کاهش مصرف سیگار با تحریک غیرتهاجمی مغز

تحریک غیرتهاجمی مغز مانند تحریک مکرر مغناطیسی فراجمجمه‌ای( rTMS) به کاهش تعداد دفعات سیگار کشیدن در افراد وابسته به نیکوتین کمک می‌کند.

 تحریک قشر خلفی جانبی پیش پیشانی با تحریک مکرر مغناطیسی فراجمجمه‌ای به میزان قابل‌توجهی تعداد دفعات سیگار کشیدن را کاهش می‌دهد.

یک بررسی اصولی جدید از آزمایش‌های کنترل شده تصادفی، شواهدی پیدا کرده است که تحریک غیرتهاجمی مغز ممکن است تعداد دفعات مصرف سیگار(تعداد سیگار در روز) در افراد سیگاری وابسته به نیکوتین را کاهش دهد.

نیکوتین می‌تواند سازگاری عصبی در مغز ایجاد کند که ترک سیگار را دشوار می‌کند؛ به همین دلیل محققان در جستجوی راه‌هایی برای درمان وابستگی به نیکوتین با تکنیک‌های تحریک غیرتهاجمی مغز (NIBS) هستند که با فعالیت‌های غیرطبیعی مغز مرتبط با قرار گرفتن در معرض نیکوتین مزمن مقابله کند.

در این تحقیق ۱۲ کارآزمایی تصادفی کنترل شده روش‌های تحریک غیرتهاجمی مغز را در ۷۱۰ شرکت‌کننده با وابستگی به نیکوتین مورد بررسی قرار داد و از یک روش متاآنالیز شبکه برای مقایسه مزایا و ایمنی انواع مختلف تحریک غیرتهاجمی مغز استفاده شد.

چندین تکنیک تحریک غیرتهاجمی مغز نتایج امیدوارکننده‌ای را نشان دادند اما بهترین نتایج از تحریک مغناطیسی فرا جمجمه‌ای مکرر با فرکانس بالا (rTMS) قشر خلفی جانبی پیش پیشانی (DLPFC) حاصل شد که با بیشترین کاهش تعداد دفعات سیگار کشیدن همراه بود.

جالب اینجاست که هیچ یک از تکنیک‌های تحریک غیرتهاجمی مغز که مورد بررسی قرار گرفت، در مقایسه با گروه‌های کنترل، شدت وابستگی به نیکوتین یا تمایل به آن را کاهش نمی‌داد. ممکن است افزایش فعالیت قشر خلفی جانبی پیش پیشانی باعث افزایش ترشح دوپامین، متعادل شدن سیستم پاداش و کمک به بیماران برای مقابله با تمایل ساده و علائم ترک شود.

هیچ یک از تکنیک‌های تحریک غیرتهاجمی مغز مورد بررسی با میزان کناره‌گیری از گروه‌های کنترل به‌طور معناداری متفاوت نبود و این نشان می‌دهد که این نوع درمان‌ها به خوبی تحمل می‌شوند.

نیکوتین بر آزادسازی انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز، افزایش فعالیت مغز و ترشح دوپامین تاثیر می‌گذارد. سطوح بالای دوپامین برای افراد سیگاری لذت‌بخش است. با گذشت زمان قرار گرفتن در معرض نیکوتین مزمن باعث می‌شود که مغز گیرنده‌های بیشتری برای کنترل فعالیت بیشتر مغز تولید کند.

هنگامی که سطح نیکوتین کاهش می‌یابد مانند زمانی که یک فرد سیگاری سعی می‌کند سیگار را ترک کند، فعالیت در سیستم پاداش مغز کاهش می‌یابد و باعث علائم ترک می‌شود که ادامه مصرف سیگار را ترغیب می‌کند.

یافته‌های این تحقیق در مجله علمی Addiction منتشر شده است.

افسردگی یک نفر از هر ۵ نوجوان

یونیسف می‌گوید که تقریبا از هر پنج نوجوان ۱۵ تا ۲۴ ساله در جهان، یک نفر احساس افسردگی می‌کند. این نتیجه مطالعه‌ای است که آژانس کودکان سازمان ملل و مؤسسه نظرسنجی گالوپ، ۶ ماه نخست سال جاری میلادی در ۲۱ کشور جهان انجام داده‌اند.

آمار کووید، نگرانی از آینده و قرنطینه، بر سلامت روانی کودکان و جوانان تأثیر منفی گذاشته‌اند. تقریبا همه کودکان جهان تحت تأثیر قرنطینه و تعطیلی مدارس، در امور روزمره خود دچار اختلال شده‌اند.

این گزارش نشان داد که نگرانی درباره درآمد و سلامت خانواده و آینده، باعث ایجاد حس ترس، عصبانیت و اطمینان نداشتن در نوجوانان شده است. تقریبا یک سوم کودکان کامرونی گفتند که اغلب احساس افسردگی می‌کنند یا علاقه چندانی به انجام کار‌های خود ندارند. این آمار در انگلیس، یک نفر از هر پنج کودک است و در اتیوپی و ژاپن نیز از هر ۱۰ کودک، یک نفر چنین احساسی دارد. اگرچه این یافته‌ها سطوح افسردگی را به دقت مشخص نکرده‌اند، اما نشان می‌دهند که کودکان و نوجوانان در طول همه‌گیری کرونا چه احساسی داشته‌اند.

این گزارش نشان داد که بیش از یک هفتم (۱۳ درصد) از نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله با اختلال روانی تشخیص داده شده، زندگی می‌کنند؛ یعنی ۸۹ میلیون پسر و ۷۷ میلیون دختر. ۱۸ ماه گذشته برای همه ما به‌خصوص کودکان طولانی بود؛ این را هنریتا فور، مدیر اجرایی یونیسف، گفت و افزود: «با قرنطینه‌های سراسری و محدودیت‌های مربوط به همه‌گیری، کودکان چند سال‌ جبران‌نشدنی از زندگی خود را دور از خانواده، دوستان، کلاس درس و بازی که عناصر اصلی دوران کودکی هستند، گذرانده‌اند.»

