لورازپام

لورازپام که با نام تجاری اتیوان به فروش می‌رسد، یک دارو از گروه داروهای بنزودیازپین است.

این دارو برای درمان اختلالات اضطرابی، بی خوابی، تشنج فعال از جمله صرع، ترک الکل و تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی استفاده می‌شود.

همچنین در طول عمل جراحی برای ایجاد اختلال در حافظه و اثر آرام بخشی برای مصرف کسانی که با تنفس مکانیکی نفس میکشند، داده می شود.

درحالی که می‌توان از لورازپام برای درمان بیقراری شدید هم استفاده کرد اما معمولاً در این مورد میدازولام ترجیح داده می‌شود.

مصرف دارو به شکل خوراکی یا به صورت تزریق به عضله یا رگ صورت می‌گیرد.

در شیوه‌ی مصرف تزریقی، مدت شروع اثر دارو بین یک تا سی دقیقه است و تاثیرات آن تا یک روز ادامه دارد.

کاربردهای پزشکی

اضطراب

لورازپام دارای اثرات کاهش دهنده اضطراب است و شناخته شده‌ترین کاربرد آن، مدیریت کوتاه مدت اضطراب شدید است.

سازمان غذا و دارو ایالات متحده مصرف بیش از چهار هفته بنزودیازپین‌ها از جمله لورازپام را توصیه نمی‌کند. سرعت عمل دارو بالا است و برای درمان سریع اضطراب و وحشت مفید است.

لورازپام به‌طور مؤثری می‌تواند باعث کاهش آشفتگی و افزایش خواب‌آلودگی شود و مدت زمان اثرات یک دوز آن، می تواند انتخابی مناسب برای درمان کوتاه مدت بی خوابی مخصوصاً در صورت اضطراب شدید یا وحشت شبانه باشد.

دارو به مدت زمان نسبتاً کوتاهی برای اثرگذاری نیاز دارد.

علائم بازگشتی، از جمله برگشتن بی خوابی و اضطراب، ممکن است پس از هفت روز استفاده از لورازپام بروز کند.

آرام بخش

لورازپام گاهی اوقات برای افرادی که با تنفس مکانیکی نفس می‌کشند استفاده می‌شود.

با این حال، در بیماران با شرایط حساس، پروپوفول از نظر کارایی و هزینه کلی نسبت به لورازپام برتری دارد.

در نتیجه، استفاده از پروپوفول در حال حاضر تشویق شده در حالی که مصرف از لورازپام توصیه نمی‌گردد.

اثربخشی نسبی آن در جلوگیری از شکل‌گیری در حافظه برای خاطرات جدید، در کنار توانایی آن در کاهش اضطراب و استرس، باعث می‌شود که لورازپام به عنوان یک پیش درمان مفید باشد.

دارو قبل از بیهوشی عمومی مصرف می‌شود تا میزان داروی بیهوشی مورد نیاز کاهش یابد، یا قبل از انجام روش‌های ناخوشایند پزشکی مانند دندانپزشکی یا آندوسکوپی، که نیاز به بیهوشی ندارند با هدف کاهش اضطراب، افزایش انطباق و القاء فراموشی مصرف می‌شود.

لورازپام از طریق دهان ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه قبل از عمل و لورازپام وریدی تا ۱۰ دقیقه قبل از عمل تجویز می‌شود.

لورازپام گاهی به عنوان جایگزین برای میدازولام در آرام بخش با خاصیت مسکن استفاده می‌شود.

در بخش‌های مراقبت ویژه گاهی از لورازپام برای توقف اضطراب، هیپنوتیزم و فراموشی استفاده می‌شود.

تحریک

لورازپام گاهی به عنوان جایگزینی برای هالوپریدول در صورت نیاز به آرام بخشی سریع در افراد خشمگین یا آشفته مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما هالوپریدول به همراه پرومتازین به دلیل اثربخشی بهتر و همینطور به دلیل نداشتن اثرات منفی لورازپام بر عملکرد تنفسی، ترجیح داده می‌شود.

با این حال، بروز اثرات نامطلوبی مانند انجام رفتارهای جسورانه ممکن است بنزودیازپین‌ها را برای برخی از افراد که دارای اختلال روانی هستند، نامناسب کند.

هذیان حاد گاهی با لورازپام درمان می‌شود، اما از آنجا که می‌تواند اثرات متناقضی ایجاد کند، ترجیحاً همراه با هالوپریدول تجویز می‌شود.

در صورت مصرف عضلانی، لورازپام نسبتاً آرام جذب می‌شود، تزریق دارو در صورت وجود محدودیت بلع میتواند شیوه‌ی مصرفی کارآمدی باشد.

عوارض جانبی

بسیاری از اثرات مفید لورازپام (به عنوان مثال، آرام بخش، شل کننده عضلات، ضد اضطراب و اثر بر فراموشی) ممکن است عوارض جانبی ناخواسته ایجاد کنند.

عوارض جانبی می‌تواند شامل آرام بخشی و کاهش فشار خون باشد. اثرات لورازپام در ترکیب با سایر داروهای ضد افسردگی سی ان اس افزایش می‌یابد.

از دیگر عوارض جانبی آن می‌توان به سردرگمی، آتاکسی، جلوگیری از شکل‌گیری خاطرات جدید و اثرات خماری اشاره کرد.

مشخص نیست که درصورت استفاده از بنزودیازپین ها به صورت طولانی مدت، آیا اختلالات شناختی پس از قطع مصرف لورازپام به‌طور کامل به حالت عادی برمی گردد یا خیر.

نقص‌های شناختی حداقل شش ماه پس از توقف مصرف باقی می‌ماند، اما بهبود عملکرد شناختی ممکن است بیش از شش ماه طول بکشد.

به نظر می‌رسد که لورازپام نسبت به سایر بنزودیازپین‌ها اثرات منفی عمیقی بر حافظه دارد.

این دارو هم حافظه آشکار و هم حافظه ناآشکار را مختل می‌کند. در افراد مسن، زمین‌خوردن در نتیجه مصرف بنزودیازپین‌ها محتمل است.

عوارض جانبی در افراد مسن شایع تر است و در دوزهای پایین‌تری نسبت به افراد جوان ظاهر می‌شود.

بنزودیازپین‌ها می‌توانند باعث افسردگی یا بدتر شدن آن شوند. اثرات متناقض نیز شایع است، مانند بدتر شدن تشنج یا هیجان پارادوکسیکال.

هیجان پارادوکسیک بیشتر در افراد مسن، کودکان، افراد دارای سوء مصرف الکل و افرادی که سابقه پرخاشگری یا مشکلات عصبی دارند اتفاق می‌افتد.

اثرات لورازپام وابسته به دوز آن است، یعنی هرچه دوز بیشتر شود، اثرات (و عوارض جانبی) قوی تر خواهد بود.

استفاده از کمترین دوز برای رسیدن به اثرات مورد نیاز، خطر عوارض جانبی را کاهش می‌دهد. داروهای آرام بخش و قرص‌های خواب‌آور، از جمله لورازپام، با افزایش خطر مرگ همراه است.

آرام بخشی:

عارضه جانبی‌ای است که افراد مصرف‌کننده لورازپام اغلب گزارش می‌کنند.

در گروهی متشکل از حدود ۳۵۰۰ نفر که بابت اضطراب تحت درمان قرار گرفتند، شایع‌ترین عوارض جانبی شکایت از لورازپام؛ آرام بخشی (۹/۱۵٪)، سرگیجه (۹/۶٪)، ضعف (۴/۴٪) و بی‌ثباتی (۳٫۴٪) بود. عوارض جانبی مانند آرام بخشی و بی‌حسی با افزایش سن بیشتر میشود.

اختلال شناختی، اختلال در رفتار و اختلال تنفسی و همچنین اختلال در فشار خون نیز ممکن است رخ دهد.

اثرات متناقض:

در بعضی موارد، اثرات متناقض با بنزودیازپین‌ها شایع است. از جمله افزایش عصبانیت، پرخاشگری، طغیان عصبی و تحریک روانی.

این اثرات نسبت به سایر بنزودیازپین‌ها، بیشتر با لورازپام مشاهده می‌شود.

اثرات متناقض در افراد با سابقه اختلالات شخصیتی و افراد مبتلا به بیماری روانی عموماً در دوزهای بالاتر بروز می‌کند.

از آنجا که به نظر می‌رسد اثرات متناقض وابسته به دوز است، اثرات معمولاً با کاهش دوز یا قطع مصرف کامل لورازپام فروکش می‌کنند.

خودکشی:

افرادی که به‌طور مداوم از بنزودیازپین‌ها استفاده میکنند با ریسک افزایش میل به خودکشی همراه هستند، علت آن احتمالاً به دلیل ایجاد کمرویی توسط دارو ارزیابی شده است.

به نظر می‌رسد دوزهای بالاتر خطر بیشتری را به همراه دارند.

اثرات ابتلا به فراموشی:

در بین بنزودیازپین‌ها، لورازپام اثرات نسبتاً قوی‌ای در ابتلا به فراموشی را ایفا می‌کند،اما مقاومت افراد در برابز این عارضه با مصرف مداوم، فزونی میابد.

برای جلوگیری از بروز فراموشی (یا آرام بخشی اضافی)، مقدار کل روزانه لورازپام روزانه نباید بیش از ۲ میلی‌گرم باشد.

این مسئله همچنین در مورد استفاده برای آرام بخشی شبانه نیز صدق می‌کند.

