علل پایبندی به درمان های روانشناسی

مهم نیست که چقدر مشتاق تغییر خود هستید، زمانی در درمان به نقطه ای می رسید که فکر می کنید: این کار سختی است شاید در طول جلسه درمان دچار حمله پانیک شده باشید یا به حقایق دشواری در مورد شخصیت خود پی برده باشید.

گاهی اوقات درمان خسته کننده است، یا شما متقاعد شده اید که درمانگر شما بی حوصله است.

شما هفته به هفته، بارها و بارها درباره همان چیزها صحبت می کنید و هیچ چیز در شما تغییر نمیکند.

دلایل پایبندی به درمان های روانشناسی

  مهم نیست که چقدر مشتاق تغییر خود هستید، زمانی در درمان به نقطه ای می رسید که فکر می کنید: این کار سختی است شاید در طول جلسه درمان دچار حمله پانیک شده باشید یا به حقایق دشواری در مورد شخصیت خود پی برده باشید.

گاهی اوقات درمان خسته کننده است، یا شما متقاعد شده اید که درمانگر شما بی حوصله است. شما هفته به هفته، بارها و بارها درباره همان چیزها صحبت می کنید و هیچ چیز در شما تغییر نمیکند.

از درمان دست نکشید 

همیشه دلیلی برای درمان وجود دارد، کمک به شما برای درک خود و یافتن راه هایی برای کنار آمدن یا حتی غلبه بر بیماری خود. متأسفانه مسیر همیشه آسان نیست.

اما به سمت هدف خود ادامه دهید، حتی زمانی که درمان سخت است. ( در اینجا دلایلی برای ادامه درمانهای روانشناسی برایتان آمده است )

وقتی درمان سخت است، واقعی است

اگر درمان سرگرم کننده بود، همه تحت درمان قرار می گرفتند! متأسفانه، درمان خوب گاهی نیاز به حفاری عمیق در ضمیر ناخودآگاه و روان خود دارد و آشکار کردن برخی از خاطرات و احساسات دردناک ذخیره شده در آنجا.

آیا وقتی به مطب درمانگر خود فکر می کنید، حالتان خوب می شود، این نشانه خوبی است،( با فرض این که درمانگر خوبی دارید) اگر نگران فرو رفتن در لطیف ترین احساسات خود هستید، احساس گناه نکنید.

اما جلسات خود را لغو نکنید. تعداد کمی از مردم از گذاشتن احساسات قلب خود روی میز هیجان زده می شوند، اما صداقت عاطفی برای یک رابطه درمانی ضروری است. 

شاید شما فکر می کنید، “درمان سخت نیست. خسته کننده است.

اکنون سه هفته است که در مورد موضوعات مشابهی صحبت می کنید: رابطه پر تنش با خواهرتان یا استرس کاری. سخت است.

حتی می تواند کمی کسل کننده باشد. اما، اگرچه ممکن است گفتگو های شما تکراری به نظر برسند، اما در حال بررسی چیزی مهم هستید – اگر هنوز در مورد همان موضوع صحبت می‌ کنید، این نشان ‌می دهد چیزی حل ‌نشده است و نیاز به حل دارد.

زمان بیشتر به شما کمک می کند تا حقیقت وضعیت را مشخص کنید.

برای غلبه بر احساسات دردناک، باید آنها را احساس کنید

در درمان، شما احساسات دردناکی را تجربه می کنید.( بله، ممکن است سخت باشد ) اما تجربه این احساسات دردناک در کنار یک متخصص آموزش دیده، زندگی شما را در دراز مدت بهتر خواهد کرد.

به عنوان مثال، فرض کنید شما یک رویداد آسیب زا را در گذشته تجربه کرده اید، با گذشت زمان، مغز شما میانبرهایی برای دور زدن این حافظه ایجاد کرده است، بنابراین لازم نیست به آن مدام فکر کنید. اما این میانبرها مشکلات خاص خود را ایجاد می کنند مانند مشکلات (PTSD) ، اضطراب یا عصبانیت.

تنها راه برای سیم کشی مجدد مغز و کاهش مشکل، پردازش آن حافظه با کمک یک متخصص سلامت روان است. 

یادآوری بدترین و دردناک ترین خاطراتتان،  گاهی بیش از یک بار،  لذت بخش نیست. اما مزایای آن بسیار زیاد است. بنابراین درمان را ادامه دهید، حتی زمانی که درد دارد. هیچ احساسی بهتر از احساس موفقیت یک جلسه درمانی خوب وجود ندارد.

بهتر می شوید، به من اعتماد کنید

درمان همیشه بد نخواهد بود.

حضور منظم برای درمان فوایدی زیاد دارد. هر هفته یک مکان تعبیه شده برای تخلیه نگرانی های خود خواهید داشت.

شما یاد خواهید گرفت که چگونه چالش های جدید را با مهربانی مدیریت کنید و نگرانی های مربوط به سلامت روانی که در ابتدا می خواستید به آنها بپردازید، مانند اضطراب یا افسردگی، با گذشت زمان نیز بهبود خواهند یافت.

اما این دستاوردها مستلزم گذر از بخش های سخت و ناخوشایند و ترک نکردن درمان است .

هیچ احساسی بهتر از احساس موفقیت یک جلسه درمانی خوب وجود ندارد . 

پایبندی به درمان، حتی زمانی که گفتگو با افکار و احساسات دردناک دشوار است، گاهی برای سلامت روان شما ضروری است.

درمانگران آموزش دیده اند تا با احساسات دشوار شما کار کنند، به این معنی که شما باید با آن احساسات کنار بیایید.

بله واقعا سخت  است.

اما تکمیل موفقیت آمیز درمان پاداش خود را ایجاد می کند : بار ذهنی سبک تر، ابزارهای بهتر برای رسیدگی به چالش های جدید، و افزایش احساس عزت نفس. پس به آن پایبند باشید. حتی زمانی که به شما فشار می اورد. 

راه و رسم ورزشکار شدن

فنجانت را خالی کن
روزی روزگاری یک استاد دانشگاه به ملاقات استاد ذن معروفی رفت.

رفت تا از او ذن را یاد بگیرد و به علم و خرد استاد آگاه شود.

استاد ذن به او خوش آمد گفت و او را به یک فنجان چای دعوت کرد.

هر دو استاد رو به روی هم نشسته بودند و استاد ذن برای میهمانش چای ریخت، اما پس از پر شدن فنجان، همچنان به ریختن چای ادامه داد.

استاد دانشگاه می دید که فنجانش از چای سرریز شده، ابتدا چیزی نگفت اما صبر او هم لبریز شد و گفت: استاد کافی است، فنجان دیگر جا ندارد.

استاد ذن دست نگه داشت، قوری را گذاشت، لبخند زد و گفت: تو هم شبیه این فنجان هستی، من چطور می توانم به تو ذن را نشان دهم وقتی هنوز فنجانت را خالی نکردی؟!

درس ورزشی: این داستان کوتاه درس فوق العاده مهمی برای ورزشکاران دارد.

مفید بودن یک کاسه به خالی بودن آن است.

برای اینکه بتوانیم رشد کنیم باید همیشه آماده رها کردن چیز هایی که می دانیم بشویم تا بتوانیم چیز های جدید تری از دیگران یاد بگیریم؛ باید بتوانیم همواره مهارت و تکنیک های مهم و ویژه را از مربیان و هم تیمی های خودمان و حتی رقبا یاد بگیریم.

بهترین ورزشکاران، حتی آنهایی که در بالا ترین سطح ورزش هستند هم همیشه در پی یاد گرفتن تکنیک های جدید و به روز کردن مهارت هایشان هستند. شنونده خوبی در خصوص آموزش های دیگران باشیم و علی رغم همه چیز هایی که می دانیم آماده بهتر شدن.
از خودتان سوال کنید آیا من در این ورزش یک دانش آموز هستم؟ آماده یاد گرفتن؟ غرور چیزی است که بزرگترین ورزشکاران را به نابودی می کشاند.

علل شرکت نکردن مردان در خانه تکانی

زنان ذهنی جزئی‌نگر و مردان ذهنی کلی‌نگر دارند؛ به همین خاطر مفهوم تمیزی از نظر زنان با مردان متفاوت است.

چند ماه پیش خبر اختلاف یک زن و شوهر روسی بر سر نظافت منزل خبرساز شد.

این زوج بر سر نظافت منزل با هم درگیری داشته‌اند، در نهایت هم این درگیری با ضربات چکش زن به سر همسرش پایان یافت.

مهتم ادعا کرده بود که درگیری‌های مداوم بر سر نظافت خانه آنقدر او را کلافه کرده بود که روز حادثه با چکش به سر، گردن و دنده‌های همسرش ضربه وارد می‌کند، اما خوشبختانه مرد از حمله جان سالم به در می‌برد و به بیمارستان منتقل می‌شود.
  این مشاجره‌ها اینجا به پایان رسیده است، چرا که این زن مجبور است ۱۰ سال آینده را در زندان به سر ببرد.

مشابه چنین درگیری‌هایی بر سر نظافت خانه به خصوص این روز‌ها که در ایام خانه تکانی به سر می‌بریم، کم نیست؛ زنان و مردان زیادی هستند که نظم در خانه برای آن‌ها به منشاء درگیری دائمی روزمره تبدیل شده است، اما دلیل اینگونه اختلافات چیست و چگونه می‌توان آن‌ها را حل کرد؟

معیار متفاوت زنان و مردان در مفهوم تمیزی

زنان معمولاً شکایت می‌کنند که شریک زندگیشان به نظافت خانه و زحماتی که ما برای مرتب نگه داشتن خانه انجام می‌دهیم، اهمیت نمی‌دهند و مردان اغلب این دلخوری را دارند که حتی نمی‌دانند چه اشتباهی انجام می‌دهند.

برخی از مردان سعی می‌کنند معیار‌های شریک زندگی خود را برای تمیزی و نظم برآروده کنند، اما در بسیاری از موارد شکست می‌خوردند و نمی‌توانند رضایت همسرشان را به دست آورند.

نتیجه واضح از این شکست نشان می‌دهد که افراد مختلف معیار‌های متفاوتی برای مفهوم «تمیزی» دارند.