تأثیر این دوران سخت، مانند نوک کوه یخ بوده و این در حالی است که قبل از همه‌گیری نیز تعداد بسیاری از کودکان تحت فشار مسائل بهداشت روانی قرار داشتند و به آنها رسیدگی نمی‌شد. مشکلات روانی تشخیص داده شده، از جمله اضطراب، اوتیسم، اختلال دوقطبی، اختلال نقص توجه، افسردگی، اختلالات تغذیه‌ای و اسکیزوفرنی سلامت، تحصیل و آینده کودکان و جوانان را تهدید می‌کنند.

تحلیل جدید از دانشکده اقتصاد لندن نیز نشان داده که هزینه اقتصادی چنین غفلت‌هایی، ۳۸۸ میلیارد دلار در سال است. با این حال، هزینه‌کرد دولت برای سلامت روان در سطح جهان، ۲.۱ درصد از کل مبلغی است که صرف سلامت می‌شود.

در برخی از فقیرترین کشور‌های جهان، دولت‌ها کمتر از ۱ دلار برای درمان افراد مبتلا به بیماری‌های روانی هزینه می‌کنند و تعداد روان‌پزشکان متخصص کودکان و نوجوانان، کمتر از ۰.۱ در ۱۰۰ هزار نفر است. این آمار در کشور‌های ثروتمند، ۵.۵ در ۱۰۰ هزار نفر است.

در نتیجه، افرادی که در زمینه‌هایی مانند مراقبت‌های اولیه بهداشتی، آموزشی و خدمات اجتماعی کار می‌کنند، قادر به حل مسائل مربوط به سلامت روان نیستند.

هنریتا فور، تأکید می‌کند که سلامت روان، بخشی از سلامت جسم است: «در کشور‌های فقیر و ثروتمند، درک و سرمایه‌گذاری بسیار اندک در این عنصر مهم که استعداد فردی کودکان را به بیشترین شکوفایی می‌رساند، صورت می‌گیرد. این باید تغییر کند.»

“انزوا طلبی” خانواده‌ها و گذار از “جمع گرایی” به “فردگرایی”

معاون آموزشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، با اشاره به گذار خانواده‌ها از سنتی به غیر سنتی و تسریع این امر به واسطه پاندمی کووید ۱۹، گفت: در حالی که جامعه ایران، جامعه‌ای جمع گرا محسوب می‌شد اما امروزه در حال گذار از جامعه جمع گرا به جامعه فرد گرا و انزوا طلب هستیم. در این جامعه هر فردی با اطرافیان درجه یک خود و نه اقوام و فامیل معنا پیدا می‌کند و در واقع ساختار اجتماعی و سنتی ما شکننده شده است که پاندمی کووید ۱۹ این امر را تسریع کرد.

دکتر امین رفیعی پور در گفت‌وگو با ایسنا، گذار خانواده‌ها از جامعه “جمع گرا” به “فرد گرا” را بسیار آسیب زننده دانست و اظهار کرد: شرایط جامعه به سمتی رفته است که مردم در حال تشکیل خانواده‌های هسته‌ای خاص خود هستند و در این راستا ارتباطات خود را با خانواده‌های وابسته به حداقل می‌رسانند. این امر می‌تواند ریشه در بسیاری از موارد داشته باشد و البته پاندمی کووید ۱۹ نیز این امر را  تسریع کرد.

این روانشناس با بیان اینکه گسترش خانواده‌های هسته‌ای و کاهش ارتباط افراد با خانواده‌های وابسته، مردم را به سمت انزوا طلبی برده است، ادامه داد: البته مسائل دیگری نیز در این انزوا طلبی نقش داشته و نمی‌توان تنها یک فاکتور را در آن موثر دانست. در واقع شرایط اقتصادی و اجتماعی، ساختار فرهنگی جامعه و تاثیر رسانه‌ها در این امر نقش داشته و باعث شده جامعه انسانی به سمت انزوا طلبی حرکت کند.


رفیعی پور با تاکید بر اینکه ایرانی‌ها از گذشته زندگی جمعی داشته و متاسفانه اکنون در حال فاصله گرفتن از زندگی جمعی خود و رسیدن به فرد گرایی هستند، افزود: این یک گذار فرهنگی است که خانواده‌ها را از سنتی به غیر سنتی می‌کشاند، به طوری که فرد به جای برقراری ارتباط با خویشان و اقوام،  با افرادی ارتباط برقرار می‌کند که ممکن است اشتراکاتی با او داشته باشند چراکه در صورت بروز اختلاف در این ارتباطات، کنار گذاشتن چنین افرادی بسیار راحت‌تر از کنار گذاشتن اقوام و فامیل است. از سوی دیگر آسیب‌های این قطع ارتباط با افراد دیگر کمتر از آسیب‌های قطع ارتباط با خویشان است اما در عین حال روابط این چنینی نیز بسیار عمیق نیست.

معاون آموزشی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، این گذار فرهنگی را قابل تغییر دانست و تصریح کرد: این یک فرآیند طبیعی نیست بلکه یک ساختار فرهنگی است و فرهنگ قابل آموزش و تغییر است. قطعا با کمک خانواده ها می‌توان آن را تغییر داد. خانواده‌ها باید از همان ابتدا فرزندان خود را با هم‌سالان رشد دهند و ارتباطات فامیلی خود را به شکل قوی حفظ کنند. فرزندان باید ارتباطات اجتماعی خوبی با اقوام برقرار و اقوام نیز باید همدلی خود را حفظ کنند.

رفیعی پور در پایان سخنان خود تاکید کرد: زمانی که افراد دچار عارضه و مشکلی می‌شوند، اگر شبکه حمایت اجتماعی قوی داشته باشند و افرادی در اطراف آنها باشند که از آنها حمایت کنند؛ سطح استرس و اضطرابشان کاهش پیدا می‌کند. از طرفی وجود این شبکه اجتماعی قوی باعث می‌شود که از افسردگی افراد جلوگیری شود. از این رو است که توصیه می‌کنیم اعضای خانواده با اقوام و خویشان خود تعامل، گفتگو و ارتباطات قوی داشته باشند تا بتوانند ارتباطات اجتماعی و شبکه حمایت اجتماعی خود را حفظ کنند.

ذهن‌آگاهی مانع ابتلا به افسردگی و اضطراب می‌شود

استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان گفت: ذهن‌آگاهی یا بهشیاری به معنای بودن در زمان حال است و کسانی که مدام به گذشته فکر می‌کنند، یا نگران آینده هستند، مهارت ذهن‌آگاهی ندارند و دچار افسردگی و اضطراب می‌شوند.

