها باشیم نه علت.

عواملی همچون ناآگاهی والدین که گاه رفتارها و تنبیه های خشن خود را عادی می دانند. و از آثار و نتایج آن بر روی شخصیت کودک ناآگاهند و باورهای غلطی که در ذهن افراد در خصوص تنبیه بدنی شکل گرفته. و تنبیه بدنی را تنها راه تاثیر گذار برای تربیت فرزندان خودشان می دانند، نشات می گیرد. اما همیشه به یاد داشته باشم که فرزندان ما عاشق تقلید کردن هستند. ما در حال تربیت کردن پدر و مادر آینده هستیم.

تحقیقات ثابت کرده‌اند که کودکانی که در خانواده خود تنبیه بدنی می‌شده‌اند در آینده به احتمال زیاد خودشان نیز در مورد فرزندان خود اعمال خشونت خواهند کرد.

اگر چه ناگوارترین و تاسف بارترین پیامد کودک آزاری مرگ و میر کودک است. اما پیامدهای ناگوار دیگری نیز همواره در طول زندگی کودکی و بزرگسالی  او را تحت شعاع قرار می دهد.

در واقع کودک آزاری آسیبی است، که اگر چه در کودکی اتفاق می افتد. اما پیامدهای آن ممکن است، تا بزرگسالی کشیده شود.

قربانیان پدیده کودک آزاری متاسفانه در دوران رشدی خود با رفتارهای آزاردهنده جسمانی و روانی روبرو می شوند.

پیامدهای دیگری که این کودکان تجربه می کنند. شامل تاخیر در رشد، امتناع از رفتن به مدرسه، بروز رفتارهای آزارگرانه، پرخاشگری و بروز اختلالات روانی به صورت مشکلات هیجانی عمیق است.

اگرچه گاهی پیامدهای ناشی از کودک آزاری می تواند، خود را به شکل اختلالاتی همچون اختلالات شناختی، تجزیه ای، افسردگی ، اختلال «پی. تی. اس. دی» افکار خودکشی و ترس نیز نشان دهد.

بررسی ها نشان می دهند که بسیاری از کودکانی که قربانی پدیده کودک آزاری بوده اند در سنین بزرگسالی به آزار کودکان پرداخته. و این می تواند یکی از زیان بارترین پیامدهای کودک آزاری باشد. که سبب تداوم آن می شود.
در بسیاری از موارد این کودکان آزاربیننده احتمالا در بزرگسالی والدین  آزاردهنده ای خواهند شد.

* بیشترین عوامل موثر بر کودک آزاری چیست؟


مشکلات اقتصادی و فقر که باعث می شود، کودک از داشتن امکانات اولیه و برآوردن نیازهای اساسی و طبیعی خود محروم شود. اعتیاد والدین که فرد مصرف کننده به دلیل بی مسئولیتی و رفتارهایی همانند پرخاشگری ممکن است کودک خود را مورد آزار قرار دهد.

در واقع عدم تعادل روانی در اثر  مصرف مواد مخدر می تواند کودک را در معرض آزار جسمی، روانی یا حتی جنسی قرار دهد.

ابتلا به بیماری های روانی و… از جمله عوامل دخیل در کودک آزاری هستند. که می توانند مشکلات جبران ناپذیری را برای کودک و نوجوان در معرض آسیب و یا آسیب دیده ایجاد کند.

* راهکارهای مقابله با پدیده کودک آزاری چیست؟


اولین هدف و اولین گام مداخله در کودک آزاری، پیشگیری است. که پیشگیری از کودک آزاری در سه سطح اول ، دوم و سوم انجام می شود.
پیشگیری سطح اولیه با آموزش هایی همانند مهارت های زندگی، فرزند پروری و … همراه است و هدف آن استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از ایجاد مساله است.

در این نوع پیشگیری با تزریق اطلاعات و آگاهی صحیح به خانواده و کودک سعی بر آن می شود، از ایجاد پدیده کودک آزاری جلوگیری شود.

بنابراین، یکی از مهم ترین راه حل مقابله با کودک آزاری می تواند، آموزش عموم مردم باشد.

در پیشگیری سطح دوم خانواده های پرخطر قبل از این که کودک دچار آسیب پدیده کودک آزاری شود، شناسایی می شوند.

بنابراین از جمله برنامه های پیشگیرانه در سطح  ثانویه، شناسایی خانواده های پرخطر است.

به طور مثال در خانواده هایی که یک یا هر دو والد مصرف کننده مواد مخدر هستند. کودکانی که در خانواده های کم درآمد و یا بیکار زندگی می کنند. خانواده هایی که پر جمعیت هستند و همین امر ممکن است موجب غفلت از و بی توجهی به کودک و سوء رفتار آن ها شود.

در خانواده هایی که والدین مبتلا به بیماری های روانی هستند، همین امر می تواند  زنگ خطری باشد، که والدین به احتمال بیشتری کودکانشان را مورد اذیت و آزار قرار می دهند.

همچنین کودکان خیابانی، کودکان معلول و کودکان بیش فعال «ای. دی. اچ. دی» باید شناسایی شوند و تحت درمان قرار بگیرند.

 سطح سوم از پیشگیری شامل اقدامات مداخله ای، درمانی و حمایتی برای خانواده هایی است. که پدیده کودک آزاری در آن ها اتفاق افتاده است. و در این سطح می بایست سعی کرد از بروز مجدد سوء رفتار جلوگیری شود.

سازمان بهزیستی نیز در حمایت از کودکان آزار دیده و در معرض آزار در سه سطح پیشگیری اول،دوم و سوم وظایف خود را انجام می دهد.

بدین صورت که کودکان آزاردیده و در معرض آسیب توسط تیم های تخصصی سیار اورژانس اجتماعی شناسایی می شوند. و بعد از شناسایی با همکاری قوه قضاییه، دادگستری و پزشکی قانونی روند مربوطه انجام می شود. که شامل پذیرش و نگهداری کودک در معرض آسیب و یا آسیب دیده که فاقد سرپرست و یا سرپرست موثر هستند، می باشد.

همچنین  کودکان آزاردیده ای که شرایط بازگشت به محیطی امن و یا محیط خانواده را ندارند، مورد حمایت قرار می گیرند و در صورتی که خانواده دارای شرایط مناسب برای نگه داری کودک خود شود، بستر سازی های لازم جهت بازگشت کودک آزاردیده به خانواده فراهم می شود.