ارتباط مدیریت ضعیف و افزایش ۳۰۰ درصدی خطر افسردگی کارکنان!

به گزارش دیلی میل، نتایج یک مطالعه یک ساله در استرالیا نشان داد شرکت‌هایی که نمی‌توانند سلامت روان کارکنان خود را در اولویت قرار دهند، میزان افسردگی کارکنان آنها ۳۰۰ درصد بیشتر است.

محققان دانشگاه استرالیای جنوبی، جو ایمنی روانی اجتماعی (PSC) را که به سیاست‌ها، روش‌ها و شیوه‌های حفاظت از سلامت روان و ایمنی کارکنان اشاره دارد، تجزیه و تحلیل کردند.

این تیم تحقیق پی برد در محل کارهایی که کار سخت کارکنان را نمی‌پذیرند و تقاضاهای غیرمعقولی از کارگران دارند، کارکنان با ریسک بالاتر ابتلاء به افسردگی مواجه هستند.

همچنین مشخص شد مردان احتمالاً افسرده‌تر می‌شوند زیرا در بیشتر محیط‌های کاری، سلامت روانشناختی آنها نادیده گرفته می‌شود.

به گفته محققان، حدود ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان از افسردگی رنج می‌برند و هیچ نشانه‌ای از سقوط این آمار وجود ندارد، از این‌رو در حال حاضر توجه بیشتری به محیط‌های کاری با عملکرد نامناسب که می‌تواند در بروز این مشکل نقش داشته باشند، صورت گرفته است.

اگرچه افسردگی قابل درمان است اما تنها ۳۶.۹ درصد از افراد تحت درمان قرار می‌گیرند.

با این حال، افسردگی اصلی ترین علت ناتوانی در سراسر جهان است و تقریباً ۷۵ درصد از افراد در کشورهای در حال توسعه با اختلالات روانی که درمان نشده‌اند وجود دارند و سالانه حداقل یک میلیون نفر جان خود را به این دلیل از دست می‌دهند.

مطالعات قبلی نشان داده است که ساعات طولانی کار در بروز خطر بیماری‌های قلبی عروقی نقش دارد، اما محققان استرالیایی خواستند ببینند که آیا یک محیط کار باعث افسردگی می‌شود یا نه. و آنها دریافتند که مدیریت ضعیف، عامل اصلی بروز افسردگی است.

احتمال از دست رفتن ماده خاکستری مغز در مبتلایان به کووید-۱۹

نتایج یکی از مطالعات اخیر حاکی از آن است افرادی که پس از ابتلا به بیماری کووید-۱۹ بهبود می‌یابند ممکن است به مرور زمان دچار مشکلاتی همچون از دست دادن ماده خاکستری و سایر بافت‌های مغزی بشوند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل ایسنا، مطالعه جدیدی که با استفاده از داده‌های جمع آوری شده توسط بانک اطلاعات پزشکی(Biobank) انگلیس انجام شد، نشان می‌دهد که افراد نجات یافته از بیماری کووید-۱۹ ممکن است با گذشت زمان دچار مشکلاتی مانند از دست دادن ماده خاکستری شوند.

ماده خاکستری برای پردازش اطلاعات در مغز حیاتی است و غیرطبیعی بودن حجم ماده خاکستری ممکن است بر عملکرد و ارتباط نورون‌ها تأثیر بگذارد. در این آزمایش، ۷۸۲ داوطلب مورد بررسی قرار گرفتند و محققان اسکن مغزی قبل از همه‌گیری و پس از همه‌گیری افراد را با یکدیگر مقایسه کردند. برای انجام این کار محققان از ۳۹۴ فرد که از بیماری کووید-۱۹ جان سالم به در برده بودند و ۳۸۸ فرد سالم برای انجام چند اسکن مغزی دعوت کردند.

محققان در میان آن دسته از شرکت کنندگان که بهبود یافته بودند، اثرات قابل توجهی از ویروس را در ماده مغزی انسان همراه با اثراتی مانند از بین رفتن ماده خاکستری در مناطق مغز مشاهده کردند. لازم به ذکر است که این مطالعه هنوز مورد بازنگری با دقت و دقیق قرار نگرفته است.

نویسندگان این مطالعه گفتند: یافته‌های ما از دست دادن ماده خاکستری در نواحی قشر لیمبیک که مستقیماً به سیستم بویایی و چشایی اولیه یا مناطقی مغزی مرتبط با درک حواس مانند بویایی و چشایی را نشان می‌دهد.