مریم تفنگچی، استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان و مؤسسه آموزش عالی هشت بهشت در گفت‌وگو با خبرگزاری ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: منظور از ذهن‌‌آگاهی یا بهشیاری، بودن در زمان حال است، یعنی تمام حواس خود را در زمان حال حفظ کنیم، بدون اینکه راجع به  خود قضاوتی داشته باشیم. بسیاری از ما انسان‌ها علی‌رغم زندگی روزمره، در هشیاری کامل به سر نمی‌بریم و بعضاً می‌گوییم دچار آلزایمر شده‌ایم، وسایل‌مان را جا می‌گذاریم، مسیرمان را گم می‌کنیم یا اشتباه می‌رویم، یا مشغول انجام کاری هستیم و متوجه زنگ تلفن یا آمدن کسی نمی‌شویم. بسیاری از افرادی هم که دچار اضافه وزن هستند، می‌گویند وقتی عصبی می‌شوند، شروع به پرخوری می‌کنند. همه این موارد، نمونه‌هایی از ناهشیاری است و نشان می‌دهد که چقدر از بودن در لحظه دور شده‌ایم.
  وی افزود: وقتی در حال خوردن غذا هستیم، اگر تمام حواس ما در آن لحظه متوجه همین کار باشد که می‌خواهیم گرسنگی خود را برطرف کنیم و از غذای‌مان لذت ببریم، هم لذت نصیب‌مان می‌شود و هم میزانی از غذا را مصرف می‌کنیم که نیاز داریم، ولی اگر در زمان غذا خوردن مشغول افکار دیگری بوده و در هشیاری کامل نباشیم، اگرچه عملاً در حال خوردن غذا هستیم، ولی هدف از آن جست‌وجوی آرامش برای افکاری است که در ذهن داریم و ممکن است باعث پرخوری شود.

استاد مؤسسه آموزش عالی هشت بهشت تصریح کرد: ذهن‌آگاهی یعنی اینکه در هر لحظه متوجه کاری که در حال انجام دادن آن هستیم باشیم و نیز آگاهی از تمام حواسی که داریم. این انتظار وجود ندارد که افراد بگویند تمام محرک‌هایی را که از محیط دریافت می‌کنند، مورد پردازش قرار می‌دهند و آنها را درک می‌کنند. این کار غیرمعقول است. بسیاری از افراد می‌گویند خیلی درس می‌خوانند، ولی در حافظه‌شان نمی‌ماند و مثل این است که اصلاً درس نخوانده‌اند. دلیلش همان ناهشیار بودن و نداشتن ذهن‌آگاهی است، وقتی درس می‌خوانند، ذهن‌شان بر موضوع درس متمرکز نیست.

تفنگچی با بیان اینکه توجه و تمرکز، عنصر اصلی ذهن‌آگاهی هستند، گفت: ذهن به‌گونه‌ای است که هیچ‌گاه خاموشی ندارد و حتی در زمان خواب نیز فعال است، مهم اهمیت دادن یا ندادن به افکاری است که مدام به ذهن خطور می‌کند. وقتی مشغول انجام کاری هستیم، ممکن است صداهای مختلفی بشنویم، یا چیزهای مختلفی از کنار حواس ما رد شود و ذهن شروع به پردازش آنها کند، ولی در عین حال توجه ما بیشتر معطوف به همان کاری است که انجام می‌دهیم. این از ذهن‌آگاهی نشئت می‌گیرد. بسیاری از مشکلاتی که دچار آن هستیم، برای این است که در لحظه زندگی نمی‌کنیم.

وی بیان کرد: یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث می‌شود افراد به سمت اختلالات یا آسیب‌های روانی بروند، نداشتن ذهن‌آگاهی است.

وقتی افراد زیاد به گذشته فکر می‌کنند و از اکنون خود خبر ندارند، این موضوع آنها را به سمت غم، افسردگی و ملال خلق سوق می‌دهد. از طرف دیگر، کسانی که همیشه نگران آینده هستند، طبیعتاً در زمان حال زندگی نمی‌کنند و این دلواپسی، آنها را به فردی مضطرب تبدیل می‌کند. نه گذشته و نه آینده در اختیار ما نیست و باید برنامه‌هایی را که در زمان حال چیده‌ایم، پیش ببریم. سلامت روان ارتباط مستقیمی با سلامت جسمانی دارد. کسانی که به‌‌دلیل نداشتن ذهن‌آگاهی، مدام دنبال پیش‌بینی آینده هستند، دچار اضطراب می‌شوند و اضطراب تأثیر مستقیمی بر جسم دارد، از جمله بر دستگاه گوارش، سردردهای میگرنی، سردردهای تنشی و قلب و عروق اثرگذار است و مشکلات خواب را نیز باعث می‌شود.

استاد روانشناسی دانشگاه آزاد اصفهان با بیان اینکه مهارت ذهن‌آگاهی در آیین بودا ریشه دارد، افزود: اولین بار دانشمندی به نام جان کابات زین این مهارت را مطرح کرد. یکی از کارهایی که برای شروع تمرین ذهن‌آگاهی توصیه می‌شود، داشتن تمرکز و توجه بر روی حواس است، مثلاً طبق برنامه شروع به تمرکز روی خوردن می‌کنیم و تا زمانی که مشغول خوردن چیزی هستیم، آن را حس می‌کنیم، یا موقع خوردن غذا، به تک‌تک مزه‌هایی که در آن وجود دارد، توجه نشان می‌دهیم. بعد از آن به سراغ تمرین حس لامسه می‌رویم و هر کدام از حواس را یکی یکی تمرین می‌کنیم و به آنها توجه نشان می‌دهیم.

وی ادامه داد: ذهن‌آگاهی مهارتی است که با تمرین به‌دست می‌آید. برای مثال، فردی که دچار اضافه وزن است و با رژیم‌های مختلف نمی‌تواند لاغر شود، با مهارت ذهن‌آگاهی می‌تواند خود را در پروسه لاغری قرار دهد و از آن خارج نشود، یعنی حواسش باشد که چقدر و برای چه می‌خورد، آیا گرسنه بوده که شروع به خوردن کرده است و اگر گرسنه نبوده، دلیلی نداشته که بخواهد چیزی بخورد. همچنین ممکن است فردی وقتی با کسی دعوا می‌کند، تا چند روز احساس خوشی و آرامش نداشته باشد.