«معصومه حاتمی» دکترای روانشناسی سلامت دراین‌باره توضیح می‌دهد: «ذهن زنان و مردان از نظر ساختاری متفاوت است.

زنان ذهن جزئی‌نگری دارند، اما مردان ذهن کلی دارند، به همین خاطر مفهوم تمیزی از نظر زنان با مردان متفاوت است؛ البته در هر جنسی ما استثناء هم داریم، برخی مردان بسیار تمیزند و برعکس برخی زنان بسیار نامرتب هستند، اما ما در روانشناسی همیشه درباره کلیت آدم‌های جامعه صحبت می‌کنیم؛ زنان ساختار ذهنشان جزئی‌نگر است و به خاطر همین مسئله آن‌ها بیش از مردان به تمیزی و نظافت اهمیت می‌دهند.»

نظریه‌های متفاوت درباره نظم

درباره نظم دو نظریه وجود دارد: نظم فضایی و نظم هندسی. «دکتر حاتمی» در این باره می‌گوید: «نظم فضایی به معنای مرتب بودن فضای خانه است یعنی لباس به جالباسی آویزان باشد، داخل سینک ظرف کثبف نباشد، کفش دمِ درِخانه پرت نشده باشد و… معمولاً آدم‌ها در نظم فضایی تقریباً یکسانند، اما باز زنان در نظم فضایی دقت بیشتری دارند.

در خانه تکانی عید خانم‌ها در کنار نظم فضایی به نظم هندسی هم اهمیت می‌دهند؛ نظم هندسی به معنای قرینه کردن است یعنی لیوان بلند‌ها باید عقب کابینت چیده شود و لیوان کوتاه‌ها جلو، بشقاب‌های قرمز یک طرف کابینت و بشقاب‌های آبی طرف دیگر و… پژوهش‌ها نشان داده که نظم هندسی در بین خانم‌ها وراثتی است و اگر یک خانم در خانواده‌اش نظم هندسی را تجربه نکرده باشد، هرگز نخواهد توانست در زندگی مشترک نظم هندسی را اجرا کند.»

دلیل اختلافات زناشویی در ایام خانه تکانی

«جاشوا کولمن»، روانشناس و نویسنده کتاب شوهر تنبل معتقد است که مردان معمولاً در برابر کار‌های خانه مقاومت نشان می‌دهند که این مقاومت ممکن است از دوران کودکی شروع شود.

از سنین پایین مردان به دنبال قدرت و موقعیت هستند و ممکن است استقلال خود را با امتناع از انجام کاری که از آن‌ها خواسته شده، ابراز کنند.

همین حس اقتدار و قدرت در مردان منجر به مقاومت برای انجام کار‌های خانه و در نتیجه اختلاف بین زوجین می‌شود.

«دکترحاتمی» با نگاه دیگری به این مسئله می‌گوید: «یکی از تفاوت‌های ساختاری ذهن زنان و مردان این است که مردان از جملات دستوری فرار می‌کنند و دوست دارند رهبر باشند به همین خاطر وقتی شما با جمله دستوری از او می‌خواهید کاری انجام دهد، مرد احساس می‌کند اقتدار از او سلب شده و در نتیجه مقاومت نشان می‌دهد و همین مسأله زمینه بروز اختلافات را فراهم می‌کند.

علاوه بر این، خانم‌ها در ایام خانه تکانی توقع دارند که مرد‌ها دقیقاً همان حساسیت‌های آن‌ها را داشته باشند و می‌خواهند در این ایام نظم فضایی و هندسی خود را یکجا به مرد منتقل کنند و همین باعث ایجاد اختلاف در ایام خانه تکانی می‌شود.»

مهم‌تر از خانه‌تکانی

«اهمیت بیش از اندازه به خانه تکانی ظاهری گاهی باعث می‌شود تا ما خانه ذهنمان را کثیف کنیم یعنی گاهی حاضریم برای تمیز شدن خانه‌مان قهر، تحقیر، بداخلاقی و بددهنی کنیم.»

این روانشناس با بیان این مطلب ادامه می‌دهد: «یک اشتباهی که در فرهنگ جامعه وجو دارد این است که ما در اسفند ماه طبق رسوم باستان، برایمان خیلی اهمیت دارد که خانه مان را مرتب، تمیز و زیبا کنیم، اما آیا تصمیم داریم که ذهنمان را هم زیباتر نشان دهیم؟!

آیا شده در پایان سال که درباره تغییر دکوراسیون و خانه تکانی با همسرمان گفتگو می‌کنیم، درباره تحول در بهبود روابطمان و اصلاح ویژگی‌های منفی در خودمان هم گفتگو کنیم؟!

من معتقد هستم که در کنار خانه تکانی ظاهری باید خانه تکانی باطنی هم انجام دهیم.»

پیشگیری از اختلافات بر سر نظافت خانه

یکی از دلایلی که مرد‌ها آنقدر که همسرشان دوست دارد در خانه کمک نمی‌کنند این است که زنان گاهی اوقات به آن‌ها این احساس را می‌دهند که نمی‌توانند

هیچ کاری را درست انجام دهند؛ بنابراین برای جلوگیری از ایجاد اختلافات در انجام کار‌های خانه، قبل از اینکه کاری را به مرد محول کنید، این را در نظر داشته باشید که استاندارد‌های او ممکن است هرگز مطابق با استاندارد‌های شما نباشد.

علاوه بر این، دکتر حاتمی به نکات دیگری برای جلوگیری از تعارضات و اختلافات بر سر نظافت خانه اشاره می‌کند و می‌گوید:: «مرد‌ها علاقه‌مند به شیوه‌های آگاه‌سازی هستند پس اگر قرار است مرد در انجام کار‌های خانه کمک کند بهتر است از قبل او را آماده کنید.

مثلاً از اواسط اسفند به او اطلاع بدید که می‌خواهید خانه‌تکانی کنید و آن قسمت از کار‌هایی که واقعاً توانایی انجام آن‌ها را ندارید مثل پاک کردن شیشه، باز کردن پرده‌ها، تمیز کردن دیوار، جا به جا کردن وسایل سنگین و… را به همسرتان پیشنهاد دهید و از او بپرسید که می‌خواهد از یک نیروی خدمات دعوت کند تا این کار‌ها را انجام دهد یا خودش انجام تمایل به مشارکت در این کار‌ها دارد؟»

این کارشناس مسائل خانواده ادامه می‌دهد: «اگر توانایی مالی برای گرفتن نیروی کمکی را ندارید و بنا بر این شد که خودتان خانه‌تکانی را انجام دهید، حتماً از همسرتان درباره زمانی که وقت بیشتری دارد سوال کنید؛ اینگونه نباشد که روز قبل یا همان روز از او بخواهید کاری انجام دهد.

یادتان باشد که مرد‌ها از لفظ «همین الان» بیزارند؛ بنابراین برای آنکه بر سر خانه‌تکانی دچار مشکل و اختلاف با همسرتان نشوید اولاً زمان انجام کار را با همسرتان هماهنک کنید، دوماً کار‌هایی که قرار است او انجام دهد را از قبل مشخص کنید.»

این رفتار مردان را از کار خانه فراری می‌دهد

دکتر حاتمی می‌گوید تجربه‌های تلخی باعث می‌شود تا مردان از کار و مشارکت در خانه تکانی بیزار شوند: «چیزی که باعث شکاف عاطفی بین زن و مرد می‌شود، گفتار و رفتار است.

هفت نوع رفتار مخرب وجود دارد که زنان با گفتن آن‌ها مرد را از کمک در انجام کار‌های خانه فراری می‌دهند، این گفتار و رفتار‌ها عبارتند از: انتقاد، سرزنش، شکایت، غر زدن، تهدید، تحقیر و توهین.»

کار‌ها با همدلی پیش می‌روند

حاتمی در پایان تأکید می‌کند: «خوب است خانه تکانی اتفاق بیفتد و در این امر همکاری اعضای خانواده وجود داشته باشد، اما اگر این اتفاق هم نیفتاد به خاطرش زندگی را به کام خود و همسرتان تلخ نکنید.

در ماه اسفند کار‌ها سرعت بیشتری به خود می‌گیرند. در این زمان کم ممکن است شرایط شما را مستعد پرخاشگری کند.

اما سعی کنید تا با همدلی دیگر اعضای خانواده را به مشارکت در خانه تکانی دعوت کنید چرا که با نزاع و درگیری دل‌ها کدورت می‌گیرند و هیچ کاری پیش نمی‌رود.»

اختلال PTSD

شاید امروزه افراد جامعه بیشتر دچار استرس شوند و حتی پس از مواجه شدن با سوانح و موضوعات استرس زا هم احساس ناراحتی کنند. اگر بخواهیم این موضوع را سالمندان بررسی کنیم، قطعا به مشکلات سخت تر و حساس تری خواهیم رسید. این که استرس پس از سانحه چیست و چگونه قابل درمان است را در ادامه به صورت کامل عنوان کرده ایم.

PTSD چیست؟ و چطور سالمندان را درگیر خود میکند؟

اختلال استرس پس از حادثه (PTSD) اختلالی روانی است که پس از یک رویداد دلخراش و تهدید کننده در زندگی سالمندان رخ می دهد.

این اختلال مدتهاست در میان آوارگان و پناهندگان و سربازان بازگشته از جنگ شناخته است.

سایر سالمندان نیز در صورت مواجهه با وقایع بسیار سخت یا تهدید کننده در زندگی، کار یا اوقات فراغتشان، به این بیماری مبتلا می شوند.

این اختلال حالتی از ضربه روحی است که می تواند بر هر سالمند یا افرادی که شاهد یک یا چند رویداد تلخ و بسیار سخت بوده اند رخ دهد.

برای نمونه رویداهایی که می توانند منجر به PTSD شوند، جنگ، شکنجه یا درد شدید، تجاوز جنسی، تجاوز به عنف، آدم ربایی، تصادف با ماشین، بلایای طبیعی، آتش سوزی و سرقت می باشند. این رویدادها بطور طبیعی وحشتناک بوده و باعث می شوند فرد مسن زندگی خود را در خطر ببیند.

برخی واقعا در معرض خطر مرگ بوده اند در حالی که سایرین تنها حس می کنند در خطر مرگ هستند.