به پنج شرکت کننده در یک مطالعه پیرامون خواب آنها، لورازپام ۴ میلی‌گرم تجویز شد و در عصر روز بعد، سه داوطلب به‌طور غیرمنتظره ای دچار شکاف در حافظه گشتند، تأثیری که بعد از دو تا سه روز استفاده کاملاً فروکش کرد.

اثرات فراموشی را نمی‌توان از درجه آرام بخشی موجود تخمین زد، زیرا این دو اثر نامربوط هستند

موارد منع مصرف

حساسیت/نارسایی تنفسي/مسمومیت حاد/آتاکسی/گلوکوم/وقفه تنفسی در خواب/میاستنی گراویس /بارداری و شیردهي

فعل و انفعالات

لورازپام معمولاً در صورت مصرف بیش از حد کشنده نیست، اما در صورتی که اینکار به همراه مصرف الکل باشد ممکن است باعث مشکلات تنفسی شود.

همچنین ترکیب مصرف این دو باعث افزایش بیشتر مهارگسیختگی و فراموشی شدید به همراه احتمال انجام اقدامات شرم‌آور یا جنایی میشود.

برخی از متخصصان توصیه می‌کنند که افراد در هنگام مصرف لورازپام در مورد نوشیدن الکل هوشیار باشند اما چنین هشدارهایی فراگیر نیست.

در موارد مصرف بیش از حد لورازپام، مشخص کردن این مسئله که آیا فرد به‌طور مرتب لورازپام یا سایر بنزودیازپین‌ها را استفاده می‌کند مهم است زیرا استفاده مداوم باعث ایجاد مقاومت دارویی می‌شود

خصوصیات بدنی و فرمولها

لورازپام خالص یک پودر تقریباً سفید است که تقریباً در آب و روغن نامحلول است.

از نظر دارویی، به‌طور عمده به صورت قرص یا محلول برای تزریق در دسترس است، اما در بعضی موارد نیز به صورت مصرف روی پوستی، محلول خوراکی یا قرص زیر زبانی مصرف می‌شود

چالش‌های خانواده‌ها در تحصیل ایام کرونا

والدین امروزی به ویژه خانواده هایی که فرزندان مقطع ابتدایی دارند با تحصیلات دانشگاهی بوده و مسیر آموزشی پر فراز و نشیبی را پیموده اند و اینک یا به دنبال تکرار تجربه زیسته موفق خود در کودکانشان هستند.

قریب به دو سال اخیر به دلیل پدیده نامیمون همه گیری کرونا مدارس تعطیل شده اند و آموزش آنلاین به ضرورت در اوج قدرت خود قرار دارد و محاسن و معایب بی شماری را در این اثنا به زندگی تحصیلی خانواده ها تحمیل کرده است؛ اما یکی از وجوه تربیتی ناروایی که آموزش آنلاین به وضوح در برابر دیدگان ما قرار داده است و ملموس تر در زندگی روزانه خانواده‌ها می بینیم؛ شدت و حدت بالای حس مسئولیتی است که والدین در حین آموزش های آنلاین فرزندانشان بر عهده می‌گیرند به شکلی که گویی  مجدد خودشان تحصیل را از سر گرفته اند!

پدران و مادران امروزی با فزون مسئولیت پذیری بی مثال سهم انبوهی از احساس مسئولیت و تکالیف فرزندان خود را بر عهده می گیرند تا جایی که تمامی احساسات، اضطراب ها و عواطف درگیر با انجام تکالیف و یادگیری را تجربه می کنند و خود حق آنچه باید در فرآیند یادگیری رخ دهد را تمام و کمال برای خود بجا می آورند.

تعداد زیادی از والدین امروزی به ویژه خانواده هایی که فرزندان مقطع ابتدایی دارند با تحصیلات دانشگاهی بوده و  مسیر آموزشی پر فراز و نشیبی را پیموده اند و اینک یا به دنبال تکرار تجربه زیسته موفق خود در کودکانشان هستند و یا در نقش حامی و ناجی  به دنبال عدم تکرار تجربه زیسته یادگیری تلخ خود برآمده‌اند و در صددند تا شکست های خودشان تکرار نشود و تلخکامی هایی که در مسیر تعلیم و تربیت چشیده اند به کام فرزندانشان ریزان و تلخ نشود.

آنچه آشکارا در این والدبن می توان مشاهده نمود دلسوزی و مهر بی دریغی است که با تمام وجود بهترین‌ها را برای فرزندانشان فراهم می‌آورند تا موجب رشد و بالندگی آنها شوند و رسالت پدری و مادری کردن خود را به جای آورند؛ لکن آنچه در این میان مغفول و ناپیداست شیوه فرزندپروری ناکارآمدی است که اتخاذ کرده اند و تبعات و عواقب آن سالهای دورتر بروز و ظهور می یابد.

از آنجا که فرآیند یادگیری تدریجی و بطئی است و ثمره آن یک جا خود را نمی نمایاند بنابراین صرف پیشرفت در بُعد شناختی فرآموزان موفقیت در تعلیم تربیت محسوب نمی شود به روز ترین یافته های روانشناسان تربیتی نشان می دهد که یادگیری در انسان چند وجهی اتفاق می افتد به عبارت دیگر علاوه بر ساحت شناختی، ابعاد اجتماعی،احساسی و عاطفی در فرایند یادگیری فرآموزان دخیل است و این برای والدین بدان معناست همان طوری که تلاش می‌ شود مفاهیم و آموزه های درسی متناسب با سن و اقتضائات تحولی و رشدی به دانش آموزان آموخته شود برای تحقق یادگیری جامع و پروراندن یک یادگیرنده موفق می‌بایست احساسات و  مهارت های اجتماعی دانش آموزان در مسیر آموزش درگیر شود و تعاملات دانش آموزان با همسالان، مدرسه و معلمان به درستی شکل گیرد و هر دانش‌آموز در تعامل چند جانبه بیاموزد و بر غنای تجربه زیسته خود بیافزاید.

او بایستی احساس دلهره امتحان،رقابت و حسادت، درگیری با قلدران، ترس از جمع و مسخره شدن، دیده نشدن و همچنین بسیار رویدادهای مثبتی مانند همدلی، مشارکت، کار تیمی را تجربه کند اینها تجاربی است که به طور طبیعی در مدرسه شکل می گیرند و هر دانش آموزی از سر می گذراند و نحوه زندگی در اجتماع به مقیاس کوچک تمرین می شود حال مساله غامض و دشوار اینجا شکل می گیرد که در فضای آموزش آنلاین و محدودیت تحمیل شده ابعاد اجتماعی و هیجانی و عاطفی یادگیری رنگ می بازد و والدینی که تا دیروز خیلی نگران مواجه فرزندانشان با این رویدادها نبودند و حتی آن را طبیعی و حاصل ارتباطات بین فردی و گریزناپذیر می دانستند و یا بالعکس نگران رویارویی فرزندانشان با این پدیده های بالقوه تلخ بودند و به همین دلیل با صرف هزینه های گزاف به مدارس قارچ گونه ای که با بهره بردن از این دغدغه والدین آنان را سرکیسه می نمودند شرایط یکسانی را تجربه می کنند و آن محرومیت هیجانی و عاطفی و اجتماعی دانش آموزان است چرا که در خانه نشسته اند و تنها صدا و تصویر همراه روزانه آنهاست.


البته چالش اصلی این‌است که چه در فضای آموزشی آنلاین و چه در حالت عادی آنچه مورد غفلت والدین قرار می گیرد ایجاد فرصت تجربه همه جانبه ای است که فرزندان بتوانند سعی و خطا کنند و بطور واقعی خزانه مهارتهای شان در ابعاد مختلف عاطفی و اجتماعی محک بخورد، متاسفانه پدران و مادران امروزی به دنبال یافتن محیطی امن و آزمایشگاه گونه ای هستند که تمام متغیرهای مزاحم را برای فرزندانشان به صفر برسانند؛(پرورش گلخانه ای) به فرض آنکه توفیق بیابند چنین  محیطی پاستوریزه و غیر واقع گرایانه فراهم آورند تا فرزندانشان هیچ تجربه تلخی را احساس نکنند سوال اصلی این است تا کجا و تا به کی می توان چنین شرایطی را تداوم بخشید؟ و مسئولیت فرزندان را بر عهده گرفت؟

تجربه اضطراب مهمان همیشگی انسان مدرن امروز است و از آن گریزی نیست دنیای کودکان ما هر روز بزرگتر و بزرگتر خواهد شد و با شتاب تکنولوژی آینده به مراتب گسترده تر و با چالش‌های پیچیده تری منتظر فرزندان ما خواهد  بود که آن زمان دیگر حتی اگر بخواهیم و توان مالی حمایت از فرزندانمان را هم داشته باشیم کاری از دستمان برنخواهد آمد و نخواهیم توانست از آنها مصونیت نماییم چرا که با رویدادهای غافلگیرکننده و غامضی مواجه خواهیم شد که هیچ کمکی از دستمان بر نخواهد آمد و پسران و دختران ما می بایستی با اندوخته ها و قدرت تاب آوری خود با چالش ها و اتفاقات و پدیده های نوظهور مواجه شوند. 