با مهارت ذهن‌آگاهی به او یاد می‌دهیم افکاری که به سراغش می‌آید، مربوط به گذشته است، نمی‌گوییم اصلاً به آنها فکر نکند، چون این کار امکان‌پذیر نیست، ولی از او می‌خواهیم که به آنها توجه نشان ندهد.

کدام ویژگی شخصیتی موجب جوانی می‌شود؟

 نتایج تحقیق جدید نشان می‌دهد، خودکنترلی با کندتر شدن سن مرتبط است.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از اییسنا، افرادی که بهتر می‌توانند افکار، احساسات و رفتاهای خود را کنترل کنند در ۴۵ سالگی مغز و بدن بیولوژیکی جوان‌تری دارند. در واقع افرادی که خودکنترلی بالاتری دارند جوان‌تر به نظر می‌رسند حتی می‌توانند سریع‌تر راه بروند.

البته افرادی که تا حدودی خود را فاقد کنترل می‌دانند نباید ناامید شوند و بدانند خودکنترلی دشوار نیست و می‌توان آن را آموخت. علاوه بر این، میانسالی برای ایجاد تغییراتی مانند آغاز ورزش کردن و ترک کردن سیگار دیر نیست.

این نتیجه‌گیری از مطالعه ۱۰۰۰ نفر در نیوزیلند حاصل شده است که از بدو تولد مورد ردیابی قرار گرفته‌اند. هدف از این مطالعه این بود که دریابند آیا خودکنترلی به افراد کمک می‌کند تا برای سالمندی آماده شوند.

دکتر ریچموند-راکرد، محقق این تحقیق توضیح داد: جمعیت ما در حال پیرشدن است و عمر طولانی‌تر با بیماری‌های مرتبط با سن ارتباط دارد.

شناسایی راه‌هایی که به افراد کمک کند با موفقیت برای چالش‌های بعدی زندگی آماده شوند و سال‌های بیشتری را بدون ناتوانی زندگی کنند، مهم است.

ما دریافتیم که کنترل خود در مراحل اولیه زندگی می‌تواند به افراد برای پیری سالم کمک کند.

افراد مورد مطالعه از حدود سه تا ۴۵ سالگی ردیابی شدند. در کودکی خودکنترلی اندازه‌گیری شد و در بزرگسالی مغز و بدن از نظر علائم فیزیولوژیکی پیری مورد آزمایش قرار گرفت.

نتایج نشان داد، افرادی که در دوران کودکی خود را کنترل می‌کردند سریع‌تر قدم می‌زدند و در بزرگسالی چهره‌ای جوان‌تر و بدنی سالم‌تر داشتند.

محقق دیگر این تحقیق، پروفسور تری موفیت گفت: همه از پیری بیمار، فقیر و تنها می‌ترسند بنابراین پیری خوب مستلزم آمادگی جسمانی، مالی و اجتماعی است. ما دریافتیم افرادی که از دوران کودکی خودکنترلی دارند نسبت به هم سن‌وسالان خود آمادگی بیشتری برای عمر طولانی‌تر دارند.

روش‌های علمی مختلفی برای بهبود خودکنترلی وجود دارد که شامل تایید خود، مشغول بودن، احساس سپاسگزاری، تفکر انتزاعی، اجتناب از گناه و تلاش است.

ابتلا به کووید-۱۹ تفکر را مختل می‌کند!

تاثیرات طولانی‌مدت بیماری کووید همچنان کل جهان را درگیر کرده است، البته کووید طولانی که از آن می‌ترسیم و زندگی را تغییر می‌دهد، موضوعی متفاوت است و مورد بررسی شده کنونی، تجربه متوسط تا شدید از کووید است که به محض پایان بیماری خاتمه می‌یابد.

به نقل از نیوز، بیش از یک سال پس از ظهور این ویروس همچنان دانشمندان در حال بررسی تاثیرات بیماری بر نارسایی اندام‌ها تا تغییرات شناختی هستند.

۶۰  درصد افراد بعد از ابتلا به کووید-۱۹ در تفکر مشکل دارند

مرکز علوم بهداشتی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، ۲۹ جولای در کنفرانس بین‌المللی انجمن آلزایمر گزارش کرد، این ویروس موجب شده است که ۶۰ درصد بهبودیافتگان در فکر کردن مشکل داشته باشند.

گابریل د اراسکین، متخصص مغز و اعصاب از موسسه Glenn Biggs در مرکز علوم بهداشتی در زمینه آلزایمر و بیماری‌های عصبی اظهار کرد: «مشکلات تفکر حتی در بیماران بهبودیافته کووید-۱۹ که فقط سرماخوردگی خفیف یا بیماری تنفسی را تجربه کردند نیز مشاهده شده است.

شایان‌ذکر است، شرکت‌کنندگان این تحقیق ۶۰ سال به بالا هستند و حدود سه تا پنج سال آینده پیگیری خواهند شد.

بیش از ۴۰۰ بزرگسال در آرژانتین در این مطالعه شرکت کردند و از بین آنان، ۶۰ درصد که از این ویروس بهبود یافته بودند تا حدی اختلال شناختی از خود نشان دادند.

از هر سه نفر یک نفر دچار مشکلات شدید بود

دکتر د اراسکین در ادامه توضیح داد: فقدان مداوم حس بویایی با تغییرات مغزی همراه است. هنگامی که ویروس بر پیاز بویایی تاثیر می‌گذارد و باعث ایجاد اثراتی در آن می‌شود – تغییراتی که با تصویربرداری مشاهده می‌شود- سایر نقاط مغز که به آن متصل هستند نیز از نظر عملکرد یا ساختار یا هر دو غیر طبیعی می‌شوند.

این گروه همچنین شرکت‌کنندگان را از نظر آنوسمی، از دست دادن حس بویایی ارزیابی کردند. پیاز بویایی، حاوی سلول‌های مغزی است که به بو واکنش نشان می‌دهند و مکان اولیه‌ای است که ویروس کووید-۱۹ از طریق آن وارد سیستم عصبی می‌شود.

دکتر د ایروسکین گفت: از ۶۰ درصد بیماران بهبود یافته کووید-۱۹ که دارای اختلال شناختی بودند، از هر سه نفر یک نفر دارای اختلال شناختی شدید بود که این مورد را می‌توان «سندرم زوال عقل» نامید، زیرا شبیه زوال عقل است اما ممکن است مداوم یا پیشرونده نباشد.