آنچه حائز اهمیت است این نیست که آیا خطر واقعا وجود داشته یا خیر، بلکه طرز احساس آن یا چگونگی واکنش مغز مهم است.

ویژگی ها و نشانه های خاص استرس پس از سانحه در سالمندان

یک ویژگی عمده سالمند مبتلا به PTSD ترس مداوم از قرارگیری دوباره در یک شرایط تکان دهنده است.

در نتیجه آنها با تمام قدرت تلاش می کنند تا از هر چیزی که آن تکان روحی را به یادشان می آورد جلوگیری کنند.

ویژگی خاص دیگر این است که سالمندان تحت تاثیرPTSD در زندگی روزمره شان این حادثه را در ذهن مرور می کنند و انواع افکار و احساساتی را به یاد می آورند که قابل کنترل نیستند.

فقط به یک جرقه کوچک نیاز دارند و مستعد نگرانی یا خشم بیش از اندازه می باشند.

نشانه های دیگری از اختلال از قبیل افسردگی، مشکلات حافظه و درد جسمی نیز ممکن است آشکار شوند.

نیروی مقاومت ناپذیر علائم می تواند باعث شود مبتلایان به PTSD احساس کنند که کنترل خود را ندارند و قادر به شناخت شخصی که بودند نمی باشند.

باور به توانایی خود در عملکرد عادی در محیط کار، خانواده و فعالیت های اوقات فراغت از بین می رود و خود را از جامعه جدا می کنند.

چگونگی پیشرفت استرس پس از سانحه در سالمندان


اکثر سالمندان پس از یک حادثه دلخراش، واکنشی نشان خواهند داد.

بسته به اینکه او چقدر آسیب دیده، میزان متفاوتی از عوارض شروع خواهند شد.

این عوارض میتواند احساس بی حسی، نگرانی، غم، گریه، خشم یا اظهار احساسات دیگر باشد که یک واکنش کاملا طبیعی در برابر شرایط تلخ و تکان دهنده است.

اگر علائم پس از یک ماه فروکش نکند، ممکن است PTSD شروع شود.

به همین دلیل حائز اهمیت است که خویشاوندان نزدیک، دوستان و همکاران آگاه بوده و هر رفتار تغییر یافته ای را تحت نظر بگیرند تا بتوانند مداخله نموده و در صورت لزوم کمک حرفه ای دریافت کنند.

این اختلال ممکن است تا سال ها بعد از اینکه فرد در معرض ضربه روحی قرار گرفته، شروع نشود؛ در هر حال معمولا علائمی از نگرانی یا احساسات مشابه در مقطعی از زمان وجود خواهد داشت.

طبق گزارشات یک نفر از سه نفر دچار این اختلال به صورت پیشرفته میشود که میبایست از روان درمانی های ویژه و کمک های تخصصی تری اسفاده کند.

مشکلات و مضرات مربوط به استرس پس از سانحه در افراد سالخورده

این اختلال نیز میتواند خطرات و تغییرات عمده ای را در سالمندان و بزرگسالان ایجاد کند.

بسیاری از این مضرات را در ادامه عنوان کرده ایم:

مشکلات مربوط به خواب و کابوس ها

ممکن است در خواب خود مشکل داشته باشید و یا شاید بارها و خیلی زود از خواب می پرید.

بسیاری از سالمندان با مغزی سرشار از افکار پریشان و درهم بیدار می شوند. آنها نیز اغلب چندین بار در شب کابوس می بینند.

مهم نیست که چقدر می خوابند ولی همچنان خسته و بی دل و دماغ اند.
مشکلات حافظه و تمرکز
برخی متوجه می شوند که حافظه و تمرکز آنها از دست رفته، تا حدی بخاطر این است که تمام انرژی شان صرف تمرکز بر روی”زندگی، مرگ، و بقاء” شده است.

اطلاعاغراق شده صداها و سایر چیزها که می توانند سبب بازگشت ضربه روحی شود، کاملا خسته کننده است.

آنها کارهای مهم روزانه را فراموش میکنند، نمی توانند قرارهایشان را به یاد آورند، مشکل برنامه ریزی داشته و سر به هوا و مردد به نظر می رسند.

تغییرات شخصیتی

بسیاری از سالمندان تغییرات شخصیتی را پس از آغاز ناهنجاری تجربه می کنند.

این ناهنجاری می تواند به شکل طغیان های خشم، عصبانیت یا نگرانی بروز کنند که شخص قادر به کنترل آنها نیست.

برای سایرین این طغیان ها می تواند کاملا بی جهت و نامتناسب باشد، بنابراین حضور شخص مبتلا به PTSD در کنار سایرین می تواند مشکل باشد.

تندرستی احساسی کاهش یافته

برخی نیز قادر به نشان دادن تعهد، همدردی، مهربانی و عشق نیستند.

آنها ممکن است میل به انجام کارهایی که قبلا از انجامش لذت می بردند را از دست بدهند.

آنها کمتر به افراد دیگر و خود علاقمندند و نمی توانند از چیزهای لذت بخش لذت ببرند.

البته فقدان غریزه جنسی نیز رایج است.

افسردگی و احساس گناه

افسردگی اغلب با احساس گناه و ندامت همراه است. خودباوری در این سالمندان پایین است و در مورد خود تفکرات منفی دارند.

افرادسالخورده دچار PTSD از افسردگی متوسط رنج می برند، در حالیکه سایرین به شدت تأثیر پذیرفته اند.

افسردگی ممکن است انزواطلبی را افزایش داده، حتی مبارزه با بیماری را سخت تر نماید.

مشکلات سوء مصرف

سوء مصرف به ویژه در مصرف الکل یا داروهای ضد اضطراب نسبتا زیاد بوده و به دلیل فقدان مهارت های حل مشکل، جلوی درمان گرفته می شود.

همچنین ثابت شده است که سوء مصرف برای سلامتی مضر است.

راه های درمانی برای استرس پس از سانحه PTSD افراد مسن

متاسفانه هیچ راه حل ساده ای وجود ندارد، و نوعی خاص از درمان وجود ندارد که هر کس به آن اشاره کند و بگوید، این همان چیزیست که کارساز است.

بنابراین برای انجام درمان صحیح، تشخیص دقیق حائز اهمیت است.

دوره های درمان ممکن است شامل عوامل زیر باشند:

درمان شناختی رفتار، به سالمندان دچار PTSD و بستگان وی، نحوه برخورد با علائم را آموزش می دهد.

مشاوره های روان شناختی، به پردازش تجربیات آسیب زا کمک می کند.

فیزیوتراپی، تنش، درد و غیره را کاهش می دهد و به احیای عملکردهای از دست رفته کمک می کند.

روان پرستاری، توانایی مراقبت از خود و برخورد با مشکلات سلامتی را بهبود می بخشد.

معالجه، علائم روانشناختی را کاهش می دهد و سایر درمان ها را تکمیل می کند.

مددکاری اجتماعی، ارتباط با خدمات اجتماعی را برقرار نموده و از آن حمایت می کند.

کار آموزشی، مهارت های شخصی را گسترش می دهد و تماس با جهان بیرون را ترغیب می کند.

مددکاران فرهنگی، با تعامل کاربردی به سالمند کمک می کنند.

روانشناسی به کمک سالمندان مبتلا به PTSD می آید

روانشناسی های مختلفی وجود دارد، ولی ثابت شده است که درمان شناختی و درمان از راه مواجهه بطور خاصی در درمان PTSD مؤثر باشد.

درمان شناختی بر افکار، احساسات، رفتار و ادراک فیزیکی افراد مبتلا به PTSD تاکید می کند.

روانشناس به تعیین اینکه کدام فاکتورها الگوهای تفکرات و رفتار را تشویق می کنند کمک می کند و مرتب سعی می کند آنها را به چالش کشیده و تغییر دهد، برای مثال، ممکن است به سالمند مبتلا به PTSD مقدار کمی تکلیف داده شود تا راه های متفاوت تفکر و عمل کردن را بیازماید.

در درمان از راه مواجهه، فرد مسن مبتلا به PTSD یاد می گیرد با خاطرات تکان دهنده در شرایط تحت کنترل مواجه شود.

مواجهه با شرایط ترس آور بطور مرتب یا در تخیل فرد یا در واقعیت، اضطراب را کاهش داده و فرد تدریجا یک حس کنترل به دست می آورد.

فرد مبتلا به PTSDیک دیدگاه واقع بینانه تری نسبت به ضربه روحی کسب کرده و واکنش های خود را طبق آن تنظیم می کند.

دارو درمانی برای افراد پیر مبتلا به PTSD

درمان دارویی اغلب برای PTSD لازم است.

داروهای ضد افسردگی و آرام بخش ها با فرایندی شیمیایی عمل می کنند که به هنگام دچار بودن به PTSD در مغز نامنظم اند.

یکی از عملکرد های دارو نرمال نمودن سطح کورتیزول هورمون استرس و سروتونین و نروآدرنالین فرارسان عصبی مغز است که برای تمرکز، حافظه، اضطراب و افسردگی مهم هستند.

میزان نرمالی از این مواد در نرمال سازی ریتم روزانه و ریتم خواب نیز اهمیت دارد.۴- ۶ هفته طول می کشد تا مشخص شود آیا دارو مفید است.

گاهی اوقات در صورتی که تاثیر مطلوب بدست نیاید یا سالمند عوارض جانبی ناخوشایندی را تجربه کند، نیاز است مقدار دارو زیاد شود، یا دارویی جدید امتحان شود.

خانواده باید به درمان سالمند دچار PTSD کمک کند

خانواده شما نقشی کلیدی در پیشگیری ایفا می کنند.

آنها می توانند هنگام درمان تان، در مشاوره ها شرکت کنند.

همچنین با بیماری، دوره و درمان آن و علاوه بر این اینکه چطور بهتر با مراحل مختلف دوره آن ارتباط برقرار کنند آشنا می شوند.

خانواده شما می توانند اطلاعات مهمی را فراهم کنند و اغلب اولین افرادی هستند که تغییرات در رفتارتان را مشاهده می کنند یا در مورد هر فشاری که ممکن است شما تحت آن قرار گیرید با خبر می شوند.

