9 عاملی که تمرکز را کاهش می دهد و راهکار های مقابله با آن

کلینیک تارا، به نقل از سایکونیوز در مورد تمرکز کردن :

تمرکز کردن به مرور زمان کاهش می یابد و مادر این مطلب قصد داریم که طی گفته های Dr. Ellen Hendriksen ، چند دلیل اصلی که نمی توانید تمرکز کنید را بیان کنیم.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز ،ذهن شما بیشتر خواستار این بود که مانند یک اسفنج باشد ولی امروزه مانند یک صافی عمل می کند به عبارت دیگر ذهن شما قابلیت رد دادن مطالبی که هیچ ارزشی و اهمیتی را ندارند، ندارد.

چرا ما نمی توانیم تمرکز کنیم؟


در حالیکه گوشی های هوشمند باعث بروز برخی شکست ها درون ما شده است. ما 9 مورد دیگر را به شما معرفی خواهیم کرد.

1-شما فردی مضطرب هستید:


نگرانی بیش از حد و استرس پیاپی می تواند در تمرکز کردن اختلال ایجاد کند. و این عادت نه تنها باعث عدم تمرکز می شود بلکه می تواند به بدن بیش از حد صدمه بزند.

2-خستگی :


خستگی یکی از عوامل کاهش تمرکز می باشد. و خستگی بیش از حد آن ممکن است که بدن را در معرض خطر قرار دهد.

3-افسردگی:


افسردگی می تواند تمام بدن را تحت تاثیر خود قرار دهد و عمکرد آنها را نیز مختل سازد.یکی از مهمترین قسمت هایی که افسردگی روی آن تاثیر مستقیم میگذارد ، تمرکز می باشد و انسان افسرده خیلی کم تمرکز دارد و گاهی اوقات نسبت به انجام کاری فراموشی پیدا می کند و نمی تواند کارهایی را که به او پیشنهاد شده است را به نحو احسنت انجام دهد .

4-مشکلات:


مشکلات بیش از حد می تواند قوه ی تمرکز را بصورت کامل مختل سازد. سعی کنید فردی باشید که به راحتی می تواند از پس تمام مشکلات بر آید بدون آنکه از مشکلات کوه بزرگ بسازد. وهیچ آسیبی هم به او نمی رسد.

5-رژیم غذایی ناسالم:


اگر شما رژیم غذایی ناسالمی دارید توصیه می شود که با پزشک خود مشورت کنید. و یک رژیم سالم که حاوی لبنیات ، گندم ، تخم مرغ ، کربوهیدرات و از این گونه مواد غذایی باشد.

6-کم بودن انرژی:


اگر انرژی بدن شما کم باشد ، جای تعجب نیست که حتما تمرکز شما مختل خواهد شد. در فرهنگی که بطور منظم قهوه جایگزین خواب شده است و احساس خواب و خستگی را از بدن می گیرد حتما بدن دچار مشکل خواهد شد .

7-عدم اطمینان از کاری که انجام می دهید:


کاری که شما مسئولیت آن را بر عهده می گیرید و می خواهید انجام دهید و از انجام آن اطمینان ندارید می تواند به علت عدم تمرکز باشد . سعی کنید قبل از اینکه قصد انجام کاری را می کنید ، چند ساعت در مورد آن فکر کنید. که مسئولیتی که برعهده شما گذاشته شده است ، می توانید از پس آن بربیایید یا خیر؟!در ضمن برای آنکه فراموش نکنید ، توصیه می شود که در دفتر یادداشت خود بنویسید. و روزانه یکبار آنها را برای خود یادآوری کنید.

8-عدم آگاهی دقیق:


گاهی اوقات ممکن است ما به آسانی درونمان بهم بریزد و در طی آن تمرکز ، آگاهی و هوشیاری خود را نسبت به کارهای دیگر از دست بدهیم. سعی کنید روی کار خود تمرکز کنید و قبل از انجام آن مطمین باشید که به اندازه کافی استراحت کرده اید و سپس آنرا انجام دهید.

9-شما ممکن است که یک بیماری داشته باشید:


برخی بیماری ها مانند سلیاک ، سرطان ، فیبرومیالژیا و امثال این بیماری ها ، تمرکز را مختل می کنند.

دوره آنلاین ️انتخاب رویکرد در روان درمانی

دوره آنلاین ️انتخاب رویکرد در روان درمانی بر بستر «آن وب کلاس» (OnWebClass) سامانه جامع و کامل برگزارىِ کارگاهها و كلاسهاىِ آموزشىِ آنلاینِ عمومی و تخصصی روان شناسی، مشاوره، علوم رفتاری و تحولات انسانی کشور ، برگزار می گردد.

⬅️دوره آنلاین

🔷️انتخاب رویکرد در روان درمانی🔷️

🔷️مدرسین:
🔹️دکتر امین رفیعی پور
پزشک
دکتری تخصصی روان‌شناسی سلامت
عضو هیئت علمی دانشگاه

🔹️عماد شاه صفی
عضو انجمن روان شناسی ایران و امریکا
عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران
اولین طراح دوره انتخاب رویکرد در روان درمانی

⬅️با ارائه مدرک از سازمان روانشناسی و مشاوره

🔷️مهلت ثبت نام تا ۱۸ آذر در:
www.OnWebClass.com

🔷️راهنمای ثبت نام در دوره آنلاین ️انتخاب رویکرد در روان درمانی :
02191075355
09058077312

چگونه هوش هیجانی «EQ» را افزایش دهیم؟

تارا کلینیک به نقل از سایک نیوز در مورد راهکار های افزایش هوش هیجانی :

هوش هیجانی یا EQ توانایی استفاده از احساسات و استفاده از آنها برای بهتر کردن زندگی است. مدیریت احساسات به شما امکان می‌دهد سطح استرس را مدیریت کرده و با افراد دیگر ارتباط موثری برقرار کنید، دو مهارتی که زندگی شما را از نظر شخصی و شغلی ارتقا می‌بخشد. برخلاف ضریب هوشی که در طول زندگی شما ثابت می‌ماند، با گذشت زمان می‌توانید EQ را توسعه داده و اصلاح کنید. مراحل زیر ببینید تا یاد بگیرید چگونه هوش هیجانی خود را با استفاده از تکنیک‌هایی که می‌توانید امتحان کنید، توسعه دهید.