با تعطیلی مدارس سلامت روان دانش‌آموزان در خطر است

تعطیلی طولانی مدت مدارس، خانه نشینی دانش‌‌آموزان و حضور در دنیای مجازی به لحاظ سلامت روان دانش‌آموزان را تهدید می‌کند و هم‌اکنون انزوا، ترس از بازگشت به مدرسه و… به عنوان تبعات جدی، تعطیلی طولانی مدت مدارس مطرح است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، پس از حدود 18 ماه تعطیلی مدارس و محقق نشدن کیفیت آموزش در بستر مجازی، هم‌اکنون بیشتر کارشناسان در این موضوع اشتراک نظر دارند که  باید منتظر اُفت تحصیلی پنهان و ترک تحصیل‌ باشیم.

از سوی دیگر برخی والدین، مهارت و امکانات لازم برای مشارکت در آموزش فرزندانشان را ندارند، طراحی و تولید محتوای آموزشی چندرسانه‌ای که نیازهای دانش آموزان را برطرف کند، نوپاست و راهی طولانی برای رسیدن به بلوغ و جایگزینی با آموزش حضوری در کلاس درس دارد.

البته این فقط یک روی سکه است و مشکل جدی‌تر، آسیب‌های روحی، روانی و جسمی دانش‌آموزان به دنبال این خانه نشینی است، با تعطیلی مدارس ارتباطات اجتماعی دانش‌آموزان محدود شد و هم‌اکنون انزوا، ترس از بازگشت به مدرسه و آسیب سلامت روان دانش‌آموزان به عنوان تبعات جدی، تعطیلی طولانی مدت مدارس مطرح است.

کارکرد مدرسه صرفاً آموزش و انتقال مفاهیم نیست بلکه کارکرد مهمتر آن، رشد اجتماعی، یادگیری مهارت‌های زندگی، ارتباط با همسالان، حل مشکلات، مدارا و صبر و …. است که با آموزش مجازی، ماندن در خانه و ارتباط محدود با والدین محقق نمی‌شود.

همچنین برخی روانشناسان در خصوص انزوا و خانه‌نشینی دانش‌آموزان و عوارض بلندمدت آن هشدار می‌دهند. بر این اساس عده‌ای از والدین معتقدند بازگشایی مدارس و برگزاری کلاس‌های حضوری باید صورت پذیرد.

در فیلم زیر دکتر «امین رفیعی‌ پور، روانشناس» درباره تبعات تعطیلی مدارس و تکیه صرف به آموزش مجازی و تهدید سلامت روان دانش‌آموزان ، نکاتی را به خانواده‌ها هشدار می‌دهد:

فقر در سالمندی ۲ برابر سایر رده‌های سنی است

موضوع سالمندی در دنیا به عنوان انقلاب خاموش یاد می‌شود و اگر درباره آن فکر و برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند سیمای جوامع بشری را دگرگون کند.

سالمندی

بحث سالمندی در دنیا و کشور یکی از بحث‌هایی است که می‌تواند هم به عنوان یک فرصت دیده شود و هم به عنوان یک تهدید. اگر عزم جدی در این زمینه نداشته باشیم، قطعا اهتمامی که سیستم بهداشت و درمان در سنوات گذشته در افزایش عمر جامعه داشته، قطعا در سال‌های آتی به عنوان یکی از بحران‌های جدی فراروی سازمان‌ها و وزارتخانه‌هایی که متولی امر سلامت، رفاه، بیمه  و تامین اجتماعی و سالمندان هستند، خواهد بود.
  موضوع سالمندی در دنیا به عنوان انقلاب خاموش یاد می‌شود و اگر درباره آن فکر و برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند سیمای جوامع بشری را دگرگون کند. متاسفانه از آنجایی که بخش زیادی از سالمندان جامعه دیده نمی‌شوند، مشکلات‌شان در صدر و اولویت دولت‌های گذشته نبوده و بیم می‌رود که موفقیت‌مان در افزایش عمر افراد، در سال‌های آینده یکی از چالش‌های جدی دولت‌ها شود.

ما نتوانستیم مشکل جوانان را ساماندهی کنیم، در حالی که مشکلات سالمندان به مراتب بیشتر خواهد شد. در دنیا طی ۵۰ ساله گذشته افزایش جمعیت به صورت بطئی بوده است و در کشورهای توسعه‌یافته مدت زمان دو برابر جمعیت از ۱۰ درصد به ۲۰ درصد سالمندان ۱۰۰ سال طول کشیده، اما در کشور ما این افزایش جمعیت فقط ۲۰ سال زمان دارد و آمادگی تهیه زیرساخت را برای این جمعیت نداشتیم.   


در ۱۳۳۵، ۲ میلیون و ۴۰۰ سالمند بالای ۶۰ سال داشتیم اما  در ۱۴۳۵ به ۳۳ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر می‌رسد. یعنی طی یک قرن میزان جمعیت سالمند ما ۲۴ برابر شده است. 

در این مدت جمعیت سالمند نیازمند خدمت ویژه یعنی افراد بالای ۸۰ سال بسیار بیشتر شده است. در سال ۱۳۸۵ فقط ۶۰۰ هزار سالمند بیش از ۸۰ سال داشتیم، اما در سال ۱۴۳۰ این عدد به ۳.۵ میلیون نفر جمعیت سالمندی می‌رسد که بخشی از آنها خانواده‌ای نخواهند داشت. تجرد قطعی اکنون ۸۰ هزار سالمند است، اما در سال ۱۴۳۰ به دلیل عدم ازدواج‌هایی که اکنون می‌بینیم، تجرد قطعی به بیش از ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در سالمندان می‌رسد. وقتی اینها را کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم که نیروی مراقب کافی در حوزه سالمندی نخواهیم داشت.

سالمندان فعلی ما به طور میانگین ۵.۵ فرزند به دنیا آورده اند و فرزندی دارند که از آنها مراقبت کنند، اما در آینده وضعیت اینگونه خواهد شد. از طرفی جمعیت سالمند شهرنشین ما در حال افزایش است. در سال ۱۳۸۵، ۶۴ درصد سالمندان شهرنشین بودند که در سال ۱۳۹۵ به ۷۲ درصد رسیده است. دولتمردان ما باید دغدغه بیشتری در زمینه سالمندی داشته باشند. با توجه به اینکه  تقریبا ۴۵ درصد سالمندان فعلی کشور مستمری‌بگیر هستند و ۵۵ درصد درآمد و مستمری لازم را برای دوره سالمندی ندارند. باید اقدامات جدی‌تری در حوزه سالمندی انجام دهیم.