اگر علائم جدیدی ازPTSD بروز کند، آنها می توانند بدرستی پاسخ دهند و به دریافت کمک های حرفه ای کمک نمایند.

سیدمصطفی ضرابی حسینی

نورتریپتیلین

داروی نورتریپتیلین چیست؟

نورتریپتیلین برای درمان مشکلات روحی و روانی مثل افسردگی استفاده می‌شود. این دارو باعث افزایش روحیه و حس خوب در انسان و همچنین موجب کاهش اضطراب و تنش روانی می‌شود و سطح انرژی را بالا می‌برد. این دارو جز داروهای ضد افسردگی است. اما آیا می توان خودسرانه این دارو را مصرف کرد؟ نحوه مصرف نورتریپتیلین ۱۰میلی گرم و نحوه قطع مصرف آن چگونه است؟ عوارض جانبی این دارو چیست؟

نورتریپتیلین چیست و چه کاربردی دارد؟

نام رایج دارو:

  • نورتریپتیلین
  • Nortriptyline

اسامی تجاری دارو:

  • آونتیل
  • پاملور

دسته دارویی:

  • ضد افسردگی

نورتریپتیلین (Nortriptyline) دارویی از گروه ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای است که برای درمان اختلال افسردگی و برخی دیگر از بیماری‌های اعصاب یا دردهای عصبی به کار می‌رود. از این دارو در درمان علائم افسردگی مانند بی خوابی و کم اشتهایی هم استفاده می شود.

نحوه عملکرد نورتریپتیلین ۱۰:

عملکرد این دارو به صورت تاثیر بر میزان مواد شیمیایی طبیعی مغز (انتقال‌دهنده‌های عصبی) است. قرص نورتریپتیلین ‌از طريق دفع جذب مجدد نوراپي‌نفرين و سروتونين در مغز، غلظت این مواد را در سيستم عصبي مركزي افزايش مي‌دهد. در نتیجه با تاثیر بر انتقال دهنده ها می تواند افسردگی را درمان کند.

نحوه مصرف نورتریپتیلین و دوز مصرفی

قبل از شروع به مصرف نورتریپتیلین ۱۰، راهنمای دارویی داخل جعبه را با دقت بخوانید و از پزشک یا دکتر داروخانه راهنمایی بگیرید.

  • این دارو به صورت خوراکی، طبق تجویز پزشک و معمولا ۱ الی ۴ بار در روز مصرف می‌شود.
  • دوز مصرف داروی نورتریپتیلین به وضعیت پزشکی بیمار و پاسخ بدنشان نسبت به دارو بستگی دارد.
  • اگر قرص نورتریپتیلین ۱۰ به صورت یک نوبت در روز تجویز شود بهترین زمان مصرف آن شب ها پیش از خواب می باشد.
  • برای کاهش خطر بروز عوارض جانبی قرص نورتریپتیلین ۱۰، مانند خشکی دهان و گیجی ممکن است پزشکتان درمان را از دوزهای کم این دارو شروع کند و بعد آن را اضافه کند.
  • قرص نورتریپتیلین ۱۰ میلی گرم را دقیقا طبق تجویز پزشک مصرف کنید.
  • مصرف نورتریپتیلین در زمان‌های منظم باعث می‌شود بیشترین بهره از آن را ببرید. برای کمک به یادآوری، این دارو را در ساعت معینی هر روز مصرف کنید و دوز مصرفی خود را افزایش ندهید.
  • به مصرف این دارو تا زمانی که پزشک تجویز کرده ادامه دهید.
  • این دارو با غذا تداخلی ندارد و می توانید آن را قبل یا بعد از غذا مصرف نمایید.
  • با افزایش دوز مصرفی سرعت بهبودتان افزایش نمی‌یابد و خطرات عوارض بیشتر می‌شود.
  • تاثیر نورتریپتیلین ۱۰ میلی گرم نیاز به زمان دارد و ممکن است از ۱ تا ۴ هفته تاثیرگذاری کامل دارو طول بکشد.
  • در صورتی که بعد از ۴ هفته شرایطتان ادامه پیدا کرد یا بدتر شد (به طور مثال احساس ناراحتی بیشتری داشتید یا افکار خودکشی به ذهنتان خطور کرد) سریعا با پزشکتان تماس حاصل کنید.
  • بيش از يك داروي ضد افسردگي در يك زمان نبايد تجويز شود.

تشخیص تجویز این دارو به عهده‌ی روانپزشک است.

عوارض جانبی نورتریپتیلین

در صورتی که پزشک داروی نورتریپتیلین را برای شما تجویز کرده است مطمئن باشید فوائد آن بیش از مضراتش بوده است. همچنین لازم است بدانید اکثر افرادی که داروی نورتریپتیلین را مصرف کرده‌اند، عوارض جدی این دارو را تجربه نکرده‌اند.

عوارض جانبی رایج قرص نورتریپتیلین:

مصرف قرص نورتریپتیلین ۱۰ ممکن است منجر به عوارض زیر شود. اگر هر یک از این عوارض ادامه یافت یا بدتر شد به سرعت با پزشک خود تماس حاصل کنید:

  • گیجی
  • خشکی دهان
  • افزایش وزن
  • یبوست
  • اختلال دید
  • مشکلات دفع ادرار.

برای کاهش خطر سرگیجه و سبکی سر هنگام تغییر وضعیت از خوابیده به نشسته یا سرپا به آهستگی تغییر حالت دهید.

برای جلوگیری از خشکی دهان می‌توانید از آدامس یا آب‌نبات (بدون شکر) استفاده کنید و یا بیشتر آب بنوشید.

برای جلوگیری از یبوست از فیبر در رژیم غذایی خود استفاده کنید و آب زیادی بنوشید و ورزش کنید. اگر موقع استفاده از این دارو دچار یبوست شدید با پزشک یا دکتر داروخانه درباره استفاده از ملین مناسب مشورت کنید.

عوارض جانبی جدی داروی نورتریپتیلین:

چنان‌چه با عوارضی مانند موارد زیر را تجربه کردید سریعا با فوریت‌های پزشکی تماس بگیرید:

  • سوزش دل مداوم
  • لرزش
  • ماسکه شدن صورت (از بین رفتن حس صورت)
  • گرفتگی عضلانی
  • درد شدید معده
  • کاهش توان یا میل جنسی
  • تورم و یا درد سینه.

افزایش سطح سروتونین:

این دارو سطح سروتونین را در بدن افزایش می‌دهد و به ندرت بیماری بسیار جدی به نام سندروم مسمومیت سروتونین دیده شده است. همچنین این خطر با استفاده از دیگر داروها که باعث افزایش سطح سروتونین می‌شوند افزایش می‌یابد لذا تمام داروهایی که مصرف می‌کنید را به اطلاع پزشکتان برسانید. اگر عوارضی مانند تپش قلب، توهم، ناهماهنگی در حرکات، سرگیجه شدید، تهوع، استفراغ و اسهال شدید، لرزش ماهیچه‌ای، تب بی‌دلیل، آشفتگی و بی‌حوصلگی بی‌دلیل را تجربه کردید سریعا با فوریت‌های پزشکی تماس بگیرید.

عوارض جانبی نادر و خطرناک نورتریپتیلین:

در صورت بروز عوارض جانبی جدی و خطرناک این دارو مانند سرگیجه شدید، تپش قلب سریع یا نامنظم، غش کردن، تشنج، درد یا تورم یا سرخی چشم، گشادی مردمک چشم و یا تغییرات بینایی (مانند دیدن رنگین کمان دور منابع نوری موقع شب) را مشاهده کردید سریعا با پزشک تماس بگیرید.

لازم است بدانید که واکنش آلرژیک جدی در مورد داروی نورتریپتیلین نادر است. با این وجود اگر واکنش آلرژیک جدی‌ای مثل علائم پوستی، خارش، تورم (مخصوصا در صورت، زبان و گلو)، گیجی شدید و اختلال تنفسی را تجربه کردید، سریعا از فوریت های پزشکی کمک بگیرید. با توجه به اینکه لیست عوارض کامل نیست، ممکن است با عارضه ای برخورد کنید که ذکر نشده باشد. در این موارد با پزشک یا دکتر داروخانه مشورت کنید.

نورتریپتیلین ممکن است موجب شرایطی شود که بر روی ریتم قلب تاثیر بگذارد (افزایش سطح نمودار کیوتی QT). افزایش نمودار کیوتی به ندرت باعث تپش قلب و عوارض دیگری مانند گیجی شدید و غش کردن شود که سریعا با فوریت‌های پزشکی تماس بگیرید.

اگر شرایط خاصی دارید یا داروهای دیگری مصرف می‌کنید که خطر افزایش نمودار کیوتی را در پی دارند، قبل از مصرف نورتریپتیلین با پزشک خود مشورت کنید. همچنین اگر عوارضی مانند برخی مشکلات قلبی (نارسایی قلبی، ضربان قلب آرام، حمله قلبی و افزایش سطح نمودار کیوتی در آزمایش EKG) دارید و یا سابقه خانوادگی مشکلات قلبی مانند افزایش سطح نمودار کیوتی در آزمایش EKG و مرگ ناگهانی قلبی دارید با پزشکتان در مورد مصرف نورتریپتیلین صحبت کنید.

سطح پایین پتاسیم یا منیزیم در خون نیز ممکن است خطر افزایش سطح نمودار کیوتی را بیشتر کند. این خطر در صورت استفاده از داروهایی مانند دیوترتیک‌ها یا قرص‌های ادرار بالاتر می‌رود همچنین شرایطی مانند تعرق شدید، اسهال یا استفراغ این خطر را افزایش می‌دهند.

سالمندان:

سالمندان ممکن است نسبت به عوارض جانبی این دارو مانند خشکی دهان، سرگیجه، گیجی، مشکلات دفع ادرار و افزایش سطح نمودار کیوتی حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.

بادراری:

چنانچه باردار هستید فقط در صورت نیاز ضروری داروی نورتریپتیلین را استفاده کنید. از آن‌جایی که مشکلات روانی و روحی مانند افسردگی، اضطراب و اختلال استرسی می‌توانند شرایط سختی باشند از قطع دارو اجتناب کنید مگر این‌که توسط پزشک تجویز شده باشد. اگر قصد بارداری دارید با پزشک خود در مورد فواید و خطرات استفاده از نورتریپتیلین در زمان حاملگی مشورت کنید.