توجه به احساسات

در طول روز، به واکنش‌های عاطفی خود در برابر وقایع توجه داشته باشید

آسان است که احساسات خود درباره آنچه در طول روز تجربه می‌کنید را نادیده بگیرید. اما صرف وقت برای تأیید احساس خود در مورد تجربیات برای بهبود EQ ضروری است. اگر احساسات خود را نادیده بگیرید، اطلاعات مهمی را که تأثیر زیادی در ذهنیت و نحوه رفتار شما دارند، از دست می‌دهید. شروع کنید که به احساسات خود نسبت به تجربیات مختلف بیشتر توجه کنید.
•    شروع به تمرین نام بردن از احساسات مختلف در برابر تجربیات مختلف مانند غم، خجالت، شادی، رضایت یا .. کنید. توجه به این احساسات باعث افزایش EQ می‌شود.
•    عادت کنید که هر روز در ساعت‌های خاص به احساسات خود توجه کنید. اولین احساس شما هنگام بیدار شدن چیست؟ یا آخرین بار قبل از خواب؟

به بدن خود توجه کنید

به جای نادیده گرفتن واکنش‌های فیزیکی احساسات خود، شروع به گوش دادن به آنها کنید. ذهن و بدن ما از هم جدا نیستند. آنها کاملاً روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند. شما می‌توانید با یادگیری نحوه توجه به واکنش‌های فیزیکی که نسبت به احساسات مختلف دارید، هوش هیجانی EQ خود را افزایش دهید. مثلا:
•    ممکن است استرس مانند سنگینی در شکم، سینه، قفسه سینه یا سریع شدن تنفس احساس شود.
•    غم و اندوه ممکن است مانند احساس سنگینی و بی‌حسی بدن بعد از بیدار شدن باشد.
•    شادی، لذت یا عصبی بودن ممکن است مانند احساساتی در شکم، تپش سریع قلب یا افزایش انرژی باشد.

نحوه ارتباط احساسات و رفتار خود را مشاهده کنید

وقتی احساسات شدیدی حس می‌کنید، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ به جای اینکه فقط بدون هیچ تأملی واکنش نشان دهید، لحظه‌ای تامل کنید و ببینید که چه واکنش‌هایی می‌تواند مفید باشد. هرچه بیشتر بفهمید انگیزه‌های رفتاری شما چیست، هوش هیجانی EQ شما بالاتر خواهد بود و شما قادر خواهید بود از آنچه می‌دانید برای تغییر رفتار خود در آینده استفاده کنید. در اینجا چند نمونه از رفتارها و آنچه در پشت آنها است وجود دارد:
•    احساس خجالت یا ناامنی باعث می‌شود از گفتگو کنار رفته و ارتباط خود را قطع کنید.
•    احساس عصبانیت باعث می‌شود صدای خود را بالا ببرید یا با عصبانیت دور شوید.
•    احساس خستگی مفرط ممکن است باعث وحشت شود و دیگر کاری را که می‌خواهید انجام ندهید یا گریه کنید.

از قضاوت درباره احساسات خود خودداری کنید

تمام احساساتی که دارید معتبر هستند، حتی احساسات منفی. اگر احساسات خود را قضاوت کنید، توانایی شما را در احساس کامل مهار کرده و استفاده مثبت از احساسات را دشوارتر می‌کند. به این روش فکر کنید: هر احساسی که دارید یک اطلاعات جدید مفید است که به چیزی که در دنیای شما اتفاق می‌افتد، مرتبط است. بدون دانستن این اطلاعات، شما نخواهید دانست که در برابر اتفاقات مختلف چه واکنشی مفید است. به همین دلیل است که توانایی کنترل احساسات نوعی هوش محسوب می‌شود.
•    در ابتدا دشوار است، اما تمرین کنید احساسات منفی‌تان را به آنچه اتفاق می‌افتد متصل کنید.
•    احساسات مثبت را نیز کاملا تجربه کنید. شادی یا رضایت خود را به آنچه در اطراف شما اتفاق می‌افتد وصل کنید، بنابراین می‌توانید یاد بگیرید که چگونه آنها را بیشتر احساس کنید.

به الگوهای تاریخ عاطفی خود توجه کنید

این روش دیگری است برای یادگیری هرچه بیشتر احساسات و چگونگی ارتباط آنها با تجربیات مختلف. هنگامی که احساسات شدیدی دارید، از خود بپرسید آخرین باری که چنین احساسی داشته اید؟ چه اتفاقی افتاده است، قبل و بعد آن چطور؟
•    وقتی الگوها را می‌بینید، می‌توانید کنترل بیشتری بر رفتار خود اعمال کنید. مشاهده کنید که قبلاً یک وضعیت خاص را چگونه اداره کرده‌اید و دفعه بعد چگونه می‌خواهید آن را کنترل کنید.
•    در مورد واکنش‌های عاطفی خود، یا احساس روزمره خود یک دفترچه یادداشت داشته باشید، بنابراین می‌توانید نحوه تمایل به واکنش را به وضوح ببینید.

تصمیم بگیرید که چگونه رفتار کنید

شما نمی‌توانید به احساساتی که دارید کمک کنید، اما می‌توانید تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید به آنها واکنش نشان دهید. اگر مشکلی با کنترل عصبانیت دارید، به این فکر کنید که ترجیح می‌دهید چه واکنشی نشان دهید. به جای اینکه اجازه دهید احساسات شما را تحت فشار قرار دهند، تصمیم بگیرید که دفعه بعد احساسات شما چگونه تقویت می‌شود.
•    وقتی اتفاق منفی در زندگی شما رخ داد، لحظه‌ای وقت بگذارید تا احساسات خود را درک کنید. پس از عبور موج اولیه، در مورد نحوه رفتار خود تصمیم بگیرید. تصمیم بگیرید که به جای سرکوب احساسات خود با آنها ارتباط برقرار کنید.ارتباط با افراد دیگر

ارتباط با افراد دیگر

روشن فکر و موافق باشید

روشن فکر بودن و موافق بودن هنگام صحبت، نشان دهنده هوش هیجانی بالا است. داشتن ذهن بسته و تنگ به طور کلی نشانگر EQ پایین است. وقتی ذهن‌تان روی درک و تأمل درونی باز باشد، کنار آمدن با ناسازگاری‌ها به روشی آرام و با اطمینان خاطر، راحت‌تر می‌شود. در این شرایط می‌بینید که از نظر اجتماعی آگاه خواهید بود و امکانات جدیدی به روی شما باز خواهد شد. برای تقویت EQ خود، موارد زیر را در نظر بگیرید:
•    گوش دادن به بحث‌ها در تلویزیون یا رادیو. هر دو طرف بحث را در نظر بگیرید و به دنبال ظرافت‌هایی باشید که نیاز به بررسی دقیق‌تر دارند.
•    وقتی کسی از نظر احساسی همان واکنش شما را نشان نمی‌دهد، دلیل این مسئله را در نظر بگیرید و سعی کنید آن را از دیدگاه او ببینید.