وضعیت بیمه‌ای ما در حوزه سالمندی هم مقداری نگران‌کننده است. هرچند در حوزه بیمه پایه بر اساس آمار سال ۱۳۹۵ حدود ۹۴ درصد سالمندان بیمه پایه داشتند. اما بیمه پایه نیازهای دوره سالمندی را تامین نمی‌کند. و فقط ۳۱ درصد سالمندان ما از بیمه تکمیلی برخوردار بودند. که میزان آن در روستاها ۱۲ درصد بوده و ۸۸ درصد سالمندان روستایی ما بیمه ندارند.

در عین حال متاسفانه فقر در جامعه سالمندی دو برابر سایر رده‌های سنی است و این میزان فقر در زنان سالمند بیشتر است.

 اگر در کل سالمندان ۲۵ درصد از فقر نسبی رنج می‌برند. در زنان سالمند میزان فقر ۴۰ درصد است. و در مردان سالمند ۱۹ درصد است. همچنین ۳۷ درصد از سالمندان آسیب پذیر از فقر رنج می‌برند و این میزان در سیستان و بلوچستان به ۷۰ درصد و در تهران و البرز کمتر از ۱۰ درصد  است.


وضعیت مالکیت مسکن در سالمندی بدتر می‌شود.

در سال ۱۳۸۵، ۹۰ درصد سالمندان ما مسکن شخصی داشتند اما در ۱۳۹۵  این میزان به ۸۲ درصد رسیده است. اتفاق خوبی که در این سال‌ها رخ داده، وضعیت سواد و تحصیلات سالمندان بوده است. در سال ۱۳۸۵، ۳۲ درصد سالمندانمان باسواد بودند اما در سال ۱۳۹۵ این میزان به ۴۶ درصد رسیده است و این آمار در کشور رو به افزایش است. البته در زمینه تحصیلات در دنیا در بین ۹۷ کشور، رتبه ۶۸ را داشتیم و ۲۴ درصد سالمندان ما سواد راهنمایی و بالاتر را داشتند، اما هنوز با کشورهای توسعه یافته فاصله زیادی داریم. این میزان در نروژ، آلمان و چک ۱۰۰ درصد بوده است.

متاسفانه در سال ۱۳۸۵،   ۲۴ درصد سالمندان ما شاغل بودند اما در سال ۱۳۹۵، به ۱۸ درصد رسید. قطعا فرآیند بازنشستگی تدریجی می‌تواند نقش زیادی در این وضعیت داشته باشد. البته در طی سنوات گذشته اتفاقات خوبی در حوزه سالمندی داشتیم، اما در حوزه نیروی متخصص در بخش سالمندی عقب‌ماندگی ۵۰ ساله داریم.


واکسیناسیون سالمندان


در خصوص واکسیناسیون علی رغم تلاش‌های انجام شده، اما یک بخشی از سالمندان مغفول واقع شدند. به خصوص ۲۰ درصدی از سالمندان که در خانه روی تخت هستند. قطعا یکی از برنامه‌های وزارت بهداشت باید در این زمینه باشد. مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۳ دولت را مکلف به تاسیس شورای ملی سالمندی و برنامه‌های سالمندی کرده. اما این شورا طی ۱۷ سال به سند ملی سالمندی رسیده که هنوز این سند برنامه اقدام ندارد. باید به سرعت اقدام کنیم اگر امروز در حوزه سالمندی اقدام نکنیم، فردا دیر است.

قطعا وزارت بهداشت و حوزه‌های مشغول در حوزه سالمندی، نگاهشان به برنامه‌های ایده‌آلی که انجام شده و موفق بوده است. در زمینه مراقبت جوانان از سالمندان، کاری در دنیا انجام شده با عنوان بانک زمان. در این برنامه افرادی که در دوره جوانی و میانسالی که از سلامت کامل برخوردار هستند. خدمات و مراقبت‌های دوره سالمندی را انجام می‌دهند. از سال گذشته این الگو در مجموعه وزارت دفاع و نیروهای مسلح و تامین اجتماعی این کار شروع شد. و اکنون در حال تهیه پیوست‌های آن هستند که به زودی در این سازمان شروع می‌شود.

در زمینه سن بازنشستگی، به طور میانگین در کشور ما سن بازنشستگی ۵۲ سال است. و سن سالمندی ۶۰ سال است. هرچند که با توجه به افزایش امید به زندگی در کشور دنبال این هستند که سن سالمندی هم افزایش یابد. با این حال از آنجایی که افراد تا ۷۰ تا ۷۵ سالگی افتاده نیستند، سن بازنشستگی می‌تواند افزایش یابد. و قطا افزایش سن بازنشستگی می تواند کمک کند. در زمینه اشتغال بعد از بازنشستگی هم باید سازمان های متولی امر رفاه پاسخ دهند.

این علائم بیانگر هوش بالای کودکان است!

 نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی ما از دوران کودکی تا بزرگسالی قابل ردیابی هستند. به‌عنوان‌مثال، تسلط کلامی در کودکی چندین دهه بعد نشانه‌ای از هوش بالاتر است.

به نقل از سایکولوژی نیوز، محققان دریافتند، کودکان پرحرف در بزرگسالی از نظر کلامی روان هستند، کودکان فروتن در بزرگسالی خود را کوچک می‌بینند و کودکان تکانشی به بزرگسالان تکانشی تبدیل می‌شوند.

این نتایج از تحقیق بر روی ۲۴۰۰ کودک در هاوایی با رتبه‌بندی شخصیت آنان حاصل شده است. ۱۴۴ نفر از این تعداد حدود ۴۰ سال بعد ردیابی و با آنان مصاحبه شد.

دکترکریستوفر ای ناو، محقق این تحقیق اظهار کرد: شخصیت افراد در بزرگسالی تحت تاثیر شخصیت کودکی است و این امر اهمیت درک شخصیت را نشان می‌دهد زیرا در هر زمان و شرایطی همراه ماست.