ماده خاکستری مغز بخشی از سیستم عصبی مرکزی است و اساساً تمام عملکردهای مغز را کنترل می‌کند. ماده خاکستری افراد را قادر می‌سازد تا حرکت، حافظه و احساسات خود را کنترل کنند، بنابراین یک ناهنجاری در ماده خاکستری مغز می‌تواند بر مهارت‌های ارتباطی و سلول‌های مغزی تأثیر بگذارد. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که از دست دادن ماده خاکستری در مناطق مربوط به حافظه مغز ممکن است به نوبه خود خطر ابتلا به زوال عقل در طولانی مدت را برای این بیماران افزایش دهد.

این یافته‌ها که در ادامه مطالعه منتشر شده در سال گذشته در مجله “Lancet” انجام شده، نشان می‌دهد که عفونت جدی کووید-۱۹ ممکن است به مغز آسیب برساند و به عوارض طولانی مدت مانند سکته مغزی یا علائم مشابه زوال عقل منجر شود. نویسندگان خاطرنشان کردند که داده‌های بیشتری برای ارزیابی اثرات کووید-۱۹ بر سلامت مغز مورد نیاز است.

بیشتر بازماندگان کووید-۱۹ که در این تحقیق شرکت داشتند، علائم خفیف تا متوسط ​​را تجربه کرده بودند یا برخی از آنها نیز اصلاً علائمی نداشتند که این موضوع به عنوان یک بررسی با تجزیه و تحلیل قوی تلقی می‌شود چرا که پیشتر محققان دیگر بر تصویربرداری مغزی افراد مبتلا به نوع متوسط ​​تا شدید کووید- ۱۹ متمرکز شده بودند.

در مطالعه بانک اطلاعات پزشکی آمده است: یک نیاز اساسی برای اطلاعات بیشتر در مورد اثرات مغزی بیماری حتی در خفیف‌ترین شکل آن وجود دارد.

بنابر گزارش رویترز تغییراتی در مغز گروهی که به این ویروس آلوده نشده بودند دیده نشده است. نویسندگان این مطالعه اظهار داشتند که تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه آیا بازماندگان کووید-۱۹ در طولانی مدت از نظر توانایی یادآوری رویدادهای برانگیزاننده احساسات دچار مشکل می‌شوند یا خیر لازم است. آنها همچنین نمی‌توانند تأیید کنند که از دست دادن ماده خاکستری نتیجه انتشار ویروس به مغز یا تاثیر دیگر این بیماری است.

چگونه به آرامش برسیم؟

همه ما دوست داریم در دقایقی احساس آرامش درونی را تجربه کنیم. یکی از خصوصیات انسانی و معنوی که در دنیای امروزی مورد چالش قرار گرفته، آرامش است، چه آرامش درونی و چه آرامش جهانی. به نظر می‌رسد که در دنیای پرهیاهو و زندگی پرسرعت بشر امروزی، آرامش به تدریج به اکسیری کمیاب تبدیل شده است و تنها عده کمی از آن بهره مند هستند.

باید گفت استرس های زندگی پیچیده شهری یکی از عوامل مهم سلب آرامش است، مشکلات دیگر زندگی همچون مشکلات اقتصادی، جسمی و روحی از عوامل دیگر هستند. بسیاری از افرادی که برای روان درمانی و مشاوره مراجعه می‌کنند به طور خودآگاه یا ناخودآگاه به دنبال کسب این آرامش هستند، اما مشکل این است که بسیاری اوقات در جای مناسب به دنبال این آرامش نیستیم.

دیل کارنگی از نویسندگان و مدرسان بسیار موفق آمریکایی در این مورد می‌گوید : “اگر نیم قرن زندگی مطلبی را به من آموخته باشد این است که هیچ چیز به جز خود شخص نمی‌تواند برای خود آرامش ایجاد کند. “

به نظر بسیاری از بزرگان و اندیشمندان و براساس تجربه بسیاری از انسان ها آرامش حقیقی در درون انسان یافت می‌شود.

اوتورنک، از روانشناسان به نام و همکار نزدیک فروید، می‌گوید: آنچه که ما در درون به دست می‌آوریم واقعیت بیرونی زندگی ما را تغییر خواهد داد. ممکن است فکر کنیم رسیدن به اهدافمان در زندگی ما را به آرامشی پایدار خواهد رساند. مثلاً اگر در رشته دلخواهم دردانشگاه قبول شوم، اگر فارغ التحصیل شوم، اگر کار مناسب پیدا کنم، اگر با شخص مورد علاقه ام ازدواج کنم، و اگر به آرامش واقعی می‌رسیم، ولی بسیاری از اوقات به آنچه که می‌خواهیم می‌رسیم و هنوز از آرامش خبری نیست. البته رسیدن به اهداف ارزشمند یکی از عوامل لازم برای رسیدن به آرامش است، اما کافی نیست.