مهارت‌های همدلی خود را ارتقا دهید

همدلی یعنی اینکه شما بتوانید احساس دیگران را تشخیص دهید و در احساسات شان شریک شوید. شنونده فعال‌تر بودن و توجه واقعی به صحبت‌های مردم می‌تواند به شما کمک کند تا درک بهتری از احساس آنها داشته باشید. وقتی می‌توانید از این اطلاعات برای تصمیمات و بهبود روابط خود استفاده کنید، این نشانه‌ای از هوش هیجانی است.
•    برای بهبود همدلی، خود را جای دیگران قرار دهید. به این فکر کنید که اگر در وضعیت آنها باشید، چه احساسی خواهید داشت.
•    وقتی می‌بینید شخصی احساسات شدیدی را تجربه می‌کند، از خود بپرسید، “در همان شرایط چه عکس‌العملی نشان می‌دهم؟”

زبان بدن افراد را بخوانید

سعی کنید احساسات واقعی افراد را با مشاهده حالت‌های چهره و سایر زبان بدن آنها درک کنید. گاهی افراد زبان‌شان یک چیز می‌گوید و نگاه‌شان چیز دیگر. یاد بگیرید که به احساسات‌شان توجه کنید و از حالت‌های‌شان بفهمید چه احساسی دارند.
•    اگر روی تفسیر حالات صورت فرد مقابل مهارت ندارید، سعی کنید روی صدای فرد کار کنید. مثلا صدای بالاتر بیانگر این است که کسی دچار استرس شده است.

تاثیری که روی دیگران می‌گذارید را ببینید

درک احساسات دیگران تنها بخشی از هوش هیجانی EQ است. شما همچنین باید تاثیری که روی افراد دیگر می‌گذارید را درک کنید. آیا تمایل دارید احساس عصبی، شاد بودن یا عصبانیت در مردم ایجاد شود؟ وقتی در اتاق قدم می‌زنید، مکالمه چه می‌شود؟
•    به این فکر کنید که چه الگوهایی را ممکن است لازم باشد تغییر دهید. اگر تاثیرات منفی روی دیگران دارید، ممکن است لازم باشد نگرش خود را تغییر دهید تا تأثیر عاطفی بهتری روی افراد داشته باشید.
•    از دوستان یا عزیزان معتمد بپرسید که در مورد احساسات شما چه نظری دارند.
•    تن صدای فرد نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. شما ممکن است در شناخت تاثیری که بر دیگران دارید مشکل داشته باشید و آنها می‌توانند کمک کنند.

تمرین کنید که از نظر احساسی صادق باشید

اگر بگویید که خوب هستید اما یک اخم صورت در شما ایجاد شده باشد، صادقانه ارتباط برقرار نمی‌کنید. تمرین کنید که از نظر جسمی با احساسات خود بازتر باشید، بنابراین افراد می‌توانند شما را بهتر بخوانند. وقتی ناراحت هستید به مردم بگویید و همچنین شادی و خوشحالی خود را نشان دهید.
«خود بودن» به دیگران کمک می‌کند تا شما را بهتر بشناسند.
با این حال، درک کنید که یک استثنا وجود دارد: احساسات خود را کنترل کنید تا دیگران را با آنها صدمه نزنید.استفاده از هوش هیجانی EQ برای استفاده عملی

استفاده از هوش هیجانی ( EQ ) برای استفاده عملی

ببینید کجا فرصت پیشرفت دارید

توانایی ذهنی در زندگی مهم است، اما هوشمند بودن از نظر عاطفی نیز به همان اندازه ضروری است. داشتن هوش هیجانی بالا می‌تواند منجر به ایجاد روابط بهتر و فرصت‌های شغلی شود. هوش هیجانی چهار عنصر اصلی دارد که به شما کمک می‌کند زندگی متعادلی داشته باشید. این چهار عنصر را بخوانید و تصمیم بگیرید که کجا ممکن است جای پیشرفت داشته باشید، سپس برای تمرین مهارت‌های خود در آن زمینه گام بردارید:
•    خودآگاهی: توانایی شناخت احساسات خود نسبت به آنچه که هستند و درک ریشه آنها. خودآگاهی یعنی دانستن نقاط قوت و محدودیت‌های خود.
•    خود مدیریتی: توانایی به تأخیر انداختن لذت و خوشحالی، تعادل بین نیازهای شما با دیگران، ابتکار عمل و کنترل خشم. خودمدیریتی یعنی توانایی کنار آمدن با تغییرات و متعهد ماندن.
•    آگاهی اجتماعی: توانایی سازگاری با احساسات و نگرانی‌های دیگران و همچنین توانایی مشاهده و انطباق با نشانه‌های اجتماعی. آگاهی اجتماعی به معنای توانایی دیدن پویایی قدرت موجود در هر گروه یا در هر زمینه‌ای است.
•    مدیریت روابط: توانایی کنار آمدن با دیگران، مدیریت تعارض، الهام بخشیدن و تأثیرگذاری بر مردم و برقراری ارتباط شفاف.

با بالا بردن هوش هیجانی ( EQ ) سطح استرس خود را کاهش دهید

استرس واژه‌ای جذاب برای احساس غرق شدن در احساسات مختلف است. زندگی پر است از موقعیت‌های دشوار همچون به هم خوردن روابط تا از دست دادن شغل. در این بین، عوامل استرس‌زای بی‌شماری وجود دارد که باعث می‌شود هر مسئله روزانه بسیار دشوارتر از آنچه که هست به نظر برسد. اگر استرس زیادی دارید، کنترل رفتار دشوار است. داشتن یک برنامه خوب برای رفع استرس، تمام جنبه‌های هوش هیجانی ( EQ ) شما را بهبود می‌بخشد.
•    بفهمید که چه چیزی استرس شما را تحریک می‌کند و چه چیزی به تسکین آن کمک می‌کند. لیستی از اشکال موثر تسکین استرس، مانند معاشرت با یک دوست یا قدم زدن در جنگل، تهیه کنید و از آن استفاده خوبی کنید.
•    در صورت نیاز کمک بگیرید؛ اگر احساس فشار روانی بیش از حد اجازه نمی‌دهد که با احساس خود کنار بیایید، از یک درمانگر یا روانشناس کمک بگیرید که می‌تواند به شما ابزارهایی برای کنار آمدن با استرس را بدهد (و در این راه به شما کمک می‌کند تا EQ خود را بالا ببرید).