چهار ویژگی شخصیتی که محققان در کودکان مورد بررسی قرار دادند، روانی کلام، سازگاری، تکانش‌پذیری و فروتنی بود.

نتایج نشان داد که بزرگسالان صفات بسیاری از دوران کودکی خود از چهار دهه قبل داشتند.

کودکان سازگار به بزرگسالان شاد و کنجکاو تبدیل شدند. بااین‌حال، آنانی که در کودکی سازگار نبودند، افرادی خجالتی شدند و درباره خود موارد منفی می‌گفتند.

افرادی که در دوران کودکی خود را کمتر از دیگران برآورد می‌کردند در بزرگسالی خود را حقیر و متزلزل می‌دانستند.

تسلط کلامی در کودکان به رفتارهای ماهرانه و مسلط در بزرگسالی تبدیل می‌شود. افرادی که در کودکی از نظر کلامی مسلط نبودند وقتی در بزرگسالی با مشکلات روبرو شدند، تسلیم شده و از دیگران مشاوره گرفتند.

سرانجام، کودکان تکانشی به بزرگسالانی تبدیل شدند که با صدای بلند صحبت می‌کردند و علایق گسترده‌ای داشتند. کودکانی که به‌عنوان افراد غیر تکانشی رتبه‌بندی شدند به بزرگسالانی تبدیل شدند که عموما ترسو یا کمرو بودند و اغلب ابراز ناامنی می‌کردند.

دکتر ناو گفت: شخصیت در درون ما زندگی می‌کند و بخشی از ما و بیولوژی ماست.

رویدادهای زندگی همچنان بر رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد و باید قدرت شخصیت را در درک رفتارهای آینده  تصدیق کنیم.

این مطالعه در نشریه Social Psychological and Personality Science  منتشر شده است.

عوامل شخصیتی که کارایی واکسن کووید ۱۹ را تعیین می‌کند!

 نتایج مطالعات انجام شده با سایر واکسن‌ها نشان می‌دهد عوامل زیادی می‌تواند بر پاسخ ایمنی بدن در واکنش به واکسیناسیون تاثیر داشته باشد؛ یکی از این عوامل ممکن است خلق‌وخوی فرد باشد.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، دیدگاه مثبت می‌تواند واکنش بدن ما به واکسیناسیون را افزایش دهد. آنا مارسلند، روانشناس دانشگاه پیتسبورگ در پنسیلوانیا، اظهار کرد: در حالی که این مورد با واکسن‌های کووید ۱۹ بررسی نشده اما نتایج تحقیقات پیشین که به ارتباط روحیه با واکسن‌های مختلف پرداخته‌، می‌تواند بینشی در مورد عوامل موثر بر واکسن کووید ۱۹ نیز ارائه دهند.

مارسلند گفت: می‌دانیم افراد مثبت‌اندیش، شاد و پرانرژی پاسخ بهتری به واکسن‌ها نشان می‌دهند.

وی افزود: نتایج برخی از تحقیقات من نشان داده افرادی که این گرایش‌های مثبت را دارند، نسبت به واکسن هپاتیت B بهتر پاسخ نشان می‌دهند؛ همچنین در برابر این بیماری بهتر محافظت می‌شوند.

به گفته او تحقیقی که در سال ۲۰۱۷ توسط محققان دانشگاه ناتینگهام انجام شد، نتایج مشابهی در مورد تزریق واکسن آنفلوآنزا ارائه کرد و مشخص شد که تاثیر خلق‌وخوی فراتر از یک فرد ذاتا شاد است. یکی از جنبه‌هایی که در مطالعه مورد بررسی قرار گرفت، حال و هوای شرکت‌کنندگان در روز دریافت واکسن بود.

مارسلند می‌گوید: خلق‌وخوی روز دریافت واکسن با میزان پاسخ به واکسن آنفلوآنزا مرتبط است. بنابراین افرادی که در این روز مثبت‌تر می‌اندیشند، در واقع پاسخ بیشتری به واکسن آنفلوآنزا نشان می‌دهند.

فعالیت‌های مارسلند در زمینه‌ای به نام روان‌درمانی و ایمونولوژی است که نحوه تعامل سیستم عصبی مرکزی و سیستم ایمنی را بررسی می‌کند.

وی بیان کرد: ما که در این زمینه فعالیت می‌کنیم به ارتباط عوامل روان‌شناختی و شیوه زندگی با خطر ابتلا به بیماری‌های عفونی و پاسخ به واکسیناسیون علاقه‌مند هستیم و فکر می‌کنم کارهایی که ما انجام داده‌ایم، مربوط به همه‌گیری فعلی بوده است.

نتایج تحقیقات نشان داد در حالی که احساس خوب ممکن است با پاسخ ایمنی بهتر یا سریع‌تر مرتبط باشد، از سوی دیگر استرس، پاسخ ایمنی را مختل می‌کند.

عوامل موثر بر ایمن‌سازی

آنلیس مدیسون، دانشجوی دکتری کالج پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو و محقق اصلی مطالعه منتشر شده در نشریه Perspectives on Psychological Science، نتایج مطالعات مختلف بر عوامل موثر بر ایمن‌سازی در سایر واکسن‌ها را شرح داده است.

وی اظهار کرد: ۴۹ آزمایش بالینی مختلف انسانی را بررسی کردیم که نشان داد به‌ طور کلی مواردی مانند استرس مزمن، اضطراب، افسردگی، رفتارهای مانند کم‌تحرکی، سیگار کشیدن، مصرف بیش از حد الکل و رژیم غذایی نامناسب می‌تواند بر پاسخ آنتی‌بادی و سلول‌های تی تاثیر منفی بگذارند.

نتایج هیچ یک از این مطالعات نشان نداد که این عوامل می‌تواند اثرات محافظتی واکسن را به‌ طور کامل نفی کند اما مشخص شد که این عوامل می‌تواند با افزایش تدریجی ایمنی یا سطح پایین‌تر آنتی‌بادی‌های تولید شده ارتباط داشته باشد.

یکی از جالب‌ترین نمونه‌هایی که استرس را به‌ عنوان یک عامل کلیدی برجسته می‌کند، مطالعه‌ای بود که روی دانشجویان پزشکی در یک دوره زمانی بسیار استرس‌زا هنگام امتحانات انجام شد.