راز رسیدن به آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیرید و بدانید که فقط خودتان می توانید آنها را به موفقیت تبدیل کنید. در ادامه به چند راهکار ساده و قابل دسترس برای همگان جهت رسیدن به آرامش درون اشاره خواهیم کرد:

نفس عمیق
هنگامی که شما بر تنفس خود تمرکز می کنید، تمرکز ذهن روی فرآیند تقویت کننده زندگی، جذب هوا و بیرون آوردن آن است. پنج نفس طولانی و عمیق را انجام دهید و همانطور که این کار را انجام می دهید، روی ریه ها و دیافراگم ها تمرکز کنید.

پیاده روی کنید
بودن در هوای تازه می تواند شما را به یک دنیای خوب ببرد و حس خوب و آرامش را ترویج می دهد. حتی با وجود شرایط کرونا ، با حفظ تمام پروتوکل های بهداشتی، بیرون بروید و نفس بکشید، به خصوص در روزهای آفتابی.

پذیرش
پذیرش برای آرامش روح و ذهن حیاتی است؛ پذیرش اینکه ضمانت هایی در جهان وجود دارد و یادگیری تحمل عدم اطمینان، جهش بزرگی در آرامش است. تمایز بین آنچه می توانید و نمی توانید کنترل نمی شود.

عشق به خود
هرچه بیشتر ما خودمان را دوست داشته باشیم، آرامش ذهنی بیشتر می شود؛ ما بیشتر خودمان را قبول می‌کنیم و احساس بهتری خواهیم داشت، مهم نیست که چه وضعیتی داریم. نا امنی کمتری را تجربه می‌کنیم و در نتیجه آرامش درونی و ذهنیمان افزایش می‌یابد.

حس شوخ طبعی
زیاد بخندید. زمانی که جنبه های بامزه و خنده دار جهان را ببینید، جهان بلافاصله محل خوبی خواهد شد. خنده یک پادزهر عالی برای استرس است و هورمون هایی را که به ما آرامش می بخشد آزاد می کند.

بررسی های منظم بهداشتی را انجام دهید
این کار سلامت شما را حفظ می کند. مراقب خودتان باشید ؛ انجام ندادنش می تواند به دلیل کمبود عزت نفس باشد و این به نوبه خود بر روشی است که ما جهان را می بینیم و نحوه ارتباط دیگران با ما را تحت تاثیر قرار می دهد، پس با خودتان بیشتر مهربان باشید.

در لحظه زندگی کنید
به جای نگرانی در مورد گذشته و یا آزار و شکنجه خود در مورد آینده، از زمان حالتان واقعا لذت ببرید این تنها چیزی است که در این لحظه از زمان دارید.وقتی که ما در حال حاضر زندگی کنیم، نگرانی های گذشته و آینده نمی توانند ما را نگران کنند.

روند پاسخ بدن به استرس چگونه است؟

برخی از مکانیسم‌های بیولوژیکی مرتبط با شرایط روانی مرتبط با استرس از جمله اختلال افسردگی عمده و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، به خوبی درک نشده است. محققان بیمارستان مک لین(McLean Hospital) در مطالعه اخیرشان عواملی که در کنترل پاسخ استرس بدن نقش دارند را مورد بررسی قرار داده‌اند.

محققان در مطالعه اخیرشان تعامل بین پروتئین‌های دخیل در کنترل پاسخ استرس در بدن را نشان داده و به اهداف درمانی مهمی که می‌توان از آنها در هنگام عملکرد نادرست این پاسخ استفاده کرد، اشاره کرده‌اند.

دکتر “جیکوب هارتمن”(Jakob Hartmann) نویسنده ارشد این مطالعه گفت: یک پاسخ استرس غیر منظم در بدن می‌تواند به مغز آسیب رسانده و حساسیت بدن نسبت به ابتلا به اختلالات خلقی و اضطرابی را افزایش دهد. هیپوکامپ یکی از نواحی اصلی در مغز است که در تنظیم پاسخ استرس نقش دارد. ما زمانی که متوجه تمایزهای جالبی در مکان‌یابی هیپوکامپ از سه پروتئین مهم تنظیم کننده استرس شدیم تصمیم گرفتیم به بررسی این موضوع بپردازیم.

آزمایش‌های محققان بر روی بافت مغزی در بافت غیرانسانی و کالبدشکافی نشان داد که چگونه این پروتئین‌ها که گیرنده گلوکوکورتیکوئید(GR)، گیرنده مینرالوکورتیکوئید(MR) و پروتئین اتصال دهنده FKBP۵  نام دارند، با یکدیگر تعامل دارند.