در خانه و محل کار خود خوش‌بین باشید

وقتی خوش بین باشید، دیدن زیبایی در زندگی و آنچه که بطور روزمره اتفاق می‌افتد، آسانتر است و این احساس را به اطرافیان منتقل می‌کنید. خوش‌بینی منجر به بهزیستی عاطفی و فرصت‌های بیشتر می‌شود. افراد ترجیح می‌دهند که در اطراف یک فرد خوش بین باشند.
•    منفی نگری افراد را تشویق می‌کند تا به جای ایجاد انعطاف پذیری، فقط به مواردی بپردازند که ممکن است اشتباه باشد.
•    افراد با هوش هیجانی( EQ ) بالا تمایل دارند بدانند که چگونه از سرگرمی و شوخ طبعی استفاده کنند تا خود و دیگران احساس امنیت و شادی کنند. برای گذراندن اوقات سخت از خنده استفاده کنید.منبع: مجله‌ی آموزش ایلیاد

دوره آسیب شناسی متمرکز بر اضطراب

دوره آسیب شناسی متمرکز بر اضطراب

بر اساس ۵-DSM
🔖با ارائه مدرک از سازمان روانشناسی و مشاوره
دکتر اسحق رحیمیان بوگر

✍️ثبت نام از طریق سایت ذیل

www.onwebclass.com📮

به سوالات کودکان درباره « خودکشی » چگونه پاسخ دهیم؟

تارا کلینیک به نقل از میگنا:

شبنم طلوعی اظهار کرد: متاسفانه روح و روان کودکان و نوجوانان با مشاهده‌ شرایط آشفته خانواده، روابط ناپایدار والدین، بحث‌ها و زد و خوردهای والدین آزرده خاطر می‌شود. به طوری که در تمام مراحل زندگی خود بار این آزرده خاطری را به دوش می‌کشد.

به گفته این روانشناس شنیدن خاطرات، تجربیات و دردها و رنج‌های والدین برای کودک و نوجوان غیر قابل تحمل است. و جز اضطراب برایش نتیجه‌ای نخواهد داشت. در میان گذاشتن موضوعاتی با کودک نظیر اینکه من بخاطر تو با پدرت زندگی می‌کنم. من به خاطر تو در این زندگی مانده‌ام و آن را تحمل می‌کنم و… او را دچار آشفتی و کابوس می‌کند چراکه ظرفیت اندک او پذیرای این موضوعات نیست.

برخی از والدین نگرانی کودک و نوجوان نسبت به پدر و مادرش را نشان از ادب و علاقه او به والدین می‌دانند.

درحالی که اگر کودک و یا نوجوان دائما نگران والدین خود است و با همین نگرانی درس می‌خواند و آن را در تمام فعالیت‌های خود به همراه دارد نشان دهنده فرزند خلف و صالح بودن او نیست بلکه از وجود یک اختلال در کودک و نوجوان خبر می‌دهد. به طور حتم او دچار آسیب شده است چراکه همیشه با خود تکرار می‌کند باید مراقب والدین و شرایط موجود در خانه باشد.

طلوعی با تاکید بر اینکه والدین باید هر گونه تهدید به خودکشی در کودکان و نوجوانان را جدی بگیرند. به بیان علائم افسردگی به عنوان یکی از دلایل خودکشی پرداخت.

و گفت: اندوه، گریه مداوم، ناامیدی، کاهش انگیزه انجام فعالیت‌ها، خستگی مداوم، انزوای اجتماعی، احساس گناه، صحبت کردن و تلاش کردن برای ترک خانه، افکار و رفتال دال بر خودکشی و … از جمله علائم افسردگی است که می‌تواند منجر به خودکشی کودکان و نوجوانان شود. در برخی موارد نیز کودکان و نوجوانانی که هیجان بسیار بالایی دارند. و والدین این هیجانات را در آن‌ها تایید می‌کنند بیشتر در کمین خود آسیب رسانی هستند.

زمانی که کودک وارد نوجوانی می‌شود به علت مواجهه با تغییرات جسمی، هورمونی، روانی، اجتماعی و… نیازمند توجه بیشتر است. یکی از مهم ترین این تغییرات هویت یابی است. بنابراین والدین باید تکنیک‌های فرزند پروری را به عنوان یکی از اصلی ترین آموزش‌ها بیاموزند. و آن‌ها را از ابتدای تولد تا انتهای ۱۸ و بعضا ۲۱ سالگی فرزند خود به کار گیرند.

این روانشناس ادامه داد: صحبت از خودکشی با کودک و نوجوانی که دارای زندگی بی‌دغدغه و آرام است. و علائم افسردگی را ندارد لازم نیست چراکه صحبت درباره خودکشی برای او عواقب منفی به همراه خواهد داشت. بنابراین بهتر است تا زمانی که کودک و نوجوان درباره خودکشی صحبت نکرده‌ و سوالی دراین باره نپرسیده است. والدین به او توضیحی ندهند. همچنین در صورت سوال پرسیدن کودک و نوجوان اولین اقدام مراجعه به روانشناس است.

والدین، آموزگار و تمام کسانی که با کودک و نوجوان در ارتباط هستند. باید آگاهی و اطلاعات خود را درباره خودکشی و افسردگی افزایش دهند. تا در صورت مواجهه شدن با سوال کودکان و نوجوانان بتوانند با آگاهی کامل پاسخ دهند. چراکه که ارائه اطلاعات غلط به آن‌ها می‌تواند آسیب زننده و حتی تحریک کننده باشد.

به گفته طلوعی، ارائه توضیحات درباره خودکشی و افسردگی باید با توجه به شناختی بدست آمده از کودک و نوجوان انجام شود.

بنابراین اگر والدین می‌خواهند به کودک و نوجوان درباره مسائلی نظیر خودکشی، افسردگی، پرخاشگری توضیح دهند. باید نسبت به شخصیت و ویژگی‌های فردی آن‌ها آگاهی کامل داشته باشند. و متناسب با آن ویژگی‌ها توضیحاتی را ارائه دهند.

این روانشناس با اشاره به اینکه نشان دادن تصاویر مربوط به خودکشی می‌تواند. در مواقعی منجر به افزایش خودکشی تقلیدی شود. بیان کرد: اگر والدین متوجه شدند که کودک و نوجوان در رسانه‌ها، تلویزیون، فضای مجازی و… اخبار مربوط به خودکشی را مشاهده کرده و در جریان آن قرار گرفته است باید سکوت کنند. و منتظر باشند تا کودک و نوجوان خودش دراین باره با والدین صحبت کند و سوالاتی در این باره بپرسد. در چنین مواقعی ایجاد یک رابطه مثبت میان والدین و کودک و نوجوان که به تکنیک‌های فرزندپروری باز می‌گردد. مشخص می‌کند کودک و نوجوان برای یافتن پاسخ سوالات خود به سراغ والدین می‌آیند و یا خیر؟.