مدیسون ادامه داد: محققان دانشجویان جوان و سالم پزشکی را با واکسن هپاتیت B واکسینه کردند و مهمتر این که واکسن هپاتیت B بسیار موثر است و کارایی آن تقریبا با واکسن کووید برابر است. آنان دریافتند دانشجویان پزشکی که در طول دوره امتحان سه روزه استرس و اضطراب بیشتری داشتند، در افزایش سطح آنتی‌بادی‌های محافظتی بالینی نیز زمان بیشتری صرف کردند.

دلیل این‌که نمی توانید بلافاصله پس از دریافت واکسن کووید ۱۹ دیگران را در آغوش بگیرید، این است که برای ایجاد ایمنی توسط واکسن در سیستم بدن زمان لازم است. محققان معتقدند که سرعت رشد ایمنی می‌تواند تحت تاثیر عوامل شخصی قرار گیرد.

مدیسون می‌گوید: به‌ عنوان‌ مثال در صورت وجود استرس مزمن ممکن است بیش از ۲ هفته طول بکشد تا مصونیت پیدا کنید.

تغییر روحیه کوتاه‌مدت یا بلندمدت؟

در این مطالعه سطح استرس و حمایت اجتماعی دانشجویان به صورت گروهی در طول سال تحصیلی تقریبا مشابه بود و نشان می‌دهد که واکنش مختلف به واکسن مربوط به دوره امتحان و سطح استرس در زمان واکسیناسیون است.

نتایج یک مطالعه دیگر نشان داد که سطح استرس در ۱۰ روز پس از واکسیناسیون ممکن است از ۲ روز قبل از دریافت واکسیناسیون مهمتر باشد(موردی که دلگرم کننده است). با توجه به این‌که بسیاری از افرادی که واکسن کووید ۱۹ را دریافت کرده‌اند، بعد از تزریق احساس تسکین و استرس کمتری داشتند.

نتایج این تحقیق با توجه به آسیب روانی و استرس ناشی از همه‌گیری و فاصله‌گذاری اجتماعی بسیار مهمتر است چون بسیار دشوار است که در طول یک بیماری همه‌گیر جهانی تحت فشار قرار نگیریم.

مدیسون ابراز کرد: برای افرادی که با افسردگی یا اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند(نتایج مطالعات نشان داده است که افسردگی طی همه‌گیری بیش از حد معمول رخ داده است) دریافت واکسن ممکن است سیگنالی برای تجمع و مشارکت در مراقبت از خود ازجمله جستجوی مراقبت‌های بهداشت روانی باشد.

حمایت اجتماعی

نتایج مطالعات دیگر نشان می‌دهد که حمایت اجتماعی در زمان واکسیناسیون به افزایش پاسخ‌های ایمنی کمک می‌کند.

مدیسون می‌گوید: حمایت اجتماعی واقعا می‌تواند در برابر تاثیر منفی استرس بر بدن و سیستم دفاعی بدن ما موثر باشد بنابراین واقعا سعی می‌شود ارتباط اجتماعی را در  زمان واکسیناسیون در اولویت قرار دهید.

خواب

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که عامل مهم دیگر خواب است.

مارسلند تاکید کرد: در واقع شواهد قانع‌کننده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد خواب با میزان پاسخ آنتی‌بادی به واکسیناسیون ارتباط دارد.

در یکی از تحقیقات انجام شده در مقاله مدیسون، افراد جوان که ۳۶ ساعت بعد از دریافت واکسن هپاتیت A اجازه خوابیدن نداشتند، یک ماه بعد نیمی از آنتی‌بادی‌های خود را در مقایسه با افرادی که بعد از تزریق واکسن به آنها اجازه خواب کامل شبانه داده شد از دست داده بودند.

مارسلند توصیه کرد: افرادی که در زمان دوز بعدی واکسن  کووید-۱۹ قرار دارند، سعی ‌کنند خوابی راحت داشته باشند و در زمان واکسیناسیون زیاد خسته نباشند.

تاثیر عوامل روانی و رفتاری بر کارایی واکسن کووید-۱۹

هر دو دانشمند گفتند که باید تحقیقات بیشتری در مورد این پدیده‌ها و نحوه تعامل آنها با واکسن‌های کووید ۱۹ انجام شود.

اما تحقیقات انجام شده در این زمینه به ما این ایده را می‌دهد که چگونه می‌توانیم برای دریافت واکسن کووید ۱۹ آماده شویم.

این مسیر تحقیق که حدود ۳۰ سال گذشته در حال انجام بوده، با انواع مختلف واکسن از جمله واکسن ویروس آنفلوانزا و واکسن پنومونی پنوموکوک، هپاتیت و واکسن HIV آزمایش شده و مشخص شده است که پاسخ‌های روانی و رفتاری ۲ جنبه از پاسخ ایمنی سازگار به واکسن است.

بنابراین اگرچه این موارد هنوز با واکسن کووید آزمایش نشده است اما به دلایل زیادی می‌توانیم باور کنیم که این عوامل می‌توانند تداوم داشته باشند.

مدیسون خاطرنشان کرد: نتایج چندین مطالعه نشان می‌دهد حتی مداخلات نسبتا کوتاه‌مدت مانند خواب راحت شبانه یا به حداقل رساندن استرس در چند روز قبل از دریافت واکسن نیز تاثیر مثبتی بر پاسخ واکسن داشته است.

وی این مورد را «امیدوارکننده‌ترین بخش» نامید و گفت: این نتایج نشان می‌دهد که حتی اگر فردی با جنبه‌های متعدد زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کند، حتی گام‌های کوچک نیز می‌تواند به اثربخشی واکسن کمک کند.

هر چیزی که بتواند به شما کمک کند در روز واکسیناسیون در ذهنیت مثبت‌تری قرار بگیرید، ارزش تلاش برای دریافت بهترین پاسخ را از واکسیناسیون برای مقابله با این بیماری همه‌گیر و محافظت از خود به بهترین شکل ممکن را دارد.

به خاطر داشته باشید که این تحقیق به این معنا نیست که واکسن کووید ۱۹در صورتی که در روز دریافت واکسن با کمی اضطراب حاضر شوید، کارایی نخواهد داشت بلکه نکته مهم این است که افراد باید سعی کنند در این روز با استراحت حاضر شوند و تا آنجا که می‌توانند احساس مثبت و بدون استرس داشته باشند.