آنها دریافتند گیرنده مینرالوکورتیکوئید به جای گیرنده گلوکوکورتیکوئید، تولید پروتئین FKBP۵ را در شرایط عادی کنترل می‌کند. FKBP۵ باعث کاهش حساسیت گلوکوکورتیکوئیدها به اتصال به هورمون‌های استرس در شرایط استرس زا می‌شود. به نظر می‌رسد FKBP۵ همانند یک واسطه در ایجاد تعادل بین این دو گیرنده در هیپوکامپ عمل کرده و پاسخ استرس بدن را کنترل میکند.

دکتر “کری جی رسلر”(Kerry J. Ressler) از دیگر نویسندگان این مطالعه در انتها گفت: یافته‌های ما نشان می‌دهد مورد هدف قرار دادن درمانی GR ،MR و FKBP۵ ممکن است در اصلاح و تنظیم استرس مرکزی و محیطی موثر باشد. علاوه بر این، داده‌های ما نقش مهم اما تا حد زیادی تأیید نشده سیگنالینگ مینرالوکورتیکوئید در اختلالات روانپزشکی مرتبط با استرس را نشان می‌دهد.

تشخیص افسردگی از روی صدا

محققان اعلام کردند در حال برنامه‌ریزی در زمینه ابداع برنامه‌ای برای تلفن هوشمند هستند که بر اساس تغییراتی که در صدای فرد ایجاد می شود می تواند ابتلای وی به افسردگی را تشخیص دهد.

 محققان دانشگاه مریلند در آمریکا می گویند: هماهنگی گفتاری باافسردگی فرد تغییر می کند. افراد افسرده نمی توانند به سرعت افراد غیر افسرده فکر کنند و سرعت مکالمه آنها با مکث های بیشتر و  طولانی تر آهسته می شود. بنابراین، یک برنامه تشخیص صدا با استفاده از یادگیری عمیق – نوعی یادگیری ماشین مبتنی بر شبکه های عصبی مصنوعی – می تواند به شناسایی چنین ویژگی هایی که غالبا بسیار ظریف هستند، کمک کند.

این برنامه به بیماران و اطرافیان آنها کمک می کند تا از تغییرات بالقوه تهدیدکننده سلامت روان خود مطلع شوند. «کارول ویلسون» استاد مهندسی برق و کامپیوتر در دانشگاه مریلند که هدایت این پروژه را بر عهده دارد، می گوید: این برنامه که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است در مراحل اولیه برنامه ریزی بسر می برد؛ روان درمانگران می توانند این برنامه را به بیماران خود توصیه می کنند تا وضعیت روانی آنها را در بین جلسات درمانی کنترل کنند.

پروفسور ویلسون گفت: در حالت ایده آل، درمانگران این برنامه را به بیمارانی می دهند که دچار «افسردگی بالینی» (MDD ) هستند و در دوره بهبودی بسری می برند و یا اینکه افسردگی خفیفی دارند. یعنی بیماران در وضعیتی باشند که بتوانند به طور منظم از آن استفاده کنند تا وضعیت سلامت روان آنها ردیابی شود و اگر برنامه تشخیص دهد که میزان افسردگی در حال افزایش است، به مراقبان یا درمانگر آنها هشدار دهد.

هدف از ابداع این برنامه این است که درصورت نیاز بیمار به مراجعه به روان درمانگر به درمانگر یا مراقبان بیمار هشدار داده شود تا شدت افسردگی بیمار افزایش نیابد و یا احتمالا تصمیم خودکشی نگیرد.

کاربران می توانند با استفاده از تلفن هوشمند خود وارد این برنامه شوند. سپس این برنامه سوالاتی از آنها در مورد احساساتشان نظر جسمی و احساسی که هفته گذشته داشته اند، می پرسد. کاربران به سوالات به صورت شفاهی پاسخ می دهند و گفتار آنها ضبط می شود.

ویلسون گفت: ما برای تعیین شدت افسردگی به هماهنگی بیان، زبان و حرکات صورت بیماران خواهیم پرداخت. چنانچه تغییر نگران کننده ای ایجاد شده باشد، به افراد مناسب به عنوان مثال درمانگر، بیمار و مراقبان آنها هشدار داده می شود.

وی افزود: این گروه همچنین سرگرم کار بر روی ساخت سیستمی است که نه تنها فرد افسرده را تشخیص دهد بلکه شدت افسردگی را – خفیف ، متوسط ​​، شدید یا بسیار شدید- نیز تشخیص می دهد.

نقش فرزند پروری در توسعه و ارتقاء تاب آوری کودکان

تعامل فاکتورهای ذاتی و فردی تاب آوری با فرزندپروری و نقش والدین در شکل گیری و ارتقاء این عوامل در تعریف تاب آوری، تاب آوری را مجموعه ای از ویژگی ها و فرایندهایی می دانند که یک شخص را توانمند می سازد تا از منابع درونی و بیرونی خود جهت انطباق موفق با چالش ها و شرایط تهدید کننده، استفاده نماید.