شیردهی:

این دارو از طریق شیر مادر به نوزاد منتقل می‌شود و ممکن است مشکلاتی در زمینه پرستاری از بچه به وجود بیاورد. در مورد شیردهی به نوزاد هنگام مصرف این دارو با پزشک مشورت نمایید.

تداخل کشنده با داروهای بازدارنده مونوآمین اکسیداز (MAO):

مصرف نورتریپتیلین همراه با داروهای بازدارنده مونوآمین اکسیداز (MAO) ممکن است موجب تداخل کشنده‌ای شود. از مصرف بازدارنده‌های MAO مانند آیزوکروبوکسازید، لینزولید، متیلن بلو، موکلوبماید، فنلزین، پروکاربازین، رازاگیلین، سافینامید، سلژیلین و ترانیل سیپرومین همراه با نورتریپتیلین جدا خوداری فرمایید.

همچنین نباید اکثر بازدارنده‌های MAO را ۲ هفته قبل یا بعد از مصرف این دارو مصرف کرد. برای اطلاعات در این زمینه با پزشکتان مشورت کنید.

سندروم آشیانه‌ خالی هنگامی که بچه ها بزرگ می شوند و می روند

برای بسیاری از والدین، این یک تجربه‌ی واقعی و بسیار غم‌انگیز است. اگر از سال‌های قبل برای چنین روزی آماده نشده باشید و برای علایق خودتان و ارتباط عاطفی با همسرتان وقت نگذاشته باشید، عبور از این برهه کار آسانی نخواهد بود.

سندروم آشیانه‌ خالی (Empty Nest Syndrome)

یک اختلال روانی یا تشخیص بالینی نیست، بلکه اصطلاحی است برای توصیف احساس عمیق غم، نگرانی و تنهایی که برخی والدین پس از بلوغ فرزندان و ترک منزل به قصد رفتن به دانشگاه یا جدا زندگی کردن تجربه می‌کنند. برای بسیاری از والدین، این یک تجربه‌ واقعی و بسیار غم‌انگیز است. تمام والدینی که فرزند دارند سندروم آشیانه‌ خالی را تجربه نمی‌کنند. بااین‌حال، برای کسانی که فکر می‌کنند ممکن است مستعد افسردگی ناشی از آشیانه‌ خالی باشند، راه‌کار‌هایی برای رویارویی با آن وجود دارد.

اگر هم‌اکنون در فاز آشیانه‌ خالی هستید و این سندروم را تجربه می‌کنید، نگران نباشید، چون برای غلبه بر غم و اندوه کنونی شما راه‌هایی وجود دارد.

تجربه‌ سندروم آشیانه‌ خالی

برای بسیاری از والدینی که سندروم آشیانه‌ خالی را تجربه می‌کنند، این سندروم آغازگر پروسه‌ سوگواری است. کسانی این سندورم را تجربه می‌کنند که مسئولیت اصلی زندگی‌شان مراقبت از فرزند (فرزندانشان) بوده است. تحقیقات حاکی از آنست که پدران و مادران سطوح مشابهی از این سندروم را تجربه می‌کنند، اما والدین تحصیلکرده بهتر با رفتن بچه‌ها کنار می‌آیند.

درصورتی‌که هم‌زمان با این واقعه، وقایع دیگری مانند بازنشستگی، یائسگی یا طلاق صورت گیرد، تلخی این تجربه تشدید خواهد شد. والدین در راه بزرگ کردن فرزندان‌شان نقش‌های زیادی را برعهده داشته‌اند، از آشپز و پرستار گرفته تا راننده و مشاور و هم‌بازی. آن‌ها ساعت‌های بی‌شماری را صرف برآورده کردن نیاز‌های فرزندانشان و مراقبت از آن‌ها کرده‌اند. والدینی که زندگی‌شان حول محور زندگی فرزندانشان می‌چرخد بدون‌تردید در لحظه‌ی جدایی از آن‌ها و پس از آن، احساسات عمیقی را تجربه خواهند کرد.

پروسه‌ سوگواری اجتناب‌ناپذیر است، چون در زندگی والدین فقدانی به وجود آمده است. فرزند آن‌ها هنوز زنده و سالم است، اما والدین باز هم می‌توانند سوگ را حس و تجربه کنند، چون فرزندشان دیگر ساکن آن خانه و تحت مراقبت و حمایت آن‌ها نیست.

درجه‌ این سوگواری و میزان پریشانی احساسی در والدین مختلف متفاوت است. هرقدر والدین بیشتر درگیر زندگی و فعالیت‌های فرزندشان باشند، به‌حدی که فعالیت‌های خودشان را به‌خاطر او محدود کنند، احتمال اینکه آشفتگی احساسی، پریشانی و غم را پس از جدایی از او تجربه کنند بیشتر خواهد شد.

دنبال کردن فعالیت‌های رضایت‌بخش

رفتن فرزندان از خانه حفره‌ای خالی در زندگی برخی از والدین ایجاد می‌کند. دیگر کسی نیست که به کمک آن‌ها نیاز داشته باشد. این حفره‌ خالی را والدینی تجربه می‌کنند که وابستگی زیادی به زندگی فرزندانشان داشته‌اند. این حفره‌ی خالی نیاز به پرشدن دارد و نمی‌توان آن را با فعالیت‌های بی‌معنا پر کرد. این والدین باید علایق جدیدی یافته یا علایق قدیمی‌شان را مجدداً دنبال کنند. هرقدر این فعالیت‌ها معنادارتر باشد، خلا رفتن بچه‌ها بیشتر پر می‌شود.

برای نمونه، ممکن است شما یک مدرک هنری داشته باشید که از زمان به‌دنیا آمدن بچه‌ها و به عهده گرفتن مسولیت آن‌ها تا به امروز از آن استفاده نکرده باشید و همیشه رویای تدریس هنر را در سر داشته‌اید. این زمان فرصت خوبی برای بازگشت به علایق و برآوردن خواسته‌های خودتان است. آموزش عشق به هنر و بکارگیری توانایی‌هایی که سال‌ها از آن‌ها بهره نبرده‌اید حس رضایت‌مندی از زندگی را برای شما به ارمغان می‌آورد. پس به علایق‌تان فکر کنید تا با پرداختن به آن‌ها بتوانید بر حس ازدست‌دادن هدف غلبه کنید.

اگر درد شما تنهایی است دور فعالیت‌های منفردی که فقط روی خودتان متمرکز است خط بکشید. درعوض، به‌دنبال فعالیت‌هایی باشید که حضور دیگران را نیز دربرگیرد. تصور کنید به عکاسی علاقه دارید، پس عضو یک باشگاه عکاسی شوید یا در یک کلاس عکاسی ثبت‌نام کنید و از این فرصت برای یادگیری از دیگران و توسعه‌ روابط دوستانه با آن‌ها استفاده کنید. رفته‌رفته پی می‌برید گام بعدی اینست که با استفاده از مهارت‌های عکاسی خود خاطرات دیگران را ثبت کنید و این استعدادتان را با آن‌ها سهیم شوید. حالا که می‌توانید به خودتان وقت اختصاص بدهید مهارت‌ها و توانایی‌های شما قابلیت رشد و شکوفایی دارند.

فعالیت‌های مفید دیگر شامل این موارد می‌شوند: ادامه‌ی تحصیل، کمک‌های داوطلبانه در موسسه‌های خیریه، احیای دوستی‌های قدیمی و یافتن شغل. مهم پرداختن به کاریست که به آن علاقه دارید تا با انجام آن دوباره احساس ارزشمندی کنید. در خانه نمانید که جای خالی بچه‌ها را ببینید، غصه بخورید و امیدوار باشید احساسات شما معجزه‌وار تغییر کنند. حال شما با گذشت زمان بهتر خواهد شد. یافتن علایق جدید می‌تواند عبور از این مرحله را برای شما آسان‌تر کند.

زنده کردن دوباره‌ عشق‌

زوج‌های زیادی بعد از بزرگ شدن بچه‌ها و رفتن‌شان از خانه طلاق گرفتند، چون در نبود آن‌ها دیگر وجه اشتراکی نداشتند. درصورتی‌که این یک فرصت عالی برای زنده کردن دوباره‌ی عشق و تمرکز روی رابطه‌تان با یکدیگر است. اگر احساس می‌کنید وجه اشتراکی ندارید اشکالی ندارد. به فکر کاری باشید که هر دو توافق کنید با هم انجام دهید. لازم نیست هر دوی شما اشتیاق انجام آن را داشته باشید. همین که تمایل داشته باشید به‌خاطر با هم بودن آن را انجام دهید کافیست. دوچرخه‌سواری، یوگا، عکاسی، آشپزی و سفر از جمله کار‌هایی است که می‌توانید هردو با هم انجام دهید.

حمایت عاطفی همسر

با رفتن آخرین فرزند از خانه، تمام والدین احساسات مشابهی را تجربه نمی‌کنند. به احتمال زیاد تجربه‌های احساسی والدین بسیار متفاوت خواهد بود. ممکن است همسر شما آن‌قدر درگیر شغل خود باشد که حتی متوجه بروز سندروم آشیانه‌ی خالی در شما نشود. با همسر خود احساساتی را که تجربه می‌کنید به اشتراک بگذارید. بگذارید همسرتان بداند با رفتن تمام بچه‌ها از خانه دچار مشکل شده‌اید و در این دوران از گذار زندگی به حمایت عاطفی او نیاز دارید.

اگر همسر شما درباره‌ی افسردگی ناشی از این سندروم با شما صحبت کرد به‌لحاظ عاطفی از او حمایت کنید. به او اجازه‌ی ابراز احساساتش را بدهید بدون‌اینکه او را قضاوت کنید. محیط خانه و والدین تنهامانده باید با شرایط جدید تطبیق داده شوند. کمک کردن به یکدیگر و انجام فعالیت‌های مشترک برای گذر از این دوران ضروریست.
درخواست کمک درصورت نیاز
اگر نمی‌توانید به‌تنهایی با سندروم آشیانه‌ی خالی کنار بیایید و توان به اتمام رساندن کار‌های روزانه‌تان را ندارید کمک بگیرید. مشاوره گرفتن به عبور شما از این مرحله‌ی زندگی کمک می‌کند. بپذیرید که این مرحله گذراست و زندگی تغییر خواهد کرد. این مرحله به معنی بهتر یا بدتر شدن موقعیت زندگی شما نیست، بلکه صرفاً متفاوت است.