والدین در چنین مواقعی باید با استفاده از گفتگوی انعکاسی به کودک و نوجوان فرصت دهند. تا تمامی افکار، احساسات و سوالات خود را با آن‌ها مطرح کند. بدون قضاوت کردن، نصیحت کردن و مقایسه کردن تنها شنونده صحبت‌های کودک و نوجوان باشند. و در فرصتی مناسب با افزایش آگاهی خود به سوالات فرزندشان پاسخ دهند.

طلوعی در انتها به والدین توصیه کرد: مهم ترین نکته برای والدین در چنین مواقعی حفظ آرامش است. والدین باید بدانند با شنیدن اخبار مربوط به خودکشی کودکان و نوجوانان لزوما آن اتفاقات برایشان رخ نخواهد داد. و با افزایش آگاهی و حفظ آرامش می‌توانند به موقع وارد عمل شوند و از بروز حوادث تلخ جلوگیری کنند. همچنین والدین باید تکنیک‌های فرزند پروری را بیاموزند و آموخته‌های خود را در زندگی واقعی به کار ببرند. از سوی دیگر باید بدانند بحران نیاز به مداخله دارد بنابراین با شنیدن حرف خودکشی از زبان فرزند خود احساس بحران کنند. و از روانشناسان کمک بگیرند.

اشرافی گری شخصیت های نمایشی با ۹۹.۹.۹

«تولد در تاریخ رند» همان داستان چهار کلمه‌ای است که چند سالی گوشمان به شنیدن آن عادت کرده. اما این بار برای ۹۹/۹/۹؛ همان تاریخی است که برخی زنان باردار را به صف انتظار سزارین کشانده تا در این روز فرزندشان را به دنیا بیاورند.

به گزارش ایسنا، ۹۸/۸/۸، ۹۷/۷/۷، ۹۶/۶/۶ و … از روزهایی بوده‌اند که در آن سال‌ها برخی زنان را وسوسه کرد تا پیش از موعد زمان زایمان در صف سزارین بایستند. حتی به قیمت به خطر افتادن سلامت نوزادشان! در نهم آذرماه امسال هم شاهد هم‌نشینی اعداد ۹ در کنار یکدیگر هستیم. روزی که برخی‌ از زنان باردار را برای تولد فرزندشان در ۹۹/۹/۹ روانه بیمارستان می‌کند. تا به زعم برخی‌ها، تولد لاکچری را برای فرزندشان رقم بزنند.

هرچند که برخی‌ها تولد در این روزهای به اصطلاح خاص را لاکچری می‌دانند. اما هشدارها و توصیه‌های پزشکان و متخصصان حوزه سلامت نشان می‌دهد. که دستکاری در زمان تولد نوزادان عواقب و خطرات جدی را برای کودک به همراه دارد. به طوریکه بسیاری از این پزشکان و متخصصان نسبت به تولد زودرس نوزادان در برخی تاریخ‌های خاص انتقاد دارند.

دکتر پریچهر پورانصاری- عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی چندی پیش به والدین هشدار داد.

که دخالت در تاریخ تولد نوزاد ممکن است منجر به بروز عوارض ماندگار، ناتوانی و حتی مرگ در نوزاد شود. ناهید خداکرمی-رئیس انجمن علمی مامایی ایران هم گفت که ممکن است با تولد زودهنگام، یک جنین به ظاهر سالم باشد. اما ممکن است دستگاه گوارش، اعصاب و غیره آن هنوز به مرحله‌ی رسیدگی کامل نرسیده باشد. و زمینه بروز برخی بیماری‌ها همچون آسم، مشکلات تنفسی، چاقی و دیابت و غیره در کودک ایجاد می‌شود. خانواده‌ها باید بدانند که به خاطر یک عدد رُند ۹۹.۹.۹ نباید فرزندانشان را در معرض مادام‌العمر بیماری‌ها قرار دهند. و قطعا فرزندان نیز در مواجهه با این بیماری‌ها والدین‌شان را نخواهند بخشید. که به ازای یک تاریخ تولید لاکچری، بیماری‌های زیادی را به آنها هدیه می‌کنند.

میزان تبعات و عوارض زایمان زودرس به قدری جدی و بالاست که حتی برای حفظ سلامت این نوزادان، سیف الله ابوترابی-سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد که امکان صدور شناسنامه متولدین ۱۵روز اول آذر به تاریخ رُند وجود دارد.

شخصیت های نمایشی 

اما چرا با وجود اینکه سالهاست پزشکان نسبت به دستکاری زمان تولد و عوارض و خطرات احتمالی آن هشدارهای بسیاری داده‌اند. همچنان برخی والدین برای تولد فرزندشان در این روزهای خاص سماجت دارند؟ که امین رفیعی‌پور- روانشناس و معاون آموزشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور علت دستکاری در تاریخ تولد فرزند را ناشی از ابتلای والدین به اختلالات شخصیتی عنوان می‌کند. و به ایسنا می‌گوید: طی چند سال گذشته مطالعاتی درخصوص علت تمایل افراد به عمل‌های زیبایی در کشور انجام شد که نشان داد اغلب این افراد دارای شخصیت‌های نمایشی هستند. و عموما عمل‌های زیبایی زیادی را به این دلیل انجام می‌دهند. در واقع افرادی که دارای اختلال شخصیت نمایشی اند، در بسیاری از موارد علاقه‌مند هستند تا نسبت به سایر افراد جامعه متفاوت دیده شوند.

وی ادامه ‌می‌دهد: اما اکنون شاهد هستیم که در جریان تاریخ‌های تولد، خانواده‌هایی هستند که زمان تولد فرزند خود را دستکاری می‌کنند. تا از این طریق خود را از جامعه متمایز نشان دهند. این درحالیست که زمان تولد و یا محل تولد تمایزی در افراد جامعه نسبت به یکدیگر ایجاد نخواهد کرد.

این روانشناس دستکاری در تاریخ تولد نوزادان را ناشی از شیوع اختلالات شخصیتی و اختلالات روانی در جامعه می‌داند. و معتقد است که اختلالات روانی و شخصیتی از قدیم وجود داشته، دارد و خواهد داشت. اما این اختلالات زمینه‌ای شده است تا برخی والدین علی رغم اینکه می‌دانند ممکن است زایمان زودرس آسیب‌های جسمانی برای فرزندشان به وجود آورد، زمان تولد فرزند خود را دستکاری کنند.