تاکنون تحقیقات متعددی در زمینه عوامل و فاکتورهای مؤثر در تاب آوری صورت گرفته و طیف گسترده ای از عوامل شناسایی شده که می توان آنها را در 3 سطح طبقه بندی کرد:
1- عوامل فردی و دورنی تاب آوری: برای مثال هوش و جنسیت
2- عوامل خانوادگی: مانند کیفیت روابط، بهم پیوستگی
3- عوامل اجتماعی و ارتباطی: مانندمیزان حمایت اجتماعی

فاکتورهای ذاتی و فردی تاب آوری تا حدودی تغییر ناپذیر هستند. برای مثال هوش یکی از عوامل ذاتی مؤثر بر تاب آوری است که ذاتی و غیرقابل تغییر است. اما در این بین عوامل فردی دیگری نیز وجود دارد که تا حدودی منعطف بوده و قابل تغییر و تقویت می باشند. این عوامل عبارتند از:
– تأمین هیجانی و سبک دلبستگی
– اعتماد به نفس ( خودارزشمندی)
– خودباوری (اعتماد به مؤثر بودن)
– خود کارآمدی (درک توانمندی ها و ناتوانایی های فردی)
– خودمختاری (که به صورت منبع کنترل درونی شناخته شده است)
– توان برخورداری از مهارت حل مسئله
– احساس هدفمندی و آینده نگری
– صلاحیت عقلانی (داشتن اهداف روشن و یک راهکار سازمان بندی شده برای دستیابی به آنها)
– شوخ طبعی

هرکدام از این عوامل به خودی خود توسط والدین و دیگران قابل تغییر می باشند.
مراقبت گرم، حساس و حمایتگرانه توأم با امنیت، اعتماد و صداقت ، توسط والدین و دیگران برای ایجاد بیشتر این ویژگی ها بسیار مهم است.

بسیاری از پژوهشگران معتقدند مؤلفه های تاب آوری چنانچه بدون همدلی و دغدغه مندی نسبت به دیگران باشد، شاید منجر به شکل گیری شخصیت هایی شود که توانایی خوبی برای رویارویی با استرس و مشکلات دارند، اما افرادی بی عاطفه هستند.بدون شک توانایی برقراری ارتباط با دیگران یک عامل ذاتی حمایتی است و به شکل واقعی با فرزندپروری در ارتباط است.

کودکان ارزش های مثبت نسبت به دیگران را در بطن روابط گرم و حمایتگرانه پرورش می دهند. شکل گیری این ویژگی ها در کودک وقتی میسر می شود که والدین یا دیگر مراقبان، رفتار محبت آمیز را الگوسازی کنند و انتظارات روشنی مبنی بر اینکه کودکانشان نیز با دیگران مهربان باشند، دارند.

از سوی دیگر خانواده هایی که می توانند تاب آوری را در فرزندانشان ارتقاء دهند ویژگی هایی دارند که آنها را از سایر خانواده ها متمایز می کند. برخی از این ویژگی ها عبارتنداز:
– حمایت و مسؤلیت پذیری
– در اختیار قرار دادن مدل های مناسب و پایدار تاب آوری
– هماهنگی لازم بین والدین
– تشویق و تقویت فرزندان به استفاده سودمند از اوقات فراغت
– راهنمایی مستمر و پایدار
– داشتن قواعد و ساختار مناسب در طی دوران نوجوانی

چنین والدینی نه تنها به کودکان در راستای رشد ظرفیت های درونی تاب آوری کمک می کنند، بلکه به شکل مستقیمی به بسیاری از سختی ها مانند فقر، بیماری، داغدیدگی و خشونت های اجتماعی پاسخ مقابله ای مناسب می دهند. برای مثال تحقیقات نشان داده زمانی که نوجوانان از خانواده های حمایتگر و با ثبات برخوردار بوده اند، واکنش هایشان نسبت به استرس بهتر بوده و پاسخ های مقابله ای آنها در برابر مواردی مانند سوء مصرف مواد، بد رفتاری در مدرسه بهتر از سایر کودکان بوده است.

بنابراین می تواند گفت خانواده و شیوه های فرزندپروری نقشی مهم و مؤثر در شکل گیری و ارتقاء تاب آوری در فرزندان خود دارند.