حال سوال مهم این است پدر و مادر کافی و مسئولیت پذیر و پر مهر برای فرزندان خود چه باید بکند؟

 باید به اختصار بیان کرد که مسئولیت و تعهد اصلی و بنیادی والدین در قبال فرزندان غنی سازی تجارب آنهاست مهیا کردن آنها برای مواجهه با هر نوع چالش و مشکلی که در پیشرو خواهند داشت و اینکه “بیاموزند چگونه باید بیاموزند” چطور تجارب خود را به مثابه گنج گرانبهایی در انباره ذهن و خزانه مهارت های خود ذخیره کنند، چطور با اتفاقات ناگوار سازگار شوند، برای سلامتی خود و دیگران چه کنند و چگونه امید خود را همواره و در هر شرایطی حفظ کند و اینکه چگونه به جای سلب مسئولیت از خود درصدد حل معضلات و چالش‌ها باشند به نظر می‌رسد والدین امروزی با استیلا بر گرایش شدید خود مبنی بر پرآموزی دانش آموزانشان و حتی ایفای مسئولیت آن ها بتوانند نقش کافی بودن خود را نسبت به فرزندانشان به عهده بگیرند و اجازه دهند فرزندان با عواقب کارهای خود و بی مسئولیتی در حیطه آموزشی روبرو شود، یکی از دلایل ارزشیابی کیفی دانش آموزان در مقطع ابتدایی از بین بردن حساسیت های ناروا و انتظارات غیر واقع بینانه والدین و دانش آموزان بوده است اینک سوال این است پس چرا والدین باید شب امتحان فرزندانشان دلهره و اضطراب داشته باشند که گویی خودشان می بایست بر سر امتحان حاضر شوند تا جایی که حتی در فضای آموزش آنلاین هم برخی از آنان به طرق گوناگون به فرزندان خود تقلب می رساند در حالیکه مسیر تعلیم و تربیت در ارزشیابی کیفی به دنبال آن است که دانش آموزان بدون دلهره و اضطراب از کسب نمره بتوانند خود را به شکلی واقعی محک بزنند و نواقص را اصلاح نماید.

 یک والد آگاه، کافی و دلسوز که می‌خواهد فرزندانش را برای آینده آماده سازد می بایست در نقش یک حامی احساسی و ناظر متعهد اجازه دهد هر کس رسالت خودش را به درستی به سرانجام برساند.

بیاییم از ستاندن مسئولیت تعلیم و تربیت و یادگیری فرزندانمان خودداری کنیم و به آنان اجازه دهیم  برای آینده انسانهایی یادگیرنده و مسلح به مهارت های اجتماعی، هیجانی و شناختی باشند.

غلبه بر حسادت

وقتی حسودی می کنید، احساسی آزاردهنده شما را احاطه می کند و باعث ایجاد ناراحتی یا حتی طرد فرد مورد حسادت می شود. با این حال، می‌توانید یاد بگیرید که بر حسادت خود غلبه کنید و آن را به چیزی مثبت تر برای خود تبدیل کنید. حسادت احساسی است که بیانگر تمایل ما به شبیه شدن به شخص دیگری یا داشتن چیزی است که آنها در اختیار دارند. حسادت اغلب از طریق احساس طرد شدن، سرزنش و انتقاد نسبت به شخصی که به او حسادت می کنیم، بیان می شود.

می توان گفت وقتی به فردی حسودی می کنید، نسبت به فرد یا موقعیت او احساس منفی پیدا می کنید. این در حالی است که در واقعیت، احساس عمیقی که موجب حسادت شما می شود، جذب چیزی شده است که طرف مقابل دارد و شما ندارید.

چرا حسودی می‌کنیم؟

حسودی شما را در موقعیتی قرار می دهد که نسبت به خودتان احساس تحقیر کنید. در واقع، حسادت شامل داشتن پنداره ای ناکافی راجع به خود است.

وقتی عزت نفس شما پایین است، احساس می کنید نمی توانید به چیزی که می خواهید برسید و از آنچه هستید نیز احساس رضایت نمی کنید. در عین حال، نمی توانید خودتان را تغییر دهید تا به چیزی که می خواهید تبدیل شوید.

به همین دلیل، وقتی با افرادی روبرو می شوید که چیزهایی دارند که شما خواهان آن هستید اما امکان داشتن آن را ندارید و هیچ امکانی برای رسیدن به آن را برای خود نمی بینید،  چنین احساسادتی در درون شما ایجاد می شود. اینها احساس خشم، ناامیدی و نارضایتی هستند که نسبت به خود احساس می کنید. با این حال، آنها خود را به شکل طرد، انتقاد و سرزنش نسبت به شخصی که به او حسادت می کنید نشان می دهند.

یک زبانزد مشهور می گوید: “حسادت، هنرِ شمردن نعمت های دیگران است به جای نعمت های خود.”

در سال 2017، تحقیقات آلبرو آکوستا، استاد روانشناسی در دانشگاه گرانادا، نشان داد که وقتی حسودی می‌کنیم در واقع “ما آرزوی چیزی را داریم که شخص دیگری دارد و معتقدیم که عادلانه نیست که آن شخص آن را داشته باشد و ما نداشته باشیم.”
وی افزود: ماهیت وسواس گونه و خودویرانگر حسادت می‌تواند باعث شود که حسود بسیار رنج بکشد و «به خوبی‌ها یا خصوصیات فردی مهم یا داشته‌ها و وضعیت خوب خود پی نبرد».

از حسادت چه چیزی می‌توان آموخت؟

برای اینکه از حسادت درس بگیرید، باید بدانید چطور آن را شناسایی دهید. باید بتوانید نارضایتی را که از خود احساس می کنید، تایید و تصدیق کنید و بپذیرید. سپس می‌توانید بفهمید که چه چیزی باید تغییر کند. به این ترتیب شما می توانید احساس رضایت از دست رفته‌تان را جستجو کنید و بفهمید که چه چیزی شما را خرسند و راضی می‌کند، و اینگونه توانایی های پنهان خود را کشف کنید.

شما باید سعی کنید حسودی کردن نسبت به دیگران را به تحسین دیگران تبدیل کنید. این تغییر احساس به شما امکان می دهد از دیگران بیاموزید، و با مشاهده نگرش مثبت و شجاعانه دیگران نسبت به زندگی بفهمبد که آنها چگونه به اینجا رسیده اند.

تحسین پادزهر حسادت است

تحسین دیگران به این معنی است که از مقایسه منفی خود با آنها دست بردارید. در عوض، فضیلت ها، استعدادها یا توانایی های آنها را تشخیص دهید.

به قول آلبر کامو فیلسوف فرانسوی: “در انسان چیزهای قابل تحسین بیشتر است تا چیزهای تحقیر.”

تحسین دیگران به شما این امکان را می‌دهد که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید و از منظر خودسازی و توسعه توانمندی های شخصی با خود رفتار کنید، تا به جایگاه افرادی برسید که قبلا به آنها حسادت می کردید. علاوه بر این، شما تمام مهارت ها و توانایی های لازم برای بهبود خود و یادگیری را در خود خواهید شناخت.

شاد شدن از موفقیت دیگران

در روانشناسی بودایی ، یکی از پادزهرهای مبارزه با حسادت، شادی کردن در موفقیت دیگران است. بنابراین، به جای احساس ناامیدی و عصبانیت، یادگرفتن اینکه چگونه واقعاً برای موفقیت دیگران شاد و خوشحال باشید، سطح بالاتری از شادی را برای شما به ارمغان می آورد.

در بودیسم، مفهوم عشق، آرزوی خوشبختی و ایجاد شادی برای همه موجودات است. در واقع، آخرین تحقیقات علمی نشان می‌دهد که مراقبه عشق، سطح شادی شما را افزایش می‌دهد.

استاد رینچن، دالایی لامای ششم، برخی از فواید مراقبه عاشقانه را چنین فهرست می‌کند و مدعی است که:
•       رضایت از زندگی را افزایش می دهد.
•        انتقاد از خود را کاهش می دهد.
•        ارتباط اجتماعی را تشویق می کند.
•        توجه به نیازهای دیگران را در خود پرورش می دهد.
•        احساسات مثبت را افزایش می دهد.

طرح‌ریزی زندگی خود

تحسین می‌تواند به معنای طرح‌ریزی برای زندگی خود از طریق دیگران باشد. این نگرشی است که به شما اجازه می‌دهد بیشتر از آنچه به تنهایی قادر به انجام آن هستید، رویاپردازی کنید.

به این دلیل که مشاهده و شناخت دستاوردهای دیگران می تواند انگیزه شخصی شما را برای پیشرفت بیشتر، بهبود خود و ادامه رشد افزایش دهد.

طرح ریزی برای زندگی شما ضروری است. برای تحقق این امر، باید به دنبال مدل و الگو باشید یعنی افرادی که آنها را تحسین کنید و قبلاً موفق شده اند به رویاها و خواسته های خود برسند. به این ترتیب، می توانید برای شروع کار از آنها الگوبرداری کنید و نسخه مطلوب خود را بسازید.

با تحسین، به تعادلی هماهنگ با دیگران دست می یابید. زیرا با تحسین شما دستاوردها و فضایل آنها را می پذیرید و می شناسید و علاقه نشان می دهید که از آنها و با آنها بیاموزید.

کنفوسیوس می گوید:«هیچ چیز بیش از این در انسانی نجیب شایسته تحسین نیست که بتواند فضایل دیگران را بپذیرد و آنها را الگو قرار دهد.»

ایجاد تغییرات

بدون شک، برای اینکه بتوانید دیگری را تحسین کنید، باید با خودتان صادق و راحت باشید و توانایی و نگرش خود را به یادگیری بشناسید. شما باید احساس کنید فردی هستید که قادر به طرح ریزی و رویاپردازی و رسیدن به جایی است که می خواهید برسید. به این فکر کنید، فردی را که تحسینش می کنید در زندگی خود به کجا رسیده است. سپس، شما می توانید از الگوی آنها پیروی کنید و به آنچه می خواهید برسید یا تبدیل شوید.