از دست دادن علاقه به کار‌هایی که قبلاً به آن‌ها علاقه داشته‌اید می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی باشد. این احتمال وجود دارد که به‌واسطه‌ی سندروم آشیانه‌ خالی مدتی دچار افسردگی شوید.

پنج مرحله‌ سوگواری این دوره عبارتند از:

– انکار (عدم پذیرش حقایق/ مقاومت دربرابر تغییر)
– خشم (ناراحتی از خود و دیگران)
– چانه‌زنی (حرف زدن با خدا یا نیروی برتر/ قرارومدار گذاشتن با خود)
– افسردگی (ناراحتی و پشیمانی/ ترس و تردید)
– پذیرش (دست برداشتن از مقاومت/ استقلال احساسی)

شاید شما در این برهه تمام این مراحل، برخی از آن‌ها یا حتی هیچ‌یک از آن‌ها را تجربه نکنید. اما بسیاری از والدین که دچار سندروم آشیانه‌ی خالی شده‌اند تمام این پنج مرحله را تجربه می‌کنند.

اگر احساس می‌کنید در مرحله افسردگی گیر افتاده‌اید یا به اصطلاح نور انتهای تونل را نمی‌بینید باید از مشاور کمک بگیرید تا از دچار شدن کامل به بیماری روانی جلوگیری کنید.

نحوه‌ اجتناب از سندروم آشیانه‌ی خالی

هیچ روش بی‌خطایی برای اجتناب از سندروم آشیانه‌ خالی وجود ندارد. باوجوداین، برای پیشگیری از وقوع آن راه‌کار‌هایی وجود دارد.

به فرزندتان کمک کنید تا برای ترک خانه آماده شود. برای بسیاری از والدین که این سندروم را تجربه می‌کنند حالت نگرانی و غم معمولاً به واسطه‌ این تصور ایجاد می‌شود که فرزندشان هنوز آمادگی مستقل شدن را نداشته است. تا قبل از نزدیک شدن به موعد رفتن آنها، باید آمادگی لازم را برای آن‌ها فراهم کنید.

اطمینان حاصل کنید که آن‌ها تمام تجهیزات و مهارت‌های لازم را در اختیار دارند. آشپزی یا کار با ماشین لباسشویی را یاد گرفته‌اند. در صورت نیاز می‌دانند چگونه از وسایل نقلیه‌ی شهری استفاده کنند. برای زندگی در خانه‌ جدید همه وسایل لازم را دارند. بعد از ترک منزل، تا زمان استقرار کامل در منزل جدید، آماده‌ی کمک به آن‌ها باشید، مثلاً می‌توانید تجربیات‌تان را در مورد نکات ایمنی، نحوه‌ آشنایی با همسایه‌ها یا چیدمان وسایل با آن‌ها به اشتراک بگذارید. صحبت درباره‌ این موضوعات به آن‌ها کمک می‌کند استقلال یافتن همراه با مهارت و امنیت را تصویرسازی کنند.

به خودتان و فرزندتان اطمینان بدهید. بخشی از استرس والدین، تغییر محل سکونت فرزندشان است. محل زندگی آن‌ها عوض می‌شود، ممکن است آپارتمان، خوابگاه یا جای دیگری باشد. این اطمینان را به فرزندتان بدهید که سرپناه اصلی او همچنان خانه‌ایست که در آن بزرگ شده، حتی اگر کیلومتر‌ها از آن فاصله داشته باشد.

اگر می‌خواهید با فرزندان خود رابطه‌ی صمیمی و سالمی داشته باشید، پس باید این اطمینان را به آن‌ها بدهید که همیشه پذیرای آن‌ها هستید، این حمایت شامل حمایت مالی از فرزند بالغ‌تان نیست (البته فرزندان بالغی هم هستند که اجاره‌ی خانه‌ی والدین‌شان را می‌دهند). هر توافقی که به صلاح اعضای خانواده‌ شما باشد خوب است، تازمانی‌که فرزندتان اطمینان داشته باشد در شرایط سخت زندگی به‌عنوان پدر و مادر حامی او هستید.

بپذیرید که فرزند شما هم بعد از ترک خانه ممکن است آشفتگی و استرس عاطفی را تجربه کند. سعی کنید مشوق زندگی او باشید. برای فرزندی که احتمال دارد در پی جدایی از شما دچار استرس شود، از طریق تلفن یا پیام در دسترس باشید. این موارد در همه‌ی افراد یکسان نیست. بهتر است از پتانسیل این احساسات در فرزند خود آگاه باشید و خودتان را برای حمایت عاطفی او آماده کنید. یک راه مفید برای هر دوی شما اینست که برنامه‌ریزی کنید یک روز مشخص در هفته تماس تلفنی داشته باشید.

فعالیت‌ها و علایق خاص خودتان را داشته باشید. برای پیشگیری از سندروم آشیانه‌ خالی عادت کنید تا زمانی که بچه‌ها در خانه هستند، اوقاتی را به خودتان اختصاص بدهید و علایق و سرگرمی‌های خودتان را دنبال کنید تا خارج از حوزه‌ی فرزندان و خانواده، زندگی خودتان را به عنوان یک فرد معنادار کنید. این عادت به نوعی مراقبت از خود است.

همه‌ ما نیاز داریم اوقاتی را فقط به خودمان اختصاص بدهیم و این کار اصلاً خودخواهانه نیست. شما روی خودتان سرمایه‌گذاری می‌کنید تا با حال بهتر و روحیه‌ قوی‌تر وظایف‌تان را به عنوان پدر یا مادر انجام دهید. اگر تمام علایق‌تان را به‌خاطر خانواده کنار بگذارید هم به خودتان آسیب می‌زنید و هم به خانواده‌تان.

روی ازدواج‌تان سرمایه‌گذاری کنید. تا قبل از رسیدن به سال‌هایی که ممکن است فرزندان خانه را ترک کنند، از ارتباط خود و شریک زندگی‌تان مراقبت کنید. صحبت‌های روزانه‌ شما صرفاً نباید در مورد بچه‌ها باشد. علایق و سرگرمی‌هایی پیدا کنید که هر دو با هم انجام دهید. دیر یا زود فرزندان خانه را ترک می‌کنند. اگر خودتان را برای چنین روزی آماده نکرده باشید و هیچ سرگرمی مشترکی با همسرتان نساخته باشید جای خالی بچه‌ها و نبودشان آزارتان خواهد داد. از حالا تلاش کنید برای خودتان به عنوان یک زوج وقت بگذارید و اوقات مشخصی از روز یا هفته را دور از بچه‌ها سپری کنید و از وجود هم لذت ببرید.

کلام آخر

همه‌ والدین با رفتن فرزندان‌شان از خانه دچار سندورم آشیانه‌ خالی نمی‌شوند. حتی برخی از والدین مشتاقانه منتظر چنین روزی هستند تا هم شاهد استقلال و موفقیت فرزندشان باشند و هم به نیاز‌ها و علایق خودشان بپردازند. عده‌ای دیگر از والدین ترکیبی از احساسات را تجربه می‌کنند، یعنی از یک سو منتظر رسیدن چنین روزی هستند تا وقت بیشتری برای خودشان داشته باشند و از سوی دیگر دلتنگ حضور فرزندانشان می‌شوند. این احساسات مختلف طبیعی هستند. احساس غم و اضطراب عاطفی از بین خواهد رفت، اما اگر از سال‌های قبل برای چنین روزی آماده نشده باشید و برای علایق خودتان و ارتباط عاطفی با همسرتان وقت نگذاشته باشید، عبور از این برهه کار آسانی نخواهد بود.

به سوی آرامش و سلامت روان

حفظ سلامت روان در روزهای پر هیاهوی آخر سال چندان کار ساده ای نیست. وقتی زندگی بدون دلیل شتاب بیشتری به خود می‌گیرد سطح اضطراب‌های دورنی نیز به تبع آن بالاتر می‌رود و این یک تهدید همه جانبه برای آرامش و سلامت روان‌های ماست. تکرار این تمرین‌ها می تواند کمک حال تان در این بازه زمانی شلوغ باشد.

به ذهن‌تان مرخصی کوتاه مدت بدهید

فرقی نمی کند مسئولیت‌های تان تا چه اندازه سنگین است. مهم نیست که کارهای انجام نداده تان روی هم تلنبار شده و وقت کافی برای رسیدگی به آن ها ندارید. در هر شرایطی باید این را بدانید که ذهن شما هم به ریلکس کردن نیاز دارد. اگر هر روز به مدت دقایقی کوتاه با آگاهی قبلی ذهن تان را از استرس ها دور کنید بعد از گذشت مدتی درخواهید یافت که در ازای این مرخصی دادن راندمان کاری تان با پیشرفت چند برابری همراه شده است. در این زمان کاری انجام ندهید. چشم‌های تان را ببندید و سعی کنید فارغ از مشکلات و مشغله‌ها به توانایی‌ها علاقه‌مندی های تان فکر کنید.

از ورزش غافل نشوید

اشتباه نکنید. برای سلامت روان حتما لازم نیست مثل ورزشکارهای حرفه ای کارت ورود به باشگاه داشته باشید. روی تردمیل بدوید و وزنه بزنید. ورزش های ساده حتی در محیط کار و منزل می تواند تاثیر فوق العاده ای در رفع خستگی روان داشته باشد. طناب زدن، انجام حرکات کششی، ماساژ گرفتن و انجام برخی حرکات ساده یوگا و پیلاتس می توانند گزینه‌های خوبی برای شما باشند.

به یک دوست تماس بگیرید

صحبت کردن با کسی که دوستش دارید و شما را درک می‌کند حکم یک معجزه کوچک را برای‌تان دارد. اگر دوستان قدیمی و صمیمی دارید آن ها را برای خودتان حفظ کنید. جویا شدن از حال دوستان، خرید هدیه‌های کوچک کاربردی برای آن ها و یادآوری این که به آن ها اعتماد و علاقه دارید می تواند باعث قدرت روحی شما شود و آرامش روان تان را تضمین کند.