تاب آوری فرهنگی چیست ؟

تعریف تاب آوری به دلیل ماهیت حساس آن، چالش برانگیز است. اما می توان آن را اینگونه معنا کرد: “یک فرآیند، توانایی یا نتیجه سازگاری موفقیت آمیز با وجود مشکلات یا شرایط تهدید آمیز و حاصل شدن نتایج خوب با وجود شرایط پر خطر، مقاومت در برابر تهدیدها و بهبودی از تروما.”


به نظر میرسد اکنون ضروریست که با تاب آوری فرهنگی آشنا شویم. تاب آوری فرهنگی نشان می دهد که چگونه پیشینه فرهنگی شامل فرهنگ، ارزش های فرهنگی، زبان، آداب و رسوم و هنجارها می توانند به افراد و جامعه کنند تا بر سختی ها غلبه کنند.

این مفهوم بیان کننده این موضوع است که افراد و جامعه می توانند نه تنها بر اساس ویژگی های فردی و روانشناختی بلکه با حمایت عوامل اجتماعی فرهنگی با سختی ها مقابله و در نهایت بر آن ها غلبه کنند.

بنابر تعریف هلتورف، تاب آوری فرهنگی، توانایی یک سیستم فرهنگی در پشت سر گذاشتن سختی ها، کنار آمدن با تغییرها و تداوم پیشرفت می باشد: بنابراین، تاب آوری فرهنگی به معنی استمرار و تغییر است: آشفتگی هایی که پیش می آیند، دشمن نیستند که از آن ها اجتناب کرد بلکه بخشی از پایداری فرهنگی هستند. به همین جهت پیشینه فرهنگی و اجتماعی بر تاب آوری روانشناختی و توانایی افراد تاثیرمی گذارند.

 “مدل سازگاری تاب آوری فرهنگی” به عنوان یک فرآیند پویا و تعاملی توصیف می شود که فرد، استرس را با ترکیبی از ویژگی های شخصیتی، پیشینه فرهنگی، ارزش های فرهنگی و عوامل موثر در محیط اجتماعی فرهنگی، پشت سر می گذارد. اهمیت آنچه که با عنوان “مدل سازگاری تاب آوری فرهنگی” توصیف شد، مربوط به وضعیت فعلی بین المللی و تهدیدات جدید آن است. این مفهوم به ویژه بر اهمیت تقویت عوامل فرهنگی تاکید می کند چرا که بر میزان گسترش تاب آوری ملی، اجتماعی سیاسی و جامعه تاثیر می گذارد.

علاوه براین، تاب آوری فرهنگی بر چارچوب و بافتار جامعه تاثیرگذار است که بخشی از آن به بررسی تاثیرات فرهنگی در حیطه تاب آوری می پردازد.

تاب آوری فرهنگی یعنی هر چقدر فرهنگ یک شخص قویتر باشد، توانایی مقابله نیز بالاتر می رود. این نوع تاب آوری، جنبه های مختلفی دارد که شامل پیشرفت در یک قالب فرهنگی متشکل از هنجارها، ساختارهای خانواده و روابط می شود.


هدف اصلی تاب آوری این است که افراد در هر سطحی، چه به صورت فردی، چه گروه های اجتماعی و یا نهادها، بتوانند با دوره های پس از بحران و پس از جنگ، مقابله کنند.

وقتی صحبت از نقش تاب آوری فرهنگی به میان می آید، توانایی مقابله تبدیل به اصلی ترین مهارت می شود. بعلاوه در تاب آوری فرهنگی بایستی به نقش هویت و اهمیت انسان شناسی اجتماعی نیز توجه شود.

آیا تا به حال چیزی درباره اثر آفتاب پرست شنیده اید؟

آیا تا به حال متوجه شده اید که مانند افراد اطراف خود عمل و صحبت می کنید؟ یا برخی از شیوه ها ، گفته ها و حتی علایق آنها را به خود جذب کنید؟ اگر این مورد شما را توصیف می کند ، ممکن است فکر کنید که این غیر طبیعی است.

به هر حال، این چنین نیست. این یک پدیده طبیعی به نام اثر آفتاب پرست《 The Chameleon effct 》 است و تقریباً همه آن را تجربه می کنند.

اثر آفتاب پرست یک مصوبه استراتژیک از حرکات و حالات شخص نیست.  همه ما برای ایجاد پیوند صمیمی و دوستی باید از صدا و حرکات فیزیکی شخص دیگری تقلید کنیم. این کار را می توان آگاهانه یا ناخودآگاه انجام داد.