به طور خلاصه، اگر خودتان را دوست ندارید و می خواهید تغییر کنید و از افرادی که تحسین می کنید الهام بگیرید، ابتدا باید امکانات خود را برای تغییر بشناسید. سپس، می‌توانید تغییری را که می‌خواهید در خودتان ایجاد کنید.

اختلالات شبه جسمی-درگیری بین ذهن و بدن

اختلالات شبه جسمی گروه وسیعی از بیماری‌ها است که نشانه‌ها و علائم جسمی مؤلفه اصلی آن را تشکیل می‌دهد. این اختلالات در برگیرنده تعاملات میان ذهن و بدن است و در آنها مغز از راه‌هایی که هنوز شناخته نشده است، پیام‌های مختلفی ارسال می‌کند که بر آگاهی فرد تأثیر می‌گذارد و از وجود یک مشکل جدی خبر می‌دهد.

اصطلاح شبه جسمی (SOMATOFORM) از کلمه یونانی soma به معنی “بدن” گرفته شده است.

اختلالات شبه جسمی گروه وسیعی از بیماری‌ها است که نشانه‌ها و علائم جسمی مؤلفه اصلی آن را تشکیل می‌دهد.

این اختلالات در برگیرنده تعاملات میان ذهن و بدن است و در آنها مغز، از راه‌هایی که هنوز شناخته نشده است، پیام‌های مختلفی ارسال می‌کند که بر آگاهی فرد تأثیر می‌گذارد و از وجود یک مشکل جدی در بدن خبر می‌دهد.

به علاوه مکانیسم‌های ناشناخته روانی یا مغزی نیز وجود دارد که تغییرات جزئی یا غیرقابل شناسایی در شیمی عصبی، فیزیولوژی عصبی و ایمنی شناسی عصبی ایجاد می‌کند و باعث بروز این بیماری می‌شود.

اختلالات شبه جسمی شیوع فراوانی دارد و کمتر کسی از علائم آن اطلاع دارد، افراد مبتلا به این اختلال عملاً خود را بیمار می‌دانند.

منشأ اختلالات شبه جسمی چیست؟

اختلالات شبه جسمی منشأ روانی دارد و به خاطر وجود برخی از فشارهای روانی، افراد درگیر به این اختلال دچار مشکلات جسمی می‌شوند و به نوعی دردهای موضعی یا فلج‌های موضعی را شامل می‌شود که هیچ منشأ جسمی و بیرونی برای این بیماری نمی‌توان در نظر گرفت.
اصطلاح شبه جسمی یا سوماتوفرم از کلمه سوما به معنی بدن گرفته شده؛ اختلالات شبه جسمی گروه وسیعی از بیماری‌هایی است که نشانه‌ها و علائم جسمی مؤلفه‌های آن را تشکیل می‌دهد.

این اختلال‌ها در برگیرنده تعاملات بسیار پیچیده‌ای میان ذهن و بدن است و مغز از راه‌هایی که هنوز به خوبی مشخص و شناخته نشده پیام‌های مختلفی را ارسال می‌کند که بر آگاهی فرد تأثیر می‌گذارد و از وجود مشکلی جدی در بدن خبر می‌دهد.

به علاوه مکانیسم‌های ناشناخته روانی یا مغزی هم وجود دارد که تغییرات جزئی یا غیرقابل شناسایی در شیمی مغز، فیزیولوژی عصبی و ایمنی‌شناسی عصبی ایجاد می‌کند و گاهی نیز ممکن است باعث ایجاد بیماری شود، در واقع معاینات جسمی و بررسی‌های آزمایشگاهی هیچ کدام نمی‌تواند داده‌های قابل ملاحظه‌ای برای اثبات شکایات بیمار فراهم کند، هر چند که با وجود این مسئله علائم بیماری وجود دارد و جدی است.

اختلالات جسمی شامل چه مواردی می‌شود؟

در این زمینه پنج اختلال تا به امروز شناخته شده که اختلال جسمانی‌سازی است که مشخصه این اختلال شکایت جسمی متعددی است که با دستگاه‌های عضوی مختلف مرتبط است.

دومین اختلال، اختلال تبدیلی است که با یک یا دو شکایت عصبی مشخص می‌شود.

خود بیمارانگاری که بیشتر با باور بیماران به داشتن بیماری خاص مشخص می‌شود تا تمرکز روی علائم؛ به این معنا که بیمار ایمان دارد که درگیر یک بیماری جسمی خاص است، در حالی که هیچ علامتی از بیماری در فرد وجود ندارد.
اختلال بدریخت انگاری که باور غلط یا ادراک مبالغه‌آمیزی مبنی بر ناقص بودن بخشی از بدن است و معمولاً در بین نوجوانان بسیار شایع است و باعث انجام عمل‌های جراحی متفاوت برای زیباسازی می‌شود که خود منشأ اختلالات روانی دارد.

اختلال درد که شامل علائمی است که به طور کامل با عوامل روانی مرتبط است و با بودن یا نبودن عوامل روانی تشدید یا کم می‌شود.

چه بیماری‌هایی اختلالات شبه جسمی محسوب می‌شود؟

در واقع ۹۰ درصد از بیماری‌های جسمانی که قابل تشخیص نیست و هیچ علت یا منشأ بیولوژیک و ارگانیکی برای تشخیص آن وجود ندارد شامل این دسته از اختلالات می‌شود.

در واقع تمام این بیماری‌ها علت و منشأ روانی دارد، اما به صورت جسمانی تشخیص داده می‌شود و این بیماران بر این عقیده هستند که آنها درگیر بیماری‌های ناشناخته هستند و سال‌ها از آن رنج می‌برند و به شدت بر این عقیده محکم هستند که پزشکان از تشخیص بیماری آنها ناتوان هستند.

بر اساس برخی نظریه‌های موجود شکایات این بیماران تصوری و خیالی نیست، اما برخی پزشکان امروزی بیمار مبتلا به اختلال شبه جسمی را با اصرار این مطلب که فرد شکایت‌های خیالی و تصوری دارد از سر خود باز می‌کنند و در این صورت هم بیمار و هم حرفه پزشکی متضرر خواهد شد.

کدامیک از اختلالات شبه جسمی قائل تشخیص است؟

اختلال جسمانی‌سازی اختلالی است که به عنوان اولین اختلال شبه جسمی قابل تشخیص است.

اختلال جسمانی‌سازی شامل شکایات بدنی متعدد در دستگاه‌های عضوی است که سال‌های متمادی ادامه می‌یابد و سبب تخریب جدی یا جست‌وجوی درمان یا هر دو مورد می‌شود.

اختلال جسمانی‌سازی اختلال شبه جسمی نمونه‌واری است و در بین اختلالات شبه جسمی این عنوان تشخیص بیشتری را شامل شده است و وجه افتراق اختلال جسمانی‌سازی از سایر اختلالات شبه جسمی تعداد شکایات و دستگاه‌های متعدد مانند گوارش و اعصاب است که این اختلال را در بر می‌گیرد، این اختلال مزمن است، به این معنا که طولانی مدت و با ناراحتی روانشناختی قابل ملاحظه و علائم اضطراب، افسردگی، اختلال در عملکرد اجتماعی یا فاصله گرفتن اجتماعی، اختلال در شغل و فعالیت کاری و جست‌وجوی افراطی برای کمک کردن همراه است.

احتمال درگیری اختلال جسمانی‌سازی در زنان بیشتر است یا مردان؟

شروع اختلال جسمانی سازی در طول آن برای کل جمعیت دو دهم تا دو درصد است و در زنان پنج تا ۲۰ برابر بیشتر از مردان به این اختلال دچار می‌شوند، اما بالاترین تخمین‌ها ممکن است ناشی از تمایل اولیه برای عدم تشخیص اختلال جسمانی سازی در بیماران مرد باشد، با این حال تشخیص جسمانی سازی در سال‌های اخیر بسیار زیاد شده است.

همچنین تعداد بسیاری از جمعیت جامعه به ویژه با شروع کرونا درگیر اختلالات جسمانی سازی شده‌اند.

چه عواملی در تشخیص بیماری‌های جسمانی سازی مؤثر است؟

چند عامل در تشخیص بیماری‌های جسمانی سازی مؤثر است، عوامل روانی، اجتماعی، عوامل زیستی، ژنتیکی وسیتوکین‌ها از جمله این موارد است.

لازم است بدانیم در خصوص عوامل روانی و اجتماعی، علت اختلال جسمانی‌سازی مشخص نیست و فرمول‌بندی‌های روانی و اجتماعی عامل این اختلال را شامل تعبیر علائم به عنوان نوعی ارتباط اجتماعی می‌دانند که نتیجه آن اجتناب از تعهدات است، به طور مثال اشتغال به کاری که فرد به آن علاقه ندارد و ابراز هیجان برای مثال خشم نسبت به همسر یا نمادین سازی یک اتفاق و احساس مانند درد در روده‌ها است.

در واقع عواقب روانی و اجتماعی بر این عقیده محکم ایستاده‌اند که بیمار به صورت ناخودآگاه علائم را برای جدا شدن از بدنه جامعه نشان می‌دهد.