 معاون آموزشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور در ادامه به ویژگی‌های اختلال شخصیت نمایشی می‌پردازد . و می‌گوید: این دسته از افراد دوست دارند به نوعی خود را در معرض توجه و دید جامعه قرار دهند. و اغلب زمان و انرژی بسیاری را صرف این موضوع می‌کنند. این اختلال در برخی مواقع با عمل‌های متفاوت زیبایی، تغییرات دکوراسیون خاص منزل و یا حتی دستکاری در تاریخ تولد فرزند رخ می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه دستکاری در زمان تولد فرزند، علاوه بر ابعاد جسمانی، ابعاد روانی کودک را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

بیان می‌کند: زمانی که والدین زمان تولد فرزندشان را دستکاری می‌کنند. در صورتی که کودک دچار مشکلاتی جسمانی شود. پس از گذشت چند سال در رابطه بین کودک و والدین‌اش مشکلاتی ایجاد می‌شود. زیرا در آن زمان کودک معتقد خواهد بود که والدین‌اش او را برای نیازهای دل خودشان متولد کردند. و حتی ممکن است کودک در اجتماع نیز دچار سرخوردگی‌های جدی نیز شود. 

نمایش فرهنگ اشرافی به قیمت سلامت فرزند 

در این میان اما جبار رحمانی- مردم‌شناس در گفت و گو با ایسنا، دستکاری در تاریخ تولد را ناشی از مسائل فرهنگی و مصرف گرایی و کالایی شدن امر سلامت و پزشکی عنوان می‌کند. و معتقد است که زایمان‌های زودرس ناشی از نوعی نمایش فرهنگی اشرافی و لاکچری در مردم و در عین حال نوعی تخلف از تعهدات حرفه‌ای پزشکان است که در نهایت سلامت نوزادان را به خطر می‌اندازد. 

رحمانی با بیان اینکه در جهان سنت، تولد خارج از اراده افراد و در نظمی کائناتی رخ می‌دهد. به ایسنا می‌گوید: از دوران قدیم لحظه تولد دارای بار معنایی بوده است. و به همین دلیل زمان تولد به عنوان زمانی مهم تلقی می‌شده است. و همواره اینکه افراد در چه زمان و مکانی متولد شوند مورد اهمیت بود. اما این به معنای میل به دست بردن در زمان تولد نبوده است. 

۹۹.۹.۹ ؛ دستکاری در رویدادی طبیعی برای یافتن هویتی خاص 

وی ادامه می‌دهد: در دوران قدیم زمانی که نوزادی در زمان و مکان خاصی متولد می‌شد این موضوع برای اطرافیان دارای بار معنایی خاصی بود. به طوریکه والدین او براساس آن زمان و مکان، نام نوزاد را نشانه‌گذاری و انتخاب می‌کردند. در واقع از دوران قدیم افراد علاقه‌مند بودند تا در زندگی اجتماعی خود به نحوی نشانه‌گذاری کنند. انسان‌ها به مکانیزم‌هایی که میان افراد تمایز ایجاد می‌کند علاقه‌مند هستند. زیرا از طریق این تمایزات هویت‌های خاص، منزلت‌های خاص یا سرمایه‌های خاصی را با خود به همراه دارند. اما اتفاقی که در دهه اخیر رخداده است، نشان می‌دهد برخی والدین علاقه‌مند به تولد فرزندشان در تاریخ‌های رند هستند. پدیده‌ای که ناشی از دستکاری افراد در روند و بخش‌هایی از تولد طبیعی است.

رحمانی خاطرنشان می‌کند: افرادی هستند که ممکن است در تاریخ ۷۷/۷/۷ متولد شده باشند. اما در آن دوران برای جامعه تاریخ تولد چندان مورد توجه نبود. اما در دهه اخیر برجسته‌سازی تاریخ تولد به مثابه آیینی خانوادگی و فردی به نوعی مورد توجه قرار گرفته. که این امر تاحدی ناشی از آشفتگی در آیین‌های جمعی و عمومی است. و به همین دلیل ما شاهد دستکاری در تاریخ تولد برخی نوزادان هستیم.

 تلاش برای متمایز نشان دادن سبک زندگی حتی با دستکاری تاریخ تولد فرزند 

این مردم‌شناس علل اصرار برخی والدین بر دستکاری در تاریخ تولد فرزندشان را ناشی از مسائل فرهنگی می‌داند. و می‌گوید: به نظر می‌رسد مصرف نمایشی از زمان و دستکاری امکانات پزشکی باعث شده تا برخی والدین تاریخ تولد فرزندشان را دستکاری کنند. در واقع یکی از راه‌هایی که افراد از طریق آن می‌توانند سبک زندگی خود را متمایز نشان دهند. «فرزند» و تاریخ تولد او و مناسبت‌هایی است که حول خانواده شکل گرفته است.

وی با تاکید بر اینکه باید بهترین زمان تولد نوزاد از نظر پزشک تعیین شود. تا کمترین ریسک به کودک وارد شود. می‌افزاید: در این شرایط همیشه نقد متوجه مردم است که چرا برخی دست به اقدامات مدگونه نابخردمندانه می‌زنند. اما سوالی که مطرح می‌شود این است که چه کسی به پزشکان اجازه داده تا به والدین کمک کنند که تاریخ تولد فرزند خود را دستکاری کنند؟. این موضوع نوعی تخلف از تعهدات حرفه‌ای پزشکان است. که سلامت نوزاد را به خطر می‌اندازند تا در تاریخ رندی متولد شوند. 

پزشکان؛ یک پای داستان تخلف در تاریخ تولدهای لاکچری 

این مردم‌شناس می‌گوید: در ایران نهاد پزشکی در برخی موارد به واسطه کالایی شدن پزشکی و پول حاضر است تاریخ تولد نوزاد را برای چند روز تغییر دهد. این درحالیست که اگر به دلیل تاریخ پیش از موعد تولد، به کودک یا مادر صدمه‌ای وارد شود نوعی «تخلف» رخ داده است. لذا دستکاری تاریخ تولد در این روزها با همکاری نظام پزشکی و جامعه در حال رخداد است. و این تخلف صرفا تخلفی مردمی محسوب نمی‌شود.

رحمانی معتقد است که کالایی شدن امر سلامت و پزشکی یکی از مسائلی است که سالهاست در ایران وجود دارد. در کشورهای توسعه یافته اصولا سلامت، آموزش و مسکن امری کالایی نیستند . و سیستم در حد معقولی این امکانات را برای همه مردم تامین می‌کند. اما زمانی که در ایران منطق سلامت و بهداشت به سمت منطق کالایی شدن حرکت کند. افراد می‌توانند با مناسبات پولی این منطق را دستکاری کنند.