مطالعه مرتبط با اثر آفتاب پرست توسط دو محقق ، TL Chartrand و JA Bargh انجام شد ، جایی که آنها با 72 نفر از افراد آزمایشی دیدار کردند. نیمی از افراد با یک مصاحبه کننده بی طرف تعامل داشتند. نیمی دیگر نیز با مصاحبه کننده ای که سعی در تقلید از حالت طبیعی و حرکات آنها دارد ، ارتباط برقرار کردند. دانش آموزانی که با مصاحبه کننده “تقلید” ملاقات کردند تعاملات بهتری را گزارش کردند و آن مصاحبه گر را دوست داشتنی تر توصیف کردند. این ثابت کرد که تقلید می تواند به عنوان یک استراتژی موثر برای جلب اعتماد و ایجاد روابط مورد استفاده قرار گیرد.

بر اساس مطالعات چارترند و برق در لیست رفتارهای تقلیدی ، وضعیت بدن ، طرز رفتار ، حالت های چهره و تنالیته های صوتی مانند میزان صدا ، قدرت و سرعت گنجانده شده است. همچنین بازتاب کلامی می تواند روشی موثر برای برقراری ارتباط و انتقال دوستی باشد.

برای مثال ، اگر شخص مقابل، از کلمات خاصی مانند “خجالت” یا “اضطراب” استفاده کرد ، شما نیز از این کلمات استفاده کنید ، نشان می دهد که گوش می دهید و احساس می کنید. حتی وقتی وضعیت فردی را به دست می گیرید یا با لحنی مانند آنها صحبت می کنید ، به نظر می رسد آنها پاسخ بهتری به شما می دهند. اکنون ممکن است شما را کسی ببینند که آنها را درک کرده و جهان را به روشی مشابه می بیند.

چرا به آن اثر آفتاب پرست می گویند؟

شاید درک آفتاب پرست به نشان دادن کیفیت طبیعی بودن کمک کند. آفتاب پرست ، رنگ پوست و همچنین الگوی آن را به ترکیبات مختلف تغییر می دهد. سطحی ترین لایه حاوی رنگدانه ها و  لایه زیرین حاوی بلورهای گوانین است. این دو عنصر برای ایجاد استتار که مکانیسم دفاعی در برابر شکارچیان است با هم کار می کنند. این تنها دلیل تغییر رنگ این مارمولک ها نیست. آنها این کار را هم برای سیگنالینگ اجتماعی و هم واکنش نشان دادن به تغییرات دما انجام می دهند. تغییر رنگ نشان دهنده وضعیت فیزیولوژیکی و اهداف آفتاب پرست با سایر آفتاب پرست ها است. رنگهای تیره نشان دهنده همکاری و رنگهای روشن نشان دهنده پرخاشگری است.

اگر اثر آفتاب پرست طبیعی است ، چرا کپی برداری آشکار جواب نمی دهد؟

وقتی مردم متوجه می شوند شما از آنها تقلید می کنید ، در برابر میل شما برای پیوند مقاومت می کنند. اعتماد آنها را از دست می دهید و آنها را ناراحت می کنید یا حتی ممکن است یک رابطه متضاد ایجاد کنید. چه طور ممکنه؟

محققان در UC-San Diego در آزمایش های خود دریافتند که تقلیدهای عمدی در افراد احساس حقارت ایجاد می کند. کسانی که عمداً تقلید می کردند در مقایسه با کسانی که دارای حرکات طبیعی بودند حتی بی لیاقت دیده می شدند.

زمان بندی همه چیز است. کامل کردن زمان تقلید و طبیعی جلوه دادن آن ، در مقابل عمدی و یا بیش از حد استراتژیک بودن ، درک عمیق تری از مردم را شامل می شود.

به عنوان مثال ، اگر در محل کار با یک رییس صحبت می کنید ، جایگاه قدرت وجود دارد.  بنابراین آینه کاری عمدی ممکن است چاپلوسی غیر صادقانه به نظر برسد. این حرکات باید ظریف باشد. حالت و تن صدا ممکن است در این سناریو موثرتر باشد. آینه کاری به درک خوبی از افراد و روابط نیاز دارد!

اگر فردی با همدلی کم سعی در تقلید از شخصی داشته باشد ، نتایج تا حد زیادی منفی خواهد بود.  یک برخورد در آغاز ممکن است اعتماد شخصی را به طور کامل جلب نکند اما با گذشت زمان ، اثر آفتاب پرست (که با همدلی همراه است) ، در بسیاری از موارد به ایجاد دوستی کمک می کند.

مصاحبه جناب آقای دکتر امین رفیعی پور با شبکه دوربین سلامت

🎥مصاحبه جناب آقای دکتر امین رفیعی پور

📡با شبکه دوربین سلامت

🕰ساعت 13:10

👫موضوع : مشاوره پیش از ازدواج

تاثیر سوانح و حوادث روی “روان”

بهزاد وحیدنیا با اشاره به تاثیر سوانح و حوادث طبیعی و انسان ساخت بر روی روان افراد گفت: در بسیاری از حوادث و سوانح رانندگی که با آن مواجه هستیم، نباید از نقش وضعیت روان راننده در حین رانندگی غافل شد.