تعابیر محدود روانکاوی متکی بر این فرضیه است که علائم بیماری جایگزین برای تکان‌های غریزی سرکوب شده است، به عبارت دیگر غرائز، درخواست‌ها و توقعات فرد زمانی که در کودکی سرکوب می‌شود در بزرگسالی خود را به صورت علائم سایکوسوماتیک یا علائم روان تنی نشان می‌دهد همچنین این دیدگاه بر این باور است که هر کودکی که در خانواده‌های از هم پاشیده و یا در خانواده‌های سخت‌گیر بزرگ شوند و از قوانین سخت تبعیت کنند، علائم سایکوسوماتیک را بیشتر نشان می‌دهند.

افرادی که درگیر حواس پرتی‌های فزاینده هستند برای خو گرفتن به یک محرک تکراری به عنوان مثال تکرار یک صدا درگیر مشکل هستند و نمی‌توانند شناخت‌های خود را به صورت منظم طبقه‌بندی و تداعی لازم بین محرک‌ها را نیز نمی‌توانند ایجاد کنند و در انتخاب خود مشکل دارند، قطعاً درگیری بیشتری با اختلال جسمانی سازی در آینده خواهند داشت. این دیدگاهی است که عوامل زیستی بیان می‌کند که بر پایه آن و برخی از مطالعات پایه‌های عصبی و روانی، اختلال جسمانی سازی را شکل می‌دهند، همچنین بر اساس نتایج این مطالعات بیماران مبتلا نقایص شناختی و توجهی مشخصی دارند که سبب درک اشتباه و ارزیابی نادرست رویدادهای جسمی و حسی می‌شود.

نقش ژنتیک در ابتلاء به اختلال جسمانی‌سازی چیست؟

مطالعات ژنتیکی نشان‌دهنده آن است که در ۱۰ تا ۲۰ درصد بستگان درجه اول زنان اختلال جسمانی سازی وجود داشته و این اختلال به صورت موروثی و ژنتیکی به آنها انتقال یافته است، همچنین تقریباً ۲۰ درصد از بستگان درجه اول مرد هم مستعد سو مصرف مواد مخدر و اختلال شخصیت ضداجتماعی بودند.

در یک مطالعه دیگر نیز میزان همگامی ۲۹ درصد در دو قلوهای تک تخمکی و ۱۰ درصد در دو قلوهای دو تخمکی گزارش شده که نشان‌دهنده تأثیرات وراثت در انتقال این بیماری است.

آیا سیتوکین‌ها در ایجاد، تشدید یا تضعیف اختلال جسمانی سازی مؤثر است؟


سیتوکین‌ها مولکول‌های پیام‌رسانی است که دستگاه ایمنی برای ارتباط در درون خود با دستگاه عصبی از جمله مغز از آنها استفاده می‌کند.

چند نمونه از سیتوکین‌ها از جمله اینترلوکین‌ها عامل نفروز تومور و اینتروفون‌ها در ایجاد، تشدید یا تضعیف اختلال جسمانی‌سازی مؤثر است، برخی تجربیات مقدماتی نشان‌دهنده این است که سیتوکین‌ها ممکن است در ایجاد علائم غیراختصاصی بیماری به ویژه عفونت‌ها، پرخوابی، بی‌اشتهایی، خستگی و افسردگی مؤثر باشد، البته هنوز هیچ داده‌ای به نفع این فرضیه وجود ندارد، تنظیم ناهنجار دستگاه سیتوکین احتمال دارد سبب برخی از نشانه‌های اختلال شبه جسمی شوند.

ملاک‌های تشخیصی اختلال جسمانی‌سازی چیست؟

ملاک‌های تشخیصی اختلال جسمانی‌سازی سابقه شکایت‌های جسمی متعدد است که حتماً باید قبل از ۳۰ سالگی شروع شده باشد و چندین سال ادامه یابد و منجر به درمان و یا اختلال قابل ملاحظه در عملکردهای اجتماعی، شغلی و دیگر زمینه‌های مهم شود، البته وجود هر یک از این ملاک‌ها نیز الزامی است و هر یک از علائم در هر دوره سیر اختلال را نشان می‌دهد و این علائم شامل چهار علامت درد، سابقه درد مربوط به حداقل چهار محل مانند سر، شکم، مفاصل، اندام‌های انتهایی، سینه، راست‌روده و … باشد.

البته دو علامت گوارشی نیز وجود دارد و سابقه حداقل دو علامت گوارشی غیر از درد مانند تهوع، نفخ، استفراغ خارج از دوران حاملگی، اسهال یا عدم تحمل چندین نوع غذای مختلف است.

همچنین یک علامت شبه عصبی، سابقه حداقل یک علامت که محدود به درد نباشد و یک عارضه عصبی را تداعی کند و علائمی مانند اختلال هماهنگی، ضعف موضعی، اشکال در بلع یا احساس لقمه در گلو، خفگی صدا، احتباس ادراری، توهمات، فقدان حس لامسه، حس درد، کوری، کری، تشنج و علائم تجزیه‌ای از جمله فراموشی و فقدان هوشیاری به غیر از حالت غش و از حال رفتن هم ملاک‌های تشخیصی اختلال جسمانی‌سازی است، اما این علامت‌ها نباید از مصرف مواد یا داروها نشأت گرفته باشد و باید به صورت خودبه‌خود ایجاد شود.

خصوصیات بالینی اختلالات جسمانی‌سازی شامل چه مواردی است؟

بیماران مبتلا به اختلالات جسمانی‌سازی شکایت جسمی متعدد و سابقه طبی طولانی و پیچیده‌ای دارند، البته ناراحتی روان شناختی و مشکلات بین فردی نیز در این بیماران بارز است و اضطراب و افسردگی شایع‌ترین حالت روانپزشکی در این بیماران است و تهدید به خودکشی شایع اما اقدام به خودکشی در آنها نادر است و اگر خودکشی واقع شود، اغلب همراه با سو مصرف مواد دیده می‌شود.
سابقه طبی بیماران اغلب پرحاشیه، مبهم، غیردقیق، متناقض و آشفته است و بیمار به طور کلاسیک البته نه همیشگی حکایاتش را به گونه‌ای نمایشی هیجانی، مبالغه‌آمیز و با زبانی پر آب‌وتاب بیان می‌کند.

آنها ممکن است مراحل زمانی سابقه خود را هم اشتباه بردارند و نمی‌توانند به طور واضح علائم فعلی خود را از علائم قبلی تمیز دهند، بیماران مونث مبتلا به اختلال جسمانی سازی ممکن است به شکلی نمایشی و خودنما نیز لباس بپوشند و این افراد ممکن است وابسته، خودمحور و اهل تمجید و تعریف و استاد در بازی دادن دیگران به نظر بیایند.

اختلال جسمانی‌سازی با چه اختلالات روانی دیگری همراه است؟

اختلال جسمانی سازی اغلب با دیگر اختلالات روانی همراه است که از جمله آن می‌توان اختلال افسردگی اساسی، اختلالات شخصیتی، اختلالات مرتبط با سو مصرف مواد، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال هراس یا فوبیا اشاره کرد، ترکیب این اختلالات و نشانه‌های مزمن سبب افزایش مشکلات زناشویی، شغلی و اجتماعی می‌شود.

سیر و پیش‌آگاهی اختلال جسمانی‌سازی چگونه است؟

اختلال جسمانی‌سازی اختلالی مزمن، نوسان‌دار و عود کننده است که به ندرت به طور کامل فروکش می‌کند و بعید است بیمار مبتلا به این بیماری برای مدتی بیش از یک سال بدون علامت باشد، بیمار در طول این دوران ممکن است چندین بار مراجعه به پزشک داشته باشد.

پژوهش‌ها نشان داده وقتی فردی به این بیماری مبتلا شد به احتمال ۸۰ درصد پنج سال بعد هم همین تشخیص را خواهد گرفت، هر چند این بیماران خود را از نظر طبی بیمار می‌دانند، اما شواهد نشان می‌دهد در طول ۲۰ سال آینده احتمال ابتلاء به بیماری‌های طبی در این افراد بیشتر از افراد فاقد اختلالات جسمانی نیست.

تاثیر بوی بدن مادر در ارتباط گیری نوزاد با غریبه‌ها

مطالعات جدید نشان می‌دهد سیگنال‌های شیمیایی تسکین‌ دهنده در بوی بدن مادر ممکن است به نوزادان کمک کند تا با غریبه‌ها ارتباط برقرار کنند.

به گزارش دیلی میل،یک مطالعه جدید نشان می‌دهد سیگنال‌های شیمیایی موجود در بوی بدن مادر می‌تواند به نوزادان کمک کند مانند مادرشان با غریبه‌ها نیز ارتباط برقرار کنند.

به گفته محققان، این یافته‌ها نشان می‌دهد که رایحه بدن مادر، احساس حضورش را حتی در غیاب وی نیز حفظ می‌کند و توانایی‌های اجتماعی نوزاد را برای کمک به زنده ماندن افزایش می‌دهد.

در حالی که بوهای ساطع شده از بدن مادر به عنوان سیگنال‌های مهم ترویج ایمنی و شناسایی اجتماعی شناخته شده است، نقش آنها در بلوغ مغز انسان تا حد زیادی ناشناخته مانده است.

محققان مرکز رشد علوم اعصاب اجتماعی برای بررسی اینکه چگونه بوی بدن مادر از رشد مغز اجتماعی کودک حمایت می‌کند، به ۶۲ مادر یک لباس نخی دادند تا دو شب متوالی قبل از انجام آزمایش با آن بخوابند.