مواجهه با فوت در کودکان

یک مشاور درباره نحوه مواجهه و سپری شدن دوران سوگ در کودکان، با توجه به شرایط پاندمی کووید ۱۹ که ممکن است کودکان با از دادن عزیزی مواجه شوند. گفت: هنگام فوت عزیزی لازم است والدین و یا اطرافیان کودک با بیانی صادقانه و با صراحت در گفتار و متناسب با سن و رشد شناختی و زبانی کودک فوت آن عزیز را برای کودک توضیح دهند. و از جملات عینی و واقعی استفاده کنند. تا با توجه به ظرفیت کودک حقیقت را به او بگویند و کودک را فریب ندهند.
مریم فولادی  با تاکید بر لزوم بیان صادقانه فوت عزیزی برای کودک، متناسب با سن و رشد شناختی و زبانی او اظهار کرد: برخی معتقدند نباید در چنین مواقعی به سوالات کودک پاسخ داد چراکه در روحیه کودک اثر مخرب بر جای می‌گذارد در حالی که باید متناسب با سن کودک اطلاعات لازم را در اختیارش گذاشت. به ویژه در مواردی که عزیز از دست رفته والد کودک بوده است. به دلیل کاهش عزت نفس کودک لازم است. اطرافیان با کمک گرفتن از روانشناسان و مشاوران و یا محیط حمایتگر دیگری به کودک در سوگ والد خود کمک کنند.

از استعاره‌های غیرواقع بینانه برای کودک استفاده نکنید


وی معتقد است که هنگام فوت یک عزیز باید صادقانه  و واقع بینانه به کودک توضیح دهیم که فرد فوت شده دیگر باز نمی‌گردد و از به کار بردن جملات و اصطلاحاتی نظیر “به خواب رفته است”، “مسافرت رفته است”، “رفته پیش خدا” و… خودداری کنیم.

هنگامی که به کودک می‌گوییم فرد متوفا به خواب رفته است.ممکن است کودک دچار اضطراب، نگرانی، اختلال در خواب و وحشت بیدار نشدن سایر عزیزان به هنگام خوابیدن شود. و این اختلالات در وجودش نهادینه شود. از سوی دیگر با بیان اینکه متوفا به مسافرت رفته است، کودک دائما منتظر بازگشت عزیز است. همچنین برخی استعارات منجر به اثر گذاری در رشد مذهبی کودک می‌شود. برای مثال با گفتن اینکه عزیز از دست رفته پیش خدا رفته است کودک دائما از خدا درخواست بازگشت او را دارد. و وظیفه اطرافیان این است که واقع بینانه مسائل به کودک توضیح دهند.

درک مرگ برای کودکان ۳ تا ۵ سال سخت‌تر است
تشبیه سازی، درک ماهیت مرگ را آسان می‌کند


این مشاور فوت حیوانات را مثال زد و افزود: اطرافیان می‌توانند فوت حیوانات را برای کودک مثال زنند و بگویند همانگونه که حیوانات می‌میرند انسان‌ها هم می‌میرندو دیگر نمی‌توانند زنده شوند و غذا بخورند  چراکه از طریق تشبیه سازی درک ماهیت مرگ را برای کودکان آسان می‌کند. همچنین توجه به این نکته ضروری است که درک مرگ برای کودکان بین ۳ تا ۵ سال به دلیل خود محورتر بودن سخت‌تر است. و درک متفاوت‌تری نسبت به سایر کودکان دارند.

این مشاور کودک و نوجوان افزود: بازه زمانی تقریبی سوگ معمولا بین ۶ تا ۱۲ ماه و در برخی موارد ۲۴ ماه است. و معمولا افراد بین ۶ تا ۱۲ ماه بازسازی و بهزیستی لازم را بدست می‌آورند. اما نکته مهم این است که اغلب کودکان در چنین شرایطی راجع به احساسات و افکار خود صحبت نمی‌کنند. از این رو لازم است والدین و یا اطرافیان کودک به او اجازه صحبت کردن را بدهند.

پسران مشکلات را برون‌سازی می‌کنند و دختران درون سازی


به گفته وی، کودکان در هنگام فوت یک عزیز می‌توانند. خلق و خوی و رفتارهایی نظیر افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، افزایش هیجان خشم، چسبیدن بیش از اندازه به سایر عزیزان بجای مانده، از دست دادن انگیزه برای فعالیت‌هایی مانند ورزش و درس خواندن، عدم تمرکز، افزایش خیال بافی، کاهش حافظه و اشتها، احساس طرد شدگی و … از خود بروز دهند . که در چنین شرایطی لازم است اطرافیان با حمایت، مراقبت و همدلی نگرانی از طرد شدگی در کودک را کاهش دهند.

وی معتقد است که دختران و پسران هر دو احساسات و هیجانات را درک می‌کنند. اما ابزار این احساسات در آن‌ها متفاوت است. به طوری که پسرها معمولا گرایش به بروز مشکلات به صورت مشکلات رفتاری، مشکلات تحصیلی و مشکلاتی در محیط دارند و اینگونه مشکلات را برون‌سازی می‌کنند. اما دختران ممکن است مشکلات را درون‌سازی کنند. و اضطراب و افسردگی و نشانه‌های جسمانی از خود بروز دهند.

اعطای آزادی عمل بیش از حد به کودک و مشکلات شخصیتی


در چنین شرایطی نیاز است والدین از طریق والدگری مثبت و یا اطرافیان از طریق آموزش انضباط سالم به کودکان و حمایت، مراقبت، همدلی، ثبات در رفتار به کودک کمک کنند. تا از این شرایط خارج شود. چرا که گاها مشاهده می‌شود. اطرافیان به کودکی که عزیزی را از دست داده است آزادی عمل بیش از اندازه‌ای می‌دهند. برای مثال به او اجازه می‌دهند اسباب بازی دیگران را بدون رضایت کودکان دیگر بردارد. و به آن‌ها باز نگرداند و اطرافیان معتقدند به مرور زمان این رفتار کودک درست می‌شود. درحالی که والدین باید با والدگری مثبت مداخله کنند و به او نظم را آموزش دهند.

فولادی افزود: چنین تربیت و دلسوزی‌هایی منجر به بروز رفتارهای خودشیفتگی در کودک و افزایش توقع او از دیگران شود. بنابراین لازم است اطرافیان انضباط به شیوه سالم و نه باشیوه سرزتش و انتقاد را به کودکان آموزش دهند.