وی با اشاره به اینکه سلامت روان رانندگان موضوع مهمی است که باید به آنها توجه بیشتری شود، به حادثه واژگونی اتوبوس خبرنگاران و سرباز معلمان طی هفته گذشته اشاره کرد و افزود: سوانح و حوادثی که رخ می‌دهد، اثرات متفاوتی در افراد متفاوت بر جای می‌گذارند. به نظر می‌رسد که ۵۰ تا ۹۰ درصد افراد در طول زندگی مسائل تنش‌زا را تجربه می‌کنند اما براساس آمارهای جهانی فقط هشت درصد آنها به اختلال پس از سانحه مبتلا می‌شوند. 

وحیدنیا با اشاره به اینکه اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه عمده‌ترین و مهمترین اختلالاتی هستند که افراد و خانواده‌های آنها و شاهدین حادثه پس از مواجهه با حوادث با آن روبرو می‌شوند، تاکید کرد: لازم است در بحث بحرانها و بلایا حمایت‌های روانی و اجتماعی در دستور کار باشد و نیز یک تا سه ماه پس از آن مورد ارزیابی قرار گیرند و در صورت نیاز برای آنها مداخلات روانشناسی پیش بینی شود. به نظر می‌رسد همراه با استرس و اضطراب، افسردگی نیز از سایر اختلالاتی است که امکان دارد  افراد در بعد از حوادث با آن مواجه شوند. همچنین اختلال اضطرابی مانند حملات پانیک یا وحشت‌زدگی از آن دسته از اختلالاتی است که امکان دارد بعد از مواجهه با حادثه ناراحت‌کننده و غیرمنتظره تلخ این اتفاق برای افراد رخ دهد. 

وحیدنیا در ادامه اختلال استرس حاد را یکی دیگر از اختلالاتی عنوان کرد که ممکن است افراد بعد از تجربه سوانح دچار آن شوند و در این باره گفت: اغلب تا یک ماه پس از حادثه، افرادی که فشارهای روانی بالا را تجربه کرده‌اند، توان تطبیق با تغییر را نداشته‌اند و یا حمایت‌های عاطفی یا اجتماعی مناسبی را دریافت نکرده‌اند ممکن است با اختلال استرس حاد مواجه شوند. در هر صورت به نظر می‌رسد که مداخلات روانشناختی در بحران‌ها و بلایای طبیعی و انسان ساخت یکی از وجوهی است که هم دولت‌ها باید به آن بپردازند و هم مردم نسبت به آن حساس شوند. 

وی معتقد است که هرچقدر افراد از نزدیک شاهد اتفاقات باشند یا ارتباط عاطفی عمیق‌تری با افرادی که در حادثه حضور داشته اند،برقرار نمایند، بیشتر احتمال دارد تا هیجانات منفی و فشارهای روانی حادتری را تجربه کنند.

مدیرکل امور مشاوره و روانشناختی سازمان بهزیستی کشور در ادامه برنامه‌های سازمان بهزیستی در ارائه خدمات روانشناختی را تشریح کرد و افزود: سازمان بهزیستی علاوه بر برنامه‌های مدون حائز اهمیت در سلامت روانی و بهزیستی عمومی جامعه؛ تیم‌های مداخلات روانی و اجتماعی را در بلایای طبیعی و انسان ساخت در کنار خود دارد که به عنوان تیم‌های “محب” شناخته می‌شوند و در صورتی که افرادی دچار حادثه شوند یا تجربه تلخی از شرایط غیرمنتظره و ناگوار داشته باشند تیم‌های محب متشکل از روانشناس و مددکار، فعال و در محل مستقر می‌شوند. 

وحیدنیا یادآور شد: تیم‌های محب در ابتدا با مردم ارتباط موثری برقرار می‌کنند و امدادهای اولیه روانشناختی را به افراد درگیر ارائه می‌کنند. همچنین در مواقعی که فرد شرایط حادتری دارد، بحث غربالگری مطرح می‌شود و باید مداخلات ویژه‌ای برای آنها صورت گیرد و این امکان وجود دارد که بعد از غربالگری به مداخلات تخصصی نیاز باشد و همه این موارد جزو آن دسته خدماتی است که باید دولت‌ها آن را در اختیار مردم قرار دهند.

وحیدنیا همچنین اعلام کرد: خط مشاوره روانشناختی تلفنی ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی نیز در سراسر کشور به صورت فعال از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب آماده پاسخگویی است که مردم هزینه‌ای را به لحاظ تخصصی نمی‌پردازند و می‌توانند با مشاوران تماس گیرند.