سپس الکترودهایی روی سر این مادران و نوزادانشان قرار دادند تا امواج مغزی آنها را بسنجند. مادران ابتدا پشت به پشت نوزادشان و سپس رو در رو روی او نشستند و همگامی و همزمانیِ عصبی بالاتری بین مادر و نوزاد در طول تعاملات چهره به چهره مشاهده شد.

سپس ۵۱ نوزاد چهره به چهره با یک غریبه که زنانی تقریباً همسن با مادرشان بودند که در همان منطقه زندگی می‌کردند و نوزادی همسن آنها داشتند، نشستند. هنگامی که نوزادان با این غریبه ارتباط برقرار می‌کردند، در معرض یک لباس نو و تمیز یا لباسی با بوی بدن مادرشان قرار گرفتند.

نوزادانی که یک لباس جدید و بی بو به آنها داده شد، در مقایسه با زمانی که با مادر خود ارتباط برقرار می‌کردند، همگامی عصبی به میزان قابل توجه کمتری را در هنگام تعامل با فرد غریبه نشان دادند.

اما نوزادانی که در معرض لباسی که بوی بدن مادرشان را داشت، قرار گرفتند، درجات یکسانی از همگامی عصبی را برای هر دو ملاقات خود با مادرشان و فرد غریبه نشان دادند که نشان دهنده نقش قوی سیگنال‌های شیمیایی مادر در رشد اجتماعی نوزادان است.

این مطالعه در مجله Science Advances منتشر شده است.

یک مطالعه جداگانه که سال گذشته منتشر شد نیز نشان داد که مادران تنها از طریق بوییدن می‌توانند تشخیص دهند که فرزندشان چقدر خوب رشد می‌کند.

این مطالعه که در مجله Frontiers in Psychology منتشر شده است، شامل این بود که مادران بوی لباسی که بر تن فرزندشان بوده یا لباسی که بر تن نوزادان دیگر بوده، استشمام کنند.

محققان دانشگاه فنی “درسدن” در آلمان دریافتند که بینی مادر نسبت به تغییرات در بوهای فرزندانش بسیار حساس است.

دکتر “لارا شافر” نویسنده اصلی این مطالعه گفت که این مطالعه نشان داد که بوی بدن کودکان عامل مهمی است که بر رابطه مادر و کودک تأثیر می‌گذارد و به اعتقاد وی، این تحقیق نشان می‌دهد که بوی بدن کودک نشانه‌های رشد را منتقل می‌کند.

با این حال، اینکه بینی انسان واقعاً چگونه می‌تواند این اطلاعات را دریافت کند، یک راز باقی مانده است، زیرا به نظر نمی‌رسد سطح هورمونی عاملی در تعیین مرحله رشد کودک توسط مادر باشد.

آلوینتا

آلوینتا نام تجاری داروی ونلافاکسین است که در اشکال 37.5 و 75 میلی گرم در داروخانه ها در دسترس می باشد.

آلوینتا یک داروی ضد افسردگی است و برای درمان افسردگی، اضطراب و حملات وحشت تجویز می شود و عوارض جانبی ناخواسته کمتری نسبت به داروهای ضد افسردگی قدیمی دارد.

این دارو باعث بهبود در خلق و خو و سطح انرژی بیماران مبتلا به افسردگی می شود.

آلوینتا با افزایش سطح سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در مغز با جلوگیری از پروتئین های حمل و نقل و متوقف کردن جذب مجدد آن در ترمینال پیش سیناپسی، عمل می کند.

این عمل منجر به انتقال بیشتر در سیناپس می شود و در نهایت تحریک گیرنده های پس سیناپسی را افزایش می دهد.

ونلافاکسین (Venlafaxine) :

این دارو نخست در سالِ ۱۹۹۳ ارائه شد و برای درمانِ اختلال افسردگی اساسی، اختلال اضطراب فراگیرِ اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال پانیک (وحشت زدگی) تجویز می‌شود.

ونلافاکسین بیشتر از سایر داروهای ضد افسردگی حالت مانیا (سرخوشی یا شیدایی) ایجاد می‌کند.

این دارو ممکن است نتیجه تست اعتیاد را به‌طور کاذب مثبت نشان دهد.

مکانیسم عمل ونلافاکسین :

ونلافاکسین (Venlafaxine) ﻳﻚ ﻓﺘﻴﻞ اﺗﻴﻞ آﻣﻴﻦ اﺳﺖ و از ﻧﻈﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺎ ﺿﺪاﻓﺴﺮدﮔﻲﻫﺎی ﻣﻮﺟـﻮد ﻣﺘﻔـﺎوت اﺳﺖ.

اﻳﻦ دارو ﻳﻚ ﻣﻬﺎر ﻛﻨﻨﺪه ﻗـﻮی ﺑﺎزﺟـﺬب ﺳـﺮوﺗﻮﻧﻴﻦ اﺳـﺖ و در دوزﻫـﺎی ﺑـﺎﻻ ﻣﻬـﺎر ﻛﻨﻨـﺪه ﺑﺎزﺟﺬب ﻧﻮرواﭘﻲ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲرود.

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺗﺎ ﺣﺪودی ﺑﺎزﺟﺬب دوﭘﺎﻣﻴﻦ را ﻣﻬﺎر ﻣﻲﻛﻨﺪ، در ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎی اﻧﺘﻘﺎل دﻫﻨﺪه ﻋﺼـﺒﻲ ﺷـﺒﺎﻫﺖﻫـﺎﻳﻲ ﺑـﻪ TCA دارد.

اﻣـﺎ در ﻣﻘﺎﻳﺴـﻪ ﺑـﺎ TCA، ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ ﺑﺎ ﮔﻴﺮﻧـﺪهﻫـﺎی ﻫﻴﺴـﺘﺎﻣﻴﻨﻲ، ﻣﻮﺳـﻜﺎرﻳﻨﻲ و آدرﻧﺮژﻳـﻚ ﻧـﺪارد و در ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﻋـﻮارض ﺟـﺎﻧﺒﻲ ﺧﻮشﺧﻴﻢﺗﺮی دارد ونلافاکسین و ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺖ ﻓﻌـﺎﻟﺶ، O-desmethylvenlafaxine) ODV)، ﻣﻬـﺎر ﻛﻨﻨـﺪهﻫـﺎی ﻗﻮی ﺑﺎزﺟﺬب ﻧﻮراﭘﻲ ﻧﻔﺮﻳﻦ و ﺳﺮوﺗﻮﻧﻴﻦ ﻧﻮروﻧﻲ و ﻣﻬـﺎر ﻛﻨﻨـﺪهﻫـﺎی ﺿـﻌﻴﻒ ﺑـﺎز ﺟـﺬب دوﭘـﺎﻣﻴﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ونلافاکسین در ﻛﺒﺪ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﻣﻲﺷﻮد و ﻳﻚ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺖ ﻓﻌﺎل را اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨـﺪ ﻧﻴﻤـﻪ ﻋﻤـﺮ دارو ﺑــﻪ ﻫﻤــﺮاه ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴــﺖ ﻓﻌــﺎل ۱۱ ﺳــﺎﻋﺖ اﺳــﺖ و ﻧﻴﺎزﻣﻨــﺪ دوز دوﺑــﺎر در روز اﺳــﺖ.

ﻳــﻚ ﻣــﺪل Venlafaxine وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ آزاد ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﺮای ﻳﻚ دوز روزاﻧـﻪ ﻣـﻮرد اﺳـﺘﻔﺎده ﻗـﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد.

ونلافاکسین ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻛﻠﻴﻪ دﻓﻊ ﻣـﻲﺷـﻮد و ﻏـﺬا در ﺟـﺬب آن ﺗـﺄﺛﻴﺮی ﻧـﺪارد.

در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ دﻳﮕﺮ ﺿﺪاﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻫﺎ، زﻳﺎد ﺑﺎ ﭘﺮوﺗﺌﻴﻦﻫﺎ ﺑﺎﻳﻨﺪ ﻧﻤﻲﺷﻮد.

ونلافاکسین ﻳـﻚ ﻣﻬـﺎر ﻛﻨﻨـﺪه ﺿﻌﻴﻒ CYP2D6 اﺳﺖ، اﻣﺎ ﺑﺎ داروﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻣﺼـﺮف ﻣـﻲﺷـﻮد ﺗـﺪاﺧﻞ ﺑـﺎرز ﺑـﺎﻟﻴﻨﻲ اﻳﺠـﺎد ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ (ﺑﻪ اﺳﺘﺜﻨﺎی MAOI). فرادی که دچار افسردگی و اضطراب هستند، سطح پایین تری از سروتونین و نوراپی نفرین در مغز دارند.

داروهای ضد افسردگی SNRI با افزایش سطح سروتونین و نوراپی نفرین در مغز به درمان این بیماری ها کمک می کنند.

ونلافاکسین می تواند باعث شود کمتر از حد معمول احساس گرسنگی کنید، بنابراین ممکن است با شروع مصرف آن وزن کم کنید.

برخی افراد ممکن است متوجه افزایش وزن شوند.

ونلافاکسین بر عملکردهای شناختی مانند واکنش انتخابی، حافظه، عملکرد روانی حرکتی و خلق و خوی ذهنی تأثیری نداشت.

ممکن است تست اعتیاد را مثبت کند

برای قطع ونلافاکسین می توان فلوکستین استفاده کرد .

عوارض جانبی شایع در اثر استفاده از داروی ونلافاکسین (آلوینتا )به صورت زیر گزارش شده است:

تغییرات در دید ، حالت تهوع، استفراغ، اسهال، تغییرات در اشتها یا وزن فرد ، دهان خشک، خمیازه کشیدن ، گیجی، سر درد، اضطراب، احساس نگرانی ، ضربان تند قلب، مشکلات خواب (بی خوابی)، خواب های پریشان، احساس خستگی

افزایش تعریق ، کاهش میل جنسی، ضعف جنسی یا به سختی به ارگاسم رسیدن.

خواب، انرژی یا اشتها ممکن است طی 1 تا 2 هفته اول پس از شروع درمان با آلوینتا بهبود یابد.

این بهبودی می تواند یک سیگنال اولیه مهم برای اثربخشی دارو باشد. اما برای بهبودی افسردگی و عدم علاقه به فعالیت ها ممکن است برای بهبود کامل به 6 تا 8 هفته زمان نیاز داشته باشد.

موارد منع مصرف ونلافاکسین (آلوینتا):

فاز سرخوشی (مانیا) در بیماران دو قطبی، سه ماه اول حاملگی،  شیردهی ، نارسایی کبدی ، نارسایی کلیوی ، گاهی در بیماران زیر  بیست و چهار سال در دوهفته ی اول مصرف این دارو افکار ناگهانی خودکشی گزارش شده است.

پس اطرافیان باید این نشانه ها را تحت نظر بگیرند و به پزشک خود گزارش بدهند:

تغییر و نوسان خلق -تحریک پذیری-عصبانی شدن- دیر به خواب رفتن -اضطراب و سرآسیمگی -خصومت بی دلیل -پرفعالیتی- حملات پانیک- تکانشگری- بیقراری ، داروهایی مانند ایبوپروفن، ناپروکسن، داروهای رقیق کننده خون مانند وارفارین، داروهای ضد پلاکت مانند کلوپیدوگرل با آلوینتا تداخل دارویی دارند و در صورت مصرف همزمان با این داروها می تواند خطر خونریزی و کبودی را بیشتر کند.

اگر آسپرین مصرف می کنید در صورت استفاده از این دارو حتما با پزشک خود مشورت کنید، زیرا این دارو با آلوینتا تداخل دارویی دارد و می تواند خطر خونریزی را افزایش دهد.

پزشک ممکن است دوز مصرف آسپرین را تغییر دهد.

مصرف مهار کننده های MAO با این دارو ممکن است باعث تداخل دارویی جدی و کشنده شود.

داروهای مهار کننده های MAO را نباید به مدت 2 هفته قبل و حداقل 7 روز پس از درمان با این دارو مصرف شود.

اگر این دارو را مصرف می کنید حتما با پزشک خود مشورت کنید.

در صورت استفاده از داروهای دیگری که باعث افزایش سروتونین می شود می تواند خطر عوارض جانبی و ابتلا به سندرم سروتونین را افزایش دهد.

داروهای ضد افسردگی خاصی مانند فلوکستین، دولوکستین، تریپتوفان و برخی داروهای گیاهی مانند خار مریم می توانند خطر عوارض جانبی سندرم سروتونین را افزایش دهند.

برخی داروها مانند داروهای کدئین دار، داروهای خواب یا اضطراب مانند الپرازولام، لورازپام، زولپیدم، داروهای شل کننده های عضلانی مانند کاریزوپرولول و یا برخی آنتی هیستامین ها مانند سیتریزین، دیفن هیدرامین با داروی آلوینتا تداخل دارویی دارند.

همچنین مصرف سایمتیدین با آلوینتا ،خطر ابتلا به فشار خون یا بیماری کبدی را افزایش می دهد.

اضطراب پیش فرضی

ممکن است بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی زمینه ی بیماری ای داشته باشندکه به طور کامل بی ارتباط با اضطراب باشد.

یا اینکه مبتلا به بیماری های مزمنی باشند که این بیماری ها با اختلالات اضطرابی همایند هستند،هردو نیازمند درمان مناسب خواهند بود.

در هنگام مراقبت از بیماران مبتلا به اضطراب پیش فرضی و مشکلات روان پزشکی زمینه ای،تهیه ی سابقه ی کامل روان پزشکی اهمیت دارد.

زیرا عناصر مربوط به سابقه در تعیین درمان مناسب برای این بیماری مهم اند.

اطلاعات مربوط به درمان های سرپایی اضطراب برای بیمار بسیار مهم اند، هنگامی که بیمار در بیمارستان بستری است.

داروهای ضداضطرابی

داروهای ضداضطرابی که قبلا به صورت سرپایی برای او تجویز شده است باید ادامه یابد،مگر اینکه به دلیل شرایط خاص پزشکی بیمار منع مصرف داشته باشد.

ممکن است بیماران اطلاعاتی درباره ی داروها و دوزآنها داشته باشند.

بنابراین تیم پزشکی اولیه باید دارو را برای بیمار درخواست کند.

ولی اگر بیماردرباره ی نوع دارو و دوز و نحوه ی مصرف آنها اطلاعاتی نداشت پزشک بخش باید اطلاعات را از روان پزشکی که داروها را تجویز کرده است دریافت کند.

اگر داروهای روان پزشکی را فردی غیراز روان پزشک تجویز کرده باشد.

باید روان پزشک بیمارستان برای ارزیابی نیاز کنونی بیمار به داروها او را بررسی و تصمیم درمانی اتخاذ کند.

انجام دادن یک ارزیابی جدید دارویی برای بیمارانی که تا کنون تحت درمان قرارنگرفته اند ضروری است.

اطلاع از این نکته اهمیت دارد که آیا بیمار تا به اکنون در بخش سرپایی تحت روان درمانی قرار گرفته است.

مشاوره روان شناسی سلامت

برای بیماری که تحت درمان است مشاور روان شناسی سلامت میتواند برای رفع مشکلات خاص مربوط به مسائل جدید پزشکی او را تحت درمان قرار دهد.

اما نوع مداخله های ارائه شده نباید تداخلی با درمان های سرپایی پیشین داشته باشد.

همچنین اگر بیماری سابقه اضطراب دارد وتحت درمان قرارگرفته است مهارت های زیادی وجود دارند که به بیمار برای غلبه بر اضطراب بیمارستان کمک میکنند.

این مهارت ها میتوانند مبنایی برای سایر راهبردهای تسکین دهنده اضطراب برای بیماران بستری باشند.

بعضی از بیماران ممکن است به درمان سرپایی روان شناختی یا روان پزشکی نیاز داشته باشند،اما ممکن است درحال حاضرتخصص مربوط به آن در دسترس نباشد.

درصورتی که این بیماران به درمانگری که قبلا تحت نظراو بوده اند،دسترسی داشته باشند،بهترین راه این است که به همان متخصص مراجعه کنند.

درغیراین صورت مشاور روان شناسی سلامت میتواند ترتیبی دهد که بیمارپس ازترخیص به درمانگرمتخصص ارجاع داده شود.

برهمین اساس ممکن است یافتن درمانگرجدید با توجه سیاست های مرکزدرمانی،دردسترس بودن درمانگران ونیازهای بیمه ای دشوارباشد.

بنابراین روان شناس باید هنگامی که بیمار هنوز بستری است،با او درباره ی نحوه ی ارجاع به درمانگر متخصص گفت وگوکند،سپس درزمان ترخیص بیمار را به همان درمانگر ارجاع دهد.

از کتاب مشاوره روان شناسی سلامت در بیمارستان
مترجمین : دکتر امین رفیعی پور و دکتر پوران سامی

عزت نفس و راهکارهای بالابردن آن در کودکان

وقتی فرزندان ما کوچک هستند درمورد جزئی ترین مسائل والدین تصمیم گیرنده هستند ولی به مر‌ر زمان با بزرگ ترشدن کودکان باید والدین به این درک برسند که مسئولیتهایی را برای بالغ شدن به آنها واگذار کنند ولی متاسفانه گاهی والدین در دوسر طیف قرار میگیرند.

برخی فکر میکنند باید تمام ابعاد زندگی کودکان را تا هرزمان ممکن تحت کنترل داشته باشند درمقابل والدین دیگر هرگونه کنترل را برمیدارند و اجازه میدهند که کودک هرتصمیمی که تمایل دارد بگیرد که مشکلات فراوانی را به دنبال دارد .
والدین بیش از اندازه کنترل گر و یا بیش از حد سهل گیر باعث میشوند کودک خودگردانی (توانایی درونی فرد درشروع ،ادامه وتنظیم یک فعالیت )و کفایت لازم را به دست نیاورد .وقتی والدین افراط و تفریط می کنند کودکان را دچار اختلال میکنند وافت انگیزه درونی را به دنبال دارد.

توصیه هایی به والدین جهت بالا بردن عزت نفس در کودکان زیر ۷سال :

-هرروز فرزند خودرا درآغوش بگیرید ومهر ومحبت خودرا درگفتار وکردار به فرزندتان نشان دهید

-همواره خوبی ها وویژگی های مثبت را در فرزند خود جستجو کنید وسعی کنید خوبی های اورا بیشتر ببینید

-تاآنجا که امکان دارد وقت بیشتری رابا فرزند خود بگذرانید تا ارتباط نزدیک بین والدین وفرزند بوجود آید

-انتظار نداشته باشید که هرتوصیه و نکته آموزشی را نخستین بار بیاموزند وآن را آویزه ی گوش کنند زیرا کودکان درلحظه زندگی میکنند و گاهی پندها را فراموش میکنند

-به حرف ها و درد دل های فرزند خود خوب گوش دهید درهنگام صحبت کردن بااو تماس چشمی داشته باشید سخن اوررا قطع یا جملاتش را کامل نکنید واحساسات اورا درک کنید وبافرزند خود همدلی کنید

-همواره به فرزند خود فرصت دیگری بدهید تا خطاها و اشتباهاتش را اصلاح کند

-فرزندتان را وادار به انجام کارهایی نکنید که از آنها هراس دارد

توصیه هایی به والدین برای کودکان ۷،۸و۹ساله:

-باکمک فرزندتان دانه بکارید یا گیاهی پرورش دهید

-درمورد تمیز بودن اتاق فرزند خود وسواس به خرج ندهید،سعی کنید باتشویق کردن نظم را به او یادبدهید

-هرهفته وقت مشخصی رابه یکی از فرزندانتان اختصاص دهید

-سعی کنید رفتار شما با فرزندانتان درجمع با رفتارتان بااو در خلوت بسیار متفاوت نباشد

-به فرزندتان بیاموزید که هرکسی ممکن است اشتباه کندو ضرورتی ندارد که شماآدم کامل و بی عیبی باشید تا همیشه مورد علاقه ومحبت همگان قرار گیرید

-هرگاه خطاای از شما سرزد از فرزندتان عذر خواهی کنید

-همواره این بینش را به فرزندتان القا کنید :«میدانم که تو از عهده ی انجام دادن آن برمی آیی»

-هراز گاهی با اعضای خانواده بازی جمعی مثل منچ داشته باشید

-استعدادها و توانایی های گوناگون اورا شکوفا کنید

-هیچ یک از رفتارهای محبت آمیز فرزندتان را بی پاسخ نگذارید

-از نگرانی های فرزندتان غافل نشوید وبه هیجانات منفی او توجه کنید

ودرنهایت سعی کنید فرزند خودرا جدی بگیرید ونسبت به اندیشه ها ونظرهای او بی اعتنا نباشید وآنها را بی اهمیت وناچیز نشمارید که این پایه های اصلی شکل گیری عزت نفس درفرزندتان است .

فواید وتاثیرات مطالعه کتاب بروی سلامت روان

تحقیقات نشان میدهد مطالعه کتاب روی بهداشت روان افراد تاثیر مستقیم دارد وهرچه مطالعه بیشتر باشد بیماری های روانی مثل افسردگی و اضطراب کاهش پیدا میکند .

براساس پژوهش های انجام شده ، کتاب خوانی یکی از بهترین راهها برای غلبه براضطراب وافسردگی است ومی تواند آرامش انسان راافزایش دهد.

بویژه در شرایط سخت کرونایی درکنار ورزش کردن ،ذهن آگاهی وهر فعالیت آرامش بخشی ،کتاب خوانی نیز در بالابردن تاب آوری میتواند مفید واقع شود.

مطالعه کتاب موجب بهبود عملکرد مغز وتقویت تفکر میشود و درواقع تغییرات عصبی وافزایش اتصالات مغزی را ایجاد و موجب بالا بردن بهره هوشی درانسان میشود.

اختلالات بی خوابی

یکی از روش هایی که برای درمان اختلالات بی خوابی توصیه میشود خواندن کتاب قبل از خواب به جای استفاده از تلفن همراه است زیرا نور تلفن همراه پیام بیداری را به مغز میدهد در عوض کتاب خواندن در نور کم ،پیام به خواب رفتن را به مغز ارسال میکند .

کتاب خوانی همچنین در بحث روابط وسازگاری فردی و اجتماعی بسیار اهمیت دارد.

افراد کتاب خوان ارتباطات بهتری میتوانند برقرار کنند زیرا درک بهتری از خودو دیگران خواهند داشت ودرنتیجه سطح همدلی آنها نیز بالاتر و اشتیاق بیشتری برای مشارکت درفعالیت های اجتماعی وفرهنگی از خود نشان میدهند.

تقویت یادگیری در کودکان

مورد دیگر از تاثیرات کتاب خوانی بروی تقویت یادگیری درکودکان است،کودکانی که قبل از رفتن به مدرسه علاقمند به مطالعه کتاب هستند.

درمدرسه نیز یادگیری بهتری درتمام دروس نسبت به سایر کودکان خواهند داشت ودرک مطلب و سرعت خواندن درآنها بالاتر خواهد رفت .

باتوجه به فواید گسترده کتاب خوانی و پایین بودن سرانه کتاب خوانی در کشور ما به نظر میرسد نیازمند اقدامات بیشتری برای فرهنگ سازی وسوق دادن مردم به این سمت و سو هستیم.

اگر بتوانیم مطالعه را در جامعه به صورت یک عادت در آوریم, دیگر ارتباط با جهان دانش و آگاهی سخت و ممتنع نخواهد بود و بدون هیچ زحمت و مرارتی خواهیم توانست از راه مطالعه درک واندیشه خود را نسبت به جهان هستی رشد و تعالی ببخشیم .

چرا نوجوانان بدرفتاری میکنند؟

نوجوانان یک هدف اساسی دارند ،احساس تعلق پیدا کردن و برای پیدا کردن احساس تعلق رفتارهای مثبت و منفی انجام میدهند.

نوجوانان از چهارراه معمول میتواند به احساس تعلق دست پیدا کنند :

جلب توجه ،قدرت طلبی،انتقام جویی ،تظاهر به بی کفایتی

والدین باید ابتدا تشخیص بدهند که نوجوان چه هدفی دارد وبعد او را راهنمایی کنند.

جلب توجه

مانند باور به اینکه فقط درصورتی میتواند احساس تعلق پیدا کند که مورد توجه باشد.

پس ازطریق رفتارهای منفی مثل فراموشکاری ،مسخره بازی ،شیطنت خفیف ،تعلق داشتن را نشان میدهد.

والدین دراین شرایط سعی کنند درخدمت نوجوان نباشند و به این گونه رفتارهای او توجه نکنند و زمانی که همکاری میکند ورفتارهای مثبت انجام میدهد از رفتار او قدردانی کنند.

قدرت طلبی

مورد دوم زمانی میتواند احساس تعلق پیدا کند که صاحب قدرت باشد ،با نافرمانی کردن ،پرتوقع بودن و دادو فریاد کردن وقدرت طلبی احساس تعلق خود را نشان میدهند.

دراین شرایط بهتر است والدین از دعوا کردن و تسلیم شدن بپرهیزند ووارد جنگ قدرت نشوند وچالش نداشته باشند و مکان را ترک کنندتا نوجوان از پیامد این رفتارها درس بگیرد.

انتقام جویی

مورد سوم نوجوان این باور را دارد زمانی احساس تعلق پیدا میکند که پدرو مادر را اذیت کند و بابی ادبی کردن و حرف های تلخ و سرکشی و طغیان وانتقام جویی به هدف خود برسد.

دراین شرایط والدین سعی کنند دچار رنج وعصبانیت نشوند و مقابله به مثل نداشته باشند.

در عوض سعی کنند به نوجوان کمک کنند که احساس کند همه دوستش دارند.

عادلانه بااورفتار کنند و به عنوان الگو و هنجار برای نوجوان بادیگران بااحترام رفتار کنند تا اوهم یادبگیرد‌.

تظاهر به بی کفایتی

درحالت چهارم ،نوجوان احساس میکند به هیچ چیز تعلق خاطر ندارد پس بهتر است هیچ کوششی نکند وکاری انجام ندهد وباابراز بی کفایتی و دست از کار کشیدن و کوشش نکردن و یا با روی آوردن به سمت مواد مخدر و سیگار خود را نشان میدهد.

دراین وضعیت بهتر است والدین نوجوان را به حال خودش رها نکنند درعین حال انتقادها را کنار بگذارندوبر نقاط قوت واستعداد نوجوان تمرکز کنند .

این باورها ممکن است از نتیجه ی سبک فرزند پروری والدین وجایگاه نوجوان درخانواده ناشی شود.

سبک فرزند پروری کمال گرا که انتظارات زیادی والدین از فرزندان خود دارند یا درسبک فرزند پروری محروم ساز که درواقع فرزند خود را از بوسیدن و نوازش کردن ونگاه محبت آمیز محروم میکنند .

سبک فرزند پروری تنبیه گر یا سبک کنترل گر و….از تمام این سبک ها ورفتارهای والدین بچه ها الگو برداری میکنند.

بچه ها از آنچه که والدینشان می گویند وانجام میدهند یاد میگیرند،بنابراین گفتارو کردار والدین الگو وهنجار آنها خواهد بود.

جمله یا عبارتی که با «تو»، «تو باید»آغاز می شود ،جز سرکوب و سرزنش پیام دیگری برای نوجوانان ندارد .

نوجوان باشنیدن پیام «تو» دلسرد میشود بنابراین از ضمیر «ما »استفاده کنند که خودرا در مسائل نوجوان مشارکت بدهند.

یکی از راه های موثر ی که برای حل مشکلات وهمکاری بین افراد خانواده پیشنهاد میشود ، داشتن نشست های خانوادگی منظم است که به خانواده کمک میکند همه اعضا ،احساساتشان را بابقیه درمیان بگذارند ،دعوا و دادو فریاد را کنار بگذارند برای کودکان و نوجوانان فرصتی فراهم می کند که صحبت هایشان شنیده شود .

ایجاد و عادت کردن به این نشست ها زمان میبرد ولی در شکل گیری اتحاد و صمیمیت بین اعضا خانواده بسیارموثر است.