موضوع حضات کودک را به بعد موکول کنید
والد سالم برای کودک مفیدتر از سایر بستگان است


فولادی در انتها با اشاره به تاثیرات روانی موضوع گرفتن حضانت کودک به هنگام فوت یکی از والدین ادامه داد: گاهی خانواده فرد متوفی بدون در نظر گرفتن شرایط روحی بازمانده متوفی ـ کودک بازمانده ـ دچار اختلافاتی  بر سر حضانت کودک با همسر متوفی می‌شوند و شروع به جدال می‌کنند در حالی که لازم است تمام حواس خود را به سوگ متوفا جمع کنند و مذاکره بر سر حضانت را به بعد موکول کنند. از طرفی باید بدانند قطعا والد سالم بسیار مفیدتر و دلسوزتر از پدربزرگ و مادر بزرگ و عمو و خاله و دایی و عمه برای کودک خواهد بود. و نکته حائز اهمیت توجه به سلامت و بهزیستی کودک است. چراکه در چنین شرایطی هرگونه آسیب به کودک قطعا جبران ناپذیر خواهد بود.

👨‍💻 دوره آسیب شناسی متمرکز بر افسردگی DSM-5

دوره آسیب شناسی متمرکز بر افسردگی DSM-5

💻سامانه آموزش آنلاین on web class‌ کاملترین و جامع ترین سامانه تخصصی و عمومی روانشناسی ومشاوره کشور برگزار میکند

دکتر اسحق رحیمیان بوگر

📚با ارائه مدرک از سازمان روانشناسی و مشاوره

🎓نحوه ثبتنام: از طریق سایت
www.onwebclass.com

نورو سایکولوژی

دوره نورو سایکولوژی ویژه افرادی که میخواهند فعالیت کلینیکی و بالینی انجام دهند.
🔹مدرس :
👨‍⚕️ دکتر امین رفیعی پور

📚 با ارائه مدرک از سازمان روانشناسی و مشاوره

چرا زنان در رانندگی منضبط‌تر هستند؟

وزنامه خراسان در یادداشتی به قلم اسما صابری، روان‌شناس و نوروتراپیست، نوشت: «معاون وزیر راه و شهرسازی در جدیدترین گفت‌وگویش اظهار کرده: «داده‌های حمل و نقلی نشان می‌دهد خانم‌ها نسبت به آقایان در رانندگی منضبط‌تر و بیشتر مقید به قواعد هستند.» (منبع خبر: فارس)

مسئله‌ای که از منظر روان‌شناسی قابل توجیه است و دلایلی برای این اتفاق، مطرح شده است. اگر یک دور رانندگی یک خانم و آقا را مرور کنیم به علت این جمله پی خواهیم برد که چرا خانم‌ها به قواعد پایبندتر هستند و از آن طرف، تصادفات‌شان خسارت کمتری نسبت به تصادفات آقایان به بار می‌آورد.

از ابراز محافظه‌کاری خجالت نمی‌کشند


فرض کنید با خانمی وارد خودرو شده‌اید. در قدم اول و به احتمال زیاد، کمربند ایمنی خود را می‌بندد و به شما هم تذکر می‌دهد که این کار را انجام دهید زیرا خانم‌ها از لحاظ روانشناختی، ترس و خجالتی از محافظه‌کاری ندارند اما مردها چون خودشان را نمادی از قدرت محسوب می‌کنند، ناخودآگاه از ابراز ترس‌هایشان دوری می کنند و به همان اندازه محافظه‌کاری‌شان کمتر است تا گوشزد کنند که آن‌ قدر قوی و شجاع هستند که نیازی به این محافظه کاری‌ها ندارند.

رانندگی پرخطر را مهارت نمی‌دانند


آقایان رانندگی پر خطر را یک مهارت می‌دانند و از رانندگی پر خطر لذت بیشتری می‌برند و حتی گاهی آن را نمادی از مهارت می‌دانند حتی آنها از خانم‌هایی که با قوانین پیش می‌روند، انتقاد می‌کنند زیرا این روش را نشانه ضعف خانم‌ها می‌دانند. البته باید خوشحال باشیم که این روش هر چند از نگاه آقایان ضعف محسوب می‌شود اما برای خانم‌ها کارکرد خوبی داشته و مراقبت‌کننده است.

حافظه فضایی‌شان قوی نیست


آقایان به دلیل این که حافظه فضایی بهتری دارند، نسبت به خانم‌ها در رانندگی سرعت بیشتری دارند. زیرا حافظه فضایی کمک می‌کند که مسیر را راحت‌تر به ذهن بسپارند. و این آشنا بودن مسیر کمک می‌کند برای پیدا کردن آن انرژی و وقت کمتری صرف کنند. فرض کنید در خیابان و مسیری هستید که اولین بار است وارد آنجا شدید پس در نتیجه برای این‌ که مسیر را پیدا کنید. و تابلوهای راهنمایی و رانندگی را بخوانید باید با سرعت کمتری حرکت کنید. تا از پیچ و خم جاده با خبر شوید. خانم‌ها حتی اگر مسیری را قبلا طی کرده باشند برای بار دوم با سرعت کمتری نسبت به آقایان حرکت می‌کنند زیرا حافظه فضایی آنها ضعیف‌تر است و همین موضوع خوشبختانه باعث محافظه‌کاری آنها می‌شود.

به عواقب رانندگی پر خطر فکر می‌کنند


در جهان، گویا آقایان توسط جامعه و خانواده برای حضور در اجتماع آماده‌تر می‌شوند؛ هر چند که این نگاه‌های جنسیتی الان خیلی کم‌رنگ هستند. اما آن چه از نسل‌های گذشته و انسان‌های غارنشین وجود داشته، هنوز اثرش در بعضی از ما باقی مانده است. در گذشته آقایان به شکار می‌رفتند و از فضای امنی که در ذهن‌شان ساخته بودند، دور می‌شدند. و همین موضوع قدرت ریسک‌پذیری بیشتر را در آقایان نشان می‌دهد. که هم‌اکنون در رانندگی هم شاهد آن هستیم. آنها کمتر به عواقب رانندگی پر خطر فکر و بیشتر ریسک می‌کنند.

عمق دید خانم‌ها بیشتر است


خانم‌ها در رانندگی مراقبت بیشتری دارند. و همین موضوع باعث شده هنگام رانندگی از رفتارهای اضافی پرهیز کنند. این که خانم‌ها هنگام رانندگی کاملا حواس‌شان را جمع می کنند. کمک می‌کند تا عمق بیشتری در دید داشته باشند. در نتیجه در تصادف خسارت کمتری به خود و خودروی شان وارد شود.