خودتان را ببخشید

در طول روز و حتی در پر مشغله‌ترین ساعت‌های روز افکار منفی ما را به حال خود نمی‌گذارند. همه ما اشتباه هایی مرتکب شده‌ایم که خلاصی از عذاب وجدان ناشی از آن کار ساده ای نیست. افکار منفی قابلیت این را دارند که کارهای روزمره‌تان را مختل کنند یا به آن مسیر نادرست بدهند. تمرین بخشیدن خودتان را شروع کنید. با خودتان با جملات دلگرم کننده و احترام آمیز صحبت کنید. یادآوری کنید که این نیز می‌گذرد و از اشتباهی که کرده‌اید درس بگیرید و آن را تکرار نکنید.

به یک موسیقی خاطره‌انگیز گوش دهید

چند لحظه‌ای از دغدغه‌های تکراری فاصله بگیرید. یک موزیک قدیمی انتخاب کنید. از آن‌هایی که برای تان خاطره‌های خوب بیشتری به همراه دارند. چشم های تان را ببندید. سعی کنید به خاطر بیاورید. شاید تصور شما این باشد که لبخند زدن کار بیهوده‌ای است اما همین کار پیش پا افتاده حکم یک آرام بخش قوی را برای جسم و روح تان خواهد داشت. هر قطعه موسیقی متشکل از نت هایی هستند که با نظم یکدیگر را دنبال می‌کنند. در واقع هارمونی زیبای این نت ها ذهن را از پریشانی دور می‌کند و به شما آرامش می‌بخشد. موسیقی کلاسیک و موسیقی سنتی و نواحی ایران از بهترین گزینه‌ها برای شما هستند.

دست از تلاش کردن برای بی نقص بودن بردارید

در این وضعیت خطر مقایسه خود با دیگران وجود دارد. این ازآن افکاری است که آرامش روان را تهدید می‌کند. برای آرام بودن و به سمت هدف حرکت کردن ابتدا نیاز دارید که به داشته های خودتان توجه کنید. میزان اهمیت نظر دیگران را به هر ترتیبی که شده در خودتان کاهش دهید. تلاش برای کامل و بی نقص بودن پای اضطراب های شدیدی را به زندگی تان باز می‌کند و این شکل دیگر رنگ آسایش را نخواهید دید. حتا اگر به هدف برسید باز هم احساس کافی بودن ندارید و همین بهانه ای برای آسیب روحی و روانی در شما می شود. در گام اول برای دوری از این تفکر به داشته‌های تان توجه کنید. آنچه از کودکی برای رشد در اختیار داشتید را با دارایی های دیگران مقایسه کنید. براساس همان به خودتان نمره بدهید. اگر نمره مناسبی نیست راهی برای رشد فردی پیدا کنید. رشد در هر شرایطی و با هم امکاناتی برای انسان ها امکان پذیر است فقط باید تلاش‌تان را بیشتر کنید و انگیزه‌تان را محکم و قوی نگه دارید.

مواردی که نباید هرگز عذرخواهی کرد

ما معمولاً عذرخواهی می‌کنیم چون بیش‌ازحد نگران فکر مردم هستیم یا احساسات آنها را بر نیازهای خودمان مقدم می‌دانیم. عذرخواهی در بسیاری از موقعیت‌ها غیرضروریست و گاه اصلاً نباید عذرخواهی کنیم.

 اشتباه برداشت نکنید، چون قرار نیست «عذرخواهی» کردن را کنار بگذارید. از آنجا که هیچ‌کس کامل نیست، پس عذرخواهی کردن امری کاملا طبیعی است. عبارت کوتاه «معذرت می‌خواهم» بسیار قدرتمند است، فقط نباید در به کاربردن آن زیاده‌روی کنید، چون به مرور زمان عزت‌نفس شما را از بین می‌برد. در ادامه‌ی این مطلب نمونه‌هایی از این موقعیت‌ها را به شما معرفی می‌کنیم.

چیز‌هایی که نباید به‌خاطرشان عذرخواهی کنید:

هرگز به‌خاطر دوست داشتن کسی از او عذرخواهی نکنید

از این حقیقت که قادر به دوست داشتن هستید به خودتان ببالید. افراد زیادی در دنیا وجود دارند که از شدت ترس شانس دوست داشتن را به خودشان نمی‌دهند. فرقی نمی‌کند چه کسی را دوست دارید یا آیا او هم شما را دوست دارد یا نه. مهم اینست که شما از این توانایی برخوردارید.

هرگز برای نه گفتن عذرخواهی نکنید

احترام گذاشتن به محدودیت‌های خودتان نشانه‌ای از عزت‌نفس است. اگر نمی‌توانید در جواب چیزی از بله گفتن ۱۰۰ درصد اطمینان داشته باشید هرگز نباید به‌خاطر نه گفتن عذرخواهی کنید. توانایی نه گفتن از نشانه‌های رهبران مقتدر است.

هرگز برای دنبال کردن رویاهایتان عذرخواهی نکنید

زندگی کردن با حسرت و پشیمانی انتخاب خود انسان است. هرگز برای دنبال کردن رویاهایتان عذرخواهی نکنید، چون دنبال کردن آنها به زندگی شما معنا می‌دهد. طعم شادی و خوشبختی را احساس نمی‌کنید مگراینکه رویای خودتان را زندگی کنید، نه اینکه فقط رویای آن را در سر داشته باشید.

هرگز برای وقتی که به خودتان اختصاص می‌دهید عذرخواهی نکنید

اگر خودتان را در اولویت قرار ندهید و مراقب خودتان نباشید به شادی و موفقیت نمی‌رسید. همیشه به نیاز‌های خودتان توجه کنید و برای انجام کار‌هایی که سبب شادیتان می‌شوند وقت بگذارید.

هرگز برای اولویت‌هایتان عذرخواهی نکنید

هرگز به هیچ‌کس اجازه ندهید به‌خاطر اهمیت دادن به اولویت‌هایتان به شما احساس گناه را تحمیل کند. همیشه به اولویت‌های خودتان اهمیت بدهید. اگر این موضوع برای خود شما مهم باشد دیگران هم به اولویت‌های شما احترام خواهند گذاشت.

هرگز برای پایان دادن به یک رابطه‌ی سمی عذرخواهی نکنید

شما هرگز نباید برای پایان دادن رابطه با کسی که شما را آزار می‌دهد از او عذرخواهی کنید. درک اینکه یک رابطه‌ی ناسالم شما را از دستیابی به پتانسیل‌های کامل‌تان بازمی‌دارد، یک گام بسیار بزرگ رو به جلو است. به خودتان افتخار کنید و به‌خاطر این شجاعت جشن بگیرید.

هرگز به‌خاطر نقص‌هایتان عذرخواهی نکنید

شما باوجود نقص‌هایتان زیبا و منحصربفرد هستید. این نقص‌ها را بپذیرید. هرگز به‌خاطر کیفیتی که شما را در بین این تعداد هم‌نوع منحصربفرد کرده ابراز تاسف نکنید.

هرگز به‌خاطر ایستادن سر تصمیم خود عذرخواهی نکنید

هرگز به‌خاطر دفاع از ارزش‌ها، اصول اخلاقی و اعتقادات مذهبی یا معنوی خود عذرخواهی نکنید. این ویژگی رهبران است که بخاطر انجام کاری که احساس می‌کنند درست است عذرخواهی نمی‌کنند.

هرگز برای ندانستن پاسخ عذرخواهی نکنید

جستجوی مداوم شناخت و آگاهی مغز ما را پویا و فعال نگه می‌دارد. هنگام رویارویی با فرصت یادگیری در هر سنی هرگز ابراز تاسف نکنید. گفتنِ «نمی‌دانم» نشانه‌ی قدرت و فروتنی است.

هرگز نباید به‌خاطر انتظارات بالا عذرخواهی کنید

هرگز به‌خاطر اینکه از دیگران همان انتظاراتی را دارید که از خودتان دارید، عذرخواهی نکنید. داشتن انتظارات بالا تنها به این معناست که شما می‌خواهید دیگران هم به اندازه‌ی شما تلاش کنند خود بهترین‌شان باشند.

هرگز به‌خاطر صرف هزینه برای خودتان عذرخواهی نکنید

هرگز به‌خاطر خریدن یک چیز باارزش برای خودتان عذرخواهی نکنید. این کار نشانه‌ی عزت‌نفس است. انسان‌های شاد و موفق برای داشتن حس رضایتمندی از زندگی به تمایلات خودشان اهمیت می‌دهند.

هرگز به‌جای شخص دیگری عذرخواهی نکنید

هرکسی مسئول اعمال و رفتار خودش است. نیاز نیست به‌خاطر کاری که فرد دیگری انجام داده عذرخواهی کنید، حتی اگر اعمال او به‌واسطه‌ی همکاری، همنشینی یا رابطه‌تان روی شما اثر بگذارد.

هرگز به‌خاطر تاخیر در پاسخ دادن عذرخواهی نکنید

انسان‌های موفق می‌دانند که گاهی‌اوقات اولویت‌بندی به‌معنای تاخیر در پاسخگویی به ایمیل‌ها و تماس‌های تلفنی است. هرگز به‌خاطر رسیدگی به مسائل مهم‌تر زندگی‌تان و تاخیر در پاسخگویی به ایمیل، پیام یا تماس کسی عذرخواهی نکنید.

هرگز به‌خاطر گفتن حقیقت عذرخواهی نکنید

انسان‌های قدرتمند از گفتن حقیقت ابایی ندارند. هرگز به خاطر داشتن این قدرت و توانایی شک به دلتان راه ندهید. همان‌طور که گفته‌اند و شنیده‌ایم «حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است».

نسبت به خودتان صادق باشید و نگران فکر دیگران نباشید. عذرخواهی بیش از اندازه یا ابراز تاسف غیرضروری به مرور زمان عزت‌نفس شما را از بین می‌برد. «متاسفم» را زمانی به‌کار ببرید که واقعا مرتکب اشتباه شده‌اید.

با زبان بچگانه با کودکان حرف زدن

بسیاری از مادران با فرزند خود به زبان بچه گانه حرف می زنند. یافته های جدید نشان می دهد این نوع مکالمه نه تنها به والدین کمک می‌کند تا با فرزندشان ارتباط برقرار کنند، بلکه ممکن است به نوزادان کمک کند به طور راحت تری کلمات جدید بسازند.

تقلید صدای کودکان توسط والدین یا به بیان دیگر حرف زدن به واسطه یک مجرای صوتی کوچکتر به نوزادان این سرنخ را می دهد که چگونه کلمات را ادا کنند.

دکتر متیو ماساپولو

استادیار علوم گفتار، زبان و شنوایی در دانشگاه فلوریدا به همراه تیمی از متخصصین در حال بررسی این موضوع هستند.

به نظر می رسد که این نوع حرف زدن با نوزادان، شکل و درک حرکتی گفتار را به طور همزمان تحریک می کند. در حقیقت وقتی شما با نوزادی ارتباط برقرار کرده و به وی حروف و صداهایی به ظاهر بی معنی مانند « گو-گو گا-گا» می گویید، آن ها تشویق می شوند تا از تارهای صوتی خود استفاده کنند.

تحقیقات نشان می دهد که نحوه صحبت بزرگسالان به طور غریزی با نوزادان، با استفاده از صدای بلندتر، سرعت آهسته تر و تلفظ اغراق آمیز همراه است که این نوع حرف زدن برای هر دو طرف جذاب محسوب می شود. با این حال، بر اساس نتایج مطالعات قبلی، احتمالاً این نوع حرف زدن به نوزادان کمک می کند تا بفهمند چه چیزی گفته می شود.

برای بررسی دقیق تر این مساله، دکتر ماساپولو و همکارانش فرکانس صداهای مختلفی را برای تقلید از مجرای صوتی نوزادان یا بزرگسالان تغییر داده و سپس نحوه واکنش نوزادان به آنها را آزمایش کردند.

بر این اساس مشخص شد که نوزادان ۶ تا ۸ ماهه ، ترجیح قوی و مشخصی برای گفتار با اصواتی که مجرای صوتی را مشخص می کند که از نظر اندازه و طول شبیه به خودشان است، نشان می دهند. نوزادان ۴ تا ۶ ماهه این ترجیح را نداشتند، که این مساله نشان می دهد توانایی نوزادان بزرگتر برای کنترل صدای خود و ساختن کلمات، عاملی است که صداهای شبیه نوزادان را برای این رده سنی جذاب تر می کند.

به گفته محققان، اگرچه والدین و پرستاران کودک، گاهی از صحبت کردن با نوزاد دلسرد می شوند اما یافته ها نشان می دهد که الگوهای مرتبط با این سبک صحبت کردن، که دانشمندان آن را گفتار هدایت شده از سوی نوزاد می نامند، می تواند یک جزء کلیدی در کمک به کودکان در ساختن کلمات جدید باشد.

لیندا پولکا

یکی از نویسندگان این مطالعه و استاد علوم و اختلالات ارتباطی در دانشگاه مک گیل در مونترال در این رابطه گفت: ما در تلاش هستیم تا با نوزاد ارتباط برقرار کنیم تا چیزی در مورد ساخت کلمات و مهارت گفتاری به آنها یاد دهیم. در حقیقت با این نوع از حرف زدن، ما آنها را آماده می کنیم تا صدای خودشان را پردازش کنند.

استرس هایی که همه باید بگیرن

استرس یکی از حالات ناخوشایند و به نوعی فشار روانی در هر یک از ما انسان‌ها می‌باشد که در این میان، نوعی استرس وجود دارد که داشتن آن برای ما مؤثر خواهد بود.

براساس تحقیقات دانشمندان و محققان همه استرس ها برای شما مضر نیستند، در واقع مقداری استرس برای شما خوب است.

این فقط به این بستگی دارد که چگونه آن را بگیرید و به آن پاسخ دهید.

استرس مثبت یا Eustress

(که به آن استرس خوب نیز می گویند) زمانی است که شما یک موقعیت استرس زا را به عنوان فرصتی درک می کنید که به یک نتیجه خوب منجر می شود. این انتظار مثبت در مقابل استرس یا پریشانی منفی است، زمانی که شما یک عامل استرس زا را تهدیدی می بینید که نتیجه بدی خواهد داشت.

استرس مثبت

Eustress یا استرس مثبت توسط یک عامل استرس زا به شما انگیزه می دهد تا با یک چالش مقابله کنید یا یک کار را انجام دهید. به شما کمک می کند با آنچه که باید، روبرو شوید یا آنچه را که باید، اصلاح کنید. در پایان، eustress می تواند شما را به احساس رضایت و موفقیت، رفاه و کامل بودن سوق دهد.

استرس منفی

Distress یا استرس منفی از یک عامل استرس زا منجر به استرس مزمن، اضطراب، افسردگی و بیماری های جسمی می شود.

عناصر استرس مثبت

بر اساس مقاله ای در مورد مفهوم eustress در مجله جهانی علوم پزشکی، eustress و distress ممکن است همزمان با اولین مواجهه شما با یک عامل استرس زا رخ دهند.

با این حال، اگر در گذشته تجربیات و نتایج مثبتی در رابطه با استرس داشته اید، بیشتر احتمال دارد که Eustress غالب شود.

سایر عوامل مهمی که به شما کمک می کنند تا موقعیت استرس زا را مثبت ببینید و به آن پاسخ دهید عبارتند از: اعتقادات محکم، امید به زندگی، انتظارات بزرگ و نگرش مثبت به زندگی
باور به خود و توانایی خود در مدیریت کار و عوامل استرس زا
تصور شما مبنی بر اینکه قدرت و کنترل بر موقعیت دارید.
شما از خودتان انتظار بهترین ها را دارید و دیگران نیز همین انتظار را دارند.
انتظار پاداش این عوامل در هنگام رویارویی با چالش ها به شما احساسات مثبت می دهند و تأثیری مثبت می گذارند.

هنگامی که عامل استرس زا از بین می رود، eustress شما را به جای افسرده شدن، خوشحال می کند. هنگامی که استرس تمام شد، سیستم استرس شما رو به کاهش است و شما به حالت تعادل قبلی خود باز می گردید.

نمونه‌های استرس مثبت

نمونه هایی از eustress که در آن احتمالاً با موقعیتی با چشم انداز مثبت و امیدواری مواجه می شوید، عبارتند از: یک فعالیت بدنی مطلوب مانند تمرین با وزنه
برنده شدن در مسابقات ورزشی
هیجان عاشق شدن
برنامه ریزی برای ازدواج
برنامه ریزی برای تعطیلات
بچه دار شدن
مدیریت استرس روزانه و تکراری یک شغل
رفتن به تعطیلات

البته باید توجه داشته باشیدکه در اینجا افزایش eustress در محل کار مورد توجه است چرا که استرس در محل کار منبع اصلی پریشانی و عملکرد ضعیف وروند کاهشی بهره وری کاری است.

راه ایجاد استرس مثبت

برای ایجاد استرس مثبت در زندگی مراحل خاصی وجود دارند؛ در این قسمت این مراحل را با شما به اشتراک می گذاریم:

برای خود یک مانترا داشته باشید

مانترا یعنی ایجاد یک باوردر ذهن برای رسیدن به هدف. ایجاد یک مانترا برای خود در زمان هایی که مشغله زیادی دارید، می تواند به شما کمک کند مثبت اندیش باشید و باورهایتان را در خود تقویت کنید. مانتراها می توانند ساده باشند مانند “من می توانم این کار را انجام دهم”. هنگامی که مانترا خود را دارید: با تنظیم یک یادآوری در تلفن خود به اجرای آن ادامه دهید تا مانترا یک بار در روز ظاهر شود.
در حالی که مانترای خود را در ذهن خود نگه داشته اید، چند لحظه به انجام تمرین تنفس اختصاص دهید.
قبل از رفتن به رختخواب مانترای خود را با خودتان تکرار کنید. تقویت باور به خود می تواند به شما انرژی بدهد تا یک کار را به پایان برسانید و بدون اینکه تحت فشار قرار بگیرید، پروژه ها یا کارهای پیچیده تر را انجام دهید.

در کارها نظم سازماندهی داشته باشید

منظم ماندن می تواند شما را از سردرگمی و اشتباهات محافظت کند. این موضوع می تواند به جلوگیری از منفی شدن استرس مثبت شما کمک کند. فهرستی از وظایف تهیه کنید و آن ها را بر اساس سطح اهمیت یا فوریت شماره گذاری کنید.
اگر پروژه پیچیده ای دارید، پوشه ها یا دسته هایی با برچسب ایجاد کنید تا از گم شدن پوشه ها و برگه ها جلوگیری کنید.
از کار خود نسخه پشتیبان تهیه کنید یا از آن کپی بگیرید.
اگر با استرس عاطفی دست و پنجه نرم می کنید، برنامه ای برای مراقبت از خود ارائه دهید و آن را یادداشت کنید.
مطمئن شوید.
که برنامه خودمراقبتی شما دارای یک برنامه زمانی است تا بتوانید در مسیر خود بمانید و آن را دنبال کنید.

 خود را شاداب نگه دارید

حتما زمانی را به استراحت اختصاص دهید، داشتن یک برنامه کاری متعادل می تواند به شما کمک کند تا استرس شما طاقت فرسا نشود. مطمئن شوید که خواب را در اولویت قرار داده اید.
پس از انجام بخش هایی از پروژه یا کارتان به خود زمان دهید تا آرامش وانرژی لازم را به دست آورید.
تمرکز حواس را تمرین کنید و بیرون از خانه قدم بزنید تا ذهنتان آرامش بگیرد.
تنقلات سالم بخورید و آب فراوان بنوشید. اغلب اوقات، زمانی که فردی احساس استرس می کند، حتی استرس مثبت، می تواند با علائم گرسنگی تداخل داشته باشد.  انگیزه و امید فراموش نشود
استرس مثبت اعتقاد به یک نتیجه خوب و توانایی شما برای مقابله و مدیریت عامل استرس زا می باشد. استفاده بهینه از آن می تواند به شما کمک کند تا برای انجام یک چالش انگیزه داشته باشید و پس از پایان استرس، احساس امیدواری و شادی